سخنرانی در دومین همایش گویش های محلی استان اصفهان/ شهریورماه 1396
مقاله "گویش نایینی: بقا یا زوال؟"در دومین همایش گویش های محلی استان اصفهان در شانزدهم شهریورماه در شهر انارک توسط سید مهدی موسی کاظمی (کارشناس ارشد زبانشناسی همگانی) ارائه شد .
🔻مختصری از این سخنرانی:
گویش نایینی متعلق به گروه زبان های مرکزی ایران از شاخه زبان های ایرانی غربی شمالی است.در سال های اخیر، به سبب گرایش گویشوران این گویش به زبان فارسی معیار، که خود نتیجه برخی تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جامعه ماست، هر روزه شاهد کاهش تعداد گویشوران این زبان و میزان کاربرد آن در حوزه های مختلف هستیم و، با ادامه این روند، بیم آن می رود که این گویش برای همیشه به دست فراموشی سپرده شود. در پژوهش حاضر، مواردی بررسی می شوند که این گویش را در معرض خطر نابودی قرار می دهند.جامعه آماری این پژوهش را افراد ساکن در شهر نایین تشکیل می دهد. حجم نمونه آماری در این پژوهش با جنس این مطالعه نشان می دهد که تقریباً تمامی زنان و مردان مشمول این پژوهش در مقاطع سنی، تحصیلی و شغلی مختلف، در حوزه های مختلف (خانه، کوچه و بازار، ارتباط های خویشاوندی و ... ) زبان فارسی معیار را بیشتر از گویش نایینی به کار می برند؛ بنابراین گویش نایینی از وضعیت خوبی برخوردار نبوده، از جمله گویش های در خطر است. با نابودی هر گویش، بخش زیادی از فرهنگ مانند تعارف ها، حکمت ها، نیایش ها ،ضرب المثل ها، ادبیات و آوازها از بین خواهد رفت. یعنی تمامی این موارد بخش بزرگی از فرهنگ ما هستند که به روش دیگری نمی توانند بیان شوند.....
از مهمترین عوامل حفظ و بقای گویش, داشتن نگرش مثبت نسبت به آن و انتقال گویش از طریق پدر و مادر به فرزندان است که متاسفانه این موارد در گویش نایینی صدق نمی کند.
راهکارهایی برای حفظ و بقای گویش نایینی:
1_والدین نگرش منفی نسبت به گویش نداشته باشند و یاد گرفتن آن را دونِ شأن فرزندانشان ندانند و با دل و جان با آنها باگویش نایینی صحبت کنند و صحبت کردن با این گویش را مایه افتخار و مباهات خویشتن بدانند.
2_ والدین انتقال گویش از طریق خود به فرزندانشان را وظیفه خود بدانند و در یاد دادن آن به آنها کوتاهی نکنند. در غیر اینصورت در آینده ای نزدیک شاهد نابودی این گویش خواهیم بود.
3_ والدین شأن و منزلت گویش نایینی را کمتر از زبان فارسی ندانند و به گویش مادری خویش اعتبار بخشند. به فرزندان خویش بیاموزند که با مرگ این گویش گوشه ای از فرهنگ آنها از دست می رود. فرهنگی که به راحتی از بین می رود اما کشف دوباره آن خیلی زمان می برد....
دومین همایش گویش های محلی استان اصفهان
به گزارش ایمنا، از سوی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان و با همکاری دوستداران گویش و فرهنگ انارک، دومین همایش گویش های محلی استان اصفهان برگزار می شود.
ساختارشناسی و گویش های محلی، ریشه شناسی گویش های محلی، پراکندگی فضایی و جغرافیایی گویش های محلی، منبع شناسی گویش های محلی، رسانه نظام آموزشی و گویش های محلی، گویش های محلی و هویت ملی، نقش گویش های محلی و توسعه گردشگری و همچنین راهکارهای حفظ و تداوم گویش های محلی، به عنوان محورهای دومین همایش گویش های محلی استان اصفهان اعلام شده اند.
علاقمندان مهلت دارند چکیده مقالات خود را تا ۲۰ تیرماه و اصل مقالات را تا ۲۰ مردادماه به نشانی دبیرخانه همایش واقع در اصفهان، خیابان سلمان فارسی(مشتاق دوم)، ساختمان استانداری، اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان ارسال کنند. دومین همایش گوش های محلی استان اصفهان ۱۶ شهریورماه ساعت ۹ تا ۱۸ در سالن ورزشی شهرداری انارک واقع در شهرستان نائین، شهر تاریخی انارک برگزار می شود.
مقاله گویش نایینی: بقا یا زوال؟
مقاله "گویش نایینی: بقا یا زوال؟" در مجله علمی - پژوهشی گویش شناسی 7 ویژه نامه فرهنگستان زبان و ادب فارسی در تاریخ اسفند 1389 به چاپ رسیده است که در زیر متن مقاله آورده می شود:
گویش نایینی: بقا یا زوال ؟ سید مهدی موسی کاظمی (کارشناس ارشد زبانشناسی همگانی)
چکیده: گویش نایینی متعلق به گروه زبان های مرکزی ایران از شاخه زبان ای ایرانی غربی شمالی است.در سال های اخیر، به سبب گرایش گویشوران این گویش به زبان فارسی معیار، که خود نتیجه برخی تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جامعه ماست، هر روزه شاهد کاهش تعداد گویشوران این زبان و میزان کاربرد آن در حوزه های مختلف هستیم و، با ادامه این روند، بیم آن می رود که این گویش برای همیشه به دست فراموشی سپرده شود. در پژوهش حاضر، مواردی بررسی می شوند ک این گویش را در معرض خطر نابودی قرار می دند.جامعه آماری این پژوهش را افراد ساکن در شهر نایین تشکیل می دهد. حجم نمونه آماری در این پژوهش با توجه به جمعیت شهر نایین، در پنج گروه سنی مختلف، سه گروه تحصیلی و دو جنس زن و مرد 400 نفر تعیین و پرسشنامه ها با هدف ارزیابی دو احتمال گذار زبان یا حفظ زبان، با توجه به مبانی نظری و عوامل موثر در گذار زبان تنظیم شد و در نهایت 350 پرسشنامه معتبر به دست آمد. این مطالعه نشان می دهد که تقریباً تمامی زنان و مردان مشمول این پژوهش در مقاطع سنی، تحصیلی و شغلی مختلف، در حوزه های مختلف (خانه، کوچه و بازار، ارتباط های خویشاوندی و ... ) زبان فارسی معیار را بیشتر از گویش نایینی به کار می برند؛ بنابراین گویش نایینی از وضعیت خوبی برخوردار نبوده، از جمله گویش های در خطر است.
كليد واژه ها: گویش نایینی، حفظ زبان، گذار زبان، مرگ زبان
1 . مقدمه
این پژوهش به بررسی وضعیت کاربردی کنونی گویش نایینی، متعلق به گروه زبان های مرکزی ایران از شاخه زبان های ایرانی غربی شمالی (اُرانسکی1328: 144-145) در شهر نایین می پردازد. هدف پژوهش، تعیین میزان پویایی یا زوال این گویش و نیز عوامل دخیل در پدیده گذار زبانی در جامعه زبانی نایین است. ازآنجا که گذار زبان همواره در بافت جامعه صورت می گیرد، در این بررسی نیز با نگرشی جامعه شناختی به این پدیده پرداخته شده و ابزارهای یک پژوهشگر جامعه شناس (پرسشنامه، مصاحبه و ....) جهت ارزیابی این گویش به کار گرفته شده است.با استفاده از پرسشنامه و اجرای یک پژوهش میدانی، موقعیت های زیر از نظر احتمال وقوع به محک آزمایش زده می شود: 1) دامنه کاربرد گویش نایینی نیز همانند سایر زبان ها و گویشهای محلی، تحت تأثیر زبان معیار و رسانه ها تا چند دهه دیگر بسیار محدود می شود. 2) گویشوران نایینی، به خلاف انتظار، همانند گذشته، با وجود برخورد با زبان معیار و گسترش رسانه ها، زبان محلی خود را حفظ خواهند کرد. این پژوهش در کنار هدف کلی خود، به ارزیابی و مقایسه میزان تأثیرگذاری عوامل مختلف در بقا یا زوال یک زبان نیز می پردازد و از این رهگذر اطلاعات سودمندی در اختیار برنامه ریزان قرار می دهد. 1-1 عوامل مؤثّر در پدیده گذار زبانی مطالعات و پژوهش ها نشان می دهد که عواملی چون مهاجرت، صنعتی شدن و تغییرات اقتصادی، زبان آموزش و فشارهای دولتی و حکومتی، شهرنشینی و تمدن، تفاوت فاحش سطح اعتبار دو زبان و نیز جمعیت کم گویشوران زبان از جمله مهم ترین عوامل گذار زبان هستند (فسلد 1987: 16). از دیگر عواملی که در حفظ یا گذار زبان، اهمیّت بسیار دارد، می توان به نگرش های زبانی افراد اشاره کرد. یار محمدی (1374 : 17) در این مورد معتقد است که، اگر زبانی به عللی وارد قلمرو جامعه زبانی دیگری بشود، به طوری که نگرش زبانی آن جامعه را به زبان بومی در جهت منفی گذار دهد، زبان بومی در خطر زوال قرار می گیرد. اما سؤال این است که نگرش های زبانی تحت تأثیر چه عواملی هستند؟ بنا بر نظر وورم[1]، نگرش زبانی مثبت می تواند نتیجه عواملی چون برتری اقتصادی، نفوذ فرهنگی، فتوحات و نفوذ سیاسی، فرصت های اجتماعی و اقتصادی حاصل از به کارگیری آن زبان باشد (همانجا). با توجه به این موضوع، می توان نگرش های مثبت گویشوران یک زبان به آن را حافظ حیات یک زبان دانست (داوری: ۱۳۸۶؛۱۳۸۴). روشن است که فرایندهای حفظ[2]، تغییر[3]، گذار و مرگ زبان[4]، به ندرت به صورت ناگهانی و اتفاقی بروز می کنند و، به طور معمول فرایندهایی زمان بر هستند. مراد از «گذار زبان» دست کشیدن یک جامعه زبانی به نفع یک زبان جدید است. حفظ زبان فرایندی است که، طی آن، اکثریت یک جامعه بر کاربرد زبان خود اصرار می ورزد. به طور کلی مرگ و حفظ زبان و سایر فرایندهای قرار گرفته در این طیف، پدیده هایی اجتماعی هستند. ترقی ( 1386 : 101) به نقل از کریستال (2000 :70-90 ) عوامل مؤثّر درمرگ زبان ها را چنین بیان می کند: 1. نابودی فیزیکی یک قوم می تواند منجر به نابودی زبان آن قوم می گردد. 2. گذار فرهنگی یک جامعه می تواند منجر به گذار و در نهایت مرگ یک زبان شود. در جوامع دو زبانه یا چند زبانه، هرگاه زبانی، خواه بومی خواه بیگانه، منزلت زبان رسمی و آموزشی و سیاسی و اقتصادی را کسب کند و زبان یا زبان های دیگر به زبان هایی تبدیل شوند که فقط در محیط های محدود خانواده و محلی و بومی به کار روند، این زبان ها رفته رفته به لحاظ فرهنگی ضعیف می شوند و رو به نابودی می روند. ۳. نیاز افراد به یادگیری زبان مسلط برای به دست آوردن شغل خوب و تأثیر آن زبان در رفع فشارهای اقتصادی. ۴. زبان نظام آموزشی می تواند زبان های محلی و بومی (درصورت تفاوت) را از بین ببرد. ۵. زبان غالب رسانه های فراگیر می تواند منجر به مرگ زبانهای بومی گردد. 2-1 ارزیابی میزان زنده بودن زبان با توجه به اینکه عوامل بسیاری در زوال و بقای یک زبان دخیل است، ارزیابی وضعیت زبان ها از این نظر بسیار دشوار است. با این همه ، درجه حیات زبان شاخصی اساسی است که در تعیین نوع برنامه احیا از آن استفاده می شود. ارزیابی تغییرات حیات زبان در طول زمان یکی از عوامل موثر در موفقیت برنامه احیای زبان در معرض تهدید است. در یکی از اسناد یونسکو با نام «حیات و مخاطر زبان» (گروهی از مولفان 2003)، نُه عامل شاخص زوال و بقای زبان ها به شرح زیر ارائه می شود: انتقال/ عدم انتقال زبان در میان نسل ها؛ تعداد کل گویشوران؛ نسبت گویشوران به کل جمعیت؛ کمیت و کیفیت رشد زبان در نقش های مختلف؛ واکنش به حوزه ها و رسانه های جدید؛ زبان آموزی؛ سواد آموزی و زبان آموزش علوم؛ سیاستهای دولتی و سازمانی شامل موقعیت و کاربرد رسمی؛ نگرش های زبانی اعضای جامعه؛ کمیت و کیفیت مستند سازی[5].. برای زبان های در معرض خطر معیارهایی رد بندی شده اند.از جمل: زبان ایمن[6]، زبان در خطر[7]، زبان در حال زوال[8]، زبان در شرف زوال[9]، زبان تقریباً منقرض[10]، زبان منقرض[11] 1) زبان ایمن،زمانی زبان ایمن است که همه نسل ها در همه حوزه ها از آن استفاده می کنند و، نسبت به زبان های دیگری که در همان منطقه به کار می روند، گویشوران بیشتری دارند. بنابراین از این زبان به عنوان زبان دولت، آموزش و تجارت استفاده می شود. بسیاری از زبان های ایمن در جامعه جایگاه رسمی دارند و نسبت به سایر زبان ها از اعتبار بیشتری برخوردارند. (لنور و دویلی25:2006) 2) زبان در معرض خطر،زبانی زنده که همه گروه های سنی مختلف آموخته و به کار گرفته اند .این زبان بعضی از خصوصیات زبان ایمن را ندارد؛ مثلا فقط در تعدادی حوزه محدود به کار می رود. (همان:26) 3) زبان در حال زوال، وضعیت زبان در حال زوال به گونه ای است که گذار قابل توجهی به سوی جوامعی که این زبان در آنجا به کار می رود وجود داشته باشد. زبان های در حال نابودی در حوزه های محدودتری به کار می روند و زبان دیگری در محیط خانه جانشین آنها می شود. (همان:27) 4) زبان درشرف زوال، زبانی است که به کودکان انتقال داده نمی شود. (همانجا) 5) زبان تقریباً منقرض، زبانی می تواند تقریباً منقرض به حساب آید که تنها چند گویشور از مسن ترین نسل داشته باشد.( همان:28) 6) زبان منقرض، زبانی است که هیچ گویشوری ندارد. (همانجا)
2 جغرافیا،
تاریخچه و بافت اجتماعی شهر نایین شهر نایین، در در فاصله 145 کیلومتری شرق مرکز استان اصفهان قرار دارد. شهرستان نایین از شمال به استان سمنان، از شرق به استان خراسان، از جنوب به استان یزد و از غرب به شهرستان های اردستان و اصفهان محدود می شود. این شهرستان با مساحتی برابر 35049 کیلومتر مربع وسیع ترین شهرستان استان اصفهان است و دارای سه شهر به نام های انارک، خور و نایین است. نایین از شهرهای بسیار قدیمی ایران است و گواه این قدمت آثار باستانی فراوانی است که در این منطقه یافت می شود. از جمله این آثار می توان به بناهای متعلق به دوره پارت ها یا ساسانیان اشاره نمود (شاه سیاه،1382 : 4). تا چند سال قبل، بافت اجتماعی شهر را فقط مردم بومی تشکیل می دانند. ولی در حال حاضر، این بافت دگرگون شده است. مهمترین تحولی که در سال های اخیر در نایین پدید آمد، تأسیس دانشگاه آزاد اسلامی است. که موجب آمدن دانشجویانی از شهرهای دور و استقرار آنها در این شهر شده است و این امر مسلماً در دراز مدت باعث تحولاتی در بافت اجتماعی و فرهنگی آنجا خواهند شد. 3 روش پژوهش افراد ساکن در شهر نایین در سال1385 به عنوان جمعیت نمونه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته اند. تعداد کل جمعیت شهر نایین (براساس آمار فرمانداری این شهر)، که در پایگا ه اینترنتی اعلام شد، در سال 1385، 25516 نفر بوده است. در بررسی اجتماعی گویش نایینی، برای ارزیابی دو احتمال گذار زبان یا حفظ زبان، پرسشنامه ای تنظیم شد. این پرسشنامه دارای ۲۳ پرسش (بسته و باز) بود. سؤالها با توجه به مبانی نظری و عوامل مؤثّر در گذار زبان طراحی و در بین گروههای سنی مختلف تقسیم شد. در این تقسم بندی دو گروه جنسیتی زن و مرد، سه گروه تحصیلی و پنج گروه سنی در نظر گرفته شد. جدول (1) نمونه آماری این پژوهش را از نظر توزیع تحصیلی، سنی و جنسیتی معرفی می کند.مرد (تعداد) مجموع گروه سنی بی سواد تا6 ابتدایی 7 تا دیپلم دانشگاهی بی سواد تا6 ابتدایی 7 تا دیپلم دانشگاهی 12-7 سال 35 _ _ 35 _ _ 70 19-13 سال _ 35 _ _ 22 13 70 35-20 سال 8 18 9 _ 19 16 70 36-49 سال 9 14 12 7 14 14 70 50 سال به بالا 10 11 14 8 15 12 70 مجموع ستونی 62 78 35 50 70 55 350نفر در حدود 400 پرسشنامه توزیع شد و در مجموع 350 پرسشنامه معتبر به دست آمد. پرسشنامه ها از اسفند1385 تا شهریور 1386 توزیع و جمع آوری شد. نتایج این آمارگیری در قالب جدولهای 2 تا 9 در بخش بعدی ارائه می شود. 4 تحلیل آماری داده ها در این بخش سعی می شود، با بررسی پاسخ های گویشوران به سؤالات پرسشنامه، وضعیت کاربردی کنونی گویش نایینی در شهر نایین ارزیابی شود. پرسش اصلی این پژوهش، این است: تعلق خاطر گویشوران نایینی از نظر کمی و کیفی به این گویش چگونه است؟ برای دست یافتن به پاسخ این سؤال، به بررسی میزان تکلم به هر یک از دو زبان فارسی معیار و گویش نایینی در بافت های مختلف خانه، کوچه و بازار، دوستان، مجالس خانوادگی و غیره می پردازیم. جدول 2. درصد و فراوانی کاربرد فارسی و نایینی در خانه فراوانی درصد فارسی 228 2/65 نایینی 61 4/17 هر دو 61 4/17 مجموع 350 100 جدول2 نشان می دهد که فارسی معیار در خانه نسبت به نایینی کاربرد بیشتری در حد سه برابر دارد. این تفاوت از نظر آماری کاملاً معنی دار است و در واقع، نشان دهنده جایگاه و شأن برتر فارسی نسبت به نایینی حتی در حوزه مکالمات خانگی است. به بیان دیگر، به نظر می رسد فارسی، به عنوان زبان رسمی، در نگرش های گویشوران نایینی به دلایل مختلف (فراگیری رسانه های فارسی زبان، ضرورت به کارگیری این زبان در مشاغل با اعتبار بیشتر و ...) جایگاه معتبرتری نسبت به نایینی پیدا کرده است، به طوری که از حوزه کاربردهای رسمی خارج شده و به حوزه های خصوصی و عاطفی مردم راه پیدا کرده است. جدول 3. درصد و فراوانی کاربرد فارسی و نایینی در کوچه و بازار میزان زبان فراوانی درصد فارسی 228 1/65 نایینی 36 2/10 هر دو 86 7/24 مجموع 350 100 جدول3 نشان می دهد که فارسی بیشترین کاربرد را در حوزه اجتماع دارد (1/65%) که بیش از ۶ برابر کاربرد نایینی است. از جمله دلایل این موضوع، اعتبار آشکار فارسی به عنوان زبان رسمی کشور در نزد گویشوران نایینی است که موجب همگرایی هر چه بیشتر آنها به فارسی زبانان در همه موقعیت ها می شود. جدول 4. درصد و فراوانی کاربرد فارسی و نایینی در ارتباط با همسر میزان زبان فراوانی درصد فارسی 196 56 نایینی 126 36 هر دو 28 8 مجموع 350 100 . با توجه به جدول 4، همسران با درصد بسیار بالا «فارسی» را در تکلم با یکدیگر ترجیح می دهند. این امرهمانطور که پیش از این نیز گفته شد نشان می دهد که فارسی در نگرش های زبانی گویشوران نایینی از حد شأن و جایگاه یک زبان صرفا رسمی فراتر رفته و شأن و جایگاهی عاطفی یافته است به طوری که در مکالمات خصوصی و صمیمانه نیز جایگزین نایینی شده است. جدول 5. درصد کاربرد فارسی و نایینی در محیط خانه بر حسب گروه سنی کاربرد زبان گروه سنی فارسی (درصد) نایینی (درصد) هردو (درصد) بدون جواب (درصد) بدون جواب (درصد) مجموع (درصد) 12 -7 سال 4 /81 5 /18 0 1/0 1/0 100 19-13 سال 80 5/18 4/1 1/0 2/0 100 35-20 سال 5/68 5/ 18 8/12 2/0 2/0 100 49-36 سال 5/48 7/15 7/35 1/0 3/0 100 50 سال به بالا 4/41 20 5/38 1/0 1/0 100 با توجه به جدول بالا، کاربرد فارسی در محیط خانه با کاهش سن نسبت مستقیم دارد. یعنی گویشوران کم سن و سال تر به میزان بیشتری فارسی را در منزل مورد استفاده قرار می دهند. به هر ترتیب، بیشترین میزان کاربرد هر دو زبان را می توان در سنین میانسالان و افراد مسن مشاهده کرد که این خود نشان از گذار زبان در طیف نسلی دارد. جدول 6. درصد کاربرد فارسی و نایینی در ارتباط با دوستان بر حسب گروه سنی کاربرد زبان گروه سنی فارسی (درصد) نایینی (درصد) هردو (درصد) بدون جواب (درصد) مجموع (درصد) 12 -7 سال 90 1/7 8/2 1/0 100 19-13 سال 8/92 8/2 2/4 2/0 100 35-20 سال 1/57 2/14 5/28 2/0 100 49-36 سال 5/58 35 2/6 3/0 100 50 سال به بالا 5/28 20 4/51 1/0 100 با توجه به جدول 6، تمام گروه های سنی، فارسی را بیشتر از نایینی به کار می برند. با این حال، متغیر سن یا، به بیان دیگر، نسل بر توزیع کاربرد این دو زبان کاملاً موثر است و هر چه سن افراد کمتر است تمایل به کاربرد فارسی بیشتر، و به عکس، تمایل به کاربرد نایینی کمتر است. افزایش گرایش به کاربرد نایینی توسط گروه میانسال (۳۶-۴۹ سال) نسبت به سایر گروه های سنی امری قابل تامل است. شاید بتوان این افزایش را به وفور توجه افراد این سنین به مسایل هویتی دانست. جدول 7. نگرش گویشوران نسبت به تسلط خود به نایینی میزان نگرش فراوانی درصد زیاد 142 5/40 تا حدودی 188 7/53 اصلاً ً 20 8/5 مجموع 350 100 با توجه به جدول 7، پاسخ « تاحدودی» بالاترین درصد را داراست (7/53%). اگرچه تنها 8/5٪ گویشوران هیچ آشنایی با نایینی ندارند، با این حال، 7/53 ٪ افراد به طور تقریبی و نه کامل با این گویش آشنا هستند که این خود دال بر روند گذار گویش است. وقتی نگرش مردم نسبت به یک زبان یا گونه ای از زبان چندان مثبت نباشند، نخست، به تدریج تسلط خود به آن را از دست می دهند، چون مایل به به استفاد از آن نیستند و، در نتیجه این عدم استفاد، کاملا تسلط خود به آن را از دست خواند داد. از دیگر سو، حتی گاهی ممکن است گروهی از مردم به زبان یا گونه ای از زبان تسلط داشته باشند، اما چون آن گونه زبانی در نظر آنها ارزش چندانی ندارد، تسلط به آن نیز ارزش چندانی در نظر ایشان ندارد و حتی ممکن است با زبان به خوبی آشنا باشند اما تمایلی به بازگو کردن آن نداشته باشند. جدول 8. نگرش والدین نسبت به ضرورت تسلط فرزندانشان به نایینی میزان نگرش فراوانی درصد زیاد 84 24 تا حدودی 189 54 اصلاً ً 77 22 مجموع 350 100 با توجه به جدول 8، بالاترین درصد متعلق به پاسخ « تاحدودی» است و اینکه ۲۲٪ این گروه سنی اصلاً با این گویش آشنایی ندارند دلالت بر منفی شدن نگرش ها نسبت به این گویش در میان این نسل است. جدول9. درصد و فراوانی کاربرد فارسی و نایینی به عنوان زبان ترجیحی فرزندان میزان نگرش فراوانی درصد زیاد 267 2/76 تا حدودی 40 4/11 اصلاً ً 43 4/12 مجموع 350 100 جدول 9 نشان می دهد که اکثریت قاطع والدین استفاده از زبان فارسی را برای فرزندانشان ترجیح می دهند. این نگرش نشان دهنده جایگاه معتبرتر فارسی نسبت به نایینی در جامعه زبانی مورد بررسی است. یعنی والدین، اصلی ترین مربیان فرزندان، آنها را ترغیب به تکلم به فارسی می کنند که این خود یکی از دلایل و نشانه های گذار زبان است. در مجموع، می توان گفت که گویشوران نایینی شأن زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی و ملی و حتی زبان خانه بالاتر از شأن گویش محلی خود تلقی می کنند.
جمع بندی و نتیجه گیری:
براساس نتایج پژوهش حاضر، روشن شد که گویش نایینی از وضعیت کاربردی خوبی برخوردار نیست و گویشی در معرض خطر تلقی می شود. به این معنی که تقریبا تمامی زنان و مردان مشمول این پژوهش که در مقاطع سنی، تحصیلی و شغلی مختلف هستند، در حوزه های مختلف خانه، کوچه و بازار ، ارتباط های خویشاوندی و ... زبان فارسی را بیشتر از گویش نایینی به کار می برند. از عمده ترین دلایل ارائه شده توسط گویشوران برای کاربرد بیشتر فارسی، می توان به عواملی از قبیل «برقراری ارتباط بهتر از طریق زبان فارسی»، «عدم تسلط به گویش نایینی»، «تسلط بیشتر به زبان فارسی» و« اعتبار بیشتر فارسی به مثابه زبان ملی» اشاره نمود. به نظر می رسد فارسی، به عنوان زبان رسمی، در نگرش های گویشوران نایینی به دلایل مختلف (فراگیری رسانه های فارسی زبان، ضرورت به کارگیری این زبان در مشاغل با اعتبار بیشتر و ...) جایگاه معتبرتری نسبت به نایینی پیدا کرده است. به هر ترتیب، یافته های پژوهش، نشان دهنده گذار زبانی رو به رشدی در شهر نایین می باشد، چون کاربرد گویش نایینی توسط فرزندان تقریبا در تمام حوزه ها بسیار ناچیز می باشد، تأثیر حوزه خانواده، به عنوان مهمترین حوزه انتقال گویش نایینی از والدین به فرزندان، کم رنگ شده است و در بیشتر موارد زبان فارسی به فرزندان منتقل می شود والدین تمایل زیادی ندارند که فرزندانشان گویش نایینی را یاد بگیرند. بنابراین با توجه به معیارهای ششگانه دسته بندی زبان های در معرض خطر و عدم انتقال گویش نایینی به فرزندان، گویش نایینی، گویشی « درشرف زوال» به شمار می رود. برخی از نتایج خاص این پژوهش را می توان در زیر فهرست کرد: - در خانه فارسی نسبت به نایینی کاربرد بیشتری دارد و این بیانگر از بین رفتن گویش نایینی در محیط خانه می باشد (جدول 2). - همسران با درصد بسیار بالا «فارسی» را در تکلم با یکدیگر ترجیح می دهند(جدول 4). - فارسی بیشترین کاربرد را در حوزه اجتماع دارد (1/65%) (جدول 3). - تمام گروه های سنی، فارسی را بیشتر از نایینی به کار می برند. - کاربرد فارسی در موقعیت های رسمی مثل مدرسه، حیات نایینی را مورد تهدید قرار داده است. - فقدان نگرش مثبت به نایینی در فرزندان می تواند در آینده در امر انتقال گویش نایینی مشکل آفرین باشد. - در نسل های بعدی، احتمال فراگیر شدن فارسی بیشتر از دوزبانه ماندن جامعه زبانی است. - گرایش غالب به سوی حفظ گویش نایینی نیست.
منابع :
1– اُرانسکی، یوسیف. 1378. زبان های ایرانی. ترجمه ی دکتر علی اشرف صادقی. تهران: انتشارات سخن
2- بشیر نژاد، حسن (1386)، زبان های محلی ایران و دور نمای آینده. مجله زبان و زبانشناسی. سال سوم – شماره اول، پیاپی پنجم صص 126-115
3- ترقی اوغاز، حسنعلی (1386)، مرگ زبان. مجله نامه فرهنگستان. شماره اول .صص 104- 96.
4- داوری اردکانی، نگار. (1384)، "برنامهريزي زبان و نظريه نگرشهاي زباني"، مجله دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران. شماره 56.
5-داوری اردکانی، نگار. (1386)،"سیاست پنهان زبان در مقابل سیاست آشکار آن". نامه فرهنگستان. دوره نهم. شماره اول: 185 ـ 158.
6- ذوالفقاری،سیما (1376)، گویش بختیاری: بقا یا زوال . پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشکده ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی.
7- شاه سیاه، عبدالله ( 1382)، راهنمای گردشگری شهرستان نایین . سازمان ایرانگردی و جهانگردی استان اصفهان.
8 - مدرسی، یحیی ( 1368 )، درآمدی بر جامعه شناسی زبان.تهران: مؤسسه مطالعات و تبلیغات فرهنگی.
9- مدرسی، یحیی (1384)، گستره گویش شناسی نوین. مجله گویش شناسی. دوره دوم .شماره اول ص 22-2.
10- یارمحمدی، لطف الله (1374)، زوال زبانها و لهجه ها. نامه فرهنگستان علوم. سال دوم، شماره دوم
-Crystal, David ( 2000). langusge death . Cambridge: Cambridge university press.
3- Fasold, Ralgh (1987). The sociolinguistics of society. Oxford : Basil Blackwell.
4-Hudson R .(1980). Sociolinguistics. Cambridge: Cambridge university press. 5-lenore, A. grenoble & lindsay J. whaley.(2006). "Saving languages". Cambridge : Cambridge university press.
6.WWW.NAEN.GOV.R [1] -S.A. Wurm [2] -language maintenance [3] - language change [4] -language death 1-documentation 2-safe language 3-at risk language 4-disappearing language 5 -moribund language 6-nearly extinct language 7-extinct language
مروری بر پژوهش های گذشته درباره ی زبان نایینی
الف.پژوهش های غیر ایرانیان
پژوهش های چند باستان شناس اروپایی پیشینه ی این مطالعات رابه سال 1896 میلادی بر می گرداند. در این سال فردی به نام «آمِده کری » (1896 : 124-110) مقاله ی کوتاهی با عنوان «لهجه ی فارسی نایین» در یک مجله ی فرانسوی منتشر کرد. این مقاله بر اساس تعدادی صورت صرف شده ی افعال و بعضی ترکیبات و اصطلاحات تهیه شده بود. پس از او فردی به نام «ویلهلم گایگر » در بحث از لهجه های مرکزی ایران، با استفاده از مقاله ی کِری به مقایسه نایینی با لهجه های منطقه ای کاشان پرداخت. وی همچنین به پاره ای از تحولات آوایی و رابطه ای این لهجه با زبان های ایرانی میانه و باستانی و اختصاصات صرفی و نحوی آن اشاره کرد.
پس از آن سه اثر دیگر که به نحوی با نایینی ارتباط دارد، به چاپ رسید. در ادامه به این آثار پرداخته می شود. در سال 1926 ولادیمیر ایوانف در مقاله ای تحت عنوان:
Two dialects spoken in the central persian desert JRAS part p.405-431.
گویش های منطقه ای انارک و خور را بررسی کرد. به گفته ی وی انارکی صورت دیگری از نایینی با اندکی اختلاف های آوایی است. وی در این مقاله ابتدا در مورد پاره ای از ویژگی های آوایی و صرفی انارکی بحث کرده (1926: 417-412) و سپس فهرستی از واژه های انارکی را به دست داده است (همان: 423-419).
در همان سال «اُسکار مان» و«کارل هدنک» در بخشی از کتاب خود درباره ی «گویش های شمال غربی» (1926: 193-117) از نایینی سخن به میان آوردند. آنان در این کتاب واکه ها، همخوان ها، سنجش آوایی نایینی و فارسی، دگرگونیهای آوایی واژه های نایینی در مقایسه با فارسی، علامت جمع و تعریف، یای وحدت، فعل و ضمیر در نایینی را بحث کرده اند، سپس (همان: 147- 132) فهرستی از فعل های نایینی را با صرف آنها آورده و بعد از آن (همان: 158-148) واژه نامه نایینی و بالاخره (همان: 193-159) چند متن نایینی را به شکل آوانویسی شده به دست داده است.
«مان» برای نایینی 7 واکه ی کوتاه، 8 واکه ی بلند و 3 واکه ی مرکب به دست داده که به گفته ی هدنک کمیت و کیفیت آنها به هیچ وجه ثابت نیست. قابل ذکر است که ضبط های «اسکار مان»، به ویژه در قسمت واکه ها غیر دقیق و در بسیاری از موارد نادرست است (تعدادی از واکه های پیشنهادی او واجگونه ی صامت های دیگر اند). تحقیق «مان» از نظر رابطه ی تلفظ واژه های نایینی با فارسی و تبدیل هایی که در نایینی صورت گرفته، حاوی نکات بسیار مفیدی است.
در سال 1929 میلادی ایوانف در مقاله دیگری که در مورد گویش خور و مهرجان با عنوان زیر به چاپ رساند:
" Notes on the Dialect of khur and Mihrijan ".in Acta orientalia , v III , p . 45-61,
مجدداً یادداشت مختصری در یک صفحه راجع به انارکی نوشت که با فهرستی از افعال و کلمات این گویش همراه بود. ایوانف در اینجا از ضبط کلمات در نوشته ی مان- هدنک و شیوه ی آوانویسی آنان انتقاد کرد و بعضی از ایرادهای آنها را به «کری» ناروا دانست.
ب. پژوهش های ایرانیان
پس از گذشت بیش از نیم سده از پژوهش های اروپائیان درباره ی زبان نایینی، برای نخستین بار در ایران اثری در این زمینه منتشر شد. ستوده (1365) فرهنگ نایینی را مشتمل بر حدود 2500 مدخل منتشر کرد. تردیدی نیست که خود ایرانیان، به شرطی که از مبانی لهجه شناسی و زبانشناسی آگاهی داشته باشند، به سبب تسلط بر زبان فارسی و در دست داشتن امکانات متعدد دیگر از هر کس دیگری برای گردآوری لهجه ها بیشتر شایستگی دارند و بسیاری از اشتباهاتی که به بیگانگان به سبب عدم آشنایی با زبان مرتکب می شوند، برای آنان قابل پیشگیری است.
کتاب حاضر با وجود چند نقیصه که در آن دیده می شود، بی شک در راه تحقیق در زبان نایینی گامی به پیش و از بسیاری از اشتباههای دانشمندان ذکر شده به دور است. مواد این فرهنگ را به عنوان تکلیف درسی به دانشجویان نایینی خود داده بوده و یکی از آنان کار تدوین و تکمیل آنها را بر عهده داشته است. تنها اطلاعاتی که در مقدمه ی کتاب راجع به نایینی و زبان روستاها و شهرک های اطراف آن آمده، این است که نایینی مخصوص هفت محله ی شهر است و دهکده ی اطراف شهر و شهرک های دورتری مانند کوپا و انارک گویش های جداگانه ای دارند. اختلاف لهجه ی انارکی با نایینی زیاد نیست. یعنی لحن ادای کلمات فقط اختلاف دارد و واژه های مشترک زیادی دارند. مؤلف درباره ی شیوه ی آوانویسی خود و ساختمان آوایی و دستوری نایینی هیچگونه اطلاعی به دست نمی دهد.
آقابابایی بادافشانی (1370) در پایان نامه ی کارشناسی ارشد خود تحت عنوان «تحلیل تاریخی پیرامون واژه های اصیل گویش نایینی همراه با تحلیل آوایی و دستوری»، پس از معرفی جایگاه نایینی در خانواده ی زبان های ایرانی، به توصیف واج ها و برخی از فرایندهای آوایی این زبان پرداخته است. سپس به اختصار، رفتار نحوی فعل و شناسه های فعلی را معرفی نموده و تعدادی جمله و متن نایینی و ترجمه ی فارسی آنها را ارائه کرده است. در بخش دوم اثر نیز به بررسی ریشه شناختی تعدادی از واژه های نایینی پرداخته و صورت های نزدیک به این واژه ها را در زبان های فارسی باستان، اوستایی، پهلوی و فارسی نو با ذکر منبع نشان داده است.
پورعابدی (1372) در پایان نامه ی کارشناسی ارشد خود با نام «بررسی گویش نایینی»، ابتدا به طبقه بندی واج های نایینی و نحوه ی توزیع آنها و همچنین خوشه ی همخوانی و واحدهای زبرزنجیری گفتار پرداخته است. سپس تعدادی از واژه های نایینی و فارسی معیار، مورد مقایسه ی آوایی قرار گرفته و تفاوتهای آوایی آنها دسته بندی شده است. در ادامه به بررسی مقوله های اسم، صفت، قید و ضمیر پرداخته و انواع هر کدام را با ذکر شواهد و نمونه های متعدد مطرح کرده است. سپس بحث مفصلی را در مورد فعل و رفتار شناسه های فعلی در زمان ها، نمودها و وجه های مختلف، و همچنین افعال کمکی و صورت های مصدری ارائه کرده و در هر مورد، نمونه هایی را به دست داده است. در انتهای این بخش نیز به وجود ساخت های کنایی در نایینی اشاره کرده و ویژگیهای این ساخت را تشریح نموده است.
وی سپس در بخش مطالعات ساختواژی به دسته بندی واژه ها از لحاظ تعداد و نوع اجزای تشکیل دهنده ی آنها پرداخته و انواع وندهای زبان را همراه با توصیف معنایی هر کدام به دست داده است. در بخش نحو نیز در چارچوب دستور سنّتی به طرح مباحثی چون نهاد و گزاره، تطابق نهاد و فعل، نقش های حرف اضافه، حرف ربط و حرف نشانه پرداخته است و در ادامه، انواع جمله، شبه جمله و صوت، و همچنین آرایش واژگانی جمله را مطرح کرده است. در پایان رساله نیز واژه نامه ای را در 143 صفحه آورده است.
اثر مورد وصف، مفصل ترین اثری است که تا کنون در زمینه ی زبان نایینی تدوین یافته است. نگارنده ی این اثر در پیشگفتار تصریح کرده است که هدفش گردآوری و طبقه بندی داده ها بوده و به تحلیل داده ها کمتر پرداخته است (پورعابدی 1372 : 13).
با وجود این، تلقی بعضی از واجگونه ها به عنوان واج در رساله ی وی و همچنین قائل شدن به 21 همخوان و 12 واکه برای نایینی از نکاتی است که نیازمند بحث و بررسی بیشتر است. علاوه بر این، وی موفق به تشخیص و توصیف برخی از پدیده ها و رفتار های نحوی زبان نایینی، از جمله مطابقه ی مفعول، ساخت های پیش- پس اضافه ای و حتی ساخت های پس – اضافه (باستثنای پس اضافه ای[ra] ) نشده است.
«توصیف زبان شناختی گویش دهستان کوهستان» عنوان پایان نامه ای است که توسط بلانیان(1378) انجام شده است. در این اثر لهجه ی روستای بلان، واقع در قسمت غربی شهرستان نایین بررسی شده است. وی نایینی را دارای گونه های متفاوتی دانسته است که سخنگویان آنها با یکدیگر فهم متقابل دارند (همان:13). سپس در متن رساله به توصیف واج شناختی، ساختواژی و نحوی زبان پرداخته است و در هر بخش، نمونه هایی را از روستای مذکور ذکر کرده است. در پایان نیز واژه نامه ی موضوعی مختصر(همان:99-87) مشتمل بر441 واژه به دست داده است. این واژگان موضوعی به دلیل اینکه دارای واژگانی اصیل بوده و در فارسی معیار یافت نمی شوند، از نقاط قوت این اثر می باشد.
«بررسی ساخت گروه فعلی در زبان نایینی براساس فرضیه ی فاعل درون گروهی » عنوان پایان نامه ای است که توسط مفیدی (1383) در رابطه با این زبان انجام شده است. این پایان نامه به بررسی سازه های گروه فعلی و ساخت سلسله مراتبی آن در چارچوب نظریه ی حاکمیت و مرجع گزینی با اشاراتی به برنامه ی کمینه گرا می پردازد. در این پایان نامه، فرضیه اسپورتیش تحت عنوان «فاعل درون گروه فعلی» درخصوص تولید فاعل در جایگاه مشخص گر گروه فعلی لحاظ شده است و در فصلی مستقل در انتهای این پایان نامه به ارزیابی این فرضیه در چارچوب داده های زبان نایینی می پردازد. از دیگر مباحث این اثر، بررسی انواع مطابقه و همچنین مقوله های تهی در زبان نایینی است.
براساس مباحث عنوان شده در این پایان نامه، فرضیه ی اول تحقیق (ساخت گروه فعلی در زبان نایینی براساس قواعد نحو ایکس تیره قابل توصیف است) تا حدودی تأیید شده است و در عین حال مشکلاتی در تبیین بعضی از ساختهای زبان نایینی در چارچوب قواعد ایکس تیره وجود دارد که در فصل سوم (گروه فعلی در زبان نایینی) به آنها اشاره شده است و فرضیه ی دوم (داده های زبان نایینی ضرورت قائل شدن به فرضیه ی فاعل درون گروهی دارد) را تأیید می کند.
«زبان نایینی: زوال یا بقا» عنوان آخرین پایان نامه ای است که توسط موسی کاظمی (1387) در رابطه با این زبان انجام شده است. براساس نتایج این پایان نامه مشخص شد که زبان نایینی از وضعیت کاربردی خوبی برخوردار نیست و گویای وضعیت نگران کننده ی نایینی به عنوان یک زبان در معرض خطر است و نشان می دهد که نگرانی موجود در مورد زوال روزافزون زبانهای محلی ایران در مورد زبان نایینی تا حد زیادی صدق می کند. به این معنی که تقریباً تمامی زنان و مردان مورد پژوهش که در مقاطع سنی، تحصیلی و شغلی مختلف هستند، در حوزه های مختلف خانه، کوچه و بازار، ارتباط های خویشاوندی و ... زبان فارسی را بیشتر از زبان نایینی به کار می برند. از عمده ترین دلایل ارائه شده برای کاربرد فارسی، می توان عواملی به از قبیل «ارتباط بهتر»، «ندانستن زبان نایینی»، «تسلط بیشتر» و «زبان ملی» اشاره نمود. یافته های پژوهش،نشان دهنده ی یک تغییر زبان بسیار وسیع در شهر نایین می باشد.
منابع فارسی:
1- آقابابایی باد افشانی، رضا .1370. تحلیل تاریخی پیرامون واژه های اصیل گویش نایینی همراه با تحلیل آوایی و دستوری. پایان نامه ی کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران.
2- بلانیـان، عبدالمهدی 1376 .توصیـف زبان شناختـی گویش دهستـان کوهستـان .پایان نامه ی کارشناسـی ارشـد. دانشکده ادبیات و علوم انسانی ،دانشگاه اصفهان
3- پورعابدی، حسن.1372. بررسی گویش نایینی. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران.
4- ستوده، منوچهر. 1365. فرهنگ نایینی . موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
5- مفیدی، روح الله 1383 . بررسی ساخت گروه فعلی در زبان نایینی براساس فرضیه فاعل درون گروه فعلی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی
6- موسی کاظمی، سید مهدی.1387. زبان نایینی: زوال یا بقا؟. پایان نامه کارشناسـی ارشـد. دانشگاه پیام نور تهران
منابع انگلیسی:
8-Ivanow,W .1926."Two Dialects spoken in the Central Persian Desert". JRAS .part III .p.405-431.
9-Ivanow,W .1929." Notes on the Dialect of khur and Mihrijan ". in acta orientalia ,v III, p.45-61
11-Mann, O.1926. -Kurdish- persische Furschungen,Abt .III ,Band I, (Nordwest iranisch),baerbeite von Karl handak ,d1
1- A. kery
2-Le dialecte persan de Nayin
3- W.Geiger
4- W. Ivanow
5- O.Mann
6- K. Hadank
7-ergative
8- agreement
9-vp-internal subject hypothesis
10-Sportiche
11-empty catagories
زبان، بنیادی ترین جلوه میراث فرهنگی
مرگ یک گویش از دست رفتن گوشه
ای از یک فرهنگ است؛ فرهنگی که براحتی از بین می رود اما کشف دوباره آن
خیلی زمان می برد. این را دکتر یدالله پرمون می گوید.
دکتر یدالله
پرمون متولد 1345 کرمان، در 5 سال اخیر عضو هیات علمی پژوهشکده زبان و
گویش سازمان میراث فرهنگی بوده و استاد زبانشناسی در مقطع کارشناسی ارشد
دانشگاههای الزهرا، پیام نور و آزاد اسلامی است. آنچه ما را واداشت تا در
هفته میراث فرنگی به سراغ او برویم، تلاش مستمرش در پژوهش گویش های
ایرانی است. او پرونده گویش «مراقی» را برای ثبت در فهرست میراث در خطر
یونسکو تنظیم کرده است.
اولین جرقه های علاقه ذهنی تان به فرهنگ کهن ایران چگونه شکل گرفت؟
اگر
بخواهم به گذشته خود در زندگی برگردم، شاید دقیقا بشود گفت که این علاقه
به وضعیت تربیتی ام در خانواده بر می گردد. من در کرمان به دنیا آمدم و در
خانواده ما نگرش احترام آمیز نسبت به فرهنگ ایرانی وجود داشت و شکل گیری
این علاقه را باید از کودکی و در میان خانواده در نظر گرفت.
تحصیلات
دانشگاهی من هم دقیقا در همین حیطه بود. بعد از اینکه لیسانس مترجمی را در
رشته زبان و ادبیات انگلیسی گرفتم، وارد حیطه زبانشناسی نظری شدم.
زبانشناسی که ما در ایران می خوانیم، زبانشناسی همگانی است اما زبانشناسی
زیر شاخه های متنوعی دارد و ما در ایران این امکان را نداریم که در تمام
این زیرشاخه ها متخصص تربیت کنیم. بچه ها معمولا خودشان در یک رشته خاص
غور می کنند؛یکی معنی شناس می شود ، یکی ساختمان شناس می شود، یکی
نحوشناس می شود و من هم آوا شناس و واج شناسم و در این حیطه کار می کنم و
این، ارتباط بسیار مستقیمی با گویش دارد و به همین دلیل علاقه دوم من که
در حین کار شکل گرفت، مباحث گویش شناسی بود. رساله کارشناسی ارشد و
دکترای من در رابطه با آواشناسی و واج شناسی گویش است و خوشبختانه در
مسیری افتادم که به آن علاقه دارم.
چه شد که به سراغ واج شناسی و آواشناسی رفتید؟
علاقه
شخصی خودم باعث شد. احساس می کنم که در این حیطه استعداد بیشتری دارم.
دوستان هم خیلی لطف دارند- چه همکاران و چه شاگردانم در دانشگاهها_ می
گویند جزء برداشت کننده های صحیح از مسائل آوایی و واجی هستم.
پیش از اتمام دوره لیسانس تصمیصمتان را گرفته بودید که وارد حیطه زبانشناسی شوید؟
قبل
از اینکه وارد دوره لیسانس شوم یک مدرک دبیری انگلیسی هم از دانشگاه تربیت
معلم داشتم که جزء کلکسیون مدرک های من است! زمانی که در آن دوره تحصیل
می کردم، درسی داشتیم به نام صوت شناسی که همان واج شناسی و آواشناسی است
با تکیه خاص در انگلیسی. همان موقع هم به این حوزه علاقه خاصی داشتم. در
واقع می توانم بگویم که مسیر زندگی ام از همان زمان انتخاب شده بود.
فکر می کنید اگر دکتر پرمون یک معلم باقی می ماند، زندگی اش چه شکلی به خود می گرفت؟
شاید
بهتر می شد. بعضی وقت ها این غبطه را به دوران گذشته خود می خورم که ای
کاش معلم بودم. واقعیت این است که دوست داشتم از پایه بچه ها را هدایت
کنم. مشکل که ما در حوزه آموزش داریم این است که متاسفانه معلم های ما با
بالا رفتن مدرک، مدارج بالاتر را هم درس می دهند. این اعتقاد شخصی من است
که تدریس در مقطع پایین تر فوق العاده دشوارتر و بسیار حساس تر است. بچه
های رده های بالاتر ذهن هدایت شده ای دارند. واقعیت این است که اگر ما
بتوانیم در نظام آموزشی به این درجه از اشراف برسیم که آدم های متخصص را
به تدریس در مقاطع پایین تر بگماریم و با حوصله بیشتری تدریس کنند، مطمئنا
بازدهی بیشتر خواهد شد.
اگر به ابتدای راه بر می گشتید باز هم همین راه را انتخاب می کردید؟
بله.
من زبانشناسی را واقعا با عشق و علاقه ادامه دادم. البته شاید به خاطر
اشرافی باشد که الان به وجود آمده است. اگر خالی از ذهن بودم نمی دانم که
به این راه وارد مس شدم یا نه. ولی الان با توجه به اشراف و علاقه ای که
به وجود آمده و با توجه به زمینه ای که سازمان میراث فرهنگی برای من ایجاد
کرده،می توانم بگویم که بله؛ باز هم به همین راه وارد می شدم.
اقیانوس گویش های ایرانی چه خصوصیاتی دارد؟
سازمان
میراث فرهنگی به عنوان ارگانی که وظیفه اش پاسداری از میراث فرهنگ ایران
است، در ساختار خود دو نوع میراث را می شناسد: میراث ملموس و میراث
ناملموس یا مادی و معنوی. میراث ملموس چیزهایی است که می توان دید مثل سنگ
قبر،بنا،کتیبه،مهر و ... . میراث غیر ملموس 3 جلوه دارد: یکی دانش سنتی
است مثل دانشی که باعث می شود یک قنات حفر شود. خود قنات میراث ملموس است
اما دانشی که آن را به وجود آورده اگر از دست برود، دیگر برای همیشه از
بین رفته است. نمی دانم چند نفر از پیرمردهایی که متخصص حفر قنات
هستند،زنده مانده اند. اینها اگر از دست بروند دیگر خود قنات به درد نمی
خورد و قنات های بعدی نخواهیم داشت.
دوم فولکلور و فرهنگ عامه است
شامل آداب و رسوم و ... که به کار پژوهشکده مردم شناسی بر می گردد .
بنیادی ترین جلوه میراث معنوی زبان است؛ چون زبان بستر فرهنگ است. زبان در
واقع واسطه ای است که انتقال فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر و از جایی به
جای دیگر صورت می دهد.
پاسداری از میراث دوم معنوی در واقع وضعیت
خاص خودش را دارد و با پاسداری از میراث مادی فرق دارد برای اولی می توان
حصار کشید،مرمت کرد و نگهبان گذاشت اما دومی بین مردم ساری و جاری است و
نمی توان مردم را در حصار نگه داشت. اهل یک روستا تصمیم می گیرند که دیگر
از گویش محلی خود اسنفاده نکنند چون گویش آنها نسبت به گویش مجاور یک گویش
زیرین و به اصطلاح عوام «بی کلاس» است. همین الان واقعا این اتفاق افتاده
است. در متون زبانشناسی گویشی به نام گویش هرزندی وجود دارد و گویشی به
نام تاتی هم هست که در دوران های گذشته قبل از هجوم ترکان به منطقه
آذربایجان به آنها صحبت می شده و زبان آذری اصیلی که از آن صحبت می شود،
همین زبان است.
ترکی به دلیل احاطه نظامی،فرهنگی و ... به یک زبان
زبرین تبدیل شده است و تاتی، تالشی و هرزندی به زبان زیرین تبدیل شده اند
. تات ها، در چهار روستای آذربایجان شرقی زندگی می کنند که بین خودشان به
تاتی صحبت می کنند اما زبان غالبشان آذری است. جوان ترها می گویند به ما
تاتی یاد ندهید، ما ترکیم! روستای هرزند عتیق امروز یک تات زبان ندارد،
یک هرزندی زبان ندارد و همه ترک زبان هستند. در روستای «گلین قیه» که
هرزندی ها به آنجا مهاجرت کرده اند، فقط یک پیرمرد 70 ساله کمابیش زبان
تاتی را به خاطر دارد. در واقع هیچ هرزندی زبانی در مناطق بین گلین قیه و
هرزند وجود ندارد. در منطقه تالش گیلان نیز همه تالش ها دوزبانه هستند.
ترکی را به عنوان زبان واسطه به کار می برند و تالشی هم در بین خودشان
رایج است اما تالشی هر روز بیشتر به سوی نابودی پیش می رود.
اهمیت مطالعه زبان و گویش در چیست؟
با
مطالعه زبان می شود می شود به 3 یا 4 هدف رسید. کم اهمیت ترین آنها شاید
این باشد که با مطالعه زبان توصیف می کنیم و ماده زبانی به دست آمده در
این توصیف، امکاناتی را در اختیار پژوهشگر زبان قرار می دهد. در ایران
امروز کماکان در کلاس های درس زبانشناسی از زبان ها آفریقایی، استرالیایی،
سرخپوستی و اسکیمو مثال می آورند، در صورتی که در ایران یک گنجینه غنی
وجود دارد که متاسفانه به آن اهمیتی داده نمی شود.
اهمیت دوم پرداختن
به بحث های زبانی، بحث محک زدن نظریه هاست. زبانشناسی یکی از علومی است که
به بررسی علمی می پردازد. زبانشناس مصر است که علم تجربی دارد و حق هم
دارد چون بر اساس اصول علمی پیش می رود . ادعاهایش کاملا عینیت دارد و بر
اساس اصول منطقی استدلال می کند. نظریه های زبانی فراوانند که باید به محک
گذاشته شوند.
در ایران این رویه بسیار کند و با طمانینه پیش می
رود و محدود به چند شخصیت برجسته زبانشناسی در دانشگاههای ماست. ما در
ایران امروز هنوز کسی را نداریم که نظریه زبانی داده باشد.
در
جهان اسلام و در فرهنگ و تمدن اسلامی بنیانگذار دستور زبان عربی سیبویه
ایرانی بوده است. ابوعلی فارسی،فارابی، ابن سینا و دیگران درباره دستور
کار کرده بودند که ما این سنت را متاسفانه از دست داده ایم و کار بر روی
گویش ها این فرصت را ایجاد می کند. می توان مصرف کننده غرب نبود و با نگاه
کردن به گویش های ایرانی مطالب را بازسازی کرد.
اهمیت سوم
مربوط به کاربرد مباحث زبانی است که اهمیت فرهنگی دارد. اهمیت فرهنگی
توجه به گویش های ایرانی این است که با توجه به زبان و بررسی های زبانی می
توانید فرهنگ را حفظ و بازسازی کنید. میراث فرهنگی معتقد است باید به
اعماق تاریخ ایران برگردیم و شروع کنیم به بازسازی و کشف نقاط کور تاریخ
کشور ایران. باستان شناسی از روی شواهد باستانی کار می کند اما یک جا
متوقف می شود اما زبانشناس می تواند قرن ها آن طرف تر را هم ببیند. با
استفاده از مقایسه زبان های دختر می توان به زبان های مادر رسید. اگر زبان
مادر وجود نداشته باشد می توان با استفاده از زبان های دختر آن را بازسازی
کرد و این بازسازی ها می تواند پله پله تا اعماق تاریخ پیش برود.
زبان فارسی یکی از نواده های زبان هند و اروپایی مادر است. هیچ سندی از
زبان هند و اروپایی مادر در دست نیست ولی زبانشناسان بر اساس بازسازی های
زبانی الان به نتایجی در رابطه با فرهنگ هند و اروپایی مادر رسیده اند.
وقتی موردی در زبان مادر وجود داشته باشد و مورد دیگر غایب باشد می توان
به فرهنگ رسید و به منطقه جغرافیای نزدیک شد. در واقع بحث زبان به دست
یافتن به گذشته تاریخ و فرهنگ .
زبان دو تجلی مکتوب و شفاهی دارد
بسیار کمک می کند. فلسفه شکل گیری پژوهشکده زبان و گویش در واقع این است
که متخصصانی را به کار گیرد که در رابطه با میراث زبانی ایرانی در دو جلوه
شفاهی و مکتوب کار کنند. به همین دلیل سه گروه متون کهن و زبان های
باستانی، گویش شناسی و متون دوره اسلامی را در خود جای داده است. حاصل
پژوهش های این پژوهشکده، دو ماده مربوط به زمان حال و ادوار گذشته را در
اختیار قرار می دهد که با در دست داشتن آنها می توان به سیر تحول تاریخ
رسید. با استفاده از نتایج این تحقیق می توان نهایتا به هدف اصلی یعنی
بازسازی فرهنگ گذشته رسید.
این بحث هم از جنبه فراگیر بودن در کل
گستره ایران و هم از جنبه بین المللی بسیار گسترده است. مرزهای سیاسی
ایران گونه های زبانی را در خود محصور نکرده است و در هند، چین ، عراق
، کشورهای حاشیه دریای خزر و ... دیده می شود. بنابراین بحث بررسی های
بین المللی را هم می توان در نظر گرفت.
چرا مثال هایی که در دروس زبانشناسی ارائه می شود ایرانی نیست؟
سنت
نادرست آموزشی ما فقط به مباحث تئوریک منحصر است و مباحث دانشگاهی ما
منحصر به همین مباحث تئوریک است که با مثال های از پیش مشخص شده مطرح می
شود. در واقع سر کلاس دانشگاه درس می دهند و بچه ها می خوانند و نمره خوب
هم می گیرند اما وقتی همین دانشجو به سراغ یک گویش می آید و می خواهد
تئوری ها را روی آن پیاده کند در می ماند. چون زبانشناسی نظری ما همراه با
مباحث عملی نیست و در دانشگاههای ما کماکان زبانشناسی نظری درس داده می
شود.
سر کلاس های دانشگاهها در کارشناسی ارشد دروسی داریم به نام
مقدمات زبانشناسی،زبانشناسی اجتماعی و حتی گویش شناسی که در برخی
دانشگاهها تدریس می شود. مفاهیم بنیادی مانند لهجه، گویش،گونه و زبان در
دانشگاهها درس داده می شود و دانشجویان هم نمره خوب می گیرند اما وقتی
وارد عمل می شوند نمی توانند تفاوت میان این مفاهیم بنیادی را از هم تشخیص
دهند.
مدرج کردن اینها اتفاق نیافتاده است که پیگیری آن در برنامه
امسال پژوهشکده زبان و گویش پیش بینی شده است تا تکلیف ما با این تعاریف
بنیادین مشخص شود.
آرزوهای شما در کار بر روی گویش ها تا چه حد جامه عمل پوشیده است؟
خیلی
کم. خیلی کم، چون خیلی کند پیش می رود. ما یک مشکل اساسی در ساختار سازمان
میراث فرهنگی داریم و آن هم این است که پژوهشکده زبان و گویش آن طور که
باید و شاید برای خود سازمان، ادارات کل میراث استانها، پایگاهها و غیره
جا نیافتاده است. میراث فرهنگی کماکان به صورت سنتی به پشتوانه بدنه ای که
در آغاز شکل گیری اش وجود داشته دارد پیش می رود و آن هم باستانشناسی است
و وقتی از میراث فرهنگی حرف می زنید ناخودآگاه در ذهن مخاطب بنای تاریخی و
صنایع دستی و نقش برجسته متبادر می شود اما فکر نمی کنند همین زبانی که
داریم با آن صحبت می کنیم، خودش یک میراث است و اساسا خیلی از تحولات
سیاسی و اجتماعی در واقع با تکیه بر بان صورت گرفته است و خیلی از قوم ها
با تکیه بر زبانشان خود را قوم برتر دانسته اند. این در حالی است که اگر
به قرون اولیه اسلامی برگردیم می بینیم که پست های بالای سیاسی و ادرای در
دست اهل کلام بوده است و کسی بدون داشتن علم زبان فیلسوف نمی شده است.
مشکل
اساسی ما این است در ادارات کل استان ها بحث گویش شناخته شده نیست و با
جدیت هم پیگیری نشده است. دو هفته پیش با مشورت دکتر هاشمی نامه هایی به
ادارات میراث استان ها فرستاده شده که ادارات کل میراث استان ها را موظف
کرده است برای آغاز کار یک نفر را با حداقل مدرک کارشناسی ارشد زبانشناسی
همگانی با سوابق آموزشی، کاری و پژوهشی به ما معرفی کنند تا بررسی شود و
انشاءالله این افراد به عنوان رابط ما در بحث زبان و گویش عمل خواهند کرد.
زمانی که مسوولیت گروه گویش را داشتم می دیدم که متاسفانه این نگرش وجود
دارد که گویش زیرمجموعه مردم شناسی در نظر گرفته می شود. گردآوری گویشی که
توسط کارشناسان مردم شناسی انجام می شود، یک کار بدوی است که توسط هر کسی
می تواند انجام شود. و فقط به گردآوری صرف ختم می شود. در صورتی که بحث
ساختاری است و ما باید ساختار گویش یا زبان را بررسی کنیم. تنوعات دستوری
در ایران بسیار زیاد است. صرف، نحو، نظام آوایی و نظام معنایی از گوشه ای
به گوشه دیگر ایران متفاوت است. زبانشناسی تاریخی زبان فارسی را در
خانواده زبان های هند و اروپایی قرار می دهد و ترکی را جدا می کند در
صورتی که همه فکر می کنند نزدیکی زبان ترکی به فارسی بیشتر است.
ما
فعلا می دانیم که فارسی عضوی از خانواده زبان های هند و اروپایی است اما
در درون این خانواده زبانی که در ایران شکل گرفته زیرشاخه های متعددی
داریم که باید ارتباطات خویشاوندی آنها را پیدا کنیم. مردم شناس به هیچ
وجه تخصص این کار را ندارد و فقط گردآوری می کند. ما می خواهیم این حیثیت
از دست رفته را برگردانیم.
در حوزه زبان و گویش با چه مشکلات دیگری مواجه هستیم؟
بحث
دیگری که در رابطه با زبان و گویش وجود دارد این است که هر کسی از هر جا
در می ماند و می بیند که دیگر در هیچ رشته ای نمی تواند تحقیق کند، سریع
تعدادی ضرب المثل و واژگان جمع می کند و فرهنگ چاپ می کند. در چنین
کارهایی اصول فرهنگ نگاری و مباحث زبانی رعایت نمی شود و این آدم با یکی
دو اثر خود را در امر زبان صاحب نظر می داند، در حالی که شاید زمین شناس
باشد! زبانشناسی واقعا مظلوم واقع شده است؛ آن هم رشته ای که در این مملکت
پایه دکترای آن تدریس می شود و در زیرشاخه های متعدد آن متخصصانی وجود
دارند که سال ها تلاش کرده اند. من که زبانشناسم سال هاست معنی شناسی
نخوانده ام. تمایزدر زیرشاخه های زبانشناسی مثل پزشکی است که متخصص قرنیه
از متخصص گوش و حلق و بینی متمایز است. امروز با پیشرفت علوم در رشته های
مختلف نمی شود هیچ فیلسوفی پیدا کرد که از همه علوم سررشته داشته باشد.
این مساله درباره زیرشاخه های زبانشناسی هم صدق می کند.
استاد من
دکتر مدرسی جمله ای گفت که هنوز زنگ آن در گوش من است. بچه ها سر کلاس
پرسیدند چرا فقط روی زبانشناسی اجتماعی کار می کنید؟ گفت من معتقدم بهتر
است آدم دامنه علمش به اندازه یک گودال باشد اما تا عمق آن گودال برود نه
اینکه به اندازه یک اقیانوس معلومات داشته باشد اما عمق آن تا قوزک پایش
باشد. من این مثال را هنوز در ذهنم دارم. بنابراین نه در زمینه معنی
شناسی، نه در زمینه نحو اظهار نظر نمی کنم چون رشته ای که در آن غور کرده
ام آواشناسی و واج شناسی است. در کتابخانه من در خانه هم فقط کتاب های
مربوط به تخصصم هست. درباره نحو فقط به اندازه ای کتاب دارم که نیازم را
برطرف کند.
من به عنوان یک عضو هیات علمی تلاش می کنم این نگرش جا
بیفتد که امر زبان و گویش را به دست هر کسی ندهیم. چون هیچ کس حق ندارد در
زمینه زبان کاری انجام دهد جز زبانشناسی که برا ی این کار تربیت شده باشد.
او هم آدمی است که حداقل مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری در رشته زبانشاسی
داشته باشد.
فرهنگ و زبان های باستانی حداقل این شانس را دارد که هر
کسی نمی تواند خط میخی را بخواند! اما گویش مظلوم جوری است که هر کسی به
هر شیوه ای می تواند درباره آن اظهار نظر کند. اگر این دو سه مشکل را از
سر راه گویش برداریم مشکل ما حل می شود. ما یک مقدار کم کار هم بوده ایم.
ما به تعداد دیگران در این پژوهشگاه همایش نداشته ایم، کتاب نداشته ایم،
اما سعی کرده ایم زیربنایی به این قضیه نگاه کنیم. امسال می خواهیم به این
زیربناها بیشتر ردازیم.
یکی از مسائلی که من بر آن تاکید می کنم و
خواهش می کنم حتما بنویسید این است که برای پاسداری از میراث زبانی شفاهی
باید مواد زبانی را قبل از اینکه به فراموشی سپرده شوند و از بین بروند
جمع آوری کنیم. مستندسازی فعلا بر پژوهش ارجعیت دارد. مستندسازی این است
که بروید به منطقه ای که گویش وجود دارد و مردم را تخلیه اطلاعات بکنید.
همان آقایی که در گلین قیه هست، 70 سالش است و فعلا سرحال است و تا اتفاقی
برایش نیافتاده باید برویم و از او اطلاعاتی کسب کنیم.
یکی از برنامه هایی را که پیشنهاد کرده ام و خوشبختانه پذیرفته شده تدوین پیکره های مبنای زبانی از گویش های محلی است.
پیکره مبنای زبانی چیست؟
پیکره
مبنا این است که بر اساس پرسش نامه هایی که به صورت علمی تدوین شده است از
گویش ها مستندسازی کنیم. تدوین پرسش نامه نحو شامل 400 جمله یک سال و نیم
برای همکارمان خانم اخلاقی کار برده است. با آن400 جمله، می توانیم با
اطمینان بگوییم که داریم به ظرایف نحوی گویش ها می رسیم. همین کار را باید
برای آواشناسی و معنی شناسی و ساختار انجام دهیم. جمله ها را ببریم مصاحبه
می کنیم، بعد به شکل آوانویسی پیاده می کنیم و در مرحله بعدی بر اساس آن
پژوهش انجام می دهیم. پیکره مبنا پژوهش لازم دارد اما آنچه اهمیت دارد بحث
مستندسازی آن است. بعد از اینکه پیکره به وجود آمد، می توان با حوصله به
سراغ پژوهش رفت. یعنی تا ماده زبانی از بین نرفته است باید آن را جمع کنیم
و داشته باشیم. متاسفانه پیکره هایی که تا به حال از گویش های محلی داشته
ایم، فقط مختص اطلس زبانی ایران است و پرسش نامه آن بسیار کوچک است؛ صد
کلمه است و 36 جمله که از تمام آبادی ها گردآوری شده . این پرسش نامه
متاسفانه به لحاظ محتوایی متاسفانه کمبودهایی دارد و کارایی آن هم فقط در
حد تنظیم اطلس است و شما می توانید از طریق آن گستره نفوذ گویش را روی
نقشه نشان دهید اما در فاز تحلیل به هیچ وجه کفایت نمی کند.
بنابراین
باید شروع به گردآوری یک پیکره غنی از گویش های ایرانی کنیم که عزم ملی و
هماهنگی از طرف همه ارگانهای ذیربط را می طلبد که دست یاری به سوی
پژوهشکده زبان و گویش دراز کنند تا دست به دست هم بدهیم و قبل از نابودی
گویش ها هر چه سریع تر طی یک برنامه 7- 8 ساله تمام نمونه های گویشی را
گردآوری کنیم.
وقتی می بینید که یک گویش در خطر در معرض مرگ و از بین رفتن است چه احساسی دارید؟
واقعیت
این است که تا کسی زبانشناس نباشد این مطلب برایش جا نمی افتد. مرگ یک
گویش یعنی از دست رفتن گوشه ای از یک فرهنگ؛ فرهنگی که براحتی از دست می
رود ولی کشف دوباره آن خیلی زمان می برد و برای بازسازی آن باید تلاش
بکنیم و این، کار راحتی نیست.
اولین وظیفه کارشناس گویش استان ها این
است که میراث زبانی منطقه مربوط به خود را بر اساس استعداد اضمحلال اولویت
بندی کند.به نظر می آید که در پژوهشکده زبان و گویش باید روی 3 گونه زبانی
خوب کار کنیم چون کمتر زبانشناسی در ایران هست که زبانشناسی خوانده باشد
اما با آنها دست و پنجه نرم نکرده باشد: تاتی، تالشی و گونه دیگری که
بسیار به آنها نزدیک است یعنی گویش «مراقی» که کماکان غریب و ناشناخته
مانده است.
قصد داریم یک پروژه بزرگ را با عنوان پروژه بزرگ زبانی
«تاتی- تالشی- مراقی» تعریف کنیم که هم جنبه درون ایران را دارد و هم باید
در آن سوی مرزهای ایران پیگیری شود.
درباره پرونده گویش مراقی به عنوان یک گویش در خطر چه کاری انجام شده؟
پرونده
گویش مراقی را در دو نسخه فارسی و انگلیسی را طبق فرمتی که ارائه شده بود
خود بنده تنظیم کرده ام. ابتدا به من گفتند که می خواهیم آن را در فهرست
شاهکارهای میراث معنوی ثبت کنیم . من دستور العمل را خواندم و گفتم که در
آن ذکر شده است که گویش جزء شاهکارها به حساب نمی آید. بنابراین گفتند آن
را جزء میراث معنوی در خطر می گذاریم. من پرونده را تدوین و ارائه کردم
اما از مابقی جریان بی اطلاعم. نسخه ای از آن را هم دارم و اگر راهی برای
ثبت مجدد آن باز شود، حاضرم دوباره بر روی آن کار کنم.
در
پیگیری های که درباره این پرونده در کمیسیون ملی یونسکو انجام دادیم، به
این پاسخ رسیدیم که نقص ها و دلایل رد پرونده گویش مراقی به پژوهشکده
ارائه شده است . اما دکتر عریان رییس پیشین پژوهشکده اعلام کردند که هیچ
نامه رسمی از سوی کمیسیون ملی یونسکو مبنی بر رد این پرونده به پژوهشکده
واصل نشده است. این خبر را اعلام هم کردیم اما اعلام آن هیچ واکنشی از طرف
یونسکو در بر نداشت.
فقط در مقام یک عضو هیات علمی می توانم با رعایت
سلسله مراتب درباره پیگیری آن پیشنهاد بدهم. اگر بنده را موظف بکنند که پی
این قضیه را بگیرم، این کار را خواهم کرد.
چه مدت روی آن کار کرده بودید؟
بیشتر
از 6 ماه . واقعیت این است که چون روی گویش مراقی حساس شده ام ، به طور
خاص دوست دارم روی آن کار بکنم و اولین پیکره مبنای زبانی که قرار است
امسال در پژوهشکده زبان و گویش منتشر شود، پیکره مبنایی است که در رابطه
با گویش مراقی دارم روی آن کار می کنم.
ریشه مراقی چیست که با قاف نوشته می شود؟
خیلی
ها می گویند این قوم از مراغه آمده اند اما اشتباه است. خود اهالی مصرند
که اسمشان را با قاف بنویسند. هر دو املا وجود دارد. حدس هایی زده شده است
ولی نمی شود درباره آن دقیقا صحبت کرد. از جمله اینکه بعضی از آنها می
گویند ما اهل مراقستان هستیم که جایی در غرب ایران است و خودشان هم نمی
دانند کجاست! ولی واقعیت این است که نزدیکی خاصی به گویش های غرب ایران
دارد. مراقی گویش نابی است و از جمله مشخصه های آن این است که از معدود
گویش هایی است که تمایز جنسیت را در آن می بینید. یعنی مونث و مذکر مجازی
و حقیقی دارند. مونث الف و نون دارد. کلمات جدیدی هم که وارد زبانشان می
شود مونث مجازی است. تمایزات واژگانی بسیار دقیقی دارد از جمله اینکه مثل
انگلیسی که BOY و SON و GIRL و DAUGHTER با هم در تمایز هستند ، در مراقی
هم می توان آن رادید.معنای بنوت لفظ جداگانه ای دارد. زوآ و زلٌه – کینه و
کیلٌه. در این گویش شناسه مطابقه روی مفعول می نشیند نه روی فعل مثل
"من علی ام دید" به جای "من علی را دیدم."
به
لحاظ واژگانی واژگان متفاوتی دارد، به لحاظ تلفظی فوق العاده متفاوت است
و زمانی که به طور عادی صحبت می کنند اصلا متوجه نمی شوید. در تحقیق اولیه
ای که روی آن انجام دادم 3 گونه را تشخیص دادم.به لحاظ قوم شناختی هم 3
دسته شدند. شاخه شرقی و شمال شرقی، شاخه جنوبی و شاخه جنوب غربی. اولی
هامی گویند ما مراقی اصیل هستیم.
اولین باری که روی این گویش کار کردید چه زمانی بود و از چه طریقی به وجود آن پی بردید؟ در
سال 81 خانم حمیده چوبک از پایگاه الموت به ما اطلاع دادند که در منطقه
الموت گویشی به اسم مراقی هست که خیلی عجیب و غریب است. الموتی ها به لحاظ
فرهنگی و زبانی بسیار شبیه تنکابنی ها هستند. پشت الموت شهسوار است و سمت
شرق الموت هم اشکورات گیلان است . شاهرود از وسط الموت عبور می کند که
همان رودخانه ای است که به سد سپیدرود می ریزد.
خودشان می گویندما
تاتیم و دارند به تاتی الموتی صحبت می کنند که بسیار با تاتی آذربایجان
نزدیک است. از بین بیش از 300 آبادی، 16 آبادی مراقی نشین در این منطقه
وجود دارد که گویش آنها از نظر تکیه ها خیلی با هم تفاوت دارد.
از تلاش برای حفظ میراث معنوی چه احساسی دارید؟
من
به دلایلی واقعا محدود بوده ام اما با تحولاتی که به وجود آمده احساس می
کنم که فضا اندکی باز شده است. چشم انداز روشن است و باید ببینیم که تا چه
حد کمک های ملی و سازمانی می تواند ما را یاری کند که در ثبت گویش ها پیش
برویم . من سعی خودم را می کنم که تا جایی که امکان دارد لااقل راه حل ها
را آنگونه که احساس و تجربه ام می گوید ارائه کنم اما اینکه تا چه حد
دنبال بشود، دیگر با خداست.
40 هزار گویش ایرانی جمع آوری میشود.
وي افزود: اين اطلس زبان، تمام گويشهاي رايج در کشور را دربرميگيرد كه در اين راستا برنامهريزي اوليه براي اطلس به پايان رسيده و دستورالعمل اجرايي مربوط به مستندسازي، آوانويسي گويشها تدوين شده است.
مدير گروه زبان و گويش خاطرنشان كرد: مرحله اصلي وارد کردن دادههاي ديجيتال به نرمافزار است كه گويشها و آوانويسيها به صورت ديجيتالي ارائه ميشود.
پرمون يادآور شد: اين مرحله مهمترين و علميترين مرحله در تدوين اطلس و يکي از حساسترين مراحل کار وارد کردن اطلاعات در نرمافزار است كه در اين راه از تجربيات و همكاري 30 نفر از دانشآموختگان زبانشناسي بهره گرفتيم.
به گفته وي، با پايان اين مرحله، کار اطلس نيز به اتمام ميرسد و تمام گويشهاي ايراني در دسترس پژوهشگران و زبان شناسان قرار ميگيرد.
طبق اطلس جدید یونسکو : زبان نایینی شدیدا در خطر است!!!
کوییچیرو
ماتسوئورا، دبیرکل یونسکو، در مراسم رونمایی از این پروژه ضمن تاکید بر
این که زبان ابزار انتقال دانش و اطلاعات انسان درباره طبیعت و کائنات است
گفت: «مرگ زبان به ناپدید شدن بخش بزرگی از میراث فرهنگی، از شعر و افسانه
تا ضربالمثل و لطیفه، میانجامد اطلس زبانهای درخطر جهان
که حاصل کار و تلاش ۳۰ زبانشناس است نشان میدهد
کشورهایی که بیشترین تنوع زبانی را دارند مثل هند و ایالات متحده بیشترین تعداد
زبانهای درخطر جهان را نیز دارا هستند.
۱۹۹ زبان در جهان کمتر از ۱۰ گوینده و
۱۷۸
زبان دیگر بین ۱۰ تا ۵۰ گوینده دارند. اما چهار
زبان هم در جهان هست که فقط یک گوینده دارند: زبانهای وینتو – نوملاکی در شمال
کالیفرنیا، لیوونیایی در منطقه بالتیک، یاگان در شیلی، و کایخنا در برزیل. از
جمله زبانهایی که اخیرا منقرض شدهاند میتوان به زبانهای آساکس در
تانزانیای آفریقا، اوبیخ در ترکیه، و آیاک در ایالات متحده اشاره کرد.
طبق
اطلس جدید یونسکو، در ایران زبانهای «کوروشی» در جنوب غربی و «خلج» در شمال در
وضعی بحرانی هستند و زبانهای نایینی و نطنزی شدیدا در خطرند. بر اساس تقسیمبندی این
اطلس، زبانهای لاری و طالشی و سمنانی نیز جزء زبانهای «قطعا درخطر» کشور ایران
به شمار میروند.
یونسکو در وبسایت خود میگوید یک زبان وقتی میمیرد که گویندگان آن
به گروه یا قومی قویتر و بزرگتر روی بیاورند.
از دیگر دلایل مرگ زبانها به عدم غرور و افتخار مردم به
میراث خود و بیتوجهی به آنها نیز اشاره شده است.
اطلس
زبانهای درخطر جهان که با حمایت مالی کشور نروژ تدوین و راهاندازی شده
است بخشی از برنامههای سازمان یونسکو برای حفاظت از زبانهای در خطر جهان
است.
منبع:
اطلس اینترنتی زبانهای درخطر جهان
| |||||||||||||||||
سازمان یونسکو: زبان نایینی زبان«قطعاً در خطر» است.
پنجم اسفندماه سال یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدی در واپسین روزهای هشتادو هفت که نوید نوروزی بزرگ برای لارستان کهن در دل خود داشت، برگزار شد. در سه روز برپایی همایش توجه تمام مجامع علمی و فرهنگی ایران و جهان معطوف به لارستان بود. شهری که در بستر بی مهری اقلیمی، طبیعی و غیر آن، روزگارانی است که آرمیده بود.دکتر بهزاد مریدی: پایه و اساس هر نوع خودباوری و اعتماد به نفس، فرهنگ و هویت آن جامعه است
دکتر بهزاد مریدی دبیر همایش، در باره اهمیت حفظ و ماندگاری زبان با بیان اینکه زبان از شاکله های اصلی هویت به شمار می آید، گفت: هویت مثل ایمان است که اگر نباشد پشت انسان خالی می شود و انسان احساس خلا و پوچی می کند.
به گزارش خبرنگار لارشناسی، بهزاد مریدی که در جلسه مشترکی با یاوران شورای شهر لار سخن می گفت با مقایسه ایمان و هویت اظهار داشت: به همان اندازه که انسان به ایمان احتیاج دارد به هویت نیز نیازمند است و شاکله های اصلی هویت، زبان،فرهنگ و آداب و رسوم هرجامعه است و ارتباط مستقیمی با کمیت و کیفیت هویت وخودباوری، اعتماد به نفس و شکوفایی افراد یک جامعه و دارد عامل اصلی تشکیل اجتماعات لارستانی ها در شهرهای مختلف نیز همین هویت و زبان مشترک است.
بهزاد مریدی با اشاره به هشداری که سازمان یونسکو به زبان لارستانی داده است گفت: آمار یونسکو می گوید زبان لارستانی یک زبان«قطعاً در خطر» است همچنین زبان نایینی، نطنز،سمنانی و تالش جزو زبان های قطعاً در خطر ایران به شمار می روند. امروز بی شک معرفی زبان لارستانی می تواند باعث جذب کمک های یونسکو در مورد حفظ و ماندگاری این زبان گردد.
وی در ادامه با اشاره به این آمار افزود: یک زبان وقتی می میرد که گویندگان آن به گروه یا قومی بزرگتر و قوی تر روی آورد از جمله دلایل مرگ زبان ها به عدم احساس غرور و افتخار مردم به میراث خود و بی توجهی به آن است.
این زبان شناس در ادامه با اشاره به ظرفیت و قابلیت های عجیب انسان در یادگیری زبان گفت: قابلیت یادگیری زبان های مختلف در انسان زیاد است، یک نفر می تواند با چندین نوع زبان تکلم کند.
وی ادامه داد: برخی در جهت افزایش اعتماد به نفس و خودباوری در فرزندانشان به آنها زبان فارسی می آموزند، اما پایه و اساس هر نوع خودباوری و اعتماد به نفس، فرهنگ و هویت آن جامعه است.
این محقق با اشاره به مهارت های یادگیری به مهارت های شنیداری،گفتاری،نوشتاری و خواندن اشاره کرد و گفت: سخت ترین آنها مهارت شنیداری است ما باید به فرزندانمان فارسی را خوب بیاموزیم بعد بگذاریم فارسی را خوب یاد بگیرند یا حتی چند زبان دیگر ولی هویت خودمان را نباید از دست بدهیم.
زبان نایینی: بقا یا زوال؟

با سلام و احترام
زبان نایینی ادامه زبان فارسی باستان است.این وبلاگ در راستای پاسداشت وحفظ بخش کهنی از ایران عزیز تلاش می کند و آماده هر گونه همکاری و کمک به همه دوستداران فرهنگ ایران سترگ است.
اینجانب سید مهدی موسی کاظمی کارشناسی ارشد زبانشناسی همگانی بر خود لازم دیدم تا به دلیل علاقه شدید خود به زبان نایینی موضوع پایان نامه خویش را درباره آینده این زبان ارزشمند (بقا یا زوال آن) قرار دهم . زبانی که ریشه در زبانهای باستانی مانند فارسی باستان اوستایی و فارسی میانه دارد. اکنون وظیفه ماست تا با توجه به نتیجه نگران کننده این پایان نامه ( زوال زبان نایینی) بکوشیم تا از زوال و نابودی این زبان ارزشمند جلوگیری کرده و آن را به نسلهای بعدی منتقل سازیم.
اینجانب به لحاظ اهمیت و ضرورت این موضوع، در همایشهای ملی و بین المللی با دبیران علمی این همایش ها مکاتبه نموده و به عنوان یک نایینی علاقمند به زبان نایینی وظیفه خود دانستم که در این مورد سنگ تمام بگذارم و با تمام توان این موضوع را در همایش های زبانشناسی عنوان نمایم. باشد که زبانشناسان کشور چاره ای برای جلوگیری از خاموشی این زبان قدر ناشناخته بیندیشند و البته قدم اول را باید گویشوران نایینی بردارند و زبان نایینی را در خانه به عنوان اصلی ترین کانون زبان آموزی بکار برند. وظیفه والدین این است که همچنانکه پدرانشان این زبان را به آنها آموخته اند، آنان نیز در این مورد کوتاهی نکنند و نایینی صحبت کردن را کسر شأن خود و خانواده شان قلمداد نکنند و تکلم به فارسی را نشانه ادب، فرهنگ و فرهیختگی خود ندانند. اگرآنان نگاه تحقیر آمیز به زبان نایینی داشته باشند، فرایند انتقال زبان نایینی از نسل آنها به نسل بعدی مختل می شود. بنابراین در صورت مقاومت والدین در برابر آموزش زبان نایینی به فرزندان، طولی نخواهد کشید که نسل آینده با این زبان احساس بیگانگی خواهند کرد.
اهمیّت حفظ زبان و گویش های بومی
از آنجا که زبان یکی از عناصر هویت فرهنگی افراد است، برخی معتقدند که حفظ زبان بومی ضرورت دارد و اگر کسی زبانش را از دست دهد، جوهر اخلاقی و معنوی خود را از دست داده است. در مجموع، زبان و هویّت بشر به مانند یک زنجیر، به هم متصل هستند که در بعضی جوامع فقدان زبان مادری باعث ایجاد ترس، عدم خودباوری و نوعی ناکامی می شود.
گویش ها و زبان ها، همگی ارزشمندند. هر زبان و گویشی اصطلاحات خاص خود را دارد و در واقع هر زبانی جهان را به گونه ی خاص خود می بیند. دلیل دیگری که باید به زبان ها و گویش ها اهمیّت دهیم، یک دلیل زبان شناختی است. در واقع یکی از وظایف جدید، یافتن عملکرد ها و الگوهای زبانها و گویش هاست.

چکیده مقاله:زبان نایینی: بقا یا زوال؟
پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد در رشته زبانشناسی همگانی
مؤلف:سید مهدی موسی کاظمی
استاد راهنما: دکتر نگار داوری اردکانی
استاد مشاور: دکتر بلقیس روشن
شهریورماه 1387
دانشكده علوم انسانی-گروه زبانشناسی و زبانهای خارجی
چکیده:
براساس تقسیم بندی زبان های ایرانی، این زبان جزء یکی از زبان های جنوب شرقی است. در سال های اخیر به سبب گرایش گویشوران این زبان به زبان فارسی که خود نتیجه ی برخی تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جامعه ی ماست، هر روزه شاهد کاهش در تعداد گویشوران این زبان و میزان کاربرد آن در حوزه های مختلف هستیم و با ادامه ی این روند بیم آن می رود که این زبان برای همیشه به دست فراموشی سپرده شود. پژوهش حاضراولا ًکمک می کند تا تعیین کنیم که آیا زبان نایینی جزء زبان های درمعرض خطر محسوب می شود یا نه و ثانیاً در صورت اثبات وجود خطر زوال برای زبان مذکور در آینده، ضرورت ثبت داده های زبانی وتحلیل زبان شناختی آنها تقویت می شود و به برنامه ریزان زبان امکان جلوگیری از زوال آن را خواهد داد. ما در این پژوهش به تعیین تأثیر متغیرهای سن، جنسیت، تحصیلات، شغل و محل تولد، اقامت و طول مدت اقامت بر کاربرد زبان نایینی و در نهایت تعیین وضع زبان نایینی از نظر بقا یا زوال می پردازیم.
افراد ساکن در شهر نایین در سال1385 به عنوان جمعیت نمونه در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته اند. تعداد کل جمعیت شهر نایین در سال 1385، 25.516 نفر ميباشد . در این پژوهش دو گروه جنسی زن ومرد، سه گروه تحصیلی و پنج گروه سنی در نظر گرفته شدند. گروه های سنی عبارتند از: 12-7 سال،19 -13 سال، 35-20 سال، 49-36 سال و بالای 50 سال.
در بررسی زبانی، بر طبق اصول معمول مطالعات گویشی و براساس اصول علم زبانشناسی،جنبه های گوناگون آن (ساخت آوایی، دستگاه فعل، دستگاه اسم و ...) مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است. و در بررسی اجتماعی زبان نایینی شهر نایین، براساس دو فرضیه یا احتمال (تغییر زبان یا حفظ زبان) از پرسش نامه ی ذوالفقاری (1376) استفاده شد. این پرسشنامه 23 سؤال داشت که بعضی دارای چند جواب مشخص (سؤالات بسته) و بعضی دارای سؤالات توضیحی (سؤالات باز) بودند. سؤالات به گونه ای طراحی شده بودند تا حتی الامکان تمام عوامل مؤثّر در یک تغییر زبان را در بر داشته باشند. حدود 400 پرسشنامه توزیع شد و در مجموع 350 پرسشنامه ی معتبر به دست آمد. پرسشنامه ها از تاریخ اسفند1385 تا شهریور 1386 توزیع و جمع آوری شد و نتایج حاصل از این آمارگیری به صورت جدول و نمودار ارائه شد.
برخی از مهمترین اطلاعات آماری و توصیفی این پژوهش به قرار زیر است :
1- در خانه فارسی کاربرد بیشتری دارد و بیشترین دلیل ارائه شده تلاش برای داشتن «ارتباط بهتر» است(33/4%). این حالت بیانگر از بین رفتن نایینی در محیط خانه می باشد.
2- فارسی بیشترین کاربرد را در حوزه ی اجتماع دارد (65/1%) و بیشترین دلیل ارائه شده تلاش برای داشتن «ارتباط بهتر» 20/2%) است.
3- همسران با درصد بسیار بالا «فارسی» را در تکلم با یکدیگر ترجیح می دهند و بیشترین دلیل ارائه شده تلاش برای داشتن ارتباط بهتر (25/9%) است.
4- بیشتر کسانی که لهجه ی خود راپنهان می کنند، علت آن راتلاش برای تفهیم مخاطب (59/3%) بیان کرده اند و این نشان دهنده ی نگاه تحقیرآمیز آنها به نایینی نیست. اغلب کسانی که لهجه ی خود راپنهان نمی کنند، علت آن راحفظ اصالت (42/2%) و پس از آن عدم ضرورت (38/5%) آن می دانند.
5- بالاترین درصد (54%) در پاسخ به سؤال «میزان لازم دانستن نایینی برای فرزندان» متعلق به پاسخ «تاحدودی» است و این پاسخ بیانگر احتمال بالاتر تدوام دو زبانگونگی جامعه است.
براساس نتایج پژوهش حاضر روشن شد که زبان نایینی از وضعیت کاربردی خوبی برخوردار نیست و گویای وضعیت نگران کننده ی نایینی به عنوان یک زبان در معرض خطر است و نشان می دهد که نگرانی موجود در مورد زوال روزافزون زبانهای محلی ایران در مورد زبان نایینی تا حد زیادی صدق می کند. به این معنی که تقریباً تمامی زنان و مردان مورد پژوهش که در مقاطع سنی، تحصیلی و شغلی مختلف هستند، در حوزه های مختلف خانه، کوچه و بازار، ارتباط های خویشاوندی و ... زبان فارسی را بیشتر از زبان نایینی به کار می برند. در مجموع یافته های پژوهش، نشان دهنده ی یک تغییر زبان بسیار وسیع در جهت حذف زبان نایینی در منطقه می باشد؛ چون:
کاربرد زبان نایینی در فرزندان تقریباً در تمام حوزه ها بسیار ناچیز می باشد و در تمام گروه های سنی میزان کاربرد فارسی نسبت به زبان نایینی بیشتر است و در مواردی به بیش از چهار برابر می رسد. به عبارت دیگر جوان ترین نسل مورد پژوهش ما در خانه (که همواره به عنوان کانون زبان آموزی و عامل بقای گویش ها و زبان ها مطرح است) زبان نایینی را با درصد بسیار پایین تری نسبت به زبان فارسی به کار می برد. به عبارت دیگر به نظر می رسد که زبان نایینی در خطر است و احتمال بقای آن در حال از بین رفتن است.