نیت پسرا


اون دنیا خدا نمی‌پرسه مدل ماشینت چیه؟ می‌پرسه


چندتا پیاده رو سوار کردی؟


(قابل توجه دختر خانومهایی که نمیدونن نیت پسرها

شب امتحان

یه قانون نانوشته میگه :


اگه یه هفته ام وقت داشته باشی


باید کل کتابو، شب امتحان بخونی !


تشابه


دقت کردی گاهي فقط بوي يك عطر ، يك تشابه اسم

براي چند لحظه

باعث ميشه

دقيقاً احساس كني

كه قلبت داره از تو سينه ات كنده ميشه

 

مغز انسان

مغز انسان پر کارترین جای بدنه اون همه ۲۴ ساعت روز و همه ۳۶۵ روز سال و کار میکنه کار اون از لحظه تولد آغاز میشه و فقط وقتی متوقف میشه . . . که ما وارد سالن امتحانات میشیم!! باورکن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پاورقی


پدر وارد اتاق دخترش شد و نامه اى رو روى تختخواب ديد


نامه رو با دستانى لرزان خواند

 

متن نامه اين بود:

.

.

.

ادامه نوشته

اس ام اس بازی

ما كہ ندیدیم ولے میگـטּ:

 
خیلے شیرینہ وقتے تو اسـ امـ اسـ بازے هاے شبانہ خوابتـــ میبره
 
 

صبح بلندمیشے میبینے اسـ امـ اسـ اومده:

 

قربوטּ عشـ♥ــقم برم كہ خوابش برده!



مردباید....

مرد باید

وقتی خانومش عصبانیه , ناراحته , میخواد داد بزنه

وایسه روبروش بگه

تو چشام نیگا کن , بهت میگم تو چشام نیگا کن

حالا داد بزن , بگو از چی ناراحتی

بعد مخاطب داد بزنه , گله کنه , فریاد بکشه , گریه کن
ه
حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو بغله مرد

آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه

همونجا باید بغلش کنه

نذاره تنها باشه

حرف نزنه ها , توضیح نده ها

کل کل نکنه ها , توجیه نکنه ها

فقط نذاره احساس کنه تنهاست

مرد باید گاهی وقتا مردونگیشو با سکوت ثابت کنه

با بغلش !!

استخدام

 

یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود:
شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم/آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید...
قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشک را سوار کنید. زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که می‌توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید. 

شما باید شخص مورد علاقه‌تان را سوار کنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید. 

از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود: 

سوئیچ ماشین را به پزشک می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم منتظر اتوبوس می‌مانیم.

ردبه سوی او

دانشجویی به استادش گفت:

 استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم.

استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟

دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.
استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت: 
تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید!

 

دخترانه با حجاب

به نقل از دختران با حجاب :

خــدآیمـ ... ؛7934a1f19d67.jpg
ما برآی تــو تیپ زده ایمـ ، مگـــر غیر از اینســت... ؟؟؟
بگــذآر نپسنــدنمـآن ، مـــارآ چــه به نگـــاهِ غیــر... ؟؟؟
همین که بنده یِ خــوشتیــپِ تــوئیــمـ مــآ را بس اســت ... !!!

خدایا

خـــــــــدایـــــــــــا

دلــــــم كــــــه برایـــــت تنــــــگ می شــــــود ،
 


بــــــا آنكـــــــه می دانـــــم همـــــه جــــــــا هستی ،
 

امــــــا بــــــه آسمـــــــان نگـــــــاه می كنم،چــــــرا كــــه
 

آسمـــــــــان ســــــــــــه نشــــــــــــانه از "تــــــــــــو" دارد:
 

بــــی انتهـــــــــاست....
 

بــــــی دریــــــــــــــغ اســــــــت
 

و چــــــون یـــــك دست مهربـــــــــــان،
 
همیشـــــــه بــــــــــالای ســــــر مـــــــاست


سخن بزرگان

بابا جونم


دخـتــَــر کـه بــاشی میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه

دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ آغــوش گــَرم پـــِدرتـه

دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی کـه

مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و دیگـه اَز هـــیچی 

نَتــَرسی دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه

هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی چه بـاشه چـه نبــاشه

قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته

خییییییییلی دوست دارم بابایی

تجربه ی گذشته