بیا

من همیشه دلم برایت تنگ میشود ابراهیم.....

تو رفته ای ؟!!!!

هنوز صدای قصه هایت را میشنوم شبها

بوی قلیانت هر روز تمام فضای اتاقم را پر میکند

و من با تو حرف میزنم از غصه هایم

و تو برایم دعا میکنی

اما همه میگویند من مریض شده ام و 

تو رفته ای !!!! مادربزرگ ؟؟؟!!!!

 

نمیدانم تو میدانی ؟!‏

عاشق منم که یار بحالم نظر نکرد . . . 

تو نمیدانستی............

 

 

قاصدک ؛

حامل عاشقانه های من برای تو

تنها کسی که خوب میداند

چقدر دوستت دارم  !