سوسک بود!
چند شب پیش یه موجود سیاه رو فرش بود به جناب همسر گفتم سوسک اومده بُکشش. نگاه کرد گفت نه بابا سوسک نیست. گفتم چرا سوسکه نگاش کن. نگا کرد گفت نههههه سوسک نیست و با یه مداد زد بهش و اون موجود پرید. تا صبح چند بار هی من گفتم سوسک جناب همسر گفت نههههه.
صب بیدار شد یه تیکه پلاستیک سیاه رو برداشت و به محمدامین گفت بیا این سوسکه رو بندازیم تو سطل آشغال و دو نفری هر هر به من خندیدن
ٱیا این کار، کار درستیست؟ 
پ. ن: پامیشین میاین نظر میدینا
که تو کامنتم گذاشتم تضمیمم جدی شد که دوباره برگردم بنویسم.
:


اگه حتی یه مورد اینجوری دیدم رمزو عوض میکنم









وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ بِأَبصارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ * و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَالَمین