منگنز قم
متعاقباً براساس مصوبات مجامع عمومي فوقالعاده مورخ 20/12/1360و 23/5/1370 به ترتيب نام شركت به معادن منگنز ايران (سهامي خاص) تغيير يافته و مركز اصلي شركت از تهران به قم منتقل گرديده كه در تاريخ 1/4/1371 تحت شماره 1024 در اداره ثبت شركتهاي قم به ثبت رسيده است.
نوع شركت براساس مصوبه مجمع عمومي فوقالعاده مورخ 29/11/1380 به سهامي عام تبديل و سهام شركت از تاريخ 6/11/1381 به عنوان سيصد وسي و سومين شركت در گروه استخراج كانههاي فلزي در سازمان بورس و اوراق بهادار پذيرفته شده است.
فعالیت اصلی شرکت
موضوع فعاليت شركت طبق ماده 3 اساسنامه تهيه, اجرا, سرمايه گذاري در امور اكتشاف, استخراج, تغليظ و
فرآوري مواد معدني و انجام كليه امور بازرگاني اعم از صادرات و واردات در چهار چوب قوانين كشور و مرتبط با موضوع فعاليت شركت است . هم اكنون شرکت در معادن زير مشغول به فعاليت مي باشد :
خدمات قابل ارائه:
شرکت معادن منگنز ایران بعنوان بزرگترین تولید کننده سنگ منگنز در کشور با دراختیار داشتن کادر مهندسی مجرب و متخصص در امر معدنکاری بخصوص معادن زیر زمینی توان اراته خدمات فنی مهندسی را در امور مربوطه بشرح زیر را دارد .
- انجام مطالعات زمین شناسی و معدنی در نقاط مختلف کشور
- تهیه و اجرای طرحهای اکتشافی.
- تهیه طرحهای بهره برداری ازمعادن و طراحی معادن مختلف اعم معادن روباز و زیر زمینی.
- انجام مطالعات واجرای پروژه های مختلف در زمینه فراوری مواد معدنی.
- انجام عملیات پیمانکاری و خدمات مشاوره ای در زمینه های مختلف علوم زمین ومعدنکاری
- انجام سرمایه گذاری و مشارکت در امر اکتشاف و بهره برداری ازمعادن در سرارسر کشور.
پنجشنبه آخرسال اموات را فراموش نكنيم
آرامستان بهشت زهرا(س) درجنوب تهران يكي از شلوغ ترين روزهاي سال خود را انتظار مي كشد.مردم معتقدند درگذشتگان در پنج شنبه آخر سال چشم به راه خويشان خود هستند.
بازماندگان در اين روز با حضور برسر قبور بستگان و آشنايان خويش با غبار روبي و تميز كردن اطراف قبرها به نوعي مدفن هميشگي آنها را خانه تكاني مي كنند و گاه شمع يا چراغي در كنار قبر روشن مي كنند تا شب پايان سال براي آنها تاريك نباشد.
چيدن ميوه و شيريني و گاه هفت سين بر روي قبور نشانه هاي زندگي را در قبرستان زنده مي كند و پيوند هميشگي مرگ و زندگي را به ياد مي آورد كه مردگان از ياد نرفته اند و هيچ نفسي تا ابد زنده نيست.
در بهشت زهرا (س) قطعه شهدا حال و هوايي ديگر دارد، هفت سين هاي كوچك و با صفا، پدر و مادرهاي بسيار پير كه به سختي راه مي روند، همسرهايي كه ديگر زناني جوان نيستند ، كودكاني كه رشيد شده اند و همرزماني كه با صندلي چرخدار آمده اند همه با احترام و محبت هرچه تمامتر در اطراف قبور شهدا حاضر شده 
آرامستان بهشت زهرا(س) درجنوب تهران يكي از شلوغ ترين روزهاي سال خود را انتظار مي كشد.مردم معتقدند درگذشتگان در پنج شنبه آخر سال چشم به راه خويشان خود هستند.
بازماندگان در اين روز با حضور برسر قبور بستگان و آشنايان خويش با غبار روبي و تميز كردن اطراف قبرها به نوعي مدفن هميشگي آنها را خانه تكاني مي كنند و گاه شمع يا چراغي در كنار قبر روشن مي كنند تا شب پايان سال براي آنها تاريك نباشد.
چيدن ميوه و شيريني و گاه هفت سين بر روي قبور نشانه هاي زندگي را در قبرستان زنده مي كند و پيوند هميشگي مرگ و زندگي را به ياد مي آورد كه مردگان از ياد نرفته اند و هيچ نفسي تا ابد زنده نيست.
در بهشت زهرا (س) قطعه شهدا حال و هوايي ديگر دارد، هفت سين هاي كوچك و با صفا، پدر و مادرهاي بسيار پير كه به سختي راه مي روند، همسرهايي كه ديگر زناني جوان نيستند ، كودكاني كه رشيد شده اند و همرزماني كه با صندلي چرخدار آمده اند همه با احترام و محبت هرچه تمامتر در اطراف قبور شهدا حاضر شده
كاكتوس


احمدينژاد درمراسم وداع و بزرگداشت چاوز
وقتي به ناموس و فرهنگمان یکجا توهین شد+عكس
میهمان نوازی چشم بسته عده ای از مردم کشورمان و کم توجهی برخی مسئولین ورزشی و فرهنگی کشورمان به نخبگان داخلی و تسامح در قبال وارداتی های غربی این روزها خروجی اش شده مستندی ضدایرانی و ضداسلامی به نام «کاری در ایران» که با حضور «کوین آلفونسو شپارد» بسکتبالیست آمریکایی که در سالهای ۲۰۰۸ ـ ۲۰۰۹ میلادی در لیگ برتر بسکتبال ایران و در تیم لوله آ. اس شیراز حضور داشته است هم اکنون در ایالات متحده آمریکا و اروپا در حال اکران عمومی است.
شیرازی ها در میهمان نوازی و غریب پروری گوش فلک را کر کرده اند اما وقتی گرگی در لباس میش بخواهد از ترحم و نوازش این روحیه لطیف مردم کشورمان سوء استفاده کند، اینجا مسئولین مربوطه باید به فریاد مردم برسند و با بصیرت و آگاهی بخشی به آنان، مانع از تحقق اهداف دشمن شوند و صدالبته مردم کشورمان بعد از این همه جنایت و خیانت غربی ها باید بیاموزند که هر لبخندی از جانب دشمن مستدام نخواهد بود.


وقتی بودجه بیت المال بی حساب و کتاب در جیب برخی اهالی بی لیاقت ورزش و سینما قرار می گیرد و دست بسیاری از جوانان نبخه این مملکت به گرد آنهم نمی رسد، باید شاهد بروز " لاله " های بی لاله و ورزش های بی قهرمان و پهلوانی باشیم که یاری رسانمان در عرصه ورزش امثال کوین شپارد باشند.


«کوین آلفونسو شپارد» بسکتبالیست آمریکایی است که در سالهای ۲۰۰۸ ـ ۲۰۰۹ میلادی در لیگ برتر بسکتبال ایران و در تیم لوله آ. اس شیراز حضور داشته است اما در حال حاضر مستندی به نام «کاری در ایران» با حضور وی در ایالات متحده آمریکا و اروپا در حال اکران عمومی است که به نقد و زیر سؤال بردن مفاهیم اساسی اسلامی و چالش کشیدن مقولههای چون مذهب، سیاست و جنسیت میپردازند.


فیلم دروهله اول، زندگی کوین شپارد بسکتبالیست حرفه ای، از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ در ایران و ماجرای کوششهای تیم ورزشی لوله آ.اس شیراز برای رسیدن به مقام قهرمانی با استفاده از بازیکنان حرفهای غیر ایرانی را به نمایش میگذارد تا اثبات نماید ایرانی ها هر آنچه در عرصه ورزش و صنعت دارند حاصل کمک های فکری و فیزیکی نخبگان غربی است.

این فیلم در مرحله دوم کم کم وارد ماجرای شرایط زندگی سه زن ایرانی که کوین شپارد در دوران اقامت در ایران با آنها دوستی و رفت و آمد خانوادگی داشته، میشود.

در این مستند شپارد را با سه دختر ایرانی نشان میدهد که تلاش کرده است با به ابتذال کشاندن اوضاع داخلی ایران و کشاندن برخی از دختران و پسران با ظاهری غیر پوشیده آنها را در موضع نقد اساس اسلام و اسلام گرایی قرار دهد.


سه زن جوان ایرانی که شپارد با آنها دوست میشود، محور اصلی این مستند است؛ هیلدا در یک مطب دکتر فیزیوتراپ کار میکرد و شپارد زمانی با او آشنا شد که برای درمان مچ پای پیچ خوردهاش به او مراجعه کرده بود. هیلدا و دو نفر از دوستانش که آنها هم دختر بودند با وی ارتباط دوستانهای برقرار میکنند و در این مستند تلاش میشود به مخاطب اینگونه القاء شود که در ایران علیه زنان تبعیضهای جنسیتی وجود دارد و حقوق انسانی آنان نقض میشود!

بسیاری از تصاویر این مستند به لطف چشم بسته برخی مسئولین مربوطه در شیراز فیلمبرداری شده است و اکنون این سؤال را مطرح میکند که چگونه اولاً مسئولان تیم بسکتبال لوله آ.اس شیراز از برنامههای بازیکن تیمشان خبر نداشتهاند و ثانیاً این نکته نیز جای تأمل دارد که چگونه نیرویهای امنیتی و فرهنگی استان و کشور به یک آمریکایی اجازه دادهاند تا از خزانه دولتی و پول مردم ایران درآمد بدست آورده و در عین حال، ابزاری برای پیشبرد پروژهی اسلام ستیزی و ایرانهراسی باشد این در حالی است که دست نیروهای ارزشی کشور در بسیاری از موارد بسته است و فعالیتهای فرهنگی آنان با موانع زیادی روبرو می شود.




