نسل نوکشاباد
 
خدایا کمکمون کن طبل بزرگ هیاهومون هیچوقت توخالی نباشه.
 

كشاباد ، ارديبهشت 95


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ توسط abbasgholami

دوستان عزيز با توجه به پيشرفت روز افزون وسايل ارتباط جمعي ، تصميم گرفتيم تا ادامه نسل نو را در تلگرام دنبال نماييم . جهت عضويت لينك زير را دنبال نماييد .

https://t.me/keshabadnewgeneration


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ توسط abbasgholami


نوشته شده در تاريخ شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۴ توسط abbasgholami
معرفي روستا - كشاباد عليا
 

 اگه يه روزي دلتون هواي كوه و صخره كرد و خواستيد تا لحظاتي رو دور از دود و دم ماشينها و آلودگيهاي صوتي شهربگذرونيد كافيه بقول قديميا شال و كلاه كنيد و پا رو روي پدال گاز ماشين بگذاريد و راهي شمال شهر قزوين بشيد .  سر ماشينتونو برگردونيد به طرف جاده اي كه صداو سيماي مركز قزوين و دانشگاه بين المللي امام خميني رو پشت سر مي گذاره و از اسماعيل آباد تا آلولك ادامه پيدا مي كنه . از اينجا به بعدش ديگه تازه حال و هواي كوه پيدا ميشه .جاده آسفالته رو كه بگيري و بري به يك دو راهي مي رسي كه  سمت چپ  سر از دستجرد وخسرودو بالاخره انبوه در مي ياره . ولي جاده سمت راست شما رو به روستاهاي سوته كش – اسبمرد – و كشاباد عليا و سفلي مي رسونه .كل مسافت شهرقزوین تا اين روستا 36 كيلومتر است ، جاده اي آسفالته دارد كه بدليل واقع شدن گردنه سفيد بوران (بنا به روايتي سفيد گوران ) درمسير بادهاي سرد زمستاني در سردترين ماههاي سال براثر كولاك و برف مسدود مي گردد .

ولي از  فصل سرد تنها  نمي توان سختيهاي راه را در نظر گرفت بلكه همين مكان در فصل سرد نيز تفرجگاه طبيعت دوستاني است كه يك روز سرد و برفي و  سرسره و برف بازي را به نشستن در خانه گرم ترجيح مي دهند.

 اين روستا بدليل همجواري با آب و هواي مرطوب استان گيلان كه از طريق رودخانه لوشان و مسير شاهرود الموت به اين منطقه نفوذ مي كند  در فصل بهار از آب و هواي بسيار مطبوعي برخورداراست وهرساله انبوهي از جمعيت را به طرف خود مي كشد.

محصولات كشاورزي روستا در قديم تنها انواع غلات بوده است اما امروزه با توجه به بافت جمعيتي اش اين محصولات ديگر كاشت نمي شود و بجاي آنها مردم به محصولات سر درختي نظير گردو – گيلاس –آلبالوو توت روي آورده اند .

اين روستا در پاي كوه بلندي واقع شده است و بدليل ارتفاعش از سطح دريا در فصول گرم سال دچار كم آبي است و براي جبران آن آب چشمه ها بوسيله لوله از كوهها به آبادي هدايت مي شود.

روستاي كشاباد عليا ، از معدود روستاهاي كشور بود كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي  از آب آشاميدني سالم و نيز لوله كشي آب به منازل برخوردار شد . اين طرح توسط جهاد سازندگي قزوين در سال 1359 اجرا شد و در پاييز همان سال به بهره برداري رسيد.
 بعد از زلزله 1369 گيلان ، زنجان و قزوين كه موجب ويرانيهايي در مناطق ياد شده گرديد ، توجه دولت وقت به محروميتهاي اين منطقه بيشر شد و سرانجام در سال 1370 خانه بهداشت روستايي ، در سال 1378 برق شهري ، در سال 1381 مخابرات روستايي و در سال 1384 گيرنده تلوزويوني در اين روستا به بهره برداري رسيد .


جنس ساختمانهاي روستا تا قبل از زلزله سال1369 رودبار و منجيل (كه ويرانيهاي زيادي در روستاهاي منطقه الموت و قزوين برجاي گذاشت) ، از چوب و خشت بود ولي بعد از طرح مقاوم سازي روستاها اين بافت روستا نيز از حالت سنتي به شهري تغيير يافت و امروزه جز چند خانه گلي كه درحال نابودي است بقيه از جنس بتون –تير آهن – آجر و شيرواني  بنا گرديده است.

 

 

 تصوير فعلي روستاي كشاباد

هنوز از قدمت دقيق اين روستا اطلاعي در دست نيست اما آنچه كه موجب مي شود تا بيننده  به تخمين قدمت روستا بپردازد درختان كهنسال گردو و توت سفيد و شاه توت  است كه عمر هر يك از آنان به بيش از 400 الي 500 سال مي رسد .گفته مي شود ساكنين اوليه اين روستا چند خانواده مهاجر بوده اند كه از روستاي اسبمرد(شفيع آباد كنوني)به اين محل كوچ كرده و بعدها با زادوولد و ازدياد جمعيت ، بافت كنوني روستا را شكل داده اند. اين روستا در گذشته هاي دور بسيار آباد –سرسبز و پردرخت بوده است به طوري كه طبق گفته قديميهاي روستا ، تراكم در ختان ميوه نظير گردو و توت به قدري زياد بوده است كه يك شخص مي توانست از ابتداي روستا تا كيلومترها برروي شاخه ها ، از درختي به درختي ديگر راهپيمايي كند بدون اينكه از درخت پايين بيايد. در اصل آباداني روستا مديون جويهاي آبي بود كه آب چشمه ها را از منشاء رودخانه اسبمردبه اين روستا منتقل مي كرد ولي بعدها بدليل بروز اختلاف كه موجب كشته شدن يكي از اهالي گرديد آب جوي مذبور براي هميشه از جريان افتاد و از همين زمان بدليل كم آبي ، سرسبزي روستا نيز رو به افول نهاد.

در زمانهاي دور شكل و شمايل روستا بصورت فعلي نبوده بلكه روستا بسيار وسيع و هموار بوده است ولي به گفته پيران ده در حدود 60 يا 70 سال قبل شبي مردم روستا صداي غرشي را به گوش شنيدند و وقتي صبح هنگام از منزل بيرون آمدند مشاهده نمودند نيمي از روستا بر اثر رانش زمين جدا شده و تعدادزيادي از درختان را نيز در خود فرو برده است و در اصل محل تولكان (tolakan) فعلي بخش جدا شده روستاي كشاباد است.


روستاي كشاباد عليا با روستاهاي كشابادسفلي ، اسبمرد –خسرود –كاكوهستان –پشام و آلولك همسايگي نزديك دارند.

در نزديكي روستا آثار تمدن و زندگي مردمان كهن قرار دارد از جمله گورستانها و سنگ قبرها – آثار سفال –تنور و ظروف ، كه بيشتر اين آثار را مي توان در مناطقي مانند : اسبي گل يعني گٍل سفيد (esbi gel) - كند كوهتوچال (توچول محلي) – سياه زمين (دركنار رودخانه آفتابرود) و مزرعه چسك( chask ) به چشم ديد.

در گذشته راهي كاروان رو از نزديكي روستا مي گذشت كه شهر قزوين را به شهرهاي استان گيلان و مازندران وصل مي كرد و در نزديكي روستاي كشاباد سفلي محلي بنام بيشه چال وجود دارد كه در آن كاروانسرايي وجود داشته و كاروانيان شب را در آنجا بيتوته مي كردند امروزه جز سنگ بنای این کاروانسرا در این مکان چیز دیگری یافت نمی شود .

دركنار روستاي كشاباد عليا ، روستاي كشاباد سفلي قرار دارد كه عكسهايي زيبا از اين روستا را در زير مشاهده مي كنيد :

 

 عكس آرشيوي مربوط به 8 سال قبل

 


برچسب‌ها: كشاباد, كشابادعليا, كشابادسفلي
نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹ توسط abbasgholami


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۴ توسط abbasgholami

يلداي قديم

 

يلداي جديد

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۴ توسط abbasgholami

عصرایران؛ محمد مهدی حیدرپور - علامت های بسیاری وجود دارند که با یک صفحه کلید استاندارد قابل تایپ نیستند اما شاید نکته ای که از آن آگاه نباشید هزاران علامتی هستند که می توان تنها با استفاده از کلید Alt و کلیدهای اعداد تایپ کرد.

 

به گزارش "گروه علم و فناوری" عصرایران، دفعه بعد که قصد تایپ علامت های غیر معمول (به عنوان مثال، کپی رایت، نشان تجاری) را دارید می توانید از ترکیب کلید Alt و نامبر پد استفاده کنید. اطمینان حاصل کنید که Num Lock روشن است. سپس، کلید Alt را پایین نگه داشته و یکی از ترکیبات عددی که در ادامه ارائه می شوند را تایپ کرده و پس از آن کلید Alt را رها کنید. برای صفحه کلیدهای بین المللی باید از دکمه Alt سمت چپ استفاده کنید.

توجه داشته باشید در صورتی که دارای لپ تاپی فاقد نامبر پد هستید همچنان می توانید این کار را با استفاده از کلید Function در رایانه خود انجام دهید.

نمونه های ارز:

Alt + 0128 = €

Alt + 0162 = ¢

Alt + 0163 = £

 نمونه های نقطه گذاری

Alt + 0161 = ¡

Alt + 0191 = ¿

Alt + 0223 = ß

 نمونه های ریاضی

Alt + 0176 = °

Alt + 0177 = ±

Alt + 0181 = µ

Alt + 0188 = ¼

Alt + 0189 = ½

Alt + 0190 = ¾

Alt + 0247 = ÷

 نمونه های دیگر

Alt + 0134 = †

Alt + 0153 = ™

Alt + 0169 = ©

Alt + 0174 = ®

 کاراکترهای بسیار دیگری وجود دارند که از این طریق می توانید آنها را تایپ کنید که از آن جمله می توان به حروف یونانی اشاره کرد. برای آشنایی با آنها می توانید فهرستی کامل را اینجا مشاهده کنید.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴ توسط abbasgholami
عصرایران - جعفر محمدی

 - حسین(ع) ، بلندبخت تر از پدر نازنین اش بود. او یاران اندکی داشت، تنها 72 تن؛ اما همه یارانش "یار" بودند. علی(ع) اما بسیار بیش از این ها سرباز در رکاب داشت اما سره و ناسره ، نامطمئن!
علی(ع)، بیش از فرزندش رنج کشید، یاران "نایار" پیرش کردند.

- حسین(ع) را کسانی کشتند که قبل از طلوع خورشید عاشورا، دو رکعت نماز صبح خوانده بودند قربة الی الله ؛ "والضآلین" اش را هم خوب کشیده بودند.
علی(ع) را هم ابن ملجم در حالی فرق شکافت که وضو داشت و پیشانی اش از فرط عبادت پینه بسته بود.
قاتلان حسین(ع) ایمان داشتند که او از دین خارج شده است و علی(ع) را به جرم گردن ننهادن به حکم خدا به خون غلتاندند!

هر که عقل و خرد خویش در اختیار دستگاه تبلیغاتی ستم بگذارد، دیر نخواهد پایید که حق را باطل و باطل را حق ببیند... و چه هنرمندانه جباران تاریخ، دینداران ساده اندیش را سربازان بی جیره و مواجب خویش قرار داده اند و این قصه سر دراز دارد و مگر نه این است که امروز هم با پرچم سیاهی که نام رسول خدا(ص) بر آن است "دولت اسلامی" تشکیل داده اند و در عراق و شام، هر روز سر می برند؟!

- شبکه های اجتماعی پر از علامت هایی که به "لایک" معروف اند. اگر ماجرای تهیدستی که محتاج نان شب است را روایت کنند، هزاران هزار نفر آن را لایک می کنند و آسوده خاطر از این که به وظیفه انسانی شان عمل کرده اند(!) سر بر بالین می گذارند. خیلی ها هم ایثار بیشتری می کنند و مطلب را به اشتراک می گذارند و شاید هم نظری زیرش بنویسند؛ نور علی نور!
اما کم هستند کسانی که از کارهای بی هزینه عبور می کنند و در فضایی خارج از فضای مجازی، دست نیازمند را می گیرند و گرهی باز می کنند و اشکی پاک.

ماجرای حسین(ع) و ما نیز همین است.خیلی هایمان برایش سینه می زنیم، در هیأت هایش شرکت می کنیم، علم های سرخ و سیاه بر در خانه هایمان می زنیم، پای روضه اش اشک می ریزیم و غذای نذری حسینیه محله مان را به نیت شفا و تبرک می خوریم و آنگاه، با این تصور که بهترین هستیم، راهی خانه هایمان می شویم.
اما صبح فردا، حسینی بودن را فراموش می کنیم، اگر در مسندی هستیم که قدرتی در دست ماست، ستم می کنیم، از کار کارمندی و کارگری مان می زنیم، انصاف را در داد و ستدهای مان زیر پا می گذاریم، دین خدا را دکان خود می کنیم، آبروی دیگران را به راحتی آب خوردن می بریم، آسان دل می شکنیم، حقوق دیگران را نادیده می گیریم و ... .

اگر حسین(ع) در عصر اینترنت بود و "هل من ناصر ینصرنی" را در فضای مدرن امروز منتشر می کرد، حتماً هزاران هزار نفر آن را لایک می کردند، هزاران بار این پیام به اشتراک گذاشته می شد و پیامش سایت به سایت و گوشی به گوشی می چرخید ولی چند نفر جان شان در در دست می گرفتند و خود را قربانی راه حسین(ع) می کردند؟
آیا همه آنان که این روزها سینه زدند، در برابر جور و برای راه حسین(ع) هم حاضرند سینه سپر کنند؟ لایک کردن و سینه زدن چه آسان ولی مرد عمل بودن کار عبّاس و عبداللّه و قاسم و حرّ و حبیب بن مظاهر است و کار آنان که در 8 سال دفاع مقدس، لباس سیاه کندند و لباس رزم پوشیدند و به هل من ناصر حسین، لبّیک گفتند ، بی هیچ استخاره ای.
خیلی از ما ، مهم ترین کاری که عرضه اش را داریم ، لایک زدن و سینه زدن است و بس.

- بسیاری از آنان که در دربار معاویه بودند یا یزید را امیرالمؤمنین می خواندند یا در لشکر عبیدالله بن زیاد جنگیدند، اگر از همان مواهب مادی در بارگاه علی(ع) و حسین(ع) بهره مند می شدند، می توانستند در این سوی جبهه باشند، کما این که در عصر رسول خدا(ص) که حکومت حجاز یکسره در دست ایشان بود، خدمت رسول(ص) می کردند و در صف اول نماز به ایشان اقتدا.

اینان، نه بندگان خدا و مطیعان رسول و اولی الامر، که دلبستگان مال و مقام بودند و بعد از رحلت پیامبر(ص)، بو کشیدند که قدرت و ثروت در کدام سو هست و بدان سمت روانه شدند. بسیاری از آن اصحاب در برابر علی(ع) و فرزندانش ایستادند و شمشیر کشیدند.

امروز نیز همان ماجرا در سبک و سیاقی دیگر ادامه دارد. بسیاری از آنانی که دم از دین و اولی الامر و اسلام و ارزش هایش می زنند، نه دل در گرو دین دارند و نه تعلق خاطری به ارزش ها. بسیاری شان نیز چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند؛ اما چه کنند که نان و نام در این است؟
بر اینان حرجی نیست که امروز در رکاب نظام اسلامی باشند و فردا اگر نان و نام در سویی دیگر باشد، همه شعارهایشان را زیر پا بگذارند و هروله کنان بدان سمت دیگر بروند.
مشخص ترین شاخصه شان هم این است که جز خود و همپالگی هاشان، کسی را نه مؤمن به دین خدا می دانند و نه دلسوز دین و میهن.
درست مانند خوارج که حتی ولی خدا را نیز خارج از دین خدا می شمردند چه برسد به افراد عادی و چه برسد به کسانی که نقدی بر ایشان داشتند.
خوارج امروزی اما، از سرگذشت تلخ خوارج دوران علی(ع) درس گرفته اند و به جای آن که صف جدا کنند و تار و مار شوند، در صف یاران دین مانده اند تا هم بهتر بتوانند مؤمنان واقعی را به هزار انگ و تهمت تضعیف کنند و هم از مواهب حضور در قدرت بهره مند شوند.

عباس(س) وقتی با لب های تشنه به رود پر آب فرات رسید، قطره ای آب نخورد و مشک را برای خیمه نشینان حرم حسین(ع) پر کرد و اینک بسیاری از مدعیان، حتی با شکم های پر نیز از رودخانه بیت المال چشم نمی پوشند!

در روز عاشورا ، حق و باطل کاملاً مشخص بودند. می شد باطل را به چشم دید و حق را به گوش شنید و لمس کرد. هنگامی که علی(ع) در برابر دشمنان لشکر می آراست هم می شد فهمید که حق این سوست و باطل آن سو.
اینک اما نظام اسلامیِ بر آمده از دل جهاد حسینیان، درگیر منافقانی است که دم از اصول می زنند و این و آن را تکفیر می کنند و معلوم نیست سر کدام بزنگاه، قالب تهی و چهره نمایان خواهند کرد تا کار صیانت از خون شهیدان، باز به دست وارثان بی نام و نشان و بی ادعای عاشورا بیفتد و هل من ناصر حسین(ع) را بی هیچ چشمداشتی لبیک بگویند.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳ آبان ۱۳۹۴ توسط abbasgholami
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک