revenge
revenge

قسمت ما هم اینه شبا با چشمای باز بخابیم

اونچه ک نباید اتفاق میوفته ..
و من چقدددرر منتظر بودم که اتفاق بیوفته ...
Cuz I lIkE HoW It FeEls
&
It`S sO nIcE

بعدش نوشت : خوشحالم ازین که همه چیزو تغییر دادم ...
خدایا یه عالمه شکرت ![]()
...
cuz I built a wall around my heart :)
بعله ... اینجوریاس ..
:D
بزنگاه .گرگ ک به گله میزند ... سگ ما ریدنش میگیرد :|
+
Yo prefiero dejarte partir
Que ser tu prisionero
Y no vayas por ahí
Diciendo ser la dueña de mis sentimientos
و واژه هایی ک از من فرار میکنند ... باز هم .
:|
![]()
![]()
بعدش نوشتم : ما سه نفریم که اصلا پلید نیستیم ...
the silent rebel
a song that goes on & on :)
بعضی از آدما هستن که فقط یکی اند ... دیگه هیچوقت تکرار نمیشن ...
قانع نیستم ...
.
من منم ![]()
یه روزی باید زهرمو بریزم . ![]()
?any more for wounded wolf ?bala sari
بعدش نوشتم :
بگذار هرچه میخواهد بشود ...
*****************
به علت امنیت سیاسی اجتماعی حذف شد
بوی گند خیانتش هنوز هم به مشامم میرسد ...
در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا می خورد و می تراشد . این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد,چون عموماً عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیشامد های نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد,مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند - زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی به وسیله ی افیون و مواد مخدره است - ولی افسوس که تاثیر این گونه داروها موقت است و بجای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می افزاید ... (بوف کور - ۱۳۱۶)
--------------------------
بقول نوشمکی : احساسم "درد" دارد :(