زهرا...
در خاک نهال کینه را پروردند
در کعبه علی شکسته بتها شان را
اکنون به در خانه تلافی کردند
در خاک نهال کینه را پروردند
در کعبه علی شکسته بتها شان را
اکنون به در خانه تلافی کردند
حادثه ي مشرقی
اي حادثه ي مشرقي،اي نورتر از نور
ای سینه ی تو وادی ایمن شده ی طور
انگشتر ِفيروزه به دستت كن وبنشين
بنشین که در این بزم نداریم جز انگور
زلف تو تکان خورد.....اذا زلزلت الارض
هنگام اذان است ...بخوان حي علي النور
ای صاحب عصری که جهان در طلب توست
امشب شب دیوانگی ماست! شب توست
نوشتم فاطمیه...
نوشتم فاطمیه.....
قلم یکباره افتاد و بنام مادرم خم شد،
و دفترنامه ی شعرم، سراسر نامه ی غم شد،
تمام شور شیرینم به یادش، غرق ماتم شد،
در دروازه قلبم به نام فاطمه غم شد،
گل شاداب ایوان دلم به ناگه از کمر خم شد...
و در صحن حسینیه ی دل، همه غوغای عالم شد ...
راز

دست و طناب، تاب تو را طاق کرده بود/
ضرب غلاف، زخم تو را راز کرده بود/
از بال تو چکید خون و فلک پرستاره شد/
وقتی علی راز تو را باز کرده بود...
فاطمه علت خلقت

ای که اسرار تو از جن و ملک نیز نهان بود/
ای که در معرفتت نوح نبی نیز جوان بود/
در مدح و ثنای تو همین بس که فرمود/
رحمت مادری ات فلسفه ی خلق جهان بود
دو بیتی های ایام فاطمی و بهار....
ما سرخوشی از روی خرافات نداریم/
ما دلشدگان پای خرابات نداریم/
آنجا که شود عید و سرور عادت مردم/
ما غمزده ایم ، مادر سادات نداریم....
گفتند بهارست و در آن غنچه نمایان گردد/
گفتند که حتمیست در آن یاس گل افشان گردد/
من در عجبم از چه خزان شد آغاز/
وقتی که شود غنچه خم و یاس پریشان گردد...
وقتی که دلم شنید، بهار در راهست/
وقتی که بهار ز یاس دل همراهست/
در هر نفسی عطر تو را حس کردم/
مادر! ضربان قلب من هم آهست.....
مقام معظم رهبری و آیت الله بهاالدینی
مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای در پیامی به مناسبت رحلت حضرت آیت اللّه بهاءالدینی، این شخصیت بزرگ را چنین توصیف کردند: «این عالم بزرگ، از جمله نوادری بود که همواره در حوزه های علمیه هم چون ستاره درخشان معنویت و عرفان، راهنمای خواص و مایه دلگرمی و امید برجستگان اند. مقام رفیع اخلاقی و معنوی آن بزرگ مرد، موجب آن بود که هر کلمه و اشاره او، چون برقی در چشم ارادتمندانش بدرخشد و دریچه ای به عوالم معنا بگشاید... . این عالم کهنسال و مراد و مقبول فضلا و علما، عمر با برکت و پرفیض خود را در بهشتی از پارسایی و زندگی زاهدانه، در کنج محّقر خانه ای که ده ها سال شاهد غنای معنوی صاحبش بود، به سر آورد و بی اعتنایی حقیقی به زخارف ناپایدار دنیوی را که سیره همه صاحب دلان برجسته حوزه های علمیه است، درس ماندگار خود ساخت».

ذخیره الهی
یکی از نزدیکان حضرت آیت اللّه بهاءالدینی، نظر ایشان را درباره مقام معظم رهبری چنین بیان می کنند: از شخصیت آیت اللّه خامنه ای مدظلّه العالی آن هم در زمانی که رئیس جمهور بودند، خیلی تجلیل می کردند و می فرمودند: «ایشان شخص بزرگواری است». هم چنین در جای دیگر فرمودند: «با اخلاص بسیار و سوز فراوانی که حاج آقا روح اللّه [حضرت امام]، داشت برای بنده روشن بود که ائمّه علیه السلام پشتیبان او خواهند بود... . از همان زمان رهبری را در آقای خامنه ای می دیدم، چرا که ایشان ذخیره الهی بعد از امام بوده است».
حجت الاسلام پناهيان: كسي كه ولايتش ضعيف باشد، آدم ضعيفي است و آدم ضعيف به درد سياست نمي خورد
.jpg)
حجت الاسلام والمسلمين عليرضا پناهيان با خواندن روايتي از امام صادق(ع) به نقل از امالي شيخ صدوق، كه فرمودند: «هيچ بدني در انجام آنچه نيّتِ بر آن قوي باشد، ناتوان نيست؛ ما ضعُفَ بَدَنٌ عمّا قَوِيَت علَيهِ النِّيَّةُ» ، نيت و انگيزه را مهمترين عامل قدرت بخش معرفي كرد
به مناسبت ولادت حضرت زینب علیها سلام

عزیز خانۀ حق، دخت شیر آورده
امیره ای ز برای امیر آورده
به روی دست علی آن چنان نمایان که
خدا دلیل دگر بر غدیر آورده
پیام وحی برای پیمبر خاتم
خبر ز عالمه ای بی نظیر آورده
شب ولادت گریه است، فاطمه امشب
که غم به قلب تو درد کثیر آورده
امیر زاده همیشه امیر می ماند
در این میانه که نام اسیر آورده؟
ولادت گل خیر النسا مبارک باد
طلوع زین اَب مرتضی مبارک باد
کسانیکه معنای ولایت را نمی فهمند در کار ما سخت مانده اند...



متن کامل پاسخ استاد عزیز حجت الاسلام پناهیان به متعرضان ولایت:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای علی مطهری سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
از آنجا که شما در مرقومه خود مطالبی را به بنده نسبت دادهاید که صحیح نبوده، و ضمن آن برخی از دیدگاههای خود درباره ولایت فقیه را که قابل نقد میباشد بیان فرمودهاید، به این وسیله نکاتی را در پاسخ به فرمایشات جنابعالی متعرض میشوم. این نامه نه برای اهمیت داشتن رفع اتهام، که به دلیل امکان سوءاستفاده از مطالب شما و شبهاتی که مطرح فرمودهاید و اهمیت دیگر مطالبی که ظاهراً به سرعت و طبیعتاً توأم با بیدقتی از جانب شما بیان شده، نگاشته میشود.
به مناسب ولادت حضرت عسکری
چه منتی به سر خلقت خدا داری
اگر به چشم زمین پای خویش بگذاری
سحاب رحمتی و پای آسمان خدا
کنار می کشد آن ساعتی که می باری
فرشتگان همه مبهوت جلوۀ رویت
چه دلربایی... عجب دلبری... چه دلداری...
تو آخرین گل یاسی که نقش هایت را
به کوچه باغ قدیمی شهر می کاری
پس از تو صبح مدینه دگر نخواهد دید
طلوع نسل خدا را زمان بیداری
لبان حضرت هادی پر از ترانه توست
کرم نما و فرودآ که خانه خانه توست
عصمت زهرا(عليها السلام) در لسان رسول خدا(صلى الله عليه وآله)
دخت گرامى پيامبر(صلى الله عليه وآله) از مقام والايى برخوردار بود، سخنان رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) در حقّ دخترش حاكى از عصمت و پيراستگى او از گناه مى باشد. آنجا كه درباره او چنين مى فرمايد:
«فاطمة بضعة منّي فمن أغضبها أغضبني».
«فاطمه پاره تن من است، هر كس او را به خشم آورد بسان اين است كه مرا خشمگين كرده است».
ناگفته پيدا است كه خشم رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مايه اذيت و ناراحتى اوست و سزاى چنان شخصى در قرآن كريم چنين بيان شده است:
(وَ الّذين يُؤْذُونَ رَسُول اللّه لَهُم عَذابٌ أَليم)(توبه / 61).
«آنان كه رسول خدا را آزار دهند، براى آنان عذاب دردناكى است».
چه دليلى استوارتر بر عصمت او كه در حديث ديگرى رضاى وى در گفتار پيامبر(صلى الله عليه وآله) مايه رضاى خدا، و خشم او مايه خشم خدا معرّفى گرديده است، مى فرمايد:
«يا فاطمةُ انّ اللّه يغضبُ لِغضبك و يَرضى لرضاك».
«دخترم فاطمه!، خدا با خشم تو، خشمگين، و با خشنودى تو، خشنود مى شود».
به خاطر چنين مقامى والا، او سرور زنان جهان است، و پيامبر در حق او چنين فرموده:
«يا فاطمة! ألا ترضين أن تكونَ سيدةَ نساء العالمين، و سيدةَ نساءِ هذه الأُمّة و سيدة نساء المؤمنين».
«دخترم فاطمه! آيا به اين كرامتى كه خدا به تو داده راضى نمى شوى كه تو، سرور زنان جهان و سرور زنان اين امّت و سرور زنان با ايمان باشى».
زمین منتظر
منتظر مانده زمین تا که زمانش برسد
صبح همراه سحر خیز جوانش برسد
خواندنی تر شود این قصه از این نقطه به بعد
ماجرا تازه به اوج هیجانش برسد
پرده چاردهم وا شود و ماه تمام
از شبستان دو ابروی کمانش برسد
لیله القدر بیاید لب آیینهی درک
سوره فجر به تاویل و بیانش برسد
نامه داده ست ولی عادت یوسف اینست
عطر او زودتر از نامه رسانش برسد
شعر در عصر تو از حاشیه بیرون برود
عشق در عهد تو دستش به دهانش برسد
ظهر آن روز بهاری چه نمازی بشود
که تو هم آمده باشی و اذانش برسد
به مناسبت سالروز ورود حضرت معصومه به قم
نشسته ام بنویسم حرم، حرم، بانو
چه خوب شد که دوباره کبوترم، بانو
نشسته ام بنویسم مرا به قم ببری
دو هفته ای شده اصلا نمی پرم، بانو
نشسته ام بنویسم مرا رها نکنی
که بی تو راه به جایی نمی برم، بانو
مسیح نیز مریض مرا علاج نکرد
ولی به لطف تو امروز بهترم، بانو
امام زاده ی موسی بن جعفری، خانم
غلام زاده ی موسی بن جعفرم، بانو
سلام بانوی خیرات، بانوی برکات
هزار بار بر این خیر مقدمت صلوات
فاالستبقوا الخیرات
اگر هر ایرانی [فقط] 20هزار تومن به قحطی زدگان مسلمان سومالی کمک کند همه دوازده
میلیون نفر، مردم سومالی از مرگ نجات پیدا میکنند.

اثبات مطلقه بودن ولایت فقیه
از اركان مهم نظريه نظام ولايت مطلقه فقيه بررسى معنا و ضرورت مطلقه بودن ولايت فقيه است كه در قالب اين عنوان، حدود اختيارات ولى فقيه تعيين مىشود. با بررسى اين مرحله، اركان اصلى نظريه ولايت مطلقه فقيه بررسى شده و معقوليت آن به اثبات مىرسد.
در اين مرحله ابتدا به بررسى نظريههاى مختلفى درباره حدود اختيارات ولايت فقيه مىپردازيم و سپس نظريه مختار را بيان مىكنيم و در نهايتبر اساس معناى مورد نظر به سؤالات و ابهامات مطرح شده در اين زمينه پاسخ مىدهيم. البته بايد توجه داشت كه تلقىهاى معمول از ولايت مطلقه فقيه نوعا قابليت جمع با يكديگر دارند اما به دليل تفاوت مفهومى به صورت مجزا ذكر مىگردند
مثل هر بار براي تو نوشتم:
دل من خون شد ازين غم، تو كجايي؟
و اي كاش كه اين جمعه بيايي!
دل من تاب ندارد،
"همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟ ... تو کجایی؟ تو کجایی..."
و تو انگار به قلبم بنويسي:
كه چرا هيچ نگويند
مگر اين رهبر دلسوز، طرفدار ندارد، كه غريب است؟
و عجيب است
كه پس از قرن و هزاره
هنوزم كه هنوز است
دو چشمش
به راه است
و مگر سيصد و اندي نفر از شيفتگانش
زياد است
كه گويند
به اندازه يك « بدر » علمدار ندارد!
و گويند چرا اين همه مشتاق، ولي او سپهش يار ندارد!
تو خودت! مدعي دوستي و مهر شديدي!
كه به هر شعر جديدي،
ز هجران و غمم ناله سرايي، تو كجايي؟
تو كه يك عمر سرودي «تو كجايي؟» تو كجايي؟
باز گويي كه مگر كاستي اي بُد ز امامت،
ز هدايت،
ز محبت،
ز غمخوارگي و مهر و عطوفت
تو پنداشته اي هيچ كسي دل نگران تو نبوده؟
چه كسي قلب تو را سوي خداي تو كشانده؟
چه كسي در پي هر غصه ي تو اشك چكانده؟
چه كسي دست تو را در پس هر رنج گرفته؟
چه كسي راه به روي تو گشوده؟
چه خطرها به دعايم ز كنار تو گذر كرد،
چه زمان ها كه تو غافل شدي و يار به قلب تو نظر كرد...
و تو با چشم و دل بسته فقط گفتي كجايي!؟
و اي كاش بيايي!
هر زمان خواهش دل با نظر يار يكي بود، تو بودي ...
هر زمان بود تفاوت، تو رفتي، تو نماندي.
خواهش نفس شده يار و خدايت،
و همين است كه تاثير نبخشند به دعايت،
و به افاق نبردند صدايت،
و غريب است امامت.
من كه هستم،
تو كجايي؟
تو خودت! كاش بيايي.
به خودت كاش بيايي.
آيت الله نوري همداني روز يكشنبه در ديدار جمعي از پرسنل و فرماندهان سپاه و نيروي انتظامي درمورد سخنان رييس جمهور در نيويورك و بازگويي واقعيتها ازسوي وي اظهار داشت: سخنان آكنده از شجاعت، عدالت و منطق رييس جمهوري گوياي اقتدار نظام اسلامي و سياست خارجي آن است.
وي افزود: داشتن ديپلماسي قوي مي تواند در شناساندن چهره اي مقتدر از نظام اسلامي در جهان بسيار تاثيرگذار باشد كه بحمد الله اين وضعيت اكنون به وجود آمده است و در سفر اخير رييس جمهوري كشورمان به نيويورك نمود عيني پيدا كرد.
آيت الله نوري همداني با اشاره به ديگر زمينه هاي كسب اقتدار در دنيا،از حكومت اسلامي به عنوان يكي ديگر از عوامل اين مهم ياد كرد و افزود: آنچه كه موجب شد نظام اسلامي از همان ابتدا دربرابر نفوذ قدرتهاي منطقه و استكبار مانند دژ مستحكم و مقاوم عمل كند حاكميت حكومت اسلامي بر پايه ولايت فقيه در اين كشور است.
اين مرجع تقليد گفت: قبل از شكل گيري نظام اسلامي،حكومتها ازسوي كشورهاي استكباري تحت سيطره قرار مي گرفتند و شاهان بي كفايت آنها به سبب دنياطلبي و مال دوستي براحتي ازطرف اين ممالك خريداري مي شدندولي نظام اسلامي به لطف برخورداري از رهبري فقيه و شجاع همچون امام خميني(ره)، استقلال را پس از گذشت سالها براي كشور به ارمغان آورد كه با رهبري خردمندانه مقام معظم رهبري همچنان اين خودكفايي درحال تداوم است.
استاد حوزه علميه قم، رمز اصلي كسب اقتدار نظام را وحدت حول محور ولايت فقيه دانست و افزود:اختلاف و دودستگي به عنوان نقطه مقابل وحدت و همبستگي موجب تضعيف نظام مي شود لذا بايد از آن پرهيز كرد.
آيت الله نوري همداني با اشاره به ايمان و اعتقاد الهي به عنوان يكي ديگر از عوامل ايجاد اقتدار نظام اسلامي در جهان افزود: هرقدر نيروي ايمان در افراد جامعه بيشتر باشد قطعا شجاعت آنها بيشتر مي شود و امكان مقابله همه جانبه با دشمن را پيدا مي كنند.
آيت الله نوري همداني پاسخ به شبهات ايجاد شده ازسوي دشمنان را وظيفه متوليان فرهنگي و مذهبي جامعه دانست و گفت:بايد پاسخگويي به شبهات مكاتب انحرافي مانند سكولاريسم، اومانيسم و پلوراليسم، به نسل جوان جدي گرفته شود.
وي همچنين بر ضرورت ترويج فرهنگ جهاد و شهادت در جامعه به عنوان فرهنگ اصيل و بنيادين تاكيد كرد.
فرازی از وصیت نامه شهید سید علی موسوی
ای امت اسلام خدای را سپاس گوئید که از چشمه سار نعماتش ما را سیراب گردانیده و ما را معاصر با مردی الهی از تبار فرزندان زهرای مرضیه قرار داده تا بواسطه رهبریهای حسین گونه اش بر طریق حق هدایت شویم و انسانیت خود را بازیابیم. پس شما را بخدا قدر این نعمت عظمی را بدانید، برای همیشه لبیک گوی ندای ملکوتیش باشید و در خط او که همان خط الله است حرکت و دعا کنید که خداوند این وجود پر برکت را برای نصرت اسلام ومسلمین محافظت بفرماید.
با هوشیاری و بیداری و صبر واستقامت خود در میدان ابتلائات و آزمایشهای الهی در حفظ انقلاب اسلامی، این نظام نو پا که ثمره خون هزاران شهید است، بکوشید و اجازه ندهید، یک مشت انسان ولگرد راحت طلب ارزشهای این نهال نوپا را جریحه دار سازند و برای رسیدن به امیال حیوانی خود به هر جنایتی دست بزنند.
عزیزان در این برهه از زمان مسئولیتی خطیر بر عهده داریم، فراموش نکنید سخن امام عزیزمان را که فرمودند: ما اول راه هستیم، پس بکوشید، خود را بسازید، با مشکلات دست و پنجه نرم کنید تا انشا الله با نصرت خداوند بتوانید وظیفه خود را انجام دهید.
مساجد را پر کنید، در نماز جمعه و جماعات را شرکت کنید، ید واحد باشید که سرنوشت شما در گرو وحدت شماست.
فقط و فقط بر خدا توکل کنید، از دعا و راز و نیاز فاصله نگیرید، مواظب زبان خود باشید، از قضاوت بیجا بپرهیزید که رسول خدا فرمود من افتی الناس بغیر علم لعنته ملائکه السماء و الارض
کسی که بدون علم و آگاهی در موردی اظهار نظر کند، ملائکه آسمان و زمین او را لعن خواهند کرد.
اما شما ای طالبان علم و معرفت، ای وارثان انبیاء، بر همت خود بیفزائید، با بیان و اندیشه خود پیام رسان خون شهداء شوید، ارزشهای اسلامی را در محافل علمی خود احیاء کنید، خود را به اخلاق الهی آراسته کنید، با ساده زیستی خو بگیرید، خود را مهذب کنید تا انشا الله بتوانید خدمتگزاری صدیق به اسلام ومسلمین باشید.
انسان بصير و با ديانت نميتواند قرآن و ديانت را در خطر ببيند
امام خمینی(رحمته الله علیه):
انسان بصير و با ديانت نميتواند قرآن و ديانت را در خطر ببيند و ساكت باشد. و آن مسلماني كه احتمال دهد- ولو به نحو يك در هزار - قرآن در خطر است نبايد آرام باشد. ذخاير مردم را بردند،تحمل كردند؛ ماديات را بردند، صبر كردند؛ حالا دست دراز كردهاند به قرآن و نواميس مسلمين.
قال الله العزیز الحكیم: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ1
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!
اهانت جنونآمیز و نفرتانگیز و مُشمئزكننده به قرآن مجید در كشور آمریكا كه در سایهی امنیت پلیسی آن كشور اتفاق افتاد، حادثهی تلخ و بزرگی است كه نمیتوان آن را تنها در حدّ یك حركت ابلهانه از سوی چند عنصر بیارزش و مزدور به حساب آورد. این یك اقدام محاسبهشده از سوی مراكزی است كه از سالها پیش به این طرف، سیاست اسلامهراسی و اسلامستیزی را در دستور كار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداختهاند. این حلقهی دیگری از زنجیرهی ننگینی است كه با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حركت كاریكاتوریست خبیث دانماركی و دهها فیلم ضد اسلام ساختهشده در هالیوود ادامه یافت و اكنون به این نمایش نفرتانگیز رسیده است. پشت صحنهی این حركات شرارتبار چیست و كیست؟
مطالعهی این روند شرارت كه در این سالها با عملیات جنایتبار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاكستان همراه بود، تردیدی باقی نمیگذارد كه طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فكرهای صهیونیستی است كه از بیشترین نفوذ بر دولت آمریكا و سازمانهای امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولتهای اروپائی برخوردارند. اینها همان كسانیاند كه پژوهشهای حقیقتیاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برجها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه میكنند. آن ماجرا بهانهی حمله به افغانستان و عراق را به رئیسجمهور جنایتكار وقت آمریكا داد و او اِعلان جنگ صلیبی كرد و همان شخص بنابر گزارشها، دیروز اعلام كرده است كه این جنگ صلیبی با ورود كلیسا به صحنه، كامل شد.
هدف از اقدام نفرتانگیز اخیر آن است كه از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعهی مسیحی به سطوح همگانی مردم كشیده شود و با دخالت كلیسا و كشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانهئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملتهای مسلمان را كه از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحهدار میشوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.
این اقدام كینهتوزانه، نه آغاز یك جریان، بلكه یك مرحله از روند طولانی مدتِ اسلامستیزی به سركردگی صهیونیسم و رژیم آمریكا است. اینك همهی سران استكبار و ائمةالكفر در برابر اسلام قرار گرفتهاند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن كتاب رحمت و حِكمت و عدالت است؛ وظیفهی همهی آزادیخواهان جهان و همهی ادیان ابراهیمی است كه در كنار مسلمانان با سیاست پلید اسلامستیزی با این شیوههای نفرتبار مقابله كنند. سران رژیم آمریكا نمیتوانند با سخنان فریبنده و میانتهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیدهی زشت تبرئه كنند. سالهاست كه مقدسات و همهی حقوق و حرمت میلیونها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاكستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار كشته، دهها هزار زن و مرد اسیر و زیر شكنجه، هزاران كودك و زن ربودهشده و میلیونها معلول و آواره و بیخانمان، قربانی چه چیزی شدهاند؟ و با همهی این مظلومیتها، چرا در رسانههای جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود میكنند؟ چه كسی باور میكند كه این توطئهی گسترده بدون كمك و دخالت حلقههای صهیونیستیِ درونِ دولت آمریكا ممكن و عملی است؟!
برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!
لازم میدانم این چند نكته را به همه متذكر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان میدهد كه آنچه امروز آماج حملهی نظام استكبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستكبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استكبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنكس كه بدان پایبند است و هر آنچه نشانهی مسلمانی است دشمناند.
ثانیاً: این سلسلهی كینهتوزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است كه از چند دهه پیش تاكنون نور اسلام از همیشه تابندهتر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است كه اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملتهای مسلمان اراده كردهاند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستكبران را پاره كنند. حادثهی اهانت به قرآن و پیامبر عظیمالشأن صلیاللهعلیهوآله، با همهی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پرفروغ قرآن روزبهروز بلندتر و درخشندهتر خواهد شد.
ثالثاً: همه باید بدانیم كه حادثهی اخیر ربطی به كلیسا و مسیحیت ندارد و حركات عروسكی چند كشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی، خواستهی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانهوار است و درس قرآن به ما، در نقطهی مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبهی همهی مسلمانان، امروز دولت آمریكا و سیاستمدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را كه دل یك و نیم میلیارد مسلمان را به درد آوردهاند، به گونهئی شایسته به مجازات برسانند.
و السلام علی عبادالله الصالحین
سیّدعلی خامنهای
22/شهریور/1389
عید فطر؛
مسلما شیرینی این نام تنها برای کسانی قابل ادراکست که یک ماه بندگی کرده اند و به هر قیمتی ارزش گوهر انسانی خود را شناختند و تن به معصیت غیر او ندادند.
عید فطر آنچه آز نامش پیداست آن که: عودت و برگشت به فطرت پاک الهی.شاید بتوان گفت تنها عیدی که صدق نام عید در آن جلوه گری می نماید.عید برگشت است.
برگشتن به چه؟ برگشتن به فطرت خالص طاهر و به ضمیر پاک صاف.
عید فطر ارجاع انسان به پاکدلی است. این که این انسان تو روزی پاک و روشن ضمیر آفریده شده ای ، ولی گوهر درونی خود را در نیافتی و فطرت پالوده ی خود را آلوده نمودی !! آری تنها یک شهرالله جهاد انسان را از فرش به عرش بازمی گرداند و مقام خلیفه اللهی او را به اثبات می رساند؛ تا در سی روزه گی حیاتش، تلاقی فرجام جهاد سی روزه اش را با آغاز جهاد بزرگترش، جشن بگیرد و با رویت فطرت روشن شده اش، این روز را مبدأ حرکت به سمت پرودگارش قرار دهد.
بازگشت به فطرتتان مبارک!
به مناسبت شهادت امیرالمومنین علیه السلام
«بسمه تعالی»
نهج البلاغه ی حضرت امیرالمومنین علیه السلام، مملوء از عبارات و جملات حکیمانه و در عین حال فصیح می باشد که زبان وصف هر انسان حقیقت جویی از توصیفش باز می ماند. حضرت مولی الموالی، امیر سخن، در حدیثی فصیح و تأمل برانگیز در نهج البلاغه با بیان موضوعی بسیار تکان دهنده، تمامی مسلمانان و به طور خاص شیعیان را به بازنگری در رویکردشان نسبت به مسائل اجتماعی پیش روی جامعه اسلامی فرا می خوانند. به گونه ای که اهمیت این موضوع، با اشاره به نتیجه ی بسیار عحیب آن، پررنگ تر می گردد. حضرت در این کلام که بسیاری آن را شنیده ایم و احیانا بی تفاوت از کنار آن عبور کرده ایم، در عتابی، (در جريان حمله به شهر انبار كه اموال مسلمين و غيرمسلمين غارت شده بود و خلخال از پاي زن يهودي كشيده بودند) دق کردن را در قبال این موضوع، قابل سرزنش ندانستند.
این بیان صریح، بیش از هرچیز بر سه مشخصه تکیه دارد که توجه به این مشخصات، نکات ارزنده و سازنده ای را برای ما، در بر دارد.
1. ظلم بر انسان غیر مسلمان (به عنوان کسی که سطح معرفتی نازل تری نسبت به یک مسلمان دارد)
2. و جود چنین فردی( فرد یهودی) تحت سیطره و زعامت حاکم اسلامی
3. عظمت و بزرگی گناه ستم و ظلم حتی بر انسانی غیرمسلمان در حکومت اسلامی
با کمی تأمل پیرامون این حدیث ارزشمند، اهمیت و ارزش والای نفس انسانی(هرچند انسان یهودی) در مکتب علوی روشن و آشکار می گردد. آنچنان که وجود ایشان چنین ظلمی را به گونه ای ترسیم می کند که جان دادن آدمی در برابر مصیبتی این گونه، مستحق سرزنش نمی باشد.
حال سوالی که این جا مطرح می شود این است که آیا ممکن است امیرالمومنین علیه السلام در سطحی بالاتر، این موضوع را برای یک فرد مسلمان (نه یهودی) مستحق نداند؟
و یا باز هم در مرتبه ای بالاتر نمی توانیم برای مومنی مظلوم (مومن در مرتبه ی بالاتر از مسلم است) سلب آرامش روحی و جسمی و در نهایت جان دادن در برابر این فاجعه (ظلم وارده) از جانب سایرین را متصور بشویم؟؟
آیا کسی از مقام معصوم و امام بالاتر می باشد که بتوان این جمله را درباره ی ایشان صادق ندانست و ظلم در حق ایشان را برابر با جان دادن و در مرحله ای پایین تر سلب آرامش روانی و جسمی سایر افراد نپنداشت؟
شخص مسلمان حقیقتجو، تنها با کمی درنگ و تعمق در این جمله و جملات دیگر ائمه طاهرین علیهم صلوات می تواند تنها بخش کوچکی از عظمت مصیبت وارده بر اهل بیت علیهم السلام و خاصه حضرت امیرالمومنین علیه السلام را درک کند و خود را در قبال چنین مصیبتی بی قرار و دغدار همیشگی آن حضرت بداند و بسیار شایسته است به عنوان شیعیان راستین مولی الموالی امیرالمومنین علیه السلام ، تأثّر خاطر و غم مظلمومیت امیرالمومنین علیه السلام را با برپایی عزاداری ها و ذکر مصائب ایشان، نشان دهیم.
مطلبي از استاد اخلاق حاج شيخ جواد كربلايي
"بسم الله الرحمن الرحیم"
الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین
بدان که طالب سعادت ابدی را و سالک الی الله تعالی را مراعات چند امر ضروری است :
اول : تحصیل علوم دینی که عبارت است از فراگرفتن علوم کلامی به آن اندازه که اصول دین ؛ یعنی توحید،عدل ، نبوت ، امامت ، معاد و فروع دین ؛ یعنی آن 10 امر معروف ، به طور علم الیقین برای او ثابت باشد و همچنین علم به احکام دین به آن قدر که مورد احتیاج اوست از روی اجتهاد یا احتیاط در صورتی که عارف به موارد احتیاط است یا تقلید از مجتهد جامع الشرایط فرا گیرد و همچنین علم به اخلاق حمیده و تمییز آن ها از اخلاق رذیله وکیفیت تهذیب از اخلاق رذیله و تحلیه به اخلاق حمیده که در کتب اخلاق مانند جامع السعادات و معراج السعاده و حق الیقین علامه مجلسی (ره) و حقایق مرحوم فیض و امثالها را فرا گیرد به آن اندازه که کاملا به این امور احاطه علمی پیدا کرده باشد ، سپس در مقام سلوک بر آمده ....
بازخوانی دو روایت از رهبر انقلاب و شهید مطهری درباره آزاداندیشی
امسال نهمین سالگرد انتشار پیام مهم رهبر انقلاب با موضوع لزوم تشکیل کرسیهای آزاداندیشی در فضاهای علمی، سیاسی و رسانهای است.
یکی از موضوعات و مسائل مهمی که همچون بسیاری از مسائل و رفتارهای مهم و حیاتی دیگر ـ مورد تأکید بزرگان ـ در جامعه ما مورد بی توجهی قرار گرفته و اثرات سوء خود را بیش از پیش نمایان کرده است، همین تشکیل کرسیهای آزاداندیشی است، به گونه ای که بتواند با رویکردی اقناعی، حجم بزرگی از پرسشها، شبهات و تردیدهای اقشار گوناگون مردم و به ویژه نسل جوان را در همه حوزهها پاسخ دهد.
|
اين مجموعه شامل يازده دستور العمل از سوي حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره ) براي رستگاري در دنيا و آخرت است. |
از وصایای شهید همت
کار برای رضای خدا!
برای اینکه خدا , لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حا ل ما بشه , باید اخلاص داشته باشیم
و برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم یک سرمایه می خواهد که از همه چیزمون بگذریم و برای اینکه از همه چیزمون بگذریم , باید شبانه روز دلمون و وجودمون و همه چیزمون با خدا باشه. اینقدر پاک باشیم که خدا کلاً ازمون راضی باشه .قدم برمی داریم برای رضای خدا.
قدم برمی داریم برای کاری برای رضای خدا.حرف می زنیم برای رضای خدا. شعار می دهیم برای رضای خدا.می جنگیم برای رضای خدا.همه چیز , همه چیز , همه چیز خاص خدا باشه
که اگر شد پیروزی نزدیک است.
چه بکشیم چه کشته بشیم, اگر اینچنین باشیم, پیــروزیـم و هیچ ناراحتی نداریم وشکست معنا نداره برای ما.