باران




ببار ای باران ، ببار که غم از دلم رفتنی نیست

اشکهای روی گونه ام دیدنی نیست.

ببار ای باران که این تنهایی تمام شدنی نیست،

آن لحظه های زیبا تکرار شدنی نیست.

ببار ای باران که شعر تلخ جدایی خواندنی نیست ،

غم تلخی که در سینه دارم فراموش شدنی نیست .

بهار...

زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند

می زند

و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…


کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…


زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد


یادمان باشد...

یادمان باشد فردا حتما ناز گل را بکشیم...

حق به شب بو بدهیم...

و نخندیم دیگر به ترکهای دل هر گلدان...!!

و به انگشت نخی خواهیم بست

تا فراموش نگردد فردا...!

زندگی شیرین است!

زندگی باید کرد...

و بدانم که شبی خواهم رفت .... !!!

و شبی هست که نباشد پس از آن فردایی

نسل ما...

مـــــــا،

نســـــلی هستیم کــــه،

بهـــــــترین حــــــــرفهــــــای زندگــــــیمان را
نگفتیـــــم…

تایــــــپ کردیـــــــــم

.....

چه زيباست اگربتوان اين گونه ديد ..............

دوست را به محبتش نه به کلامش

عاشق را به صبرش نه به ادعایش

مال را به برکتش نه به مقدارش

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش

دل را به پاکی اش نه به صاحبش

سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

قلب

از استادی پرسیدند:

آیا قلبی که شکسته باز هم می تواند عاشق شود ؟

استاد گفت: بله می تواند

پرسیدند: آیا شما تاکنون از لیوان شکسته آب خورده اید ؟

استاد پاسخ داد:

آیا شما بخاطر لیوان شکسته از آب خوردن دست کشیده اید ؟؟

نقل قول...

به قول حسین پناهی:

می دانی ، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی
"تـعطیــل است" و بچسبانی

پشت شیشه ی افـکارت، باید به خودت استراحت بدهی، دراز
 بکشی دست هایت را زیر

سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی، در
 دلـت بخنــدی به تمام

افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند، آن وقت با
خودت بگویـی :

****بگذار منتـظـر بمانند ****

....


هر چه بیشتر احساس تنهایی کنی

احتمال شروع یک رابطه احمقانه بیشتر می‌شود

قدر خودتو بدون ....


طلا باش…
تا اگه روزگار آب ات کرد,
روز به روز طرح های زیباتری از تو ساخته شود
سنگ نباش…
تا اگر زمانه خرد ات کرد,
تیپا خوردهء هر بی سر و پایی بشوی..!!!

مترسک...


ﻣﺘﺮﺳﻚ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﻜﻦ .....

ﻛﺴﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﺩ ....

ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﮔﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ