وقتی انسان جوان است نمی تواند زمان را چون دایره بپذیرد، بلکه آن را جاده ای به سوی افق های جدید تلقی می کند: فکر نمی کند که زندگی اش تنها شامل یک تم ثابت است و تنها زمانی به این شناخت می رسدکه زندگی اش اولین نوسانات خود را شروع میکند.

جاودانگی

میلان _ کوندرا

تمرین زیاد و سخت، ممکنه همیشه نتیجش موفقیت نباشه،

اماهیچ وقت نتیجش ،

حسرت نیست!!!

ماییم که از باده ي بی‌جام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم

مولوی

سلامی دوباره

سلام و عرض ادب خدمت کلیه دوستان وبلاگ نویس

دوستانی که همیشه در اوج تنهاییم با نوشته های دلنشین و زیبایشان همدمم بودند و مرهمی برای دردهای تلخ و خوب ناشدنی

امروز در حین کار به یاد دوست قدیمی ام "نشانه" افتادم دوستی که مانند صندوقی امین کلیه دلنوشته ها و درد دل هایم را در دل خود جای داده بود ....کمی شاکی از نبودنم ولی شرمسارم ..........

زمستان با تمام سردی و سختی اش بار دیگر در کنارمان جای گرفته و خدار ا شاکرم که با وجود اینکه در این مدت عزیزان زیادی را از دست داده ام عمری دوباره و جانی تازه به من بخشیده که باز بنویسم ....

نوشتن مرهمی است برای فراموشی دردها و ناراحتی ا و کمکی برای بخشیدن آنانی که بدی کردن مانند خونی در رگها و شریانهایشان جای گرفته و جاریست....

از خداوند میخواهم که به من نیرو دهد تا باری دیگر با سبکی زیباتر و جدیدتر در خدمت شما ععزیزان و یاوران همیشگی ام باشد...

دوستدار شما

فایزه میاهی عربی


مادرم پیامبری بود
با زنبیلی پر از معجزه !
یادم نمی رود
در اولین سوزِ زمستانی ،
 النگویش را به بخاری تبدیل کرد …