:|
یه انار خشک رو آبتلون کردم یهو پوستش ترک خورد :{
الان نه میشه به آبتلون کردنش ادامه داد نه حس دون کردنش هست
دلم میخواد مث سیب گازش بزنم و میزنم!
فوقش یکم بدمزه تر از همیشه س
میخوام دوباره پست موقت هی اضافه نوشتی بذارم :}
وبلاگ هر کدوممون کم و زیاد برای هر کدوممون دنیایی شده،دنیایی از دنیا ! شاید مزه واقعیتُ نده اما خب مزه دوستی رو که دیگه میده،خواستم یه دوست جدید معرفی کنم ،فکر نکنم کسی از دوستی باهاش خوشحال نشه،آبانخواهرزاده ی هنرمند،با ذوق و مهربونم.برید وبلاگش لینکش کنید خلاصه هواشُ داشته باشید،مرسی :)
دیرووووز تختمُ از کنار اتاق گذاشتم وسط کمد لباسیُ بغلش کمد وسایلمُ جلوی سیم یخچالِ (کثافت که خیلی صداش رو مخمه؛اصن چ معنی میده یخچال صدا بده؟) که پیدا نباشه بعد پس از سال ها اتاقم رنگ و گرمای بخاریُ به خودش دید آخه اتاق قبلی خیلی بچه خوبی بود دنج و گرم بود اما این حسابی سرد میشه ،بعد یکی از نورای اتاقم رنگ ززززززززَرد پرده هم بزنی تاریک میشه فقط به درد خوابیدن میخوره و نوشتن نه درس خوندن مگه نه؟ خلاصه یه ظرف آب و یه چوب دارچینم گذاشتم رو بخاری کلی حس خوب درون خودمان ایجاد بنمودیم ولی چوب دارچینه ک بو نداد هه :D
همون دیروز بعد از بارون برادر مون که خخخخیییلیی سنتیه سماور ذغالیش که اسمش (خسته) هست رو برداشت با چای و دم و دسگا برد تو ایوون حصیر و کلی پتو پهن کرده به مامان گف بیاید شامُ اینجا بخوریم هیچی دیگه کلی سرد بود از اون طرف کلی هم باحال چای توی هوای سرد
اصن ب نظر من خدا سرما رُ آفریده برای چای و بلال و شیر کاکائو و آش و دوست و گپ و هر چیز گرم دیگه وگرنه هیچ از سرما خوشم نمیا کثافتُ
یه سوال،ایکیوسان رو که یادتونه؟ محتوای کارتونم که یادتونه؟ همون پسر کچل باهوشه ها
اسمش ربطی به آیکیو میتونه داشته باشه آیا؟
تا حالا شده حستُ گم کنی؟ ندونی چته و این حرفا؟ احساس می کنی به یه جا،به یه کار خاص،به یه فریااااااااااااد مثلا احتیاج داری،اما هرکدوم از اینام برات فراهم بشه می فهمی نع اونی که میخواسی این نبوده و من تمام دیروز میخواسم مهمون نداشته باشیم تا طبق برنامم درسمُ بخونم اما نشد و منم با خودم و شب و روز و همه چی لج کردم نشسم پا تی وی لواشک خوردم نخوندم :( میخواسم گوسفند بازیم بکنم تازه نشد،میخواسم به جا اینا یه چیز درستم بنویسم نشد.آدم فوضول باشه...خب؟ خیلی بهتره هم فوضول باشه هم متوهم هم پررو هم بی عقل اه اه
من میگم حتی اگه بهشت و جهنمی هم در کار نباشه تصور بهشتم به آدم حس خوبی میده،تصور بهشتی شدن و در بهشت بودن تو همین دنیا.همین جا،تصور اینکه انقد خوب باشی که محیط اطرافتُ،رابطت با دیگرانُ،رابطه دیگران با خودتُ شبیه بهشت یا حتی جهنم کنی. چه معلوم که منظور خدا از شراب بهشتی آب خوشی نباشه که از گلو پاییین بره؟ چه معلوم تمام بهشت اساسش "همه خدا شدن" انسان نباشه؟؟
راز فوت کردن شمع چیست ؟
تا حالا دقت کردید که توی مراسم عرفانی و روحانی و جاهای مقدس چرا شمع روشن میکنن؟تا حالا به این فکر کردید که چرا روی کیک تولد شمع میذارن و لحظه فوت کردن شمع میگن آرزو کن؟به نظرتون این کار بی دلیل انجام میشه؟راز شمع چیه؟
جواب این سوال ها رو اگه بخوایم پیدا کنیم به یه نکته اول باید اشاره کنیم:عالم خلقت اگه تجزیه بشه به چهار عنصر میرسیم:آب...آتش...باد...خاک.. در دل این چهار عنصر شعور الهی وجود داره اگه موقع دعا کردن جایی باشیم که این چهار عنصر وجود داشته باشن استجابت دعا به شدت اتفاق میفته شمعی که می سوزه این چهار عنصر رو با هم دارهموم شمع:خاک شعله شمع:آتش دود شعله:بادموم ذوب شده:آب وقتی موقع دعا کردن به شمع در حال سوختن نگاه میکنی به شعور الهی متصل تر میشی و درحالت آلفای ذهنی قرار می گیری...حالتی که در اون به شعور الهی و خدای درونت وصل میشی و دعا به راحتی به عالم بالا میره و به استجابت میرسه اگه با قوانین خیر هماهنگ باشه راز شمع اینه، برای همین در محراب ها و مکان های مقدس برای دعا کردن شمع روشن میکنن و روی کیک تولد شمع میذارن و لحظه فوت کردنش میگن آرزو کن
وقتی کودک درون با این آهنگ می شکفد و جنگولک بازی در می آرود می آورد کاورش حتی :} حالا ناگفته نمونه کنار همچین آهنگی گوشم حسااابی "هایده" پسندم شده : "امیدم را مگیر از من خدایا!!!"
دو تا از بدترین لحظات زندگیم:
1-گم کردن مغز تخمه(اونم تخمه هندونه که انقد سخته خوردنش خب)
2-نصف شدن بیسکوئیتی که بزنم تو چای :|
نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
پسرم!
یک بهار،یک تابستان،یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
از این پس همه چیز جهان تکراریست جز مهربانی...
یلدا و شروع زمستونتون مبارک و به کام دوستای دوستای مهربونم
پ ن:دوستان!
تمام ماده هایی ک در،"درباره ی وبلاگ" نوشته می شود از پیجِ "در هر دو صورت سکوت کن" می باشد
