در زمانهای قدیم تکم و تکمچیها و نوروز داماچیلار در نیارق و در اردبیل به عنوان پیشاهنگ و پیش قراولان عید نوروز شناخته می شدند و اشعاری را درباره نوروز، زایش و نوزایش می خواندند ؛ آنها علامت مشخصه ای نیز داشتند که در مورد تکم ، بز تزئین شده و در مورد نوروزداماچیلار، گروهی چند نفره بودند که با در دست گرفتن چوبدستی ،جلوی منازل ایستاده و چوبدستی را بصورت ریتمیک و موزون به زمین زده و همراه آن ترانه های مربوطه را می خواندند. نمونه هایی از ترانه هایی که خوانده می شد را در زیر آورده ام:
بهار آمد، بهار آمد خوش آمد
علی با ذوالفقار آمد خوش آمد
گل و نسرین به باغ آمد خوش آمد
"سیزون بو تازه بایراموز مبارک" (عید نو شما مبارک باشد)
"آیوز، ایلوز، هفتوز، گونوز مبارک" (ماهتان، سالتان، هفته تان، روزتان مبارک)
"جناب جبرئیل نامه گتیردی" (جناب جبرائیل نامه آورد)
"گتور جگین پیمبره یتیردی" (محض آوردن به پیامبر رسانید)
"مبارک قوللارین گویه گوتیردی" (پیغمبر هم دستهایش را بر آسمان برداشت)
"سیزون بوتازه بایراموز مبارک" (عید نو شما مبارک باشد)
"آیوز، ایلوز، هفتوز، گونوز مبارک" (ماهتان، سالتان، هفته تان، روزتان مبارک)
"امیرالمومنین تخته چخاجاق" (حضرت امیرالمومنین، به تخت ولایت خواهد نشت)
"یزیدون بوینونا نوخدا ووراجاق " (به گردن یزید افسار خواهد بست)
"شیرین شربت سو یرینه آخاجاق" (و به جای آب در رودها شربتهای شیرین جاری خواهد شد)
"سیزون بوتازه بایراموز مبارک" (عید نو شما مبارک باشد)
"آیوز، ایلوز، هفتوز، گونوز مبارک" (ماهتان، سالتان، هفته تان، روزتان مبارک)
با توجه به منابع ادبی و فرهنگی منطقه: «تکم» يك عروسك چوبي سنتي است . واژه تكم Takam از دو بخش "تكه " و " م " تشكيل شده است . تكه در زبان تركي به معني بز نر قوي هيكل كه هميشه در راس گله حركت مي كند و گله را به چراگاه و محلهاي معين هدايت مي كند "م" ضمير ملكي دوم شخص مفرد است و تكم در واقع به معني " بز نرمن " است .
به كسي كه تكم را مي رقصاند " تكم چي " مي گويند كه اشعار مخصوص تكم را با آهنگي خاص مي خواند . البته شايان ذكر است كه اشعار تكم در چند آهنگ كه خاص تكم بوده خوانده مي شود .
تكم عروسكي است چوبين كه روي آنرا با مخمل يا پارچه هائي به رنگ قرمز مي پوشانند و روي اين پارچه را با پولك ، زنگوله ، سكه و نيز پارچه هاي الوان و حتي ائينه تزيين مي كنند. هر يك از تزئينات تكم علت و فلسفه اي داشته است : مثلا زنگوله و سكه براي ايجاد سروصداي بيشتر بوده تا مردم را از داخل خانه ها به كوچه ها و دم در خانه ها بكشاند . از سوي ديگر يك ضرباهنگ براي حركت تكم بوجود مي آورد . اينكه به دو طرف عروسك ( طرفين شكم عروسك ) آئينه نصب مي كردند . به اين دليل بود كه تكم خبر فرا رسيدن سال نو را به مردم مي داد و با خود آئينه اي به رسم روشنائي و صفا داشت. اينكه در ساخت تكم هميشه از رنگ قرمز براي پوشاندن بدنه اصلي استفاده مي کردند شايد به اين دليل بوده که درآذربايجان قديم لباس و توري سر و روي عروس به رنگ قرمز بوده و خواسته اند تكم نيز مثل هر عروسي مظهر شادي و خوشي باشد
تکمچی یعنی صاحب تکم، صفحه تخته را به طور افقی در یک دست نگه میداشت و با دست دیگر انتهای چوبی را که تکم بر آن نصب شده بود و در زیر تخته بالا و پائین می برد و به این طریق مجسمه چوبی در روی تخته بحرکت در میآمد و دستها و پاها و زیرشکمش با برخورد بر آن تخته صدایی بوجود میآورد که چون ریتم و آهنگ مخصوصی داشت مثل صدای ضرب برای انسان خوش آیند بود. تکمچی با این حرکت دست و آهنگ، آوازها و تصنیفهایی نیز میخواند و چون تکم مخصوص نوروز بود تصانیف و آوازها نیز همواره درباره بهار و عید سروده میشد، تکمچی تقریباً از یک ماه به عید مانده پیدا میشدند و به در خانهها میآمدند و رسیدن بهار و نوروز را مژده میداد.
تکم یا بز در تاریخ خاورمیانه و در تاریخ ایران زمین در اکثر داستانها آمده و یکی از اساسی ترین مولفههای اسطورهای و به معنی برکت و زایش است. هر چند، بعدها تکم، جای خود را به چوب دستی در دستان تعدادی به نام نوروزداماچیلار ، و تکم خوانی جای خود را به نوروزداما (نوروز خوانی) داد. اما اصل موضوع که نوروز خوانی بود ،بسیار مورد علاقه مردم بود.
در پژوهشهای صورت گرفته از سوی محققان، عروسکی بنام تکم در ناحیه شمالی ایران و کناره های دریای خزر نیز شناسایی شده که گویا موجود افسانه ای بوده با سه پا و دو شاخ بر سر به شکل یک دیو که با تکم مورد بحث ما تفاوت دارد.
همچنین در حال حاضر رگه هایی از این نمایش عروسکی در نواحی مرکزی کشورمان مانند اراک، ملایر و... دیده شده اما باید اذعان کرد که خاستگاه اولیه تکم منطقه آذربایجان و به خصوص استان اردبیل بوده و از این منطقه به سایر نقاط برده شده است.
"تکم گنجینه ای برای فرهنگ و هنر کشور است"
تکم خوانی یک نمایش عروسکی و یکی از شاخههای فرهنگ شفاهی، بومی و اصیل منطقه آذربایجان و اردبیل و نیارق بوده که اگر نادیده گرفته شود، به معنی نادیده گرفتن قسمتی از میراث فرهنگی کشورمان خواهد بود و نخستین نتیجه این نگرش نیز قابل پیش بینی است؛ اینکه نسل آینده جای پای محکمی برای گذاشتن نخواهد داشت.
آیین تکم گردانی با ارزش گذاری مجدد، بازشناسی و کاربردی کردن آن ،قابل احیا و گسترش است، اما لازمه تحقق این مهم آن است که مسئولین فرهنگی کشور، احیاء آن را برای خود وظیفه دانسته و ازبه دست فراموشی سپرده شدن آن جلوگیری نمایند ،و فقط در روزهای نوروز به فکر احیاء و استفاده از این آیین نباشیم و باور کنیم که این عروسک شادی بخش می تواند همراه با شادیها و غصههایمان و با تفکراتمان نسبت به جامعه همراه شده و ما را یاری کند.
باید بدانیم که وقتی فرزندانمان تکم را نبینند و صدای پای چوبی آن را نشنوند و آن متلکها را که تکم گردان می گویند، نشنوند؛ گنجینه خاطراتشان از میراث کهن و ارزشمند فرهنگ و هنر این مرز و بوم پر نخواهد شد و انتظار ما از فرزندانمان برای مقابله با هجمه های فرهنگی سایر ملل، به دور از واقعیتهای موجود خواهد بود.







