خدایا، تو را می خوانیم


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

وقتی قلب‌هایمان‌ كوچك‌تر از غصه‌هایمان‌ میشود
وقتی نمیتوانیم‌ اشك‌هایمان‌ را پشت‌ پلك‌هایمان‌ مخفی كنیم‌
و بغض‌هایمان‌ پشت‌ سر هم‌ میشكند
وقتی احساس‌ میكنیم
بدبختیها بیشتر از سهم‌مان‌ است‌
و رنج‌ها بیشتر از صبرمان؛
وقتی امیدها ته‌ میكشد
و انتظارها به‌ سر نمیرسد
وقتی طاقتمان‌ تمام‌ میشود
و تحملمان‌ هیچ ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ مطمئنیم‌ به‌ تو احتیاج‌ داریم
و مطمئنیم‌ كه‌ تو
فقط‌ تویی كه‌ كمكمان‌ میكنی ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را صدا میكنیم
و تو را میخوانیم
آن‌ وقت‌ است‌ كه‌ تو را آه‌ میكشیم
تو را گریه‌ میكنیم
و تو را نفس‌ میكشیم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

وقتی تو جواب‌ میدهی،
دانه‌دانه‌ اشك‌هایمان‌ را پاك‌ میكنی
و یكی یكی غصه‌ها را از دلمان‌ برمیداری
گره‌ تك‌تك‌ بغض‌هایمان‌ را باز میكنی
و دل‌ شكسته‌مان‌ را بند میزنی
سنگینی ها را برمیداری
و جایش‌ سبكی میگذاری و راحتی؛
بیشتر از تلاشمان‌ خوشبختی میدهی
و بیشتر از حجم لب‌هایمان، لبخند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خواب‌هایمان‌ را تعبیر میكنی
و دعاهایمان‌ را مستجاب‌
آرزوهایمان‌ را برآورده می کنی؛
قهرها را آشتی میدهی
و سخت‌ها را آسان
تلخ‌ها را شیرین‌ میكنی
و دردها را درمان
ناامیدی ها، همه امید میشود
و سیاهی‌ها سفید سفید ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
 خداوندا !
تنها تو را صدا میکنیم
و فقط تو را می خوانیم

راه های رسیدن به آرامش

زندگی . آرامش و دیگر هیچ
 

1- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه کنید.
 

2- دست کم روزی 15 دقیقه را در سکوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی که دارید فکر کنید. سکوت عصاره‌ ی آرامش است، با زور نمی‌ توان آن را ایجاد کرد، باید زمانی که فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست کم روزی یک ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.
 

3- افراد آرام به خود می ‌گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی ‌توان کرد، آنگاه از فکر ادامه زندگی لذت می ‌برند.
 

4- وقتی احساس می ‌کنید که سرتان پر از فکرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاک کنید.
 

5- اگر نتوانید کسی را ببخشید، افکار خشمگین‌ تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد کرد. شاد کردن دیگران، باعث آرامش می ‌شود.
 

6- آرامش را از کودکان بیاموزید، ببینید که چگونه در همان لحظه‌ ای که هستند، زندگی می‌ کنند و لذت می ‌برند.
 

7- از همان که هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌ کنید.
 

8- هرچه اکسیژن بیشتری به شما برسد، آرام‌ تر خواهید شد، خوب است در محل کار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.
 

9- مهم نیست که با شما مؤدبانه برخورد کنند یا نه، برخورد مؤدبانه‌ ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.
 

10- سرعت حرکت شما با احساستان رابطه‌ ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حرکات بدن خود را آرام ‌تر کنید، طولی نمی‌ کشد که آرام خواهید شد. گاهی می ‌توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بکشید، عضلات خود را شل کنید و به هیچ چیز فکر نکنید.
 

11- با حرکات آرام و صحبت کردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل کنید. آیا تا به حال فرد آرامی را دیدید که با صدای بلند صحبت کند؟
 

12- با شوخ طبعی به آرامش خود کمک کنید.
 

13- راحتی، یکی از عناصر مهم آرامش است، مثل دمای مناسب، صندلی راحت و لباس و کفش راحت.

• هر چند وقت یک بار ساعتتان را کنار بگذارید و خود را از فشار زمان نجات دهید.

• در آوردن کفش‌ها به کاهش فشار عصبی کمک می‌کند.

• فشردن یک توپ کوچک، تنش‌های عصبی‌ را که در انگشتان و دست‌های شما متمرکز شده‌اند، خالی می ‌کند.

• لباس‌های گشاد و راحت، باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می‌ شود.
 

14- لحظه‌ های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عکس و فیلم بگیرید، سپس بیشتر وقت‌ها آنها را به یاد آورید و درباره‌ شان فکر کنید و لذت ببرید.
 

15- هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش می ‌شوند، مسافرت به سواحل دریا را فراموش نکنید. تماشای ماهی‌ ها مثل خیره شدن به دریا، در شما ایجاد آرامش می ‌کند، زیرا ماهی‌ها آرام شنا می ‌کنند و آرام تنفس می‌ کنند.
 

16- آهسته غذا خوردن و جویدن، باعث تجدید قوای فکری و احساس آرامش خواهد شد.
 

17- برای تأثیر بیشتر و رسیدن به آرامش، در خود متمرکز شوید و آرام نفس بکشید.
 

18- تمرین کنید که آرامتر از حد معمول صحبت کنید، این کار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را کم می‌ کند و به شما اجازه می‌دهد، ذهن و فکرتان را از بسیاری مسائل پاک کنید.
 

19- اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یکی از با افتخارترین روش‌های رسیدن به آرامش خاطر رسیده ‌اید، آنگاه می‌ توانید بگویید، الا بذکر الله تطمئن القلوب . اگر از خدا دور افتاده‌اید، اکنون زمان آشتی است. داشتن یک تکیه‌ گاه معنوی در حد تعادل موجب آرامش می ‌شود.
 

20- احساسات و مشکلات  خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس کنید.
 

21- یکی از مهمترین مهارت‌ها در آرام بودن، فکر نکردن به مسائل کوچک است، دومین مهارت، کوچک شمردن تمام مسایل است.
 

22- شاد کردن دیگران، موجب آرامش می‌ شود. نمی ‌دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یک کارتن خواب هدیه دهید. قدردانی کنید. دیگران را برای لطف کردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف که وظیفه نیست!
 

23- اگر می‌ دانستید که : «سیگار کشیدن + ورزش نکردن = ا سترس ، اضطراب  و حذف آرامش»، هرگز سیگار نمی‌ کشیدید و ورزش  کردن را به تعویق نمی‌ انداختید.

اصل 90/10

 
اصل 90/10 را کشف کنید
این اصل، زندگی شما را دگرگون خواهد کرد
(یا حداقل، روش شما در عکس‌العمل به مسائل را متحول خواهد کرد)




این اصل چیست؟

10% از زندگی، آن چیزی است که برای ما اتفاق می‌افتد.

و 90% از زندگی را خود شما با واکنش‌هایتان به امور تعیین می‌کنید.

این یعنی چه؟

یعنی
ما واقعا بر 10% از اتفاقاتی که برایمان می‌افتد هیچ کنترلی نداریم.

ما نمی‌توانیم ماشین در حال سقوطی را از سقوط کردن بازداریم.
هواپیما ممکن است دیر برسد و تمام زمان‌بندی‌های ما را به هم بریزد.
یک راننده دیگر ممکن است ما را در ترافیک اسیر کند.

ما بر این 10% هیچ کنترلی نداریم.

اما، 90% دیگر، فرق دارند.
90% بقیه را "شما" تعیین می‌کنید.

چگونه؟
با عکس‌العمل‌هایتان.

چراغ خطر را شما کنترل نمی‌کنید.
اما، شما می‌توانید واکنش خود را به آن کنترل کنید.

اجازه ندهید مردم شما را احمق فرض کنند.
"شما" می‌توانید واکنش‌های خود را کنترل نمایید.

اجازه بدهید مثالی بزنم :

شما با خانواده‌تان در حال صرف صبحانه هستید.
دست دخترتان به فنجان قهوه می‌خورد و فنجان روی لباس کار شما می‌ریزد.

شما روی این اتفاق، هیچ کنترلی ندارید.

بعد چه اتفاقی می‌افتد؟
این، با واکنش شما تعیین می‌شود.

شما فریاد می‌زنید.
دخترتان را به خاطر ریختن قهوه، با خشونت سرزنش می‌کنید.
او شروع به گریه می‌کند.

بعد از سرزنش دختر، رو به همسرتان کرده و
او را به خاطر گذاشتن فنجان نزدیک لبه میز
مواخذه می‌کنید.
و یک درگیری لفظی پیش می‌آید.

با عصبانیت، به طبقه بالا رفته و لباستان را عوض می‌کنید.
به طبقه پایین برگشته، و دخترتان را می‌بینید که در حالیکه گریه می‌کند،
مشغول تمام کردن صبحانه‌اش است تا برای رفتن به مدرسه حاضر شود. او از سرویس مدرسه هم جا می‌ماند.


همسرتان رفته، چون باید زودتر سر کارش می‌رسید.
شما به سوی ماشین می‌دوید تا سریع‌تر دخترتان را به مدرسه برسانید.

چون دیر شده، با سرعت 70 کیلومتر در ساعت، در جایی که حداکثر سرعت مجاز، 50 کیلومتر بر ساعت است می‌رانید

با 15 دقیقه تاخیر و پرداخت 60 دلار جریمه،
به مدرسه می‌رسید.
دختر شما، بدون خداحافظی، پیاده شده و به طرف ساختمان مدرسه می‌رود.

پس از رسیدن به محل کار، و با 20 دقیقه تاخیر،
متوجه می‌شوید که کیفتان را جا گذاشته‌اید.

امروز بسیار بد شروع شد. این‌طور که پیش می‌رود، به نظر می‌رسد بدتر و بدتر شود.
به هرحال منتظر می‌مانید تا به خانه برسید.

و به خانه که می‌رسید، متوجه اشکالی در رابطه همسر و
دخترتان با خود می‌شوید.

چرا؟
به خاطر رفتاری که صبح انجام دادید.

الف) آیا قهوه باعث شد؟
ب) آیا دختر کوچک باعث شد؟
ج) آیا پلیس باعث شد؟
د) آیا "شما" باعث شدید؟

جواب، گزینه " د" است.

شما هیچ کنترلی بر اتفاقی که برای فنجان قهوه افتاد نداشتید.

اما چگونگی واکنش شما در آن 5 ثانیه
باعث پدید آمدن آن روز بد شد.

این چیزی است که آن روز، می‌توانست و می‌باید اتفاق می‌افتاد:

قهوه روی لباس شما می‌ریزد.

دخترتان بغض می‌کند.

شما به ملایمت می‌گویید:

"اشکالی نداره عزیزم، فقط از این به بعد بیشتر دقت کن"

سریع، یک حوله برمی‌دارید و به اتاق بالا می‌روید، لباستان را عوض می‌کنید.
کیفتان را برمی‌دارید، می‌روید طبقه پایین. از پشت پنجره، دخترتان را می‌بینید که سوار سرویس مدرسه‌اش می‌شود.
او برمی‌گردد و برای شما دست تکان می‌دهد.
شما 5 دقیقه زودتر، با سلامی شادمانه به همکاران، از راه می‌رسید.
تفاوت را احساس می‌کنید؟


دو سناریوی متفاوت
هر دو با یک شروع
و هر کدام، با پایانی متفاوت
چرا؟
به خاطر نوع واکنش شما.

شما، واقعا بیش از 10% بر چیزی که
در زندگی‌تان اتفاق افتاد، کنترل نداشتید.

90% بقیه، با واکنش شما مشخص شده است.

در اینجا چند روش برای به کار بستن اصل 90/10 را می‌آوریم:

اگر کسی، علیه شما چیزی گفت،
مانع نشوید.
اجازه بدهید آتش حملاتش خاموش شود.
شما نباید اجازه بدهید که نظرات منفی
روی شما تاثیر بگذارد.

و بهترین عکس‌العمل را انجام دهید تا روزتان خراب نشود.
یک عکس‌العمل اشتباه، ممکن است منجر به از دست دادن یک دوست،
اخراج شدن، یا به شدت عصبی‌شدن شود.


اگر کسی در ترافیک راه شما را ببندد، عکس‌العمل شما چیست؟

آیا تعادلتان را از دست می‌دهید؟
یا به فرمان می‌کوبید؟ (یکی از دوستان خود من، فرمانش به همین خاطر کج شده بود)
آیا ناسزا می‌گویید؟ یا آمپر می‌چسبانید؟
چه کسی نگران است اگر شما 10 ثانیه دیرتر به سر کار برسید؟
چرا اجازه می‌دهید ماشین‌های دیگر باعث شوند رانندگی شما خراب شود؟


اصل 90/10 را به خاطر بیاورید،
و اصلا نگران نباشید.

به شما گفته‌اند که شغلتان را از دست خواهید داد.
چرا آزرده و بی‌خواب شده‌اید؟
این مشکل حل خواهد شد.

این انرژی و وقتی که صرف نگرانی می‌کنید را
صرف یافتن یک کار جدید کنید.

هواپیما تاخیر دارد. و این باعث می‌شود که زمانبندی امروز شما فشرده‌تر شود.

چرا ناراحتی خود را سرِ خدمه پرواز خالی می‌کنید؟
او بر آنچه پیش می‌آید، کنترلی ندارد.

از زمانتان برای مطالعه، یا شناختن بقیه مسافران استفاده کنید. چرا عصبانیت؟
این کار، وضع را خراب‌تر خواهد کرد.


اکنون شما اصل 90/10 را می‌دانید.
آن را به کار بگیرید تا از نتایج آن شگفت‌زده شوید.
امتحان آن ضرری ندارد.

اصل 90/10 فوق‌العاده است.
افراد اندکی این اصل را می‌دانند و آن را به کار می‌گیرند.

نتیجه؟
خودتان آن را به چشم خواهید دید!

میلیون‌ها انسان از مهار نکردن استرس،
بلایا، مسائل و سردرد
رنج می‌برند.

همه ما باید اصل 90/10 را درک کرده،
و آن را به کار ببریم.

آن اصل می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد!

فقط نیروی اراده لازم است تا خود را مجاب کنیم
و تمرین بیشتری داشته باشیم.

به طور قطع، هر کاری که ما انجام می‌دهیم، بخشیدن، صحبت کردن، یا حتی فکر کردن، مانند بومرنگ هستند
 چون آنها به سوی ما بازمی‌گردند ...

اگر می‌خواهیم چیزی دریافت کنیم، می‌بایست اول یاد بگیریم که ببخشیم ...
ممکن است با دستان خالی از دنیا برویم،
اما قلب ما از عشق لبریز خواهد بود ...

و کسانی که عاشق زندگی هستند نیز،
این احساس در قلبشان حک شده است.

با بکار گیری این اصل از زندگی لذت ببرید

امید در موقعیتهای دشوار زندگی

روشهای شگفت انگیز برای یافتن امید در موقعیتهای دشوار زندگی

 

وقتی زندگی بر وفق مرادتان است امید داشتن کار سختی نیست. اما وقتی این روزگار مشکلاتی را بر سر راهتان قرار می‌دهد هم می‌توانید امیدوار باشید. خوشبختانه، امیدی که خداوند به ما ارزانی می‌کند بیش از یک احساس ساده است: امید واقعیت وجود خداوند در کنار شماست. این امید را می‌توانید در هر موقعیتی احساس کنید—حتی وقتی سلامتیتان به خطر می‌افتد، کارتان را از دست می‌دهید، همسرتان ترکتان می‌کند یا هر مشکل دیگری برایتان اتفاق می‌افتد. می‌خواهیم به شما نشان دهیم چطور می‌توانید همیشه امیدوار باشید.

 

بیهوده زندگی نکنید، مشتاق باشید.

اجازه ندهید موقعیت‌های سخت و پیچیده کاری کند که نتوانید از هر لحظه زندگیتام لذت ببرید. بدانید که حتی زمان‌هایی که زندگی سخت می‌شود، خیلی بیشتر از فقط تحمل کردن آن موقعیت از دستتان برمی‌آید. وقتی به یاد می‌آورید که زندگی نعمتی از جانب خداست، می‌توانید حتی در سخت‌ترین شرایط تا آخرین حد از زندگیتان لذت ببرید. از خدا بخواهید که کمکتان کند حضورش را حس کنید و وقتی او را نزدیک خود حس کردید از این احساس زیبا لذت ببرید. دعا کنید خداوند ذهنتان را آزاد کند تا افکار و احساسات مثبت پیدا کنید و بتوانید از زندگی حتی در شرایط سخت لذت ببرید.

 

اعتماد کنید.

وقتی اتفاقی در زندگیتان می‌افتد، با شکایت کردن نزد خداوند یا اعتراض به او واکنش ندهید. درعوض، به خدا اعتماد کنید و بدانید که او حتی در اتفاقات بد نیز خیر و صلاح شما را می‌خواهد. به یاد داشته باشید که خداوند کامل است، بنابراین از هر اشتباهی مبراست و هر تصمیمی که می‌گیرد در جهت نیک است. اگر اجازه داده است اتفاق بدی برای شما بیفتد، بدانید که حتماً دلیلی پشت آن است.

 

از مشکلاتتان درس بگیرید.

خداوند به شما اجازه می‌دهد موقعیت‌های سخت را تجربه کنید تا بتوانید یاد بگیرید عمیق‌تر به او عشق بورزید و اعتماد کنید، بالغ‌تر شوید و شخصیتتان محکم‌ترشود. به خاطر داشته باشید که خداوند بیشتر مشتاق روحانیت شماست تا خوشبختی موقتیتان زیراکه روحانیت به شما کمک می‌کند یاد بگیرید چه چیز به نفع شماست. از خدا بخواهید کمکتان کند همه چیز را از دیدگاه او بتوانید ببینید. اجازه بدهید مشکلاتتان به شما هر چه که خدا می‌خواهد را یاد بدهد. وقتی مشکلات برایتان اتفاق می‌افتد سعی کنید به آنچه که ببشتر اهمیت دارد—ارزش‌های معنوی—فکر کنید تا بتوانید در این فرایند قوی‌تر شوید.

 

درمقابل وسوسه گناه مقاومت کنید.

برای فرار کردن از درد و رنج موقعیت‌های سخت به کارهای گناه‌ آلود روی نیاورید. اینکار فقط درد و رنجتان را بیشتر می‌کند. درعوض، دعا کنید خداوند به شما قدرتی دهد تا دربرابر این وسوسه‌ ها مقاومت کنید.

 

وقتی دیگران نظاره ‌تان می‌کنند، آنها را به ایمان دعوت کنید.

وقتی درگیر موقعیت‌های سخت می‌شوید، دیگران نگاهتان می‌کنند تا ببینند چطور با این موقعیت‌ها برخورد می‌کنید. اگر با حفظ ایمان به این موقعیت‌ها واکنش دهید، آنها هم به سمت خداوند کشیده می‌شوند چراکه به آنها نشان می‌دهید ایمان واقعی در عمل چه شکلی دارد. پس به جای شکایت درمورد مشکلاتتان  یا به خطر انداختن ارزش‌هایتان، از خداوند بخواهید نور رحمتش را بر زندگیتان بیندازد و شخصیتتان را طوری نشان دهد که دیگران بفهمند رابطه با خداوند چه شکل و صورتی می‌تواند داشته باشد.

 

چیزی را بخواهید که خداوند برایتان می‌خواهد.

اشتباه نکنید، تصور نکنید اگر هر چه که از خدا می‌خواهید را به شما نمی‌دهد پس خداوند نگران و مراقب شما نیست. بدانید که خداوند آنقدر دوستتان دارد که هر چه لازم داشته باشید را به شما می‌دهد، حتی اگر آن چیزی نباشد که خودتان می‌خواهید. به خاطر داشته باشید که به خاطر دیدگاه محدودی که درمقایسه با دیدگاه نامحدود خداوند، نسبت به زندگی دارید، گاهی چیزهایی طلب می‌کنید که به ظاهر خوب می‌رسد اما ممکن است به ضررتان باشد. به این واقعیت اعتماد کنید که خداوند می‌داند به چه نیاز دارید تا زندگی فوق‌العاده داشته باشید. از خدا بخواهید امیالتان را درجهت میل و خواسته خود قرار دهد.

 

بر ترستان غلبه کنید.

مهم نیست که در چه موقعیتی گیر کرده باشید، نباید بترسید چراکه خداوند همیشه با شما خواهد بود و همیشه خیر و صلاح شما را مد نظر خواهد داشت. هر زمان که ترس وارد زندگیتان شد، به خدا روی بیاورید و از او کمک بخواهید تا موقعیتتان را بهبود بخشد.

 

بهشت را در خاطر داشته باشید.

همه آنچه که پس از این دنیا در بهشت منتظر شماست را به یاد داشته باشید. بگذارید انتظار لذت‌هایی که در بهشت از آن شما خواهد بود، برای غلبه بر مشکلات زندگی به شما انگیزه و ایمان دهد. وقتی به بهشت فکر می‌کنید، ذهنتان را به آنچه که واقعاً اهمیت دارد متمرکز کنید و اجازه ندهید چیزی باعث شود نتوانید بیشترین بهره را از زندگی ببرید.

 

ناامید نشوید.

هر زمان که احساس کردید امیدتان را از دست می‌دهید، از خدا بخواهید امیدی تازه به شما بدهد تا بتوانید با ایمان کامل به مسیرتان ادامه دهید و با موقعیت‌های سخت زندگی برخورد کنید. مطمئن باشید که خداوند پاداش صبر و تحمل شما را خواهد داد. هر زمان که نیاز به امید بیشتر داشتید، روی او حساب کنید.

میزان قند موجود در مواد غذایی و نوشیدنی ها

سلام . این یه مطلب متفاوت ولی جالبه .

 

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

گروه اینترنتی سالی جون

یادی از خاطرات دوران دبستان

 



خاطرات كودكي زيباترند
يادگاران كهن مانا ترند
درس‌هاي سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود



درس پند آموز روباه وکلاغ
روبه مكارو دزد دشت وباغ
 
روز مهماني كوكب خانم است
سفره پر از بوي نان گندم است

 
كاكلي گنجشككي با هوش بود
فيل ناداني برايش موش بود



با وجود سوز وسرماي شديد
ريز علي پيراهن از تن ميدريد

 

تا درون نيمكت جا ميشديم
ما پرازتصميم كبري ميشديم



پاك كن هايي زپاكي داشتيم
يك تراش سرخ لاكي داشتيم
 


كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هايش درد داشت
گرمي دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ كاه بود


مانده در گوشم صدايي چون تگرگ
خش خش جاروي   با پا روي برگ
همكلاسي‌هاي من يادم كنيد
بازهم در كوچه فريادم كنيد
 

همكلاسي‌هاي درد و رنج و كار
بچه‌هاي جامه‌هاي وصله‌دار
بچه‌هاي دكه خوراك سرد
كودكان كوچه اما مرد مرد
كاش هرگز زنگ تفريحي نبود
جمع بودن بود و تفريقي نبود
كاش مي‌شد باز كوچك مي‌شديم
لا اقل يك روز كودك مي‌شديم



ياد آن آموزگار ساده پوش
ياد آن گچ‌ها كه بودش روي دوش
اي معلم ياد و هم نامت بخير
ياد درس آب و بابايت بخير


اي دبستاني‌ترين احساس من
بازگرد اين مشق‌ها را خط بزن

7 راه ساده برای ارتقاء کیفیت زندگی

 

همه آدم‌ ها برای شاد و سالم بودن به خودشان بدهکار هستند. ما مسئول احساسمان هستیم و خوشبختی یکی از آن چیزهای ناپایداری است که ممکن است روزی چند بار تجربه کنیم یا اصلاً تجربه اش نکنیم. خیلی چیزها دوروبر ما وجود دارد که می‌تواند خوشبختی را از ما بگیرد اما اگر این چیزها به درستی کنترل شوند، می‌توانند عصبانیت، خستگی‌ها و ناراحتی‌های ما را به آرامش و توازن تبدیل کند.

"ثروت و مقام نیست که به شما خوشبختی می‌دهد، بلکه آرامش و اشتغال است که اینکار را می‌کند." –توماس جفرسون

این روزها خبرهای بد زیادی مخصوصاً از رسانه‌ ها می‌شنوید که می‌تواند موجب اضطراب و نگرانیتان شود. چالش وضع اقتصادی کنونی واقعی است اما هرچقدر هم که نگران شوید مشکلی را حل نمی‌کند. بالا بردن کیفیت زندگی هیچ ارتباطی به مسائل مادی ندارد، این ذات درونی شماست که افکار، گرایشات، نظرات و اعمال شما را هدایت می‌کند. راه ‌های زیادی برای بالا بردن کیفیت زندگی وجود دارد اما اینجا به 7 مورد آن اشاره می‌کنیم. 
 

 

1. یاد بگیرید که چطور فراموش کنید. خیلی وقت‌ها از چیزهایی در زندگی ناراحت می‌شویم که یا خیلی جزئی هستند و یا خارج از حیطه کنترل ما قرار دارند و هرچقدر هم که نگران آن باشیم دردی را دوا نمی‌کند. چند بار شده که مدت زیادی را از چیزی ناراحت باشید و بعد بفهمید که آخر سر بدون اینکه کاری از دست شما برآمده باشد، مشکل خودش حل شده است.
 

2. مولفه ‌های خوشبختی را بشناسید. شده تابحال که بدون هیچ دلیل اعصابتان خرد باشد و با غرغرهایتان اعصاب بقیه را هم خرد کنید و یک وقت دیگر بدون هیچ دلیل احساس کنید که دوست دارید همه را بغل کنید و ببوسید؟ اولین مورد واکنش شما به استرس و دومی واکنشتان به موقعیت‌های خوب و مطلوب است. وقتی استرس ایجاد می‌شود، روز اول اصلاً متوجه آن نمی‌شوید، بعد یک محرک خیلی کوچک آن را مثل آتشفشانی فعال می‌کند. این حس توازن و آرامش درونی را برهم زده و درنتیجه حس خوشبختی را از ما می‌گیرد. دفعه بعدی که احساس کردید می‌خواهید از کوره دربروید، مکث کنید، چند نفس عمیق بکشید و ببینید که چقدر حالتان بهتر می‌شود.
 

3. تمرکز حواس را تمرین کنید. به جای اینکه نگران گذشته که هیچ کنترلی روی آن ندارید، و آینده که هنوز وجود ندارد باشید، بهتر است که روی امروزتان تمرکز کنید—اینکه چه هستید و کجا هستید. در خیابان به آدم‌ ها لبخند بزنید و زیبایی اطرافتان را تحسین کنید. این توجه شما را از مشکلی که دارید برداشته و روحیه‌ تان را بهتر می‌کند.
 

4. یک کار جدید یاد بگیرید. به کارها و سرگرمی‌هایی که همیشه دوست داشتید انجام دهید اما هیچ ‌وقت زمان یا موقعیت انجام آن را پیدا نکردید فکر کنید. فعالیتی را انتخاب کنید که واقعاً به هیجانتان می‌آورد و انگیزه‌ هایتان را بالا می‌برد. پیاده‌ روی‌های طولانی، مدیتیشن و نوشتن افکار و احساساتتان در یک دفتر خاطرات به زندگیتان آرامش می‌دهد.  این کارها به شما کمک می‌کند نیمه پُر لیوان را ببینید، به شما انرژی می‌دهد و کمکتان می‌کند کیفیت زندگیتان را بالا ببرید.
 

5. افراد دور و برتان را بشناسید. دور و برتان را با آدم‌های جالب پر کنید زیرا اطرافیانتان نشان دهنده شخصیت شما هستند. وقتی با کسانیکه همیشه منفی‌باف هستند نشست و برخاست کنید، بدون اینکه بدانید شما هم همانطور می‌شوید. اما وقتی با افرادیکه سعی می‌کنند هر روز دنیا را تغییر دهند و به دیگران کمک کنند ارتباط داشته باشید، خواهید دید که شما هم به تغییر دنیا و کمک به دیگران علاقه‌ مند می‌شوید. کیفیت دوستان و خانواده شما کیفیت زندگی شما را تعیین می‌کند.
 

6. بخندید، بخندید، باز هم بخندید. خنده بر هر درد بی‌درمان دواست. خنده سطح اندورفین و سایر هورمون‌های تقویت‌کننده شادی را در بدن بالا می‌برد. برنامه‌های مفرح و خنده‌دار زیادی در تلویزیون پخش می‌شود که شما را به خنده می‌ اندازد. آدم‌های شوخ و بذله‌گوی زیادی هم حتماً در اطرافتان می‌شناسید که ارتباط به آنها فرصت خندیدن را در اختیارتان قرار می‌دهد.
 

7. در هر زمان فقط روی یک چیز تمرکز کنید. انجام چند کار در یک زمان سطح هورمون‌های استرس‌زا در بدن را بالا می‌برد. دلیل آن این است که با انجام همزمان چند کار خودتان را تحت فشار قرار می‌دهید که همه آن فعالیت‌ها را به خوبی و درستی انجام دهید اما نتیجه کار این خواهد بود که کارها بیشتر از حد معمول طول می‌کشند و با استاندارد بالایی هم انجام نمی‌شوند. با تمرکز روی بیشتر یک کار در یک زمان، نمی‌توانید ارتباط خوبی با همه آن کارها برقرار کرده و تمرکز حواستان را هم از دست می‌دهید.

مقام معظم رهبری و نشانه های سیدخراسانی

(( بسم رب المهدی ))

از ده ها روایات موجود در منابع شیعه و سنی چنین برداشت می شود که سید خراسانی رهبر یکی از مردم مشرق زمین است و یا یکی از مقامات برجسته آن است که پرچم اسلام را به دست مبارک امام زمان عج تقدیم می کند
(( از مجموعه روایات صفات متعددی برای سید خراسانی بیان می شود ))

جابر از امام محمد باقر ع روایت می کند
جوانمردی از بنی هاشم از خراسان با پرچم های سیاه قیام می کند که بر دست راستش نشانه ای دارد

1. سید خراسانی اهل خراسان است و بر روی دست راستش نشانه یا خللی دارد




(( سید خراسانی از بنی هاشم بوده وسید حسنی و حسینی می باشد))


(( سید خراسانی صبیح الوجه بوده و دارای چهره ای درخشان و نورانی است))


((سید خراسانی شاب است . در ادمه معنی شاب بیان می شود))


((سید خراسانی پرچم اسلام را به امام زمان تحویل خواهد داد))


((سید خراسانی دارای لشگری قدرت مند و مجهز است)
)

((سید خراسانی رهبر قیام مشرق زمین است))


حالا می پردازیم به تشابهات نشانه های بالا  و مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری متولد مشهد بوده و اهل خراسان است و خلل دست

راست سید خراسانی در روایات از نشانه های مهم اوست

((مقام معظم رهبری از جانب پدر سید حسینی و از جانب مادر سید حسنی می باشد))

یکی دیگر از صفات سید خراسانی شاب است . شاب در فرهنگ لغت

عربی به معنای جوان و یا کسی که نیرو و طراوت جوانی را دارد گفته می شود./



و اما ایران بادارا بودن ده ها ناو و ناوچه جنگی . صدها بمب افکن پیشرفته . و هزاران موشک

مدرن و میلیون ها رزمنده جان بر کف به قدرت برتر خاور میانه تبدیل شده است .




در تیر ماه 89 رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا پس از دیدار با سران رژیم

صهیونستی اعلام کرد برای مقابله با ایران ایده جنگ نظامی دیگر عملی نیست .

آیا بشارت های مقام معظم رهبری مبنی بر نزدیک بودن ظهور و هدایت سکان انقلاب صفت

مقدمه ساز بودن سید خراسانی را نشان نمی دهد .

(( بشارت مقام معظم رهبری  : ما به زمان ظهور امام زمان عج این محبوب

حقیقی نزدیک شده ایم ( نیمه شعبان 87 ) .

ما با اهمیت کامل می گوییم تحقق وعده کامل الهی (ظهور) در راه است

(پیام حج 87)

علاوه بر نشانه های روایی از نظر عقلانی نیز سید خراسانی باید چهره

محبوب و مقبول باشد . تا بتواند در کوران
فتنه های ((سبز)) آخرالزمان مردم

را برای جهاد بسیج کند .





سید خراسانی باید دارای بصیرت و سیاس
ت اجتماعی باشد  تا بتواند در تحولات پیچیده عصر

ظهور هدایت انقلاب موعود روایات را به عهده گیرد .

آیا مردم حاظر خواهند بود جان خود را در جنگ و جهاد به فرمان فردی

ناشناس فدا کنند


وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد


آیت الله محمد کاظم حائری از مراجع بزرگوار طی سفری غیر رسمی ولی

امر مسلمین در دی ماه 89 به قم و حضور در بیت ایشان ولی امر مسلمین

را سراحتا
سید خراسانی خطاب کردند .

که با سکوت و لبخند رضایت مقام معظم رهبری مواجه شدند


و آیا

سکوت معنا دار رهبر پرده از راز بزرگی بر نمی دارد که سالها پیش

خودشان با زبان اشاره و شعر بیان فرمودند


از شوق شکر خنده لبش جان نسپردم      شرمده جانان ز گرانجانی خویشم

هر چند امین بسته دنیا نیم؛ اما       دلبسته یاران خراسانی خویشم


خواهشن به مطالب بالا خوب فکر کنین

التماس دعای فراوان

به امید فرج
 

سفیانی عصر ظهور

این پست کمی طولانیه ولی خیلی  بدرد بخوره حتما بخونین

روایات بسیاری در منابع شیعه و سنی وجود دارد که خروج سفیانی را یکی از علائم حتمیه ظهور ذکر می کند .

سفیانی در ماه رجب هم زمان در یک روز با سید خراسانی و یمانی قیام کرده و در حالی که از حمایت قوم یهود و روم یعنی غرب برخوردار است سوریه را اشغال می کند .

همچنین سفیانی جنایات زیادی در شهر های عراق مانند کوفه و بخصوص نجف مرتکب می شود

بر طبق روایات سفیانی بعد از اشغال عراق دو لشگر یکی برای رویارویی با سید خراسانی به سمت ایران و دیگری برای مقابله با امام زمان عج به سمت مکه و مدینه می فرستد .

لشگر وی در مدینه نیز جنایات زیادی مرتکب می شود و به سمت مکه حرکت می کند.

این لشگر در میان مکه و مدینه در سرزمینی به نام بیداء با معجزه ای الهی به زمین فرو میرود

لشگر دیگر سفیانی در رویارویی با لشگر سید خراسانی شکست سختی خورده و عقب نشینی میکند . سفیانی پس از تجهیز قوا بار دیگر با لشگر امام زمان عج و سید خراسانی مجدد وارد جنگ می شود که این بار توسط امام زمان عج کشته خواهد شد .

(( صفات ده گانه سفیانی در روایات ))

(( از نسل ابو سفیان است . نامش عثمان بن عنبسه و عبدالله است ))

 ((دارای چهره ای سرخ و چشمانی زاغ و موهایی زرد است ))

(( خروج او از منطقه وادی یابس بوده ))

(( با یهود و روم رابطه ای دوستانه دارد و دارای پرچمی سرخ رنگ است ))

(( سفیانی نسبت به شیعیان کینه عمیقی دارد ))

(( دارای لشگری مجهز و قدرتمند است ))

(( ریا کار و منافق است ))

(( شرور و ستمگر و زشت خوست ))

(( آیا پادشاه اردن می تواند همان سفیانی عصر ظهور باشد ؟ ! ))

در مورد نصب عبدلله دوم محققان اعتقاد دارند هر چند خاندان پادشاهی اردن به دروغ و با جعل شجره نامه خود را هاشمی می خوانند اما نشانه هایی در دست است که آنها از امویان 

می باشند .

خانوم پروفسور مری کریستینا ویلسون استاد و مدیر و مدرس تاریخ دانشگاه ماساچوست آمریکا

در کتاب ملک عبدالله . بریتانیا و ساخت اردن ثابت می کند که نصب هاشمی این خاندان جعلی است.

و اما کینه عمیق نسبت به شیعیان و انتخاب رنگ سرخ در این خاندان که از ابتدا رنگ امویان بوده است نشان میدهد که به احتمال غریب به یقین این خاندان از امویان مکه می باشند .

عبدالله با داشتن مادری انگلیسی و یهودی پرورش یافته آمریکا و انگلیس و مزدور فرامین آنهاست .

منطقه وادی یابس منطقه ای است در نقطه صفر مرزی اردن و سوریه . آیا وجود وادی یابس به عنوان محل خروج سفیانی در مرز اردن و سوریه قابل توجه نیست ؟

دست داشتن اردن در قتل شهید عماد مغنیه و همچنین مسموم شدن عبدالعزیز حکیم در میهمانی پادشاه اردن به طوری که دو ساعت بعد استفراغ خونی کرده و بعد از مدتی به سرطان مبتلا شد تا به شهادت رسید دارای اسناد و شواهد محکم است .

و بسیار قابل توجه است که بدانید

جد پنجم عبدلله دوم شریف حسین ساکن مکه بود. درپایان حکومت امپراطوری عثمانی که این امپراطوری ضعیف شده بود دولت انگلیس با وعده حکومت شریف حسین را به قیام علیه عثمانی تشویق کرد . نیروهای شریف حسین با کمک انگلیسی ها نیروهای عثمانی را شکست داده و عربستان و عراق و سوریه را گرفتند. شریف حسین و پسرانش چند سال بر این کشورها حکومت کردند تا اینکه با کودتاها و قیامهایی حکومت آنها سرنگون شد و تنها اردن در دست خاندان شریف حسین باقی ماند .

میبینید که عبدالله دوم به نوعی خود را وارث حکومت اجدادی خود می داند و کشورهای عربستان و سوریه و عراق را جزو تاج و تخت خود می داند و این باید بهترین انگیزه برای اشغال این کشور ها باشد .

(( زمینه سازی برای برای فتنه گری و خروج ؟ ! ))

حدود یک سال و نیم است که حکومت اردن با روحانیون درباری خود در تلاش است تا با جعل احادیثی عبدلله دوم را به عنوان منجی مسلمانان و مهدی آخرالزمان جا بزنند که البته با اطلاعات ضعیف اهل سنت در مورد حضرت مهدی عج زمینه پذیرش این موضوع در میان مردم اهل سنت و منطقه وجود دارد .

ریا کاری و تدبیر عبدالله دوم که به عنوان یکی از صفات  سفیانی نیز مطرح است در پذیرش این موضوع موثر است .

و اما

جاعلان حدیث دو ماموریت مهم را برای عبدالله دوم بیان میکنند .

یکی فتح بیت المقدس و دیگری جنگ با رافضی های فارس یعنی شیعیان

ایران . در این طرح فریب کارانه که نشانه های آن از هم اکنون دیده می

شود احتمالا با تفاوقی پنهانی بیت المقدس به صورت ظاهری توسط

عبدالله فتح می شود .بدین صورت با کسب اعتماد مردمی به عنوان فاتح

قدس ماموریت اصلی خود را آغاز می کند . قابل توجه است که مدت

هاست که محافل رسمی و غیر رسمی استکبار از اردن به عنوان مجری

طرح خاور میانه بزرگ نام میبرند .

آیا می توان صفات ذکر شده در روایات را با عبدالله دوم را نادیده گرفت ؟

به امید فرج

www.khattemoghadam313.blogfa.com

بهار بر سفره شاعران

بهار بر سفره شاعران

گل

آواز خوش هَزار تقدیم تو باد

سرسبزترین بهار تقدیم تو باد

گویند که لحظه ایست روییدن عشق

آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

«وحید امیری»

 

هرچند که سوگوار بر می گردد

آشفته و بی قرار بر می گردد

از دشت شکوفه های رقصان در باد

این قافله از بهار بر می گردد

«مصطفی محدثی»

 

دل-بی تو- درون سینه ام می گندد

غم از همه سو راه مرا می بندد

امسال بهار بی تو یعنی پاییز

تقویم به گور پدرش می خندد

 

امسال بهار بی تو آغاز نشد

یک سال گذشت و باز اعجاز نشد

کی سین سلام بر لبت می شکفد؟

عید آمد و سفره ی دلم باز نشد

 

بر دشت که جویبار را می دوزی

بر کوه که آبشار را می دوزی

باران نخ و سوزنی است در دستانت

بر روی زمین بهار را می دوزی

«جلیل صفربیگی»

 

گل

با شبنم مهر برگ و بارم تر کن

 بنشین به کنار من مرا باور کن

 در من بنگر بهار در من رویا است

 می بوی مرا پس آن گهم پر پر کن

«سیاوش کسرایی»

 

افتاد زمستان به تنوری روشن

سرسبز شدیم از حضوری روشن

خوش آمده ای بهار خوش آمده ای

چشمان چهارشنبه سوری روشن!

«حمیدرضا امینی»

 

چشم تو که انتظار می ریزد از آن

دریا دریا وقار می ریزد از آن 

در باد کمی پیرهنت را بتکان!

من مطمئنم بهار می ریزد از آن!

«هادی محمدزاده»

 

یک دفتر خالی از غزل بود بهار

می آمد و شیشه در بغل بود بهار

بانگی زد و خواب نازمان را آشفت

امسال خروس بی محل بود بهار!

 

یک توسن بی سوار باید باشد

سر گشته و بیقرار باید باشد

اینگونه که آسمان تعجب کرده است

از تاختنش... بهار باید باشد

«سعید بیابانکی»

 

گل

در وصف بهار هر چه گفتند تویی

آن صبح سپید بی همانند تویی

هر چند که بی سایه ترینی اما

پیداست که سایه خداوند تویی

«عبدالرحیم سعیدی راد»

 

آیینه ی روزگار لبخند خداست

آرامش سبزه زار لبخند خداست

از عطر نگاه باغها دانستم

نام دگر بهار لبخند خداست

 

لبهای تو سوره سوره تفسیر خداست

چشمان تو بی ریاتر از آینه هاست

ای سبزترین سبزترین سبزترین

سیمای تو سین هشتم سفره ی ماست

«ایرج زبردست»

 

امسال بهار با تو رنگی شده است

سرسبزی آن به این قشنگی شده است

ای کاش بهار سبز من می دیدی

بین من و تقویم چه جنگی شده است!

«پوریا عسگری»

 

 

تا باطن شهر، میزبان خطر است

دستان بهار نیز بی برگ و بر است

لعنت به دروغ زندگی وقتی که

همسایه ز همسایه ی خود بی‌خبر است

«میلاد عرفان پور»

 

یک چفیه پراز بهار باور کردم

موسیقی انتظار ... باور کردم

من عشق تو و قساوت مینها را

در لحظه ی انفجار باور کردم

«کیوان براهنگ»

 

تا چشم به هم زدیم یک سال گذشت

مانند کبوتری سبک بال گذشت

یک سیصد و شصت و اند روزی دیگر

هرچند که بد ولی به هر حال گذشت

«حسن باقری»

 

نام تو در اول کلامم گل کرد

لبخند تو در گل سلامم گل کرد

از چشم تو یک بهار باران بارید

تا نم نم عشق در مرامم گل کرد

«علی دلفاردی»

 

گل

نوروزهای کوچک

آن وقتها که ماه بلوری ظریف بود

پایم هزار کوچهء شب را حریف بود

بانوی قدبلند بهاری که می رسید

یک صندلی نقره برایش ردیف بود

 

با هر تکان ِ پیرهن سنگ دوزی اش

عطر بنفشه رنگ شب عید می وزید

آوازهای خیس سرانگشتهای او

هی قطره قطره بر سر هر کوچه می چکید

 

بارانی از ستاره و صبح و سلام را

در جیبهای خستهء این عابران خیس...

از برکه های روشن چشمان آبی اش

می ریخت بر زمین، کمی از آسمان خیس

 

بر قله های برف ِ تنش، آفتاب داغ

روی حریر پیرهنش گل دمیده بود

شور تلاطمی که در امواج می گرفت

از چین گیسوان طلایش رسیده بود

 

ما بچه های کوچهء دریا ندیده هم

از مرزهای سنگی شب می گریختیم

از صخره های سبز خزر تا خلیج سرخ

در مشتهای کوچکمان عشق ریختیم

...

گل

دنیا بزرگتر شد و ما هی بزرگتر...

چندین بهار آمد و چندین بهار رفت

آن شوق کودکانهء اردیبهشت ماه

از خنده های زخمی ما بی قرار رفت

 

ما لحظه های سیب و سه تار و ستاره را

در هفت سین خاطره ها جا گذاشتیم

در غرفه های ظلمت شب منزوی شدیم

خود را میان فاجعه تنها گذاشتیم

 

اکنون بخواب! همنفس کودکی بخواب!

ما سالهاست یکسره بر باد رفته ایم

ما بچه های کوچهء دیروز نیستیم

نوروزهای کوچک ِ از یاد رفته ایم...

مژگان عباسلو