غریب است دوست داشتن.


دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

باید آدمش پیدا شود!

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز

گفتنش پشیمان نخواهی شد!

سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و

عاشقتم مانده که

 خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با

خودت بِکشی‌اش…

شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای

بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت

داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های

قشنگ را نشانت داد

برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ

می‌شود خرج می‌کنی!

یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن

به اعتماد آدم‌ها!

سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

اما بگذار به سن تو برسند!

بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که

تو را به یاد بیاورند

غریب است دوست داشتن.

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن…

وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد …

و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل

نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

تقصیر از ما نیست؛

تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

باران

 
وای باران باران

 

 

شیشه پنجره را باران شست

 

از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

 

آسمان سربی رنگ

 

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

 

می پرد مرغ نگاهم تا دور

 

وای باران باران

 

گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

 

تو توانایی بخشش داری

 

دستهای تو توانایی آن را دارد که مرا زندگانی بخشد

 

چشمهای تو به من می بخشد

 

شور و عشق و مستی

 

و تو چون مصرع شعری زیبا

 

سطر برجسته ای از زندگی من هستی

از تو نمیشه بگذرم

از تو نمیشه بگذرم از تو که دنیای منی

حتی اگه که روز و شب عشق منو پس بزنی

از تو نمیشه بگذرم حتی اگه منو نخوای

حتی اگر که پا به پام تا آخر قصه نیای

حتی اگر سهم من از تو همین باشه و بس

که رو لحظه ای رو سر کنم کنار تو قد نفس

دلم خوشه به دیدنت به اینکه تو نگاهتم

تو پیچ و تاب فاصله همیشه سر به راهتم

دلم خوشه به خواستنت به اینکه از تو پر شدم

لحظه به لحظه با توام حتی تو خلوت خودم

بیا و با یه حس نو ترانه هامو تازه کن

فاصله بینمونو با عشقمون اندازه کن

دستای خستمو بگیر نگو نمیشه باورم

عشق من تو اوج رویای منی از تو نمیشه بگذرم

مینویسم

می نویسم روی عکست می ذارم تو قــاب لحظه

چشمـــای تــو ،دستای تو به یه دنیایــی می ارزه

تو که نیستی کم می یارم با تو مـن گــل بهــارم

مهربــــونم مهربـــــونم تا ابــــد تو هستی یــــارم

تو چه باشی چه نباشی چشم من بارون می بـاره

 عشق من دوستت دارم مـــن ، به خـــدا قد ستــــــاره

نفســــهــات بــوی بهشته، ای تو پاک وآسمونـــی

عطر گندمزارو داری به فرشتــــــه ها می مونــــی

تو چشای من نگاه کـن من که از تو سیر نمی شم

قول بده پیشم می مونی من که باتو پیر نمی شم

عزیزم

 

توی خط به خط تقدیر پیش من بمون عزیزم


من تمام زندگیمو پای یک نگات می ریزم


من میخوام تا دنیا دنیاس توی آغوش تو باشم

 

نگو دنیات مال من نیس بذا تو قلب تو جا شم


قلبتو بده به قلبم دستتو بده به دستام


توی این دنیا فقط من از خدا همینو می خوام

 

 

 

حس ارامش

به آغوش تو محتاجم برای حس آرامش

برای زندگی با تو پر از شوقم ! پر از خواهش

به دستای تو محتاجم برای لمس خوشبختی

واسه تسکین قلبی که براش عادت شده سختی

به چشمای تو محتاجم واسه تعبیر این رویا

که بازم میشه عاشق شد تو این بی رحمی دنیا

به لبخند تو محتاجم که تنها دلخوشیم باشه

بذار دنیای بی روحم به لبخند تو زیبا شه

به تو محتاجم و باید پناه هق هقم باشی

همیشه آرزوم بوده که روزی عاشقم باشی

صدای پات

وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد

انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد

تا وقتی که در وا میشه لحظه ی دیدن میرسه

هر چی که جادست رو زمین به سینه ی من میرسه

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم

عزیز ترین سوغاتی غبار پیرهن تو

عمر دوباره ی منه دیدن و بوییدن تو

نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوام

عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس میخوام

وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم؟

گل های خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم؟

دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه؟

مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه؟

هم نفسم

می خوام که با هر نفسم بگـم تویـی همنفســـــم


بغض تـو رو داد بزنـــم بگم تویـی هــر نفســــــــم


می خوام که با ترانه هام قفـل سکوت و بشـــکنم


تـــو هم صدامــو بشنوی منــم صداتــــــو بشنـــوم


می خوام بگـم تـو بهتریــن ستــــــــاره بخت منــی


می خوام بگم که خواستمتـ تمـوم دنیــــــای منـی


می خوام که هرشب واسه توستاره ها رو بشمرم


ماه و ستارم واسه چی هرچی تـو گفتی بشمرم


می خـوام که بغض سینمو درد تــو درمــون بکنـه


دردمـــو درمـون نکنـه شایــد کــه آرومــــم کنــــه


می خوام که با برق نگات خورشید و ویرون بکنم


می خوام که با بغض صدات رعـدو پریشون بکنم


می خوام بگم عزیـــز من صبــــر و قــرار من تویی


صبــــر و قــرار  تو منم عمــــر و نیــاز  مـن  تویــی


می خوام که خواستن تورو با گریـــه فریاد بزنــم


عشـــق و نیــاز  این دل و تــو سینه فریــاد بزنــم



تقدیم به وجود نازنین کسی که مهربونیاش تمومی نداره

منوتو


وقــتی کنـــارمــی ،
جــــایــی بــرای ِ هیــچ شتـابـی نـیست ..
مقــــصـد ،
همـــــین حضــــــور ِ مـــن و تــــوسـت …!

دوستت دارم

 

چشماي تو به من اميد زندگي ميده

دستاي تو گرماي خورشيد و به دست من ميده

اون نگاه عاشق تو منو به زندگي برم گردونده

اون لباي شيرين تو لب منو خندونده

عاشق اينم كه نگاه كنم تو چشمات

غرقم كني توي خيال وروياهات

نميدوني قبل تو چه سختيا كشيدم

طعم تلخ شكستو بدجوري من چشيدم

يه بي وفا بود كه من مثل ديوونه ها

دل بسته بودم بهش ،دلم شد ويرونه ،آه

كاش كه از اول تورو ميديد اين چشام

كاش كه از اول خدا تورو ميذاشت سر رام

باور كن نيمه من تو هستي كه پيدا شدي

از اين به بعد تورو ميخوام با اين كه خيلي ساده اي

بازم ميگم من عاشق چشات شدم

عاشق اون چشاي نازت كه منو ديوونه كرده

اخه چرا خدا فكر دل منو نكرده