یه نکته مهم

سلام بروبچ خودمون!!!اومدم یه نکته رو بگم و برم چرا


دیگه هیچکس نمینویسه؟؟بنویسید بابا!اعصاب واسه ادم


نمیذارید!از خاطره ها بنویسید!


راستی ریحانه جان به وبلاگ کلاس خودت خوش

اومدی!


تا درودی دیگر بدرود

سلام

سلوم منم ریحانه شما که به من خیلی لطف دارین آدرس نمی دین بایدازسیفی بشنوم ؟

دوست دار همتون

هه شوخی کردم بای

خاطرات....


خـــــاطـــرات آدم مثـــل یــه تیـــغ کنــد میمــونـــــه

کـــه رو رگـــت میکشـــــی

نمیبـــــره

امـــا تـا میتونــــه زخمیــــت میکنــــه

یاسمن

کی میگه جنس مردا خرابه ؟
زن با عصبانیت پای تلفن : این موقع شب کدوم گوری هستی تو ؟
مرد : عزیزم ، اون فروشگاه طلا فروشی رو یادته
...
که از یه انگشتر الماس نشانش خوشت اومده بود و گفتی برات بخرم...
اما من اون روز پول نداشتم ولی بهت گفتم که روزی حتما این انگشتر مال تو میشه عزیزم
زن با صدای ملایم و خوشحالی بسیار : بله عشقم
مرد : من تو رستوران بغل دستیش دارم شام میخورم !
    


عصا

بــابــا بــزرگــم با کمر دولا رفــتــه
داروخــونــه عــصــا بــگــیــره؛یــارو مــیــگـــه :
پــدر جــان , عــصـــا بــرای کمر دردت می خوای؟
بــابـــا بــزرگــم :
نــه عــزیــزم حــضــرت مــوســی کلاسهای تبدیل عصا به اژدها گذاشته؛دارم میرم اونجا ..!
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1392 ساعت 15:37 توسط ياسمن | نظر بدهید


آمریکا

یه روزنامه ی اُردنی خبر زده که آمریکا چهارشنبه به ایران حمله میکنه، اینا هم نظرهای زیر اون تو یه سایت فارسی!

» ما 4 شنبه امتحان داریم لطفا بندازین جمعه

» من چهارشمبه چک دارم!...

» منم چهارشنبه امتحان دارم . موندم چیکار کنم. برم جنگ، نَرَم جنگ...

« یعنی اگه چارشنبه بیان .... بابا ما ورزش داریم لامسّبا ! میفهمید ؟؟؟

» پس چرا ساعت شو نگفته؟! شاید ما خونه نباشیمش...

» حالا من چی بپوشم؟!

» ما شماره ماشین مون فرده، فک نکنم بتونیم تــو این حماسه آفرینی حضور بهم برسونیم!

» میشه بهش بگین موقع برگشت منو به عنوان غنیمت ببرن آمریکا

» سه شنبه حمله کنن تا چهارشنبه تمومش کنن که پنج شنبه جعمه بریم دَدَر!!

» شام هم میدن؟

» ایول، بالاخره یه بهونه جور شد من پنجشنبه نرم عروسی. از جنگ برگشتم خستم ! تازه اگه اسیر نشم و برگردم

» بگو سر راه نون بگیره ...

» ای بابا حالا نمیشه جمعه عصر باشه آخه عصرای جمعه خیلی دلگیره آقا ما از مسئولین خواهشمندیم جمعه ح
ول و حوش ساعت 3 یا 3/5 حمله کنن بعد از ناهار...

لوازم تحرير!


سيما !

هوا سرده بچه ها!

امسال حسش ادم برفي درس كردن نبود!

برفففففففففففففففففففففف

عاشقشم!!!!!!!!

اما هميشه زيرش تنهامممممممممممممممممممم!

(غم تو چشام بزرگه كمتر كسايي ميبيننش آخ تشخيصش سخته آخ در كنار اون غم پنهوني چشام ي لبخند مسخره رو لبامه جالبه ن؟ هه)

سیما !

من تموم شدم!

نیلوفر

 

تاریخچه تقلب و روش های آن

 

تاريخچه تقلب از جايي شروع مي شود كه " حسن كچل " براي نخستين بار به مكتب رفت . از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهيانه كودكان مكتب بود ؛ ليك حسن كچل از روي تنبلي چشمان چپش را بر روي ورقه ي همزاد انداخت تا نكته اي بس ارزشمند از ورقه ي فوق الذكر دشت كند .

اين بود كه اولين تقلب تاريخ بشري رقم زده شد . البته اين تقلب با روش هاي بسيار ابتدايي بشري رقم زده شد. البته اين تقلب باروش هاي بسيار ابتدايي (در مقابل ترفند هاي كنوني ) صورت گرفت . بدين ترتيب كه حسن با كلي زور زدن خود را به بالاي ورقه ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را كش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلايي خود را آغاز كرد .

 

روش هاي نوشتاري

1. نوشتن روي كف پا ، پس كله ، پشت گوش و ...
2. نوشتن روي ديوار ، روي ميز ، پشت نيمكت ، زير نيمكت ، پشت لباس يا مانتوي دانش آموز جلويي ، ...
3. نوشتن به روي دستمال كاغذي ، پاكت نامه ، ...
4. نوشتن و لوله كردن تقلب و جاسازي آن در حفره هاي مختلفي از جمله بيني ، دهن ، گوش ، فك پايين ، دريچه آئورت ، ...

 

روش هاي باكلاس

1. استفاده از ماشين حساب مهندسي
2. استفاده از موبايل
3. استفاده از آيينه ، موچين ، لوازم آرايشي ، فيلم ، عكس ، ...

 

روش هاي بي كلاس

1. شيره ماليدن بر سر يكي از بچه درس خون ها
2. خم كردن سر به روي ورقه ي طرف به صورت تابلو

 

توجه :

اگه در اين امر تبحر كافي نداريد ، اصلاً سمت اين كار نريد ؛ كه عواقبي جز‌ء ضايع شدن و اخراج و تابلو شدن ندارد .

نیلوفر

اعتراف میکنم



* اعتراف می کنم که بچه بودم یه کارتون نشون می داد که مورچه زیره

فیله یه سوزن می زاره و فیله میره هوا. منم زیر یه بنده خدایی سوزن

گذاشتم که بره هوا، جیغ زد ولی متاسفانه نرفت هوا!



یاسمن♥

 

آخه خدا، اين چه وضعيه آخه؟

ما يک مشت ايرونی داريم توی بهشت که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون!

به جای لباس و ردای سفيد، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی ميخوان!

بجای پابرهنه راه رفتن کفش آديداس پاشون ميکنن.

هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' نميرن!

اون بوق و کرنای اصرافيل هم گم شده... یکی ازش قرض گرفت و رفت ديگه خبری نشد!

آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است!

من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن.

چند تاشون کوپون جعلی بهشت درست کردن و به ساکنين بخت برگشته جهنم ميفروشن.

چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک شمال بهشت ميکنن.

يک سری شون حوری های بهشت را با تهديد آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شيتيلي ميگيرن.

بقيه حوری ها هم مرتب ميگن مارو از ليست جيره ايرانيها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شديم و از ريخت افتاديم.

اتحاديه غلمان ها امضاء جمع کرده که اعضا نميخوان به ديدن زنان ايرانی برن چون اونقدر آرايش کردن و اسپری مو سرشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده و فيوزش سوخته

در ضمن خانمهای ايرونی از غلمانها مهريه ميخوان.

هفته پيش هم چند ميليون نفر تو چلوکبابی ايرانيها مسموم شدن و دوباره مردن.

چند پزشک ايرونی به حوری ها بند کردن که الا و بلا بياييد دماغتونو عمل کنيم.

به اون يکی حوری گفتن بيا سينه هاتو بزرگ کنيم.

خدا ميگه:

ای فرشته من! ايرانيان هم مثل بقيه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اينها هم که گفتی، خيلی بد نسيت!

برو يک زنگی به نگهبان جهنم بزن تا بفهمی درد سر واقعی يعنی چی!!!

نگهبان بهشت ميره زنگ ميزنه به نگهبان جهنم ... دو سه بار ميره روی پيام گير تا بالاخره نگهبان جهنم نفس نفس زنان جواب ميده:

جهنم، بخش ايرانيان بفرماييد؟

نگهبان بهشت ميگه: آقا سرت خيلی شلوغه انگار؟

نگهبان جهنم آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه... اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! ميخوام خودمو بازنشست کنم.

شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن!

تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتيش بازی!...

حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!!

اوخ اوخ! من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...

يک عده شون بازار سياه مواد سوختی بخصوص بنزين براه انداختن.

چند تا پزشک ايرونی در جهنم بيمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبليغ ميکنن و اين شديدا ممنوعه.

چندتاشون دفتر ويزای مهاجرت به بهشت باز کردن و ارواح مردمو خر ميکنن.

بليت جعلی يکطرفه بهشت هم ميفروشن.

يک سری شون وکيل شدن و تبليغ ميکنن که ميتونن پيش نکير و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجديد نظر بدن.

چند تاشون که روی زمين مهندس بودن ميگن پل صراط ايراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم.

دارن امضا جمع ميکنن که پل بايد پهن تر بشه.

چند هزار تاشون هم هر روز زنگ ميزنن به 118 جهنم و تلفن و آدرس سفارتهای کانادا و آمريکا رو ميپرسن چون ميخوان مهاجرت کنن.

هرروز هزاران ايرونی زنگ ميزنن به اطلاعات و تلفن آتش نشانی جهنم رو ميخوان.

الان مراجعه داشتم ميگفت ما کاغذ نسوز ميخواهيم که روزنامه اپوزيسيون بيرون بديم.

ببخش! من برم، بعدا صحبت ميکنيم... چند تا ايرونی دارن کوپون جعلی کولر گازی و يخچال ميفروشن... برم يه چماقی بچرخونم!

یاسمن♥

 

بچه ها من یه اعتــــراف دارم

.

.

.

.

 

اون بچه مردمی که همیشه پدر مادرتون ازش تعریف میکنن

و بهتون سرکوفتشو میزنن، منم !

حلاااال کنید :|

یاسمن♥

با کلی شوق و ذوق رفتم خونه، می گم پدر جان استادمون گفت بین همه ی کلاس ها، من بالاترین نمره رو گرفتم. می گه: ببین دیگه بقیه چقدر خنگن

 

سيما !


سلام فاطمه جان!
من با فاطمه قهر نيستم اصلا من از اول ابتدايي با كسي قهر نكردم خب ببين من دوستاي جديد پيدا كردم و اونم ي سري دوستاي جديد احساس ميكنم بهش خوش ميگذره من اونجور دختري نيستم ك يكيو اذيت كنم و قهر كنم و سرد رفتار كنم! اتفاقا خوشحالم ك چند تا دوست ديگه ام پيدا كرده! من هنوزم دوست خود خودم ميدونمش و دوست ندارم اين تفكر براش ب وجود بياد!
درمورد تجديد دوستانم من باهاشون راحتم و با هيچ كدومشون مشكلي ندارم!
مشغله هاي فكري من از خيلي وقت پيش شروع شده و ربطي ب دوستام نداره!من  قبلا هم ي سري مشكلات داشتم و الان بيشتر شده!من ب وضعيت خرابم راضيم!هميشه اينجوري بوده ولي هيچ.قت بروز ندادم!
همين!

امتحان.....


یادم آید روز دیرین، خوب وشیرین، اول ترم، وقت بسیار، درس اندک…

اما اینک روز آخر، روز تلخ امتحانات، آخر ترم، وقت اندک

درس بسیار، درس بسیار، درس بسیار !

 

*  * * * * * * * * * * * * * * * *

 

بوی شوم امتحان آید همی, یار صفر مهربان آید همی

ما ز تعلیم وتعلم خسته ایم،دل به امید تقلب بسته ایم

مابرای کسب مدرک آمدیم،نی برای درک مطلب آمدیم !

 

*  * * * * * * * * * * * * * * * *

 



من همه كتابامو2 دورکامل خوندم، توچطور؟

ستاد ایجاد وحشت میان دانشجویان

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

شیر یا خط دانشجویی :

اگه شیر اومد میخوابم !

اگر خط اومد فیلم میبینم !

اگه راست ایستاد درس میخونم !!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 


 

دعای شب امتحان

الدعا فی لیالیّ الامتحانیه

اللهم اهد کل الشّوت و المشنگ، لا یعلم من دروسهُ بقدر بز اخفش.

آمین یا کاشف المضطربین فی اللیالی الامتحانیه

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

راه مبارزه با خواب شب امتحان

استفاده از چوب کبریت بین پلک بالا و پایین

نوشیدن قهوه و چای پر رنگ به مقدار فراوان

بهره گیری از آب یخ


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 



تقلب چیست

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن

شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

این روزها هیشکی درس نمیخواند !

شما چطور!؟

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

تو باهوشی تو حافظه خوبی داری مطمئنم قبول میشی.

.پیامک تلقینی ، شاید فرجی شد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


حالا وقت برای درس خوندن داریم، کووو. . .تا فردا

زمزمه های شیطانی شب امتحان !

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است !

(کی اس الیت)

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم میزند !

آلبرت انیشتین

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 نیلوفر


سلام من اومدم

سلام به برو بچ با حال 203

خیلی خیلی ببخشید که چند وقته نیومدم

میخواستم بگم این چند وقت سرم خیلی شلوغ بود اصلا وقت نکردم بیام تو

وب لطفا شما هم از دستم ناراحت نشید چون من گاهی اوقات میام اما

نمیدونم چرا تا نظر مینویسم تا میخوا  ok کنم این کدش اصلا نمیاد پس

شما بدونید من به وب سر میزنم ولی نمیشه نظر بدم


نیلوفر




سلامی به گرمی قلب پرستو ها که محکوم به هجرت اند

سلام بچه ها خوبید؟چه خبرا؟با امتحانا حال میکنید؟مطمئنم حال میکنید چون بچه های درسخون این وبلاگ رو میشناسم امیدوارم هممون موفق بشیم نمره های خوشگل خوشگل بذاریم تو کارنامه

سیما جان نمیدونم چرا  ولی تو خیلی دختر مقاومی بودی و مطمئنم هستی ولی چرا اینقدر ناامیدی عزیز دلم؟!تا خدا هست نباید نگران چیزی باشیم تورو خدا مراقب خودت باش یه سوال ازت دارم که اگه جواب ندی ناراحت میشم چرا دیگه بافاطمه پایروند مثل قبل نیستی؟نگومثل اولی که باورم نمیشه من و اون از وقتی وارد این کلاس جدید شدیم خیلی تنها بودیم ولی چون من مشکلی با تنها بودن نداشتم سعی کردم پشتشو داشته باشم منتی هم نیست چون به عنوان یک دوست وظیفه داشتم و سعی کردم ناراحت چیزی نباشه و خودم تونستم گلیم خودمو از اب بکشم  ولی تو چرا دیگه باهاش نمیری؟اون چیزی نگفته که بری پیشش دلیل رو براش توضیح بدی چند وقتا از دهنش در رفت و گفت باهم قهریم که با هزار و یه مدل بهش فهموندم که بیاد باهت دوست بشه و اومد ولی تورو خدا تنهاش نذار یعنی واقعا تاریخ دوستیای  ما تا زمانیه که کنار همیم؟اینکار تو اینو نشون میده عزیزم ولی میدونم هدفت نیست!به نظرم روی دوستای جدیدت یه تجدید نظر بکن اینجوری برات بهتره !نمیخوام بگم بهتر از تو میدونم ولی به جرات میتونم بگم با ادمایی که بتونن تو رو به بالا ها برسونن دوست نشدی دقت کردی نسبت به پارسال فکرت مشغول تره ؟!دردسرات بیشتره؟!نمیگم رابطه ات رو قطع کن ولی مثل پارسال فقط همکلاس باش و بیا با فاطمه دوست باش!بافاطمه خیلی حرف زدم تصمیم گرفته دیگه دورحرفایی که ذهنش رو مشغول میکنه خط بکشه خودت قبول نداری پارسال از اینکه با اون بودی از هر نظر بخصوص روحی روانی بهتر بودی حالا فکرش رو بکن دور مشغولیات ذهنی هم خط بکشی چی میشه؟مطمئنم تو اگه با فاطمه باشی موفقتری گل نازم!

نیلوفر جان جدیدا ندیدمت دیگه چرا نمیای وبلاگ؟دلمون به این خوش بود اینجا همو میبینیم و باهم حرف میزنیم

ولی چرا و نمیای رو نمیدونم!بیا باشه منتظرم

یاسمن تو چرا همش به وبلاگ نگاه میکنی چهار تا پست بذار تا با خاطراتمون حال کنیم!مرسی خانومی

ما هممون عوض شدیم درسته هنوز یکسال از کنار هم نبودنمون نمیگذره ولی خیلی عوض شدیم کاملا میشه احساس کرد که ادمای قبلی نیستیم نیلوفر یاسمن من سیما مینا رامدخت و....همه عوض شدیم ولی باز هم باهمیم چون از قلب دست دوستی دادیم .بیاید این دوستیا رو نگهداریم راستش خیلی دلم برای همتون تنگ شده نمیدونم شما هم یاد من رو میکنید یا با بچه های جدید خوش میگذرونید ولی با تمام بی وفای هاتون دوستون دارم شما رو نمیدونم خب دیگه بسه حالا نوبت شماست که حرف بزنید دیگه نمینویسم تا شما ننویسید

سیما جان انشاالله مشکل توهم حل میشه به خدا توکل کن

موفق باشید و باشم


سيما !

بچه ها  دعا كنيد تصميم اشتباه نگيرم!

سيما !

سلام بچه ها!

خيلي خستم!

خيلي خسته ن خسته ي جسمي خسته ي روحي!

ن تظاهر هميشگي لبخند ته دل رو لبام از بين ميره! ميدوني چرا چون ياد گرفتم هميشه بخندم!

ولي كم كم دارم ميفهمم ك كم اوردم دگ نميتونم بسمه تا كي اين نقاب رو لب هام باش!

ب زور دارم خودمو وقف ميدم با درس و مدرسه !

خودمو سرگرم كردم تا يادم برو زندگيم!

سيما !

اي بابا اعصابم بهم ريخت اين قالب چيه اه اعصابمو خورذ كرد بابا ما همه 13 14 سالمونه!

اعصابم خورد شد امروز خودم عوضش ميكنم!

با اجازه خودم ب خدا عوضش كنيد دوباره همون مال خودمو ميزارم

سيما !

خب بر و بچ : جا خاليو پر كنيد!

ب نظر من بايد بلا باشه

سيما!

خودم شخصا ميزارم: پشت خنده هام غمممممه!

سيما!

چند تا لباس خوشگل دخترونه  گذاستم تو ادامه حتما ديدن بفرماييد بروبچ

ادامه نوشته

سيما!


یه خبر مهم برای بچه های203

بپر ادامه مطلب که خیلی ضروریه بدونی

 رمزشم که همون رمز وبلاگه

 دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!

ادامه نوشته

یاسمن

سلام بروبچیه خبر خیلی خوب یاسمن شماره 2 تمام مسابقات انفرادی کشوری بدمینتون امسال رو اول شده یاسی جون عاشقتیم دلمون برات تنگ شده امید واریم همیشه موفق باشی خووووووشگل خانوم:D

یاسمن

ببین هیچی نگو

فقط یه دقیقه بیا بشین اینجا

کنارم

دلتنگم

همین....

این پسرا هیچ وقت دست از این کاراشون بر نمی دارن....

یاسمن

یاسمن

کشف بقایایِ بــزرگ خاندان فلش مموری در ايــران :| !!

 

 

............

پـــــســر بــایــد بــاشــی تــا بــفــهمــی پــول گــرفــتــنــ ازپــدر
چــقــدرســخــتــه ...

پــســر بــایــد بــاشــی تــابــفــهــمــی 2ســال

تــنــهــای تــنــهــا غــربــتـــِ ســربــازی کــشــیــدنــ چــقــدرسـخـتـه...

پــســربــایــد بــاشــی تــابــفــهــمــی دلــهــره ی شــغــل آیــنــده

داشــتــنــ چــقــدرســخــتــه ...

پــســربــایــدبــاشــی تــابــفــهــمــی از

دســتــ دادنِ عــشــقــتــ بــخــاطــرپــول چــقــدر ســخــتــه ...

پــســربــایــد بــاشــی تابــفــهــمــی بــوق زدن پــشــتــِ مــاشــیــنِ

عــروسِ عــشــقـــتـــ چـــه حــالــی داره ...

پــســربــایــد بــاشــی تــابــفــهــمــی خــوردنِ

بــُغــض بــرای ایــنــکـــه مــســخــرتـــ نــکــنـــن کـــه داره گــریــه

میـــکــنــه چــــــــقــــــدر ســــخـــــتـــــه ...