your own sport magazine
حدیث: متولد 19/3/76 هستم.
هدی: من 27 خرداد 78 به دنیا اومدم.
حدیث: این وبلاگ ورزشیه. راجع به همه ی ورزش ها سعی میکنیم صحبت کنیم هرچند ممکنه مطالب فوتبال یکمی بیشتر باشه.
من بارسایی هستم و هدی رئالی. اما هر دو مون پرسپولیسی 2آتیشه هستیم. تنیسور مورد علاقمون هم رافائل ناداله.
به خیلی چیزهای دیگه هم علاقه داریم. مثلا والیبال، منچستر یونایتد، لورنزو(موتور سواره)، فرناندو آلونسو...
اردیبهشت ۱۴۰۲
مرداد ۱۴۰۱
اردیبهشت ۱۴۰۰
مهر ۱۳۹۷
دی ۱۳۹۶
بهمن ۱۳۹۵
خرداد ۱۳۹۵
اردیبهشت ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
دی ۱۳۹۴
مهر ۱۳۹۴
شهریور ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
فروردین ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
نویدرضا-دور همی-
messi
علیرضا حقیقی(مریم جوووووووووووووووون)
هوادارن احسان علیخانی
وایسا دنیا من می خوام پیاده شم.
طوفان سرخ
ღ❤ღ کریم انصاری فرد ღ❤ღ
پاتوق وبلاگ نویسان شاهرود
وبلاگ طرفداران کریم انصاری فرد
طرفداران شیش آتیشه احسان علیخانی
تمام من_بدون من(الینا)
هوش سیاه
احسان علیخانی(سپیده جون)
بارسایی ترین پسر دنیا
طرفداران کریم انصاری فرد
بزرگترین وبلاگ هواداران حسین ماهینی
پرسپولیس زلزله... محبوب هرچی دله
ՆѻƔƸ♥ Tiдற Bӧ¥ ♥♀♫Ն
Quite night
پرسپولیسی ها بفرمایید
پرسپولیس زلزله
پرسپولیسی ها
هوادار علیرضا حقیقی و پرسپولیس
دختر قرمز
میلاد آنتی استقلال و پرسپولیس جهانی
ما شاسگولیم(اون یکی وب حدیث ینی خودم)
جالب انگیز2012
ستاره سرخ کویر
✿ღسرور استقلاله ... پرســــپولیـــــسღ✿
㋡ گــالـــــــرـے گلــنـــاز ㋡
بهترین درجهان
هواداران لیونل مسی(نوید خان)
خرید ساعت زنانه
هاست لینوکس
برو هر جای این دنیا که می خوای تو اینجایی توی قلبم تو خونم
کنارت رو زمین جایی ندارم هوادارت که میتونم بمونم.
من این دیوونگی رو دوست دارم همین که عشق تو عین عذابه
جنون بالاتر از اینکه یکی هست که هر شب با لباس تو بخوابه
جنون بالاتر از اینکه یکی هست که هرجایی تو میبازی ببازه
تورو یه روز دیده که یه جایی ازت یک عمر استوره بسازه
برو هر جای این دنیا که می خوای تو اینجایی توی قلبم تو خونم
کنارت رو زمین جایی ندارم هوادارت که میتونم بمونم.
چه حالی میشی ازاینکه دنیا تمام سال پای تو بشینن
ازاینکه لحظه ی گل کردنتو شبی صدبار آهسته ببینن
چه حالی میشی از اینکه یروزی یه دنیا درکنارت ویرون شن
از اینکه مردم یک شهر امروز همون رنگی که میپوشی بپوشن
برو هر جای این دنیا که می خوای تو اینجایی توی قلبم تو خونم
کنارت رو زمین جایی ندارم هوادارت همیشه میمونم.
واسه حمایت از پرسپولیس کامنت بذارین. قربون شما!
[ ]
+ در ساعت18:13 توسط Hadis & Hoda
تصور زندگی بدون او، تمام پرده ها و روتختی های قرمز، میز کامپیوتر و کارت اینترنت دایل آپ درنا، تخت دو طبقه، کشوی زیرش، چوب لباسی های علامت گذاری شده، کمد هشتپای مشکی، مجله های دانستنی، sun sport، فیفا ۱۱، lost crown, نیمکت و صحفه آبی رنگ بلاگفا... همه را مثل یک سونامی تمام عیار روی سقف اتاق کوچک من آوار میکند. پس من، تصورش را به تعویق می اندازم. بغلش میکنم شب قبل خواب لبه ی تختش را میگیرم آویزان میشوم، سعی میکنم به ترکیبات کمد هشتپا دست نزنم، خاک روی کامپیوتر را میگیرم، اینه بلند وسط اتاق را نگاه نمیکنم - چونکه از میانش، خالی بودن اتاق توی ذوق میزند - هنوز حسش میکنم روی تخت بالای سرم، دراز کشیده و کم تکان میخورد، برعکس من، ولی گاهی صدایش میکنم که ببینم «بیداری؟»
و من همه چیز را به دقت به تعویق می اندازم. فکر نمیکنم اسم این را بشود گذاشت "Move On "
✍🏻هدا
[ ]
+ در ساعت16:6 توسط Hadis & Hoda
از آخرین نوشته ای که هدی اینجا گذاشته 6 سال میگذره. از آخرین مطلبی که با هم نوشتیم 9 سال. هنوز یادم نرفته اون احساس مسئولیت صبح به صبحمون رو، وقتی بیدار میشدیم و مثل کسایی که بیزنس مهمی دارن میپریدیم کامپیوترمونو روشن میکردیم.
هرکدوممون روزی 1 ساعت اجازه داشتیم از کامپیوتر استفاده کنیم. بخاطر همینم برای طولانی تر کردنش توی تایم اون یکی هم زل میزدیم به مانیتور. دعوا همیشه سر این بود که کارای نیمکتو توی تایم کی انجام بدیم.
هروقت مطلب مهمی به گوشمون میرسید، یا بازی مهمی بود، با ذوق مینشستیم یه پست ازش درمیاوردیم. اصرار داشتیم کار گروهی کنیم
. نمیدونم چرا ولی تو مدت تقریبا سه سال فعالیتمون هروقت هرکی پیشنهاد داد اسمامون رو جدا کنیم تا ته هر پست بزنه دقیقا کی نویسندشه مقاومت کردیم. ما یه نفر بودیم، هرچند هدی دوسال بعد از من به دنیا اومده، ما همیشه یه نفر بودیم.
از آخرین نوشته ای که هدی اینجا گذاشته 6 سال میگذره. از آخرین مطلبی که با هم نوشتیم 9 سال. با هم زندگی نمیکنیم دیگه. بچگیمون تموم شد و هرکدوم رفتیم سراغ مشغله های خودمون. هنوز مهم ترین آدم زندگی همیم. هنوز یه نفریم.
از آخرین نوشته ای که هدی اینجا گذاشته 6 سال میگذره، ولی من هنوز گاهی مینویسم چون همیشه برام move on کردن خیلی سخت بوده. همه بزرگ شدن انگار، هدی هم بزرگ شد، و منو توی 17 سالگیم جا گذاشت.
[ ]
+ در ساعت19:3 توسط Hadis & Hoda
از قشنگیای اسم نیمکت اینه که سال تولدش بهش چسبیده. روزی که میساختیم این وبلاگو، نمیدونم خرداد یا تیرماه بود. چیزی که ازش مطمئنم اینه که 2012 بود. اینو هیچوقت یادم نمیره، چون به اسم نیمکت چسبیده.
حالا یکمی بیشتر از ده سال از اون روز گذشته. اون روز 15 ساله بودم و حالا 25 ساله و به طرز طعنهآمیزی روحم هنوز توی همون سالها گیر کرده. دغدغههام عوض شدن، چیزی که اون روزا منو شاد یا غمگین میکرد حالا حتی سلولی رو توی بدنم تکون نمیده. اما یه چیزی ته ته ته قلبم، هنوز توی 15 سالگی زندگی میکنه یا دست کم میخواد که تظاهر کنه اونجاست... چون بزرگسالی خیلی غم انگیزه... خیلی زیاد :)
[ ]
+ در ساعت12:8 توسط Hadis & Hoda
مینویسم چون با خودم قرار گذاشتم تا آخر عمرم هیچوقت اینجا رو ول نکنم. هرازگاهی بیام و یه مطلبی چیزی بذارم، پستای قدیمی رو بخونم، لینکهای قدیمی رو - که الآن بیشتر شبیه قبرهای خالی شدن- نگاه کنم و البته با اینکه تقریبا همهشون تعطیل هستن هیچکدوم رو پاک نکنم تا یادم بمونه که آخرین دوستهام توی این فضا کیا بودن :)
میهن بلاگ بسته شد و من استرس اینو دارم که این اتفاق برای بلاگفا هم بیفته. به خاطر همین هر چند وقت یه بار یه بک آپ از مطالبمون میگیرم. حقیقتا اینجا فضای خیلی عجیبی داره. یه ترکیبی از اندوه و حسرت و خاطره و البته یه سرخوشی مصنوعی ناشی از حس دروغین برگشت به گذشته؛ در یک کلمه، نوستالژی. کلمه نوستالژی در حقیقت به معنای رنجِ خواستنِ چیزهای ناممکنه... که به نظرم دقیقا توصیف بلاگفاست برای من:)
اون روزا که به سادگی تمام جزئیاتش رو میتونم به یاد بیارم، اینجا یه وبلاگ ورزشی بود که توش از هر دری حرف میزدیم و منتظر بودیم مثلا والیبالیست یا فوتبالیست مورد علاقه یا حتی غیر مورد علاقهی ایرانی یا خارجیمون دست توی دماغش کنه تا اینجا راجع بهش بنویسیم
. پرسپولیس 4-5 سال بود قهرمان نشده بود و تا آخرین روزهای سرپا بودن این وبلاگ، سال 92 هم، قهرمان نشد. امروز که 31 اردیبهشت 1400 عه (میدونم نیازی به نوشتن تاریخ نیست و اون پایین تاریخ میخوره) پرسپولیس توی یه رقابت تنگاتنگ برای صدرنشینی با سپاهانه، تا پنجمین قهرمانی متوالیشو کسب کنه... 3>
برای خودم نوشتم اینارو. که سالهای بعد که همچنان میام اینجا، این مطلبو ببینم. منی که هر روز صبح، با احساس مسئولیتی ستودنی
، میاومدم وبلاگو آپدیت میکردم و بعدش بدو بدو میرفتم به تک تک لینکهام خبر میدادم. الان قراره سالی حداقل یه بار بیام، یه مطلب بذارم که کسی قرار نیست بخونه، و به هیچکس هم خبر ندم که چیزی گذاشتم. خدا خودش شفا بده:)
حدیث
[ ]
+ در ساعت10:22 توسط Hadis & Hoda

هر آنچه دیدید همه تزئینی است
از فیلمهای حماسی تخیلی چون ارباب حلقهها و تلاشهابیتهای کوچک در میان ارکها گرفته تا مقابله شجاع دل قربانی اسکاتلندی با ظلم که برگرفته از واقعیت هستند، از آنچه با تم اعتقادی دیدهاید تا ملی گرا و استعمارگریز لیبیایی چون عمر مختار، از تصاویری که از هجوم همه جانبه به سائوسائو در صخره سرخ به خاطر دارید تا آنچه برگرفته از دفاع از یک دهکده در هفت سامورایی بوده و تا هیجان خالص که نجات سرباز رایانش نامیدهاند، از اولین شوالیه تا آخرین موهیکان، از اسپارتاکوس تا گلادیاتور از سیاهی و سپیدی شکست ناپذیران در اتمام آپارتاید تا اسرای به سوی پیروزی که فوتبال را پلهای به سوی آزادی کردند و همه و همه...
به نظر میرسد هر آنچه که تا کنون بر پرده نقرهای دیدید، همه تزئینی است
وقتی قرار است ملقمهای از هر چه تا به حال دیدهاید را زنده و بدون دانستن پایان ببینید و نابرابرترین نبرد ممکن را در زمین سبز به تماشا بنشینید

برانکو به سان استادانی است که از هیچ حماسه میسازند چون باور دارند او ارتش محکمی را با تعلیم چندین نیروی آماتور و نیمه حرفهای در کنار رهبری چون جلال حسینی ساخته که از هر نبرد تن به تنی پیروزی میخواهند. او مجبور است نیمی از این ارتش را به شکست سد تا دندان مسلح قطری رهنمون سازد و این بار خبری از رهنمود کلامی هم نیست
میگویند تاریخ برای عبرت آیندگان است و همواره تکرار میشود، سال گذشته بود که حاج رضایی پس از بازی الهلال تعبیر زیبایی داشت که خنجرها در تهران برای پرسپولیس تیز شده بود و این قصه این بار هم به شکل دیگر تکرار شد اما دیگر نگرانی پارسال را نداریم، بگذارید تمام دشمنان که خودتان بهتر میدانید چه کسانی هستند تا میتوانند خنجر تیز کنند
نگران نیستیم چون این پرسپولیس آن قدر زخم خورده که دیگر هرچه تلاش کنند دیگر خللی به آخرین سربازان برانکو وارد نخواهد شد و آنها تا آخرین نفس مقابله خواهند کرد و میدانند تحت هر شرایط فاتح قلب میلیونها عاشق هستند/ صدرا
[ ]
+ در ساعت21:22 توسط Hadis & Hoda
سلام ...بی مقدمه بگم ... وبلاگ نویسی هنوز هم برای من هیجان انگیزه !
خیلی هیجان انگیز .... هنوز کلمات که زیر دستم می رقصن دلم براشون ضعف میره .هنوز طراحی و دیزاین نیمکت رو تحسین میکنم هنوز نمیدونم چطوری اما شوق همون روزای اولو دارم ...
با یه حساب سر انگشتی میشه فهمید که از سال 2012 تا حالا که 2017 شده 5 سال میگذره و منم 5 سال بزرگتر شدم . 5 سال به مشلات مشغله های روزمره نزدیک تر ...
نیومدم از خودم بگم ... اومدم فقط یاد آوری کنم که همچنان به نیمکت وفادارِ وفادارم :)
و تا جایی که بشه بهش سر میزنم یه دست روی خاکاش میکشم و دلم برای تک تک شماهایی که نمیدونم کجایید اما اسمتون هنوز با رنگ قرمز توی لینک های نیمکت هست تنگ میشه!
درسته نیستید اما هنوزم حس خوب اینجا با خاطره های شماها زندس !
امضا ... دخر 12 ساله ای که خیلی زود...شد 17 سالش :)
هدی
[ ]
+ در ساعت15:15 توسط Hadis & Hoda
خواستم توی ویکی پدیایا جای دیگه ای سرچ کنم و بنویسم :" محمد علی کلی "
اما دیدم سرچ کردن اسم یک اسطوره کار بیخودیه ... پس سرچ کردم توی همه ی شنیده ها و چیز هایی که ازش میشد توی مغز 17 سالم پیدا کرد...
اول از همه یاد بابام افتادم ... وقتی از تلوزیون مبله ی چوبی میگفت که چهره ی سیاه پوست کلی رو توی قاب سفید و سیاهش نشون میداد و اون زمان نه کسی توی آشپز خونه غذا می پخت و نه بچه ای توی کوچه در حال بازی کردن بود و نه کسی توی ایوان در حال چاق کردن قلیانش بود. و حتی آفتاب سرکشیده بود توی خونه تا مسابقه ی زنده ی مشت زنی جهان رو از همون تلوزیون چند اینچ و نیمی نگاه کنه
بعد یاد یه پوستر افتادم... یاد پوستری که امروز در پی پیدا کردنش رفتم و ناکام از اون برگشتم . پوستر کلی روی دیوار یه مغازه ی کهنه ی 70 -80 ساله هر روز توی مسیر مدرسه . و من هر دفعه کی گفتم چرا این مغازه روی سر فروشنده آوار نمیشه اما یقین داشتم مرد سیاه پوست توی پوستر سیاه و سفید زیر آوار هم میتونه اینجوری داد بزنه . پوستر رو پیدا نکردم اما عکسش رو براتون میذارم که بیشتر هم حسی کنید با فروشنده کهنه.
بعدش هم یاد خبر های بریده جراید روزنامه دیواری چند سال پیش افتادم ....
« محمد علی که محبوبیت خود را مدیون گرویدن به دین اسلام می دانست همواره برای عدالت و نجات محرومان کوشید و به همین علت به عنوان سفیر صلح سازمان ملل انتخاب شد. عکس زیر نشان می دهد که محمد علی چگونه جوان سیاه پوستی را که قصد خودکشی داشت را نجات می دهد.»
و در آخر یاد نیمکت .... محمد علی کلی از روی نیمکت ورزشی جهان بلند شد و امروز ما برای ادای احترام به روح مشت زنده ی جهان می ایستیم و این ترک سرد را به نیمکت نشین های ورزش جهان تسلیت میگیم!
روحش شاد و همچنان سرزنده ...
94/3/16
[ ]
+ در ساعت10:20 توسط Hadis & Hoda
نمی دانم امشب، در دل چند نفر قلب بزرگ قرمزی شکست ... نمیدانم امشب،که حتی غروبش هم سرخ نبود ، چند نفر اشک ریختند.نمیدانم نمیدانم ...نمیدانم چطور شد ...
اما باز هم من با افتخار پرسپولیسی ام ! تیم من قهرمان است ...قهرمان تمام این قلبها!
و سپاس گزار تمام دستها و سوت هایی که بد جور آبی پررنگ بود !! و متحیر جمعه ای که دلگیر ترین غروب سال معرفی میشود و جایزه ی بدترین دلخوشی ها میرسد به دلخوشی توپ هایی که تک به تک میشد اما گل نه....
و امشب من پر غرور تر از همیشه و با آتشی تند تر از قبل میگویم قهرمان ما هستیم ...
تیمی که میگفتند سقوط میکند .و چه کسی باور میکند که شیری سقوط کند .بیوفتد و کرکس ها به امید آخرین نفس هایش باشند...
به هرحال جامی که از روبروی چشم های یک مرد بردارند و بروند، فرقی به حالش نمیکند وقتی میداند منو توی طرفدار هنوز هم توی آخرین پست هایمان یا روی قلبها و حتی عکس پروفایلمان مینویسیم ... ما قهرمانیم ...
زنده باد کاپیتان 24 ...❤️
زنده باد پرسپولیس قهرمان ❤️
@lorazpm
[ ]
+ در ساعت19:12 توسط Hadis & Hoda
4-2
کاش اینجا مثل قبل شلوغ بود تا الان کلی خوشالی میکردیم و به تحلیل بازی میپرداختیم....
حیف که فقط خودمم و خودم... بی خیال مهم نی. خوش به حالم که پرسپولیسم برد... که رفت صدر... که میخواد قهرمان بشه...

[ ]
+ در ساعت2:24 توسط Hadis & Hoda
ایرانپاک آنقدر خوب بود که احتمالا کسی با خواندن رکوردهایش آن ها را باور نخواهد کرد. صاحب رکورد جاودانه ۷ گل در دربی تهران دوم دی ۱۳۲۵ در مسجدسلیمان متولد شد و تا ۱۱ بهمن ۸۷ که در استکهلم مغلوب سرطان لعنتی ریه شد، تاریخ را به دو قسمت قبل و بعد از خودش تقسیم کرد.
اولین قاتل پرسپولیس

مثل همه غولهای سربرفراشته از جنوب، او هم از تیمهای پایه شاهین شروع کرد. در مسابقات جوانان اهواز که آن روزها معدن استعدادهای باورنکردنی بود آنقدر درخشید تا خبرش به پایتخت رسید. خودش اما سوم خرداد ۴۷ پیدایش شد. عصر جمعهای که احتمالا باید آن را در تاریخ فوتبال ایران یکی از بهترین جمعهها دانست. پرسپولیس تازه تاسیس با ستارههای مکتب شاهین در امجدیه میزبان منتخب اهواز بود. خیلی از بازیکنهای میزبان هفته قبل در همان ورزشگاه جشن قهرمانی آسیا گرفته بودند. در تیم سرخپوش به جز اکبر افتخاری، همایون بهزادی و حسین کلانی همه بودند. آن طرف اما هیچ نامی نیست؛ البته فقط تا آن روز. حمید سهبرادران، اسماعیل کشتکار، غلامحسین مظلومی، ایرج سلیمانی و صفر ایرانپاک ستارههای تیم منتخب اهواز بودند. پرسپولیس بزرگ در آن دیدار اسیر سرعت و تکنیک عجیب اهوازیهای شد. شکست سه – دو، اولین باخت تاریخ سرخپوشان، یک گل و یک پاس گل برای صفر ایرانپاک.
کوچ به تهران، آقا صفر میدرخشد
درخشش در بازی دوستانه امجدیه، برق به چشم میدران پرسپولیس میندازد اما ماجرای کوچ ستارهها به پیکان حضور ایرانپاک در پایتخت را به تاخیر انداخت. سال ۴۹ یک بار با دنیای ورزش مصاحبهای جنجالی میکند و از سکونشینی و کم بازی کردن مینالد اما فقط یک سال بعد گل سرسبد تیمش میشود. سال ۵۰ با رکورد فوقالعاده ۱۲ گل آقای گل مشترک (حسین کلانی) میشود. دربهای تیم ملی خیلی زود به رویش باز میشود.
سال ۷۲، ستاره جوان ابرتیم ایران در مسابقات جام ملتها میشود. همان سال یکی از دو گل ایران در بازی آخر مرحله گروهی مقدماتی المپیک مقابل کره شمالی را میزند و تیم ایران را به المپیک میفرستد.
۳۱ گل در ۵ دوره رقابتهای تخت جمشید، تاج بهترین گلزن تاریخ این رقابتها را با افتخار روی سر او میگذارد.
شکارچی دربیها، استاد گل زدن به حجازی

رکوردش در دربی بینظیر است. هنوز هم بعد از حدود ۵ دهه کسی نزدیک رکوردش نیست. از ۲۸ خرداد ۵۰ تا ۱۸ آذر ۵۶، هفت بار در دربی پایتخت گل زد و از رکورد ۶ گل حسین کلانی گذشت.
برای سرخها اما یک رکورد دیگر آقا صفر هم شیرین است: ۸ گل به ناصرخان حجازی بهترین گلر تاریخ ایران. در کتاب رکوردهای دربی این شانس برای هرکسی وجود دارد که به رکورد ۷ گل ایرانپاک برسد اما رکورد دوم؟ نه کسی حتی نزدیک او هم نبود.
نکته جالب اینکه ایرانپاک و حجازی که حالا این روزها از بهشت به دربیهای نه چندان دلچسب تهران پوزخند میزنند، خارج از زمین رفیق گرمابه و گلستان بودند.
نشریه دنیای ورزش ۱۹ فروردین ۵۱ از قول ایرانپاک نوشت: بازی آخر پرسپولیس و تاج حادثه رخ داد وقتی ما از شربت پیروزی مست بودیم و بچه ها رقص شادی را آغاز کرده بودند ناصر حجازی را دیدم که سخت گریه بازی آخر پرسپولیس و تاج حادثه رخ داد وقتی ما از شربت پیروزی مست بودیم و بچه ها رقص شادی را آغاز کرده بودند ناصر حجازی را دیدم که سخت گریه میکند قلبم فشرده شد بطرفش رفتم در آغوشش گرفتم و چهره نازنینش را بوسیدم . مثل باران اشک میریخت بکلی پیروزی بزرگ تیمم را فراموش کردم دلم آتش گرفته بود به بچه های خودمان نگاه کردم و به ناصر و بی اختیار فریاد کردم نه من این یکی را نمیخواهم.
هیولای دل نازک

هرچقدر داخل زمین بیرحم بود، خارج زمین دلنازک بود. هفته یازدهم لیگ سال ۵۴ در بازی مقابل سپاهان اخراج شد. فدراسیون وقت او را سه جلسه محروم کرد. آقا گل آن زمان لیگ (۷ گل در ۱۱ هفته) دلش شکست و چند روز از ایران رفت. وقتی برگشت نتوانست تیم ملی را در جام جهانی ۷۴ همراهی کند و رفته رفته از تیم ملی دور شد. دنیای ورزش شب قبل از سفرش به آلمان با او گفتوگو میکند. ایرانپاک میگوید: از یک ناراحتی روحی هم رنج میبردم شاید یک ورزشکارنباید مثل من دل نازک باشد اما چیکار کنم من اینطوریم دست خودم نیست در مسابقه با سپاهان بود که داور برای اولین بار مرا اخراج کرد او معتقد بود که به او ناسزا گفتم اما اشتباه میکرد گزارش او مرا سه هفته محروم کرد و این برای من خیلی دردناک بود اولین بار بود که در یک جنجال به ناصواب گرفتار میشدم این محرومیت و پس از اون بی مهری مربی تیم ملی که نام مرا خط زد خیلی در روحیه من تاثیر گذار بود و دیگر خودم نبودم.
پایان!
سرطان لعنتی ریه سالها اذیتش کرد. مدتها بود از ایران رفته بود و خیلیها اصلا او را یادشان هم نمیآمد. بهمن ۸۷ بالاخره مغلوب مرض خانهمان سوز شد و رفت پیش خاطرات شیرینش در کتاب تاریخ. از استوکهلم به اهواز منتقل شد. افسانهاش همانجا که شروع شده بود، به پایان رسید.
[ ]
+ در ساعت14:48 توسط Hadis & Hoda
سلام.هدی هستم.
هدی ای که هنوز توی شوک یه خبر زل زده به عکس 24
دختری که برای گفتن احساسش به این شوک فقط میتونه اشک هاشو تو کل روز جمع کنه
و اخر شب .وقتی همه خوابیدن سرشو محکم روی بالش فشار بده و یواشکی گریه کنه برای کسی ک رفت
بــیـــسـتـــ و چـــهـــارِ من... تو...قهرمان بی چون و چرای قلب قرمزم...
این روزا میگن که نیستی...میگن که رفتی و دیگه بر نمیگردی...دروغ میگن مگه نه؟
بگو که دروغه... بگو مثل دروغی که به هانی کوچولوت گفتن، فقط مصدوم شدی مدتی نیستی...بگو فقط پات شکسته...بگو دروغ میگن...دروغ میگن که نیستی کاپیتان...دروغ میگن که مردی...
منــــ بـــاور نــــمـــیـــکـــنـــمـــ... هـــرگـــز قـــهــــرمـــانـــ مـــنـــ نـــمـــیمـــره...
کاش لااقل الان پیشت بودم:(
اما من ایمان دارم....به بودنت ....کنار قلب بزرگ قرمزم...به دستی که همیشه پشتشه

من ایمان دارم که هستی....
که همیشه هستی....

بـــلـــند شــــــو کـــــــاپــــیــتــــانــــ
پرسپولیست هم با رفتنت میشکند
پــِــــرســـــپــــولــــیــســـ تــــَــســـلـــیــَـتـــــــ
[ ]
+ در ساعت13:27 توسط Hadis & Hoda
ابراز عشق ینی وقتی پرسپولیس میبازه،
وقتی داری سعی میکنی جلو اشکاتو بگیری،
تو دلت بگی عب نداره عشقم. هنو کلی وقت واسه جبران هست...
این حال الآن منه...![]()
پرسپولیس ۱ - ۳ تراکتور
[ ]
+ در ساعت22:15 توسط Hadis & Hoda







والا میترسم پست نذارم وبو ببندن