میخوام جلوش وبگیرم

سلام 

بچه های انجمن بیان به ادرسی که زدم در قسمت درباره وب زود 

زود بیایین عضو شین

گالری تصاویر سوسا وب تولز">گالری تصاویر سوسا وب تولز" alt="گالری تصاویر سوسا وب تولز" />

اگه نظر ندی اینم یه خیانته هااااااااااااااااااااااااااااااااا

تو دیگه بهمخیانتنکن خواهشششششششش

لطفا بعدم بیا همینجا جواب میدم بخونششششششش




آپلود عکس

گالری تصاویر سوسا وب تولز

اومدم به قولم وفا کنم.......

سلام دوستای گلم من بیشتر از پنج ساله دارم با خیانت دست


وپنجه نرم میکنم  خیلی بدی دیدم هم از دوستای هم جنس


خودم هم از تنها عشق زندگیم و...... خلاصه هرکی که فکرش


وبکنین حتی فامیل دیگه به سایه خودمم شک دارم این وبلاگ و


درستکردم تا بهانه ای برام باشه برای ادامه  اومدم  تا با هم دردام


داد بزنم اومدم دردام و بگم شاید بعضی ها به خودشون بیان وشما


درداتون وبگین تا کمکی بشه برا بیدار کردن کسایی که هنوز کامل


تو این باتلاق خیانت غرق نشدن و من هم بدونم من فقط این درد و


 نمی کشم میخوام بگم  چه قدر تواین درد خدا بهم کمک کرده


واینکه حتی یک لحظه ام به خاطر انتقام از عشقم دست به خود


 فروشی وفروش احساسم نزدم فقط عشقم وبه خدا بیشتر کردم

 

ماهواره ام دارم ولی تو کل این سالها اصلا تحریکی برام نداشته


چون معتقدم خدا من و پاک افرید پس باید پاک برگردم پیشش ویه 


عشق پاک تودلم گذاشت حتی اگه معشوق پاکی ندارم .....اگه 


بازمدوست داشتی حرفام وبشنوی به وبم سر بزن


گالری تصاویر سوسا وب تولز

از همه ممنونم..........................

سلام به همگی واقعاباید بگم ممنونم از همایتاتون  هم بهم ایده میده هم دلگرمی.


باید بهتون بگم نوشتن کتابم و شرو ع کردم البته باید بگم دو تاکتابم  یه کتابم  


با موضوعی دیگه ام دارم مینویسم اولین صفحه رو میزارم تا بفهمین حدودا 


موضوعش چیه حتما نظر بدین حتما به راهنمای هاتون 


احتیاج دارم....................فقط باز هم میگم من هیچ کاری به سیاست ندارم و اصلا 


سیاسی نمی نویسم.(البته هنوز اسم کتابم قطعی نشده )فعلا این و انتخاب کردم


چون شما ها دوستامین اولین داستان کتاب هم براتون میزارم  فکر میکنم این سبک 

ساده و جالب برای توصیف خدا  وبعضی حقایق. 


بیایید خدارا ساده دوست داشته باشیم همان گونه که هست


سلام من سپیده دختر جوانی هستم که در این دنیا ودر این سرزمین زندگی میکنم از جنس بقیه ادمها ومثل بقیه جوان های این مرز و بوم . راستش همیشه خدارا دوست داشتم و از ته قلب اورا باور دارم ولی گاهی به دلیل برخی چیزها که در این کتاب همه را نام می برم باور هایم ضعیف شده اند ودوباره به خواست خود خدا جان گرفته اند .من تنها خواسته ام ونیتی که داشته ام از نوشتن این متن ها وحرفها فقط این است که بگویم خدا ساده است وعاشق ..... میشود خیلی ساده دوستش داشت وعاشقش بود .میتوان ساده اورا عبادت کرد .بی پرده بگویم دنیا ی ما عبادت خدا را مثل تکنولوژی هایش پیچیده کرده .برای رسیدن به خدایمان هم هزار اما واگر گزاشته ایم .من همان گونه که باور دارم خدا وجود دارد باور هم دارم که دین ما برترین دین است وساده ترین دین وشیرین ترین دین .ولی افسوس و صد افسوس که برخی افراد فقط یه میل شخصیشان هزار روایت و حدیث جعلی اوردند و به دینمام چسباندن وهزاران حرف از خدا که دینمان را سخت و دشوار نشان میدهد .ونشان میدهد هرکس که مسلمان هست در خفقان به سر می برد وهمیشه باید مراقب کوچکترین عملش ورفتارش باشد وگرنه خدایی هست که ان را در اتشی میسوزاند و اورا زجر میدهد.اگر مسلمانی میخواهد نماز بخواند ویا حتی با خدایش حرف بزند باید از هفت خوان رستم رد شود.

نه من میگویم یعنی دین من می گوید خدای من میگوید :ما بنده ی او هستیم پس باید اورا عبادت کنیم فرق نمیکند چگونه فرق نمیکند پوششم در خیابان چادر باشد ویا مانتو موهایم رنگی باشد ویا مشکی ویا پسر هایمان یقه لباسشان باز باشد ویا کاملا بسته نه جوانی که ساده عاشق خدایش باشد وساده  عبادتش کند کم کم مانده خدایش ساده و بی ارایش میشود .ما همه به زمان احتیاج داریم. این حقیقت است که خدا از رگ گردن و پلک چشممان به ما نزدیک تر است پس اگر واقعا او را در رگهایمان ،دلمان ،وقلبمان حسش کنیم همان گونه میشویم که او هست.ولی متاسفانه بعضی رفتار ها وسخنان به گونه ای هست که جوانها ترجیح مدهند اصلا نه نماز بخوانند ونه خدارا بخواهند .رفتار ها و عمل های جوان های ما همه بابت همین تکنولوژی ها و مد ها و سیاست های دنیاست .وقتی در این زمان و این امکانات زندگی میکنیم چگونه گاهی اشتباه نکنیم .من برای هم نسل هایم مینویسم نه با سیاست کاری دارم ونه اهل سیاست هستم فقط عاشق سیاست خدا هستم وبرای او میجنگم چون او خدایی نیست که بعضی ها از او دم میزنند.



اولین داستان کتابم

البته بگم بچه ها اینا هنوز ویرایش نشدن و اگه غلط املایی  وهر گونه کم و کاستی داره ببخشید .



گفتگوی من به عنوان یک اشرف مخلوقات با شیطان رانده شده

 


من  انسانم ،قدرت تفکر وتعلق دارم …………….

 

من انسانم،با قدرتی که میتوانم جهان را در مشت خود بگیرم زیرا من اشرف مخلوقاتم …………

 

زیرا من مخلوقی هستم که تمامی مخلوقات خدا جلوی من سجده کرده اند………..

 

جز یکی وان هم به خاطر من به از عرش به زمین رانده شد…………

 

چرا به خود نبالم وقتی من این چنینم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

این ها را با خود روبه رویه اینه میگفتم ………..ناگهان پشت سرم در اینه کسی را دیدم..

 گویی از اتش بود .ترسیدم !!!!!!!!!!!!

گفت چه شد ؟؟؟؟؟؟؟ترسیدی از مخلوقی که به خاطر تو بعد از هزاران سال عبادت از عرشرانده شد ای اشرف مخلوقات ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خودم را جمع کردم و با سری بلند  وسینه ای سپر گفتمش:نه مگر تو ترس داری شیطان رانده شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پوز خندی زد و گفت امده ام سوالی بپرسم ببینم بعد باز هم برای خودت جلوی اینه تعریف و تمجید سر میدهی یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟

گفتم بپرس!!!!!!!!!گفت:من با همه ی عبادتم به خدا خیانت کردم که مرا راند…..با اینکه میدانم  

هنوز هم من از تو بر ترم ولی به هر حال از فرمانش سر پیچی کرد مو خاعن شدم ودر انتها ترد


ولی دشمنیم با تو و او معلوم واشکار است ……..حا ل تو بگو ای اشرف مخلوقات تو چرا هم به

 

خدایت که از روح خود در تو دمید وهم به هم نوع خودت خیانت میکنی هر روز و هر


ثانیه؟؟؟؟؟؟؟؟چرا دم از وفا میزنی ؟؟؟؟؟چرا دشمنیت را پنهان میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟

 در روبرو عاشق و دوست هستی ودر پشت سر دشمن خونی.

به مسجد  خدایت میروی میگویی خدا  دوستت دارم، مرا بببخش

شیطان فریبم داد.از مسجد که بیرون می ایی خیانت کاری و کارهایت شروع میشود حتی

نمیتوانی چشمانت را کنترول کنی با اینکه متاهلی  به زن ویا مردهای دیگر چشم می دوزی

ان وقت میگویی من تورا فریب میدهم ؟؟؟؟من هیچوقت تورا مجبور به کاری نکرده ونمی کنم

تو با نفس خو د درگیری ای اشرف مخلوقات …..من فقط وقتی خیلی منم منم میکنی  برا اینکه به

خودت وخدایت اثبات شود فقط حرف میزنی و راست گفتم که تو لایق سجده نیستی تورا به کار

حرامی دعوت میکنم .تو خودت با همه ی ان قدرت تفکر و تعلقی که از ان دم

 میزنی فکر نکرده میپزیری …………پس اگر اشرف مخلوقاتی و قدرت تفکر و تعقل داری

اشتباهاتت را بر گردن من نینداز .اگر هم نداری و من مسبب اشتباهات توام باید توو خدایت قبول 

کنید که من از تو سر ترم………….

 

حال چه میگویی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

برای لحظه ای مانده بودم شاید بهتر است بگویم از انسان بودنم وشرم سار بودم  از خدا که اصلا 

حرفش را نزن مانده بودم چگونه دیگر اسمش را به زبان بیاورم حس میکردم  خدایم را دشمن به

شاد کرده ام .ولی یک دفعه با همه ی حال بدم  احساس کردم صدایی در درونم با من حرف میزد

به چشمانش خیره شدم و گفتم :می دانی تو از چه هنوز میسوزی رانده شده؟ تو لایق ماندن در

 عرش نبودی تو به خاطر من رانده نشدی تو به خدا اعتماد نکردی ، تو اورا باور نداشتی ،

 تو برای تظاهر عبادت میکردی واگر عبادتت خالصانه بود این حالت نبود پس توهم با نفست

 در گیری رانده شده...........من با همه ی اشتباهاتم  در درگاه خدایم زانو میزنم واشتباهاتم

 را می پزیرم ودر دعا هاییی مثل دعای کمیل به انها اقرار میکنم ......ولی تو هنوز هم میگویی

 کار درستی کردی که از فرمان خدا سر پیچی کردی!!!!!!!!!!!!من به خدایم اعتماد دارم با همه

 سستیم از شر تو همیشه به او پناه برده ام ...........من هرچه هم گنه کار و روسیا باشم

 رحمت خدایم وبخشش خدایم از گناه من بیشتر است چون اوست که یگانه خالق دنیاست.

 ای رانده شده از یاد نبر که تو را نیز او افریده و میتواند در یک چشم بهم زدنت تورا نابود کند

 وبدان اگر هنوز هستی چون خدایم صلاح دانسته ودوست دارد مرا با وجود نیرنگ های تو امتحان

 کند وهم زمانی که من فریب تو را نمی خورم یا به قول خودت دعوتت را رد میکنم شادمیشود

 وهم زمانی که اشتباه میکنم ودعوتی از تورا میپزیرم ولی زود با یاری خودش از دام تو نجات

 میابم و باز هم شاد میشود که برای توبه جلویش سجده میکنم واز او طلب بخشش ..........

 واین را هم بدان بخشش خدای من انقدر بزرگ است که حتی اگر تو رانده شده هم

 برای توبه به درگاهش بروی تورا می بخشد......ولی رانده شده بدان روزی که مهدی موعود مان

 به اذن خدایمان ظهور کند نامه ی مرگ تو به دست اوست وعمر تو به پایان میرسد

 پس برای خود فکری کن................................

 بعد با لبخندی مسخره امیز به آن گفتم چیزی برای گفتن داری رانده شده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 وقتی سکوت اورا دیدم خشمی بزرگ هم در چشمانش زبانه میکشد ترسی در دلم افتاد و

 همان لحضه با صدایی بلند گفتم اعوذوبلله من شیطان رجیم .واو با فریادی محو شد.

 هم دلم اشوب بود وهم ارام  این ملاقات را باور نمی کردم مثل خواب بود

 ولی بیدار بودم به خودم گفتم خوب جوابش را دادم  ولی در واقعیت حرفهای اوهم

 ذهنم را مشغول کرده بود ومدام صدایش در گوشم بود

 همان لحظه وضو گرفتم وبرای ارام شدنم سمت سجاده ام رفتم وسجده شکر به جا اوردم که خدا

 مرا بازهم تنها نگذاشت ومی دانستم جوابهایی که به او دادم از خودم نبود واگر خدا نبود نمی توانستم اینگونه اورا نابود کنم .

 یه راستی دوستانم  بیایید کمی قدر این روحی که در بدن ما دمیده شده را بدانیم وبا اشتباهاتمان

 مسمومش نکنیم که خدایمان دشمن به شاد میشود......................

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تفاوت هایمان.............

آپلود عکس



زندگیشا ساده ......عشقشان ساده............


عمرشان طولانی.............


 دوست داشتنشان ماندگار............


وفایشان تا مرگشان همراهشان بود....................


آپلود عکس

زندگیمان پر از پیشرفت وپیچیده...............


عشقمهایمان  پیچیده............


عمرمان کم شده..............با وفاداری بیگانه شده ایم.................


خیانتهایمان تا مرگمان همراهمان هستند......................


دوست داشتنمان لحظه ای و کوتاه ....................


ادعا هایمان زیاد .............


حرفهایمان هم از نسل انها زیباتر شده .....................ولی .....................


عمل به حرفهایشان از نسل ما زیباتر بود......................



فکر کرده ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گالری تصاویر سوسا وب تولز


نمیگویم چرا به انتظارش نشسته ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نمیگویم چرا هنوز دوستش داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نمیگویم چرا هر روز و هر ثانیه نبودش را جهنمت توصیف می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


فقط میپرسم انکه اینگونه برایش زانو زدی و خود را در جهنم حبس کرده ای لیاقتش


را دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


جوابت رامیدانم!!!!!!!!!!!!!! چون عشقت را می فهمم!!!!!!!!


  فقط یک سوال دیگر اگر لیاقتش رو دارد ......چرا تو اینگونه تنهاییی؟؟؟؟؟؟


؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تا به کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گالری تصاویر سوسا وب تولز


از بس خودت خودت را گول میزنی که می اید ............

و نمی خواهی باور کنی حقیقت را!!!!!!!!!!!!!!

دیگران هم تورا گول میزنند ...............

به جای گفتن حقیقت که  دیشب همه به عروسیش رفته بودند .........

به تو می گویند: 

در گلفروشی داشت برای تو گل میخرید......................

و تو باز همه به راهش خیره میشوی..................

تابه کی میخواهی حماقت و حقارتت را به همه نشان 

دهی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


آپلود عکس


مینگرم به دنیایی که در ان زندگی می کنم  نفس میکشم و باور های زیبا میسازم

ولی باور هایم به همه چیز خراب میشود ..............


وقتی می بینم بچه های نسل من که میخواهند آینده سازان نسل بعد از من شوند

بازی هایشان تمرین خودکشی است .....................


بیخود نیست که بر چسب نسل سوخته را به من زده اند.

دقت کردی خدا با همه ی اینکه بی نیاز مطلقه  صاحبه همه چیز از من و تو 

غریب تره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 


آپلود عکس

پاسخ

سلام کیانای عزیز هیچ ادرسی از وبت برام نزاشتی  که بهت سر بزنم لطفا برام بفرست

جوابی شکننده.............

گالری تصاویر سوسا وب تولز

از دو عاشق قدیمی پرسیدم مگر شما با ما چه فرقی دارید 


که هنوز عاشقین بعد از این همه سال ولی عشقای الان ما نهایت 


چند سال فقط عمر میکنه؟؟؟؟؟؟؟


یکی از اونا بهم جواب داد :ما از نسلی هستیم که تو عشق به جای امتیاز 


گرفتن از همه به هم امتیاز میدادیم...........


به جای ترک هم ......عادتهایی و ترک میکردیم که دیگری رو ازار میداد......


به جای دروغ راست میگفتیم..........وبه جای وابسته شدن 


بهم روز به روز دل بسته هم میشدیم .........................

 

گالری تصاویر سوسا وب تولز">گالری تصاویر سوسا وب تولز" />

گالری تصاویر سوسا وب تولز">alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

من خر نیستم............

گالری تصاویر سوسا وب تولز



داشتم با خودم تمرین میکردم که مثل قبل برم پیش وازش 

و بهش عاشقانه سلام کنم و خسته نباشید بگم.

وانگار نه انگار که ازش خیانت دیدم و بخشیدمش


برای همین چند دقیقه به اومدنش لباسم و پوشیدم و رفتم جلوی در 


بازهم داشتم توفکرم باخودم تمرین میکردم که جلوی ماشینش و


 از سر کوچه دیدم به خودم گفتم باید بخندم  باخنده دستم و اوردم بالا


 تا براش دست تکون بدم که دیدم دختر همسایه کوچه پایینی 


از ماشینش پیاده شد و با خنده بهم دست دادن و از هم خدا حافظی میکردن


 صدای خندشون هنوز توگوشمه همین طور که دستم بالا بود


 خشکم زده بود یه دفعه به خودم اومدم و زود برگشتم تو خونه و در و بستم 


 لباسمو در اوردم و نشستم رو کاناپه پشت پنجره که رو به باغچه بود


  دیدم با کیلیدش در و باز کردو  اومد تو  برنگشتم اما از صدای 


پاهاش فهمیدم داره میاد طرفم دیدم دستشو انداخت از پشت دور گردنم و 


گفت سلام خانومم عزیز من چطوره؟


وای نمی دونی چقدر خستم کلی وقته تو ترافیکم .


تو دلم گفتم اره ترافیک دختر همسایه.


یه دفعه رفتم تو عالم کودکیم و یادم اومد که هر وقت مامانم بهم میگفت 


دخترم به مامان بزرگ نگی رفتیم خونه خاله ها میگفتم باشه اما تا از


 در خونه مامان بزرگم میرفتیم تو بهش میگفتم ما نرفتیم خونه خاله ها .


از فکر اون دوران که اومدم بیرون احساس کردم دستش رو گردنم وصدای نفساش 


داره ازارم میده برگشتم و توچشماش خیره شدم دستشو برداشتم و 


گذاشتم رو پای خودش وبهش گفتم من ندیدم که 


دختر همسایه از ماشینت پیاده شد و باکلی خنده بهم دست دادین و 


خداحافظی کردینا...........


همین جوری که ماتش برده بود گفتم عزیزم چایی می خوری یا شربت؟


 و رفتم سمت اشپزخونه یه لیوان اب خنک برای خودم ریختم و


همشو یه نفس خوردم بعد یه آه بلند از ته دل کشیدم و گفتم 


اخیش گفتم که بفهمه من خر نیستم.............


حالا باید میرفتم سراغ قلبم که هنوز تو شک بود واحساس می کردم  از کار 


افتاده........................

 

  

گالری تصاویر سوسا وب تولز">گالری تصاویر سوسا وب تولز" />

گالری تصاویر سوسا وب تولز">alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

چه سود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آپلود عکس



زنده باشیم و زندگی کردن را بلد نباشیم چه سود ؟

زندگی کردن را بلد باشیم ولی عاشق زندگی نکنیم  چه سود؟ 

عاشق زندگی کنیم ولی................................

                   به عشقمان خیانت کنیم چه سود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


این زنده بودن چه سود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 

 

alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

سخت ترین حقیقت

گالری تصاویر سوسا وب تولز




 

 

 

 

alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

 

گالری تصاویر سوسا وب تولز


می خوام یه خواهش کنم !!!!!!!!!


اگه دوسش نداری بهش بگو 


نزار  الکی بهت دل ببده...........................


 

 

 

 

alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

 

عدالت

آپلود عکس


به توکه میرسم 


             سر از پا نمی شناسم


نمی از وجودم می شود چشم........تا تورا ببینم


            ونیمی دیگر میشود گوش....... تا صدایت را بشنوم


فقط تو..........تو............تو................تو....


              ولی این بار که دیدمت کمی عاقلانه تر نگریستمت


وصدایت را شنیدم به جای آنکه عاشقانه تر!!!!!!!!!!!


       ودیدم زمانی که من فقط چشم وگوش میشوم برای تو.........


تو همان چشم گوشت را نیز از دست میدهی 


                     تا دیگری را ببینی وبشنوی..............



این چه عدالتی ست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


 

  

 

 

 


  

alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

چی بگممممممممممممممم

آپلود عکس




 

alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

آپلود عکس


از عشق چه می دانیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


فقط تلفظش را میدانیم!!!!!!!!!!!


یک چیز دیگر هم از ان میدانیم!!!!!!!!!


خراب کردن نام وهویت واقعیش..................


اسم هوسمان را عشق می گزاریم..........اسم خیانتمان را عشق میگزاریم


به اسم عشق دروغ میگوییم .............وبه اسم عشق به


 حریم یکدیگر تجاوز می کنیم  .............


همیشه هم به خودمان می بالیم عاشقیم  وعاشق متولد میشویم


ولی معنیش را تا مرگ هم متوجه نخواهیم بود................

 

alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

 


دعا

گالری تصاویر سوسا وب تولز


مدتها بودی و نبودی ...........


جسمت بود روحت نبود.................


گاه هم جسمت را برایشان میبردی هم روحت را ............


مدتها برای بودن و نبودنت گریه میکردم..............


ودعا میکردم که فقط برای من باشی!!!!!!!!


و ماندم وسکوت کردم تا ......باز ایی..........


ولی حال که امده ای که برای من باشی........و دعایم مستجاب شد......


دست به دعا برداشته ام  که بتوانم باورت کنم وببخشمت 


که دیده هایم را فراموش کنم ..........


انگار تازه چشمهایم باز شده اند...........................


 

 

 

alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

 

حتما نظر بدین...........

سلام بچه ها 


خیلی بهم میگن از نوشته هام کتاب درست کنم  و کتاب بنویسم .


درمورد خیانت و....... بعد از خوندن متن هام لطفا بگین نظر شما چیه ؟؟؟؟؟؟/


همه نوشته ها از خودمه واز هیچ منبعی کپی نیست. 

گالری تصاویر سوسا وب تولز


برای چیدن گلی از باغ عشق


 انقدر وسواس بخرج دادمو ...........دقت کردم 


ولی افسوس!!!!!!!!!!!!!


زیرا اخر گلی فاسد را برداشتم و نفهمیدم.....................


گلی که هزاران نفر قبل من ان را بوییده بودند .............


وافسوس بیشتر از این است ........که بعد از من هم برای دیگران دل 


ربایی کردو من نفهمیدم وباز هم هرکس از راه رسید ان را بوییید..............


 

 

 

alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

 





گالری تصاویر سوسا وب تولز


به چشمانم گفتم ببارید..............


گفتند چرا؟


گفتم به خاطر دلم که گرفته..............


گفتند: غرورمان را برای دل بشکنیم؟اصلا


گفتم :ببارید................


گفتند:چرا؟


گفتم:برای قلبم که شکسته................


گفتند :برای قلب ؟نمی شود غرورمان بیشتر ارزش دارد


گفتم : پس ببارید برای عشقی که خیانت کرد وشما ان را دیدید


که دلم گرفت..........وقلبم شکست.............


هنوز حرفم تمام نشده بود که دیدم گونهایم خیس شدند.


وقتی که دستم را به گونه هایم زدم دیدم چشمانم


 خون گریه میکنند به جای اشک  از خیانتت..................


 

 

 

alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

 

ای کاش

گالری تصاویر سوسا وب تولز



ای کاش 


ا ی کاش هیچکا  سر مشق خیانت را یاد نمی گرفتیم


وان را برای خود تکرار نمی کردیم 


وزمان امتحانش به جای نمره بیست


صفر میگرفتیم...............


 

 

 

گالری تصاویر سوسا وب تولز">گالری تصاویر سوسا وب تولز" />

گالری تصاویر سوسا وب تولز">alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

 

خوب باش

گالری تصاویر سوسا وب تولز


نمی خواد متفاوت باشی.!!!!!!!!!!!!!


فقط خوب باش و وفادار ............


چون خوب بودن به اندازه کافی متفاوت هست...................


. 

 

 

alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

مدتي بود کثيف شده بودي...تن ات به تنه خيلي از آشغالها خورده بود!



...نزديکم که مي آمدي همه وجودت بوي خيانت مي داد...


نفسم تنگ شده بود!......


دور انداختمت، جائي ميان همان زباله هاي محبوبت .


مدتي گذشت ،


دلم طاقت نياورد دست دراز کردم ازوسط آشغالها بيرون کشيدمت ...



......به خيال خودم شستمت، پاک پاک...


خواستم ببوسمت اما دهانت طعم عشق گنديده ميدهد...


نه!!!....

تو از بيــــــــخ فاســـــــد شدي


این شعرم عباس عزیز فرستاده


 

 

 

گالری تصاویر سوسا وب تولز">گالری تصاویر سوسا وب تولز" />

گالری تصاویر سوسا وب تولز">

گالری تصاویر سوسا وب تولز">alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />


<span lang="AR-SA" dir="RTL">گالری تصاویر سوسا وب تولز</span>

 

داشتم میگفتم آه زندگی..........آه

 

ناگهان صدایی آمد ..........پرسید:چرا آه میکشی؟

 

گفتم تو کیستی؟

 

جواب داد همیشه میگفتی کاش خدا باهام حرف میزدو جوابم و



میداد حالا دارم باهاتحرف میزنمبگو چرا آه میکشیدی؟

 

گفتم واقعا تو خدایی؟ گفت: تو صدام زدی  از قلبت بپرس؟

 

گفتم: من نگفتم آه خدا گفتم آه زندگی.

 

گفت: من تو رو به این زندگی اوردم وقتی ازش آه کشیدی دل من لرزید

 

آه تو یعنی از من بود نه از زندگی.

 

حالا بگو چرا آه کشیدی؟ گفتم این زندگی برام یه زندانه...............


یه قفس بزرگه..........می خوام ازاد باشم ..........خستم........خسته......

 

گفت: نمی دونستم  وقتی میزارمت تو قلبم ........این احساس بهت دست میده ؟

 

گفتم :من این زمین و میگم این زندگی  و نه قلب تورو!!!!!!!!

 

گفت :مگه نمیدونی این زندگی و من بهت دادم .....من تورو آفریدم 

 

ودر قلب خودم در زمین گذاشتم وهر نعمتی برای تو آفریدم 


 چون تو بهترین مخلوق من هستی تمام فرشته های من


 جلوی تو سجده کردند مگر میشود من تورا جایی جز در قلبم نگاه دارم؟؟؟؟

 

از خجالت سرخ شدم و حرفش به دلم اتیش زد احساس کردم دلشو شکوندم

 

یه دفعه گفت:من از تو نارحت نیستم هرچی می خوای بگو ..........

 

یه عاشق از معشوقش چیزی و به دل نمی گیره..........

 

.من عاشق مخلوقم هستم..............

 

بازم از حرفش آتیش گرفتم ..........پرسیدم :پس چرا ؟

 

چرا انقدر آدما همدیگرو اذیت میکنن؟

 

چرا  بهم خیانت میکنن؟

 

چرا عشق من بهم خیانت کرد ؟دوستام بهم خیانت کردن ؟همه شکستنم 

 

هرجا میرم میبینم همه به جون هم افتادن .هیچکس هیچکس ودوست نداره

 

نون میره و آب هم  دنبالش وما ادما هم به دونبال هردوشون ..................

 

جواب داد:من انسان رو برای خودم افریدم وهمه ی نعمت هارو برای انسان  

 

ولی شماها جلوی همه سجده میکنید جز برای من .........

 

در صورتی که من شیطان رو از بهشت بیرون کردم چون...........

 

چون به شما سجده نکرد وگفت شما باید به اون سجده کنید

 

 ولی حالا شما دارین همون کاری و می کنین که اون میخواست.

 

اونهایی که بهم خیانت میکنن..........


دروغ میگن............

 

 مال یتیما رو میخورن و ..........

 

خیلی کارهای دیگهچون جلوی شیطان سجده میکنن .

 

هر روز صداتون میزنم هروز وهر لحظه.... ....هرسانیه......

 

ولی شما بهم اعتماد نمی کنین!!!!!!!!!!

 

من به شما اعتماد کردم و اعتماد دارم که این همه نعمت افریدم

 

اصلا نیازی نیست شمابه دنبال آب و نون بدوین چون من

 

 روزیه هروز شما رو کنار گذاشتم ولی باز هم.......

 

نمی خواین بهم اعتماد کنین اون روزیی که شما به دنبالش میدوین

 

 روزیه من نیست روزیی هست که شیطان می خواد بهتون بده .

 

اگر بنده من باشید به هم دیگه خیانت نمی کنید .........

 

دروغ نمیگین .........چون من بهتون دروغ نگفتم و نمی گم ..........

 

خیانت نکردم ونمیکنم.......

 

ولی وقتی بنده شیطان میشوی ومرا ترد میکنی.......

 

دوغ میگویی .........خیانت میکنیی  ..........

 

چون او به تو خیانت میکند و وعده هایش دورغ است  

 

و وقتی تو وعده ی دوروغین میشنوی به سراغ  دورغ 

 

و خیانت میروی وبرای  روزیت هر کاری انجام میدهی

 

اخر هم سر گرسنه به زمین میگزاری...................

 

با این حال هروقت صدایم میزنی حتی اگر از ته دل هم نباشد

 

جوابت را میدهم  من اگر از تو نماز میخواهم فقط میخواهم

 

برایم وقت بگزاری و با من صحبت کنی چون دوستت دارم 

 

از صدایت لذت میبرم وبه خودم برای این مخلوق می بالم

 

به فرشتگانم میگویم عشقم امده وقت دیدارمان است

 

حال توبگو این خواسته ی زیادی است که من از تو دارم ؟؟؟؟؟؟؟

 

این خصلت هر عاشقیست که دوست دارد معشوقش ناز اورا بکشد

 

وبا او حرف بزند..........حتی برایش گلایه کند...........

 

 شما هر عشق دورغی را باور میکنید ولی عشق من را نه

 

اصلا فکر کرده ای من برای تو عشقی زمینی افریدم تا کامل شوی 

 

ولی قرار نیست عشق مرا فراموش کنید !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

دیگر نمی دانستم چه بگویم انقدر حرفهایش حقیقت بود و زیبا

 

که جوابی نداشتم .حتی سوالی هم نداشتم 

 

اصلا مانده بودم  که این همه سال حتی نفهمیدم  در قلب 

 

او زندگی میکنم  وبا اینکه اورا داشتم همیشه از فردایم ترسیدم  وتمام 

 

لحظه های زندگیم را باختم برای همین ترس ........

 

به او گفتم :من را می بخشی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

گفت:من هر لحظه متظرم تا تو بگویی مرا ببخش ولی قبل

 

از گفتن این کلمه من تورا بخشیده ام وهمیشه خواهم بخشید.

 

همان طور که دوست دارم خواسته ات را هروز از من بخواهی

 

 با اینکه بدان من قبل از بیان آن  آن را به تو داده ام  ولی اگر میبینی 

 

بعضی وقت ها طول میکشد چون میترسم...........

 

اگر زود ان را بگیری منرا فراموش کنی ودیگر با من صحبت نکنی.

 

 

واگر بعضی خواسته هایت را نمی دهم بدان .....

 

چون میدانم با بدست اوردن او تو نابود میشوی واگر 

 

نابود هم نشوی میرنجی وآزرده میشوی

 

ومی دانم بعد به من گلایه میکنی که چرا توکه می دانستی

 

چنین میشود جلویش را نگرفتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

واعتمادت را به من از دست می دهی.....

 

 من نمی خواهم با دادن یک خواسته ی اشتباه اعتماد تورا  از دست بدهم .

 

واقعا زبانم قدرت حرف زدن نداشت........ولی.......

 

ولی دلم ارام گرفته بود با همه ی خجالتی که از او داشتم

   

به او گفتم من از تو خواسته ای دارم واز تو یک قول هم میخواهم 

 

بعدش توهم یک خواسته وقول از من به خواه......

 

بگویم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

گفت:حتما .این معامله ی خوبیست مخلوق من.منتظرم

 

گفتم از تو میخواهم من را تنها نگزرای وبرای این غفلت طولانیم مرا ببخشی 

 

میخواهم بیشتر از قبل مواضبم باشی چون زخمیم

 

وفرصتی برای جبران بدهی.قول بدهی باز هم بامن حرف بزنی  همین طور 

 

که امروز حرف زدی و جوابم رودادی.این خواسته وقول من حالا نوبت تو

 

گفت:قول میدهم هروقت از ته دل بهم احتیاج داشتی 

 

مثل امروز که قلبت صدایم کرد می آیم ولی این را بدان همیشه 

 

صدایت را می شنوم وتورا میبینم حتی نوازشت میکنم

 

توباید مرا باور کنی وخواسته ات هم قبول است اما همه 

 

چیز با زبه تو بستگی دارد از من خیالت راحت 

 

عاقوشم همیشه برایت باز است ...........

 

واما خواسته ی من .......من از تو میخواهم به من اعتماد کنی 

 

مانند کودکی که وقتی تو اورا به بالا پرت میکنی 

 

او به تو اعتماد دارد که تو اورا رها نمی کنی  ونمی ترسد 

 

مخواهم همان گونه به من اعتماد کنی 

 

هر زمان شیطان به سراغت آمد به من پناه ببر باز هم مثل کودکی که 

 

به مادرش پناه میبرد از ترس هر چیز .من جواب اورا میدهم 

 

وقول بده بامن حرف بزنی وخلوت کنی من را سر فراز کن به خاطر

 

خلقتت.من هم به او قول دادم ......

 

این بود حرف های من با خدا شما هم امتحان کنید ای آرامش را

 

 

 

 

 

alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

                                                                                                                                                

 

 

 

 

گالری تصاویر سوسا وب تولز


گاهی میشود خیلی ساده گفت:..........


دوست من سلام .................


عشق من سلام.................


ولی از دل ...........واقعی............


به جای ان که با انبوهی از کلامات دوروغ  بگویم


تنها ستاره زندگی من .........تک خورشید اسمانم و یا......................


سلام


وبد تر از ان این جملات را عشق دورغین دیگری برای ما گفته باشد


بیایید راست بگویم..........ساده بگوییم......... حتی اگر گفتن وشنیدنش تلخ 

باشد......


این برایم باور است............ حرفی که از دل براید به دل نشیند


 

 

 

گالری تصاویر سوسا وب تولز">گالری تصاویر سوسا وب تولز" />

گالری تصاویر سوسا وب تولز">alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

 

 

 

 


گالری تصاویر سوسا وب تولز


انقدر شکستم که گمان کردم


سیاهی قلبم طبیعیست 


گمان کردم  اگر من هم دیگری را بشکنم  اتفاقی نمی افتد 


به خود گفتم این روندی ست ابدی 


تورا میشکنند توهم دیگری را ودیگری.................


ولی ناگهان قلبم  با عصبانیت گفت :


سیاه شدن من طبیعی نیست ..!!!!!!من روسیاه ماندم تا قلب دیگری سیاه نشود .............


اگر توهم میخواهی قلبی  را مانند من کنی اول مرا روسیاه تر کرده ای ...........


پس دیگر برای تو نخواهم تپید .


و آنگاه فهمیدم این یک روند طبیعی نیست وابدی نخواهد ماند.


روند طبعی این است که قلب تو با عشق تپش داشته باشد نه با کینه


 

 

 

گالری تصاویر سوسا وب تولز">گالری تصاویر سوسا وب تولز" />

گالری تصاویر سوسا وب تولز">alt='گالری تصاویر سوسا وب تولز' />

 

 

 

 

 

زمانی که هیچ نبود


همه چیز پیش امد 


وحال که فکر میکنی همه چیز تمام شد 


تازه شروع همه چیز است


اگر تونبودی این قدرت را پیدا نمی کردم  وضعیف می ماندم 


خوب شد خیانت دیدم خوب شد...................




گالری تصاویر سوسا وب تولز


گالری تصاویر سوسا وب تولز">گالری تصاویر سوسا وب تولز" alt="گالری تصاویر سوسا وب تولز" />