عکس های خودم
دختر
از دوستت دارم های هر شب پسر خسته شده بود...
یک شب وقتی اس ام اس اومد بدونه اینکه بخوندش گوشیشو گذاش زیر بالشش
صبح مادره پسره به دختر زنگ زد
گف پسرم مرده ...
دختر شوکه شد و چشم هاش پره اشک
بلا فاصله سراغ اس ام اس دیشب رفت
پسر نوشته بود
تصادف کردم با مشکل خودمو رسوندم دم خونتون
لطفا بیا پایین میخوام واسه اخرین بار ببینمت ....
خیلی خیلی دوستت دارم
خدا جون نترس ... !!!
نه به گناه میوفتی نه جهنم میری
منو تو محرمیم...
دستمو بگیر

...
سیگارم را نصفه میکشم بیاد روز هایی که میگفت یکی روشن کن دوتایی بکشیم

عکس دلو جیگر سیاه میزنن روی پاکت سیگار

که به خیالشون مارو ترک بدن
اخه مشتی ما اگه دل و جیگرمون نسوخته بود که سمت سیگار نمیرفتیم

خدایا

یادت هست؟
دستشو گرفتم آوردم پیشت گفتم من فقط اینو میخوام
گفتی نه بهتر از اینو برت گذاشتم کنار
پامو کوبیدم زمین و گفتم
من همینو میخوام ...
آروم توی گوشم گفتی اخه اون از من قول یکی دیگرو گرفته!!!

تقصیر دستور زبان است
که بعد از من و تو
"ما"
نمی آیـــــــــــــــــــــــــد...
"او"
می آیـــــــــــــــــــــــــــد...
میخواهم تمام سیگار هایم را زیر تابلوی
سیگار کشیدن ممنوع

دود کنم
تا باطل کنم قانونی را که معنی

( درد )
را نمیفهمد
کاش تو تقویم
روز بی وفایی هم وجود داشت
تا بتونی به به بعضیا تبریک بگی

چه دنياي كثيفي است...
به هركس ميگويي دوستت دارم...
به بهانه ي ديدن قلبت دكمه هاي پيراهنت را باز ميكند

خدمتکار برای سفارش گرفتن سراغش رفت.
پسر پرسید بستنی با شکلات چند است؟
خدمتکار گفت 50 سنت
پسر دستش را در جیبش کرد وتمام پول خردهایش را در آورد و شمرد.
بعد پرسید بستنی ساده چند است؟
خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پرشده بود و عده ای هم بیرون منتظر خالی شدن میز
بودند
با بی حوصلگی و با لحنی تند گفت 35 سنت.
پسر: لطفا یک بستنی ساده بیاورید.ش
خدمتکار بستنی را آورد و صورتحساب را روی میز گذاشت و رفت.
پسر بستنی اش را تمام کرد و پولش رابه صندوقدار پرداخت.
هنگامیکه خدمتکار برای تمیز کردن میز بازگشت، گریه اش گرفت.
پسربچه روی میز کنار ظرف خالی، 15سنت برای او انعام گذاشته بود

(سلامتی همه ی پسرای بامرام )
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬
به سلامتي پسري که زنگ زد به دوست دخترش . . .
رفت پشت خطي :|
خيلي شيک تلفن و قطع کرد
زنگ زد به اون يکي دوست دخترش . . .
هه هه هه هه هه

رفیق...... چگونه درگیرت نباشم ..... ؟؟؟؟؟
وقتی فندک یادگاریت
سیگاریم کرد

ترسم از شبی است که بیدار شوم
خاطرات هجوم بیاورندو
پاکت سیگارم خالی باشد

بچه ها خواهشا این پستو بی جواب نزارین
بچه ها دو تا از عكسام گذاشتم تو وبم بي خودو بي جهت همينجوري
اولي سر يكي از صحنه هاي ويدئو كليپمه كه رپ ميخونم اونم ديسلاو
دومي هم همينطوري بيكار بودم از خودم عكس انداختم

ebi zerange
no love

پيك اول بزن
به سلامتی پسرک دل شکسته که
وقتی تو خیابون نگاش به یه دختر خوشگل میوفته
سرشو پایین میندازه اروم تو دلش میگه
اگه اخرشم باشی انگشت کوچیکه ی عشقمم نیستی

به سلامتی اون دختری که وقتی تو خیابون یه لکسوز واسش بوق میزنه
بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه:
اگه 730 هم داشته باشی...
چرخ پراید عشقمم نیستی
البته همچين دختري فك نكنم اصلا وجود داشته باشه باش
اما اگه باشه به سلامتش
بزن به سلامتی
اشکت رفیق که از رو پاکی و عشقه...
سلامتی بغضت که پیش هر نامردی نمی
شکنیش...
سلامتی دستات که زنونه اس ظریفه اما معرفت مردونه ازش چیکه میکنه...
سلامتی خاطراتت که اتیشش از اتیش سیگاره بیشتر می سوزونه...
سلامتی شبی که خودش تو
آغوشت باشه نه خیالش...
سلامتی قهوه های تلخی که سینه ات رو می سوزونه سینه ای که
جای زخم نامردی که خورده هنوز تازه اس و کهنه نشده...
سلامتی دیوارای اتاقت که
عکساشو به رخ تنهایی ات میکشن...
سلامتی حرفات که یه عمره زدی تو دهن شون و خفه
شون کردی...
سلامتی فحش هایی که فقط باید بالا بیاری به اونایی که
بدهکاری...
سلامتی دخترایی که عشق شون رو به کارت شارژ نمی فروشن...
سلامتی پسری که
لاشی بازی بلده اما واسه هیچ دختری رو نمی کنه...
سلامتی پسری که میبینه هوا سرده
یه دختر گوشه خیابونه سوارش می کنه اما سوارش نمی شه...
سلامتی پسری که درد داره بغض داره راه میره سیگار میکشه اما واسه اروم شدن دل
بی قرارش هرز نمیره..
سلامتی اون راننده تاکسی که دید
کرایه کم دارم اشک تو چشماش حلقه زد و گفت دخترم صلواتی مهمون منی برو...
سلامتی
فاحشه های شهرم که که اگه می فروشن از تن می فروشن نه از دین...
سلامتی شرف اون
پسری که میبینه درد دارم میگه آبجی حرف بزن داد بزن گریه کن اما سفره تو پیش نامرد
پهن نکن...
سلامتی اون که پشت میله های زندانه واسه فقرش داره تاوان میده...
سلامتی زنی که ناموسشو فروخت واسه
اینکه واسه دخترش جهازیه بخره...
سلامتی
اون مردی که واسه ناموسش سرش رفت بالای دار..
سلامتی اون دختر ۱۵ ساله که باباش سر قمار
باختش...
پیک آخرم بزن به سلامتی سیگارم که جز خودمم به کسی لب نداد!
سلام روزگار...
چه می کنی با نامردی مردمان؟؟
من هم
اگربگذارند
دارم خرده های دلم راچسب می زنم
راستی؟
این دل دوباره دل می شود؟!
میگن پُشتــ سَر مـــسافر آب بریزی بر میگرده..
اشک که از آب زلال تره چرا مسافر من…..
بر نگشت…؟

توی چشای کسی که تموم عشقت روازت دزدیدوبجاش یه زخم همیشگی روقلبت
هدیه دادنگاه کنی وبجای اینکه لبریزکینه ونفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش
داری.
چقدرسخته....
دلت بخوادسرتوبازبه دیواری تکیه بدی که یبارزیرآوارغرورش همه وجودت له
شده
چقدرسخته....
توی خیالت ساعت هاباهاش حرف بزنی اماوقتی دیدیش هیچ چیزی جزسلام
نتونی بگی
چقدرسخته....
وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتوخیس کنه امامجبورباشی بخندی تا
نفهمه که هنوزم دوسش داری
چقدرسخته....
گل آرزوهاتوتوی باغ دیگه ای ببینی وهزاربارتوخودت بشکنی واونوقت
آروم زیرلب بگی گل من باغچه نومبارک.
ای خداچقدرسخته ....
کسی که تادیروزبانفسش جون میگرفتی الان نباشه خدایاچقدرآسونه عاشق شدنو
دلبستن اماخدایاچقدرسخته دل کندنوفراموش کردن خدایاکمکم کن کمک کمک
کمک کن که زود تر بمیرم
راستی بچه ها میدنستید یکی از ارزو های من مرگـــــــــه !

اگه تو دنیا قرار بود جای چیز دیگه ای باشم دوست داشتم جای اشک
روی صورت تو باشم. تو چشمات متولد بشم. رو پلکات جون بگیرم. رو
گونه هات جاری بشم و رو لبات بمیرم
پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد.
اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت.
هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون…
بعد از یک ماه پسرک مرد…
وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده…
دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد…
میدونی چرا گریه میکرد؟
چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد

به سلامتی هر کس که درونش داره میسوزه
اما ترجیح میده لبهاش و بدوزه

نمیاد اونی که دلم میخواد
نمیاد اونی که رفته به باد
نمیاد اونی که عمره منه
نمیاد اونی که دل میکنه
دوباره دلم میخواد ببینمش
سرمو روی شونش بذارم
از چشام قطره ی اشکی نمیاد
نکنه دیگه دوسش ندارم
شعر من زمزمه ی یه خواهشه
آرزوم دیدنه روی ماهشه
میونه غربت این فاصله ها
قلب من همیشه چشم به راهشه
کاش میشد عشقمو باور بکنه
اونی که منو هرگز نمیخواد
نمیاد تمومه عمرم نمیاد
نمیاد دیگه هیچوقت نمیاد

با اين دكمه كاري نداشته باشيد!!