× نور عالمــ×


سلام دووستان
بابت تاخیر در ارسال مطالب عذرخواهی می کنم زمان امتحانات بود همگی در کتاب !!
من یه بار دیگه هم این مطلب رو گفتم اما اینطور که دیدم باید دوباره تکرار بشه
سارا جان مدیر وبلاگه ، و دوست عزیز ما و هرکدوم از ما اگر بتونیم هفته ایی یک روز مطلب میذاریم
کسی که توی وب های شما هم میاد و دیدن میکنه هم سارا جانه
پس اگه مطلبی هست که میخواین به سارا بگید توی پست ها نویسنده های دیگه ننویسید !!!!
روی اسمش در قسمت نویسندگان کلیک کنید مطالبش میاد
از این به بعد اگر چنین چیزی دیده بشه نظر حذف میشه بدون اطلاع دادن به سارا !
انشاالله دیگه دیده نشه ....
ممنون از دقت اتون !
چند سالی است اواخر ماه صفر که می شود متدینین و مذهبی ها برای هم پیامکی می فرستد که محتوای پیامک حدیثی از پیامبر(ص) است که هر کسی مرا بخروج ماه صفر بشارت دهد من او را به بهشت بشارت می دهم....
ما در این پست ضمن بیان متن کامل حدیث؛ می خواهیم منظور صحیح حدیث را که برگرفته از یک حدیث است بیان کنیم تا معلوم شود که ما منظور حدیث را اشتباهی متوجه شده ایم:
متن عربی حدیث این است: «فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّة»
اما این بخشی از حدیث است. پس جا دارد که متن کامل حدیث را ببینیم. متن کامل حدیث در دو کتاب شیخ صدوق(ره) یعنی معانی الأخبار ص۲۰۵ و علل الشرایع ج۱ ص۱۷۵ آمده است.
متن کامل حدیث بدین شریح است:
«عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: کَانَ النَّبِیُّ ص ذَاتَ یَوْمٍ فِی مَسْجِدِ قُبَا وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ عَلَیْکُمُ السَّاعَةَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلَمَّا سَمِعُوا ذَلِکَ قَامَ نَفَرٌ مِنْهُمْ فَخَرَجُوا وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ یُحِبُّ أَنْ یَعُودَ لِیَکُونَ أَوَّلَ دَاخِلٍ فَیَسْتَوْجِبَ الْجَنَّةَ فَعَلِمَ النَّبِیُّ ص ذَلِکَ مِنْهُمْ فَقَالَ لِمَنْ بَقِیَ عِنْدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ إِنَّهُ سَیَدْخُلُ عَلَیْکُمْ جَمَاعَةٌ یَسْتَبِقُونَ فَمَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ آذَارَ فَلَهُ الْجَنَّةُ فَعَادَ الْقَوْمُ وَ دَخَلُوا وَ مَعَهُمْ أَبُو ذَرٍّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَالَ لَهُمْ فِی أَیِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُّهُورِ الرُّومِیَّةِ فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ قَدْ خَرَجَ آذَارُ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ ص قَدْ عَلِمْتُ ذَلِکَ یَا أَبَا ذَرٍّ وَ لَکِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ یَعْلَمَ قُومِی أَنَّکَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ کَیْفَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ وَ أَنْتَ الْمَطْرُودُ عَنْ حَرَمِی بَعْدِی لِمَحَبَّتِکَ لِأَهْلِ بَیْتِی فَتَعِیشُ وَحْدَکَ وَ تَمُوتُ وَحْدَکَ وَ یَسْعَدُ بِکَ قَوْمٌ یَتَوَلَّوْنَ تَجْهِیزَکَ وَ دَفْنَکَ أُولَئِکَ رُفَقَائِی فِی الْجَنَّةِ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ.
ابن عبّاس گوید: روزى پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله به چند تن از اصحابشان که در مسجد قبا در خدمت وى بودند فرمود: نخستین شخصى که اکنون بر شما وارد شود مردى از اهل بهشت است، چون این سخن را از آن بزرگوار شنیدند، گروهى از ایشان برخاسته و بیرون رفتند، و هر یک از آنان قصد داشت که سریعتر مراجعت نماید تا خود نخستین واردشونده باشد و در نتیجه بهشتى گردد، پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله به نیّت آنان پىبرد، و به باقى مانده اصحابش که نزد وى بودند فرمود؛ بزودى چندتن بر شما وارد مىشوند که از جهت زودتر رسیدن در حال سبقت از یک دیگرند، پس هر کدام از آنان که مرا به خروج «آذر» مژده دهد اهل بهشت است. سپس آنان که بیرون رفته بودند بازگشتند و أبو ذر نیز همراهشان بود، آنگاه پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله به ایشان فرمود: ما اکنون در کدام یک از ماههاى رومى بسر مىبریم؟ أبوذر گفت: یا رسول اللَّه آذر بپایان رسیده است. پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: اى أبا ذرّ آن را مىدانستم و لیکن دوست داشتم قوم من بفهمند که تو مردى از اهل بهشت مىباشى، و چگونه چنان نباشد، حال آنکه پس از من بدلیل علاقه ات به اهل بیتم تو را از حرم من دور گردانند، و تنها زندگى خواهى نمود، و تنها خواهى مرد، و قومى که عهده دار مراسم کفن و دفنت بشوند بسبب تو سعادتمند گردند و در بهشت جاودانى که به پرهیزگاران نوید داده شده همراه من خواهند بود.»(معانی الأخبار ص۲۰۵، علل الشرایع ج۱ ص۱۷۵)
پس همانطور که ملاحظه می کنید پیامبر(ص) در قالب این جمله خواستند به اصحاب بفرمایند که جناب ابوذر(ع) از اهل بهشت است. پس به اصطلاح علم حدیث؛ در این حدیث مورد مخصص است یا به عبارت دیگر این حدیث قضیة فی الواقعة است یا به عبارت دیگر از این حدیث نمی تواند الغای خصوصیت کرد. یعنی حدیث موردی است و قابلیت تعمیم ندارد. و نمی تواند الان مورد استناد قرار گیرد.
علاوه بر این بفرض هم که اینگونه نبود؛ پیامبر(ص) فرمودند بخروج آذار. آذار از ماههای رومی است و ماههای رومی نیز به لحاظ تعداد روزهای سال مانند سالهای شمسی و میلادی ۳۶۵ روزه است. پس در هر سال هر ماه رومی با یکی از ماههای قمری مطابق می شود و اینگونه نیست که همیشه آذار با صفر مطابق باشد. در واقع ماه آذار از حدود یک هفته مانده به اول فروردین شروع می شود و تا یک هفته مانده به اردیبهشت ادامه دارد.
علی بن حسن ، از أبان بن تغلب از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود : چگونه خواهی بود زمانی که میان دو مسجد ( مکه ومدینه ) جنگ رخ بدهد . و آنگونه که مار به آشیانهء خود پناه می برد علم و دانش به گوشه ای خزیده ونهان خواهد شد وشیعیان با یکدیگر اختلاف پیدا کرده و بعضی ، برخی دیگر را دروغگو خطاب کرده وبرخی ، بصورت بعضی دیگر آب دهان خواهند انداخت ، عرض کردم : فدایت شوم ، آیا آنزمان از خیر خبری نخواهد بود ؟ سه بار فرمود ، بلکه خیر کامل آن زمان خواهد بود ( زیرا حضرت مهدی علیه السلام قیام خواهد فرمود ) .
متن حدیث:
کیف أنت إذا وقعت البطشة بین المسجدین ، فیأرز العلم کما تأرز الحیة فی جحرها ، واختلفت الشیعة وسمی بعضهم بعضا کذابین ، وتفل بعضهم فی وجوه بعض قلت : جعلت فداک ، ما عند ذلک من خیر ، فقال لی : الخیر کله عند ذلک – ثلاثا
غیبت نعمانی ص 206 وبحارجلد 52 ص 211 ح 58

این متن رو روز عاشورا نوشتم
اگه یادتون باشه اون روز بارون شدیدی می اومد ...
اینم خطاب به همون بارونه ...
امیدوارم خوشتون بیاد !
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
ای باران ...
بـــــبـــــــــــار ....
بـــــــبـــــــــــــــــــــــــار بـــــــــــــــاران ...
بـــــــبـــــــــــــــــــار که دیــر بـــاریـــدی ...
بــــــــــبـــــــــــــــار که 1374 ســـــــــال پـیــــــــش بـاید مـی بـاریـدی !
کنـــــــون چه مـــی بـاری ؟؟؟
آب ؟؟؟
نــــه !
خـــــــــون ببــــــــــار ...
خـــــــــــون ببــــــــــار که هـرچه هم بباری ؛
باز هم باید شــرمنده شوی
شرمنده ی کبودی لب های اصـغـر ...
شرمنده ی آه بانوی دو عالم ...
شرمنده ی علی اکبــرِ حسین (ع) ...
شرمنده ی بانوی سه ساله ...
شرمنده ی آن ماه بنی هاشم ...
شرمنده ی قـاســمِ حسن (ع) ...
شرمندی عون و عبدا... ِ زینب (س) ...
شرمنده ی علـــی ...
شرمنده ی حسیـن ...
{ ب یاد این قسمت از اهنگ مرگ بر امریکای حامد زمانی افتادم ک میگه :
مــــرگـــــــــ بـــــــــــــــر قـطـع نــــــامـــه هـــــــای بســــتـــــن فــــراتـــــــــ
قــــــــحـــــــط آبــــــــــــ
مــــــــــرگــــــــ بـــــــر تـــــیــــــر مــــــــــــانــــــده بــــــــر گـلـــوی کـــــــودکــــ ربـــابــــ }
منتظــر نوشت !
_____
محـرم تسیلت !
[ لطفا اگر این متن رو کپی می کنین با درج اسم سایتِ
abasalehmadady.blogfa.com
کپی کنین ]
سلام
عزاداری هاتو قبول حق ...
چند روز پیش متوجه مطلبی توی سایتی شدم و وقتی تحقیق کردم و ازش مطمئن شدم
از خودم خجالت کشیدم !
اگه توی گوگل ایمیج (google images) کلمه ی عاشورا رو به انگلیسی (ashura) سرچ کنید
عکس هایی می بینید که اصلا در اسلام چنین صحنه هایی وجود نداره و باعث انزجار خیلی ها از این دین شده
خواهشاً عکس های حسینی اتون رو با برچسب ashura توی وب هاتون بذارین تا این عکس ها جایگزن اون
صحنه های دلخراش بشه ...
ممنون !
یا حق !!
اولا تسلیت بابت ایام محرم ...
دوما یه عذر خواهی بابت تاخیرات پیش اومده ، واقعا شرمنده این روزا بشدت سرم توی کتاب و درس بوده
انشاا... اگه وقتی بشه حتما میاییم ولی به خاطر درسای سنگینمون متاسفانه دیر به دیر می آییم
ولی انشاا... با یاری خود حضرت حداقل هفته ایی یکبار رو سعی می کنیم بیاییم
بازم عذر خواهی می کنم !
موفق باشید ...
التماس دعا ...
یا علی !
دانی که چرا مهر جبین خاک حسین است؟
چون قبله ی دل پیکر صد چاک حسین است
دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟
بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است
دانی که چرا آب فراتست گل آلود؟
شرمنده زلعل لب عطشان حسین است
دانی که چرا کعبه ی حق گشته سیه پوش
یعنی که خدا هم عزادار حسین است .
-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-
فقط میگم :
شرمنده بابت تاخیرات پیش اومده ...
التمــاس دعــــا ...
و یا صاحب الزمان ...تسلیت !
قیامت بی حسین (ع) غوغا ندارد
شفاعت بی حسین(ع) معنا ندارد
حسیـــــــنــی باش !
که در محشــــر نگویند ...
چــــرا پرونده ات امضا ندارد ؟؟!

دست تو باز می کند پنجره های بسته را
هم تو سلام میکنی رهگذران خسته را
پنجره بی قرار تو،کوچه در انتظار تو
تا که کند نثار تو لاله ی دسته دسته را
شب به سحر رسانده ام،دیده به ره نشانده ام
چشم به راه مانده ام جمعه ی عهد بسته را

ما را ز کورش و کي و جم اعتبار نيست
فخري به داريوش و به اسفنديار نيست
مرده است دور رستم و سيروس و کيقباد
ما را به جاهليت آن دوره کار نيست
در سايه محمد و آل محمديم
برتر از اين براي بشر افتخار نيست
ابناي دين و سوره توحيد و کوثريم
بر دل ز کفر و شرک و شرارت غبار نيست
اسلام، اعتقاد و نظام و هويت است
هر کس نداشت در دو جهان رستگار نيست
اندر دژ ولايت و حصن امامتيم
مانند اين حصار به گيتي حصار نيست
ما امت عدالت و صلح و اخوتيم
در ما نفاق و شيطنتِ ديو سار نيست
از جاهليت مجوس نگيريم رسم و راه
ما را به جز ولايت مهدي (ع) شعار نيست
------------------------
شعری از آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
سلام ؛ خسته نباشید !
امیدوارم خوب باشین و درس و مدرسه و دانشگاه بهتون فشار نیاره !!!
یه نکته ایی رو می خواستم یاد آوری کنم ؛
سارا جان مدیر وبلاگه و این وبلاگ گروهیه و هر کدوممون هفته ایی یک روز مطلب می ذاریم
اگه مطلب خاصی هست که می خواین به سارا جان بگین روی اسمش در قسمت نویسندگان کلیک کنید
تا مطالبش بیاد و نظرتون برای سارا بره در غیر این صورت اگر برای مطلبی نظری می ذارین لطفا به
اسم نویسنده دقت کنید ،
ممنون از توجه و دقت اتون !!
یاعلی !
مـ ـسیـرتـــ مـ ـشخـ ـص
امـ ـیـرتــــ مـ ـشخـ ـص
مـ ـڪטּ בل ، בل اے בل !
بــ ـزטּ בل بـ ـہ בریـ ـا

امام صادق (ع) فرمودند:
«صدایی که در ماه رمضان است، در شب جمعه بیست و سوم آن ماه شنیده می شود.»
این صدا ممکن است به شکل جمله یا جملاتی باشد که اهل هر زبانی آن را به زبان خود بشنوند.
امام صادق (ع) فرمودند:
«فریاد گری به نام (حضرت) قائم (ع) را صدا می زند.»
راوی پرسید: به زبان مخصوصی فریاد می زند یا زبانی که همه می فهمند؟
امام (ع) فرمودند:
«با زبانی که هر ملتی با زبان خود آن را می شنوند.»
وی پرسید: پس چه کسی با حضرت قائم (ع) مخالفت می کند، در حالی که نام او را صدا زده اند؟ پاسخ آن حضرت این بود:
«شیطان آنان را رها نمی سازد تا اینکه فریادگری در پایان شب صدا می زند و مردم را به تردید می اندازد.»
شاید صدای شیطان همان پخش اخبار شامگاهی باشد که با تفسیرهای گوناگونی برای بانگ (آسمانی صبح) مردمان را به شک می اندازند.
*****
منیع: کتاب منجی با روایت اسلام و مسیحیت
پی نوشت: پنج علامتی که در طی چند پست، قبلا توضیح داده شده از نشانه های حتمی ظهور هستن.
برای دسترسی به اونها کافیه روی اسم من در پایین همین پست کلیک کنید.
ممنون از نظر هایی که میذارین!
پاسخ : پیش بینى هایى که براى درگیر شدن جنگ اتمى مى شود غالباً جنبه حدس و تخمین دارد و با توجّه به این که حوادث سیاسى تحت هیچ برنامه و قانونى نیست، غالباً قابل پیش بینى قطعى نمى باشد. قدر مسلّم این است که در شرایط فعلى احتمال وقوع جنگ سوّم هست و احتمال این که این جنگ اتمى باشد نیز بعید نیست; امّا هیچ کس بطور قطع نمى تواند بگوید که جنگ سوّم اجتناب ناپذیر است، همچنان که بطور قطع نمى توان گفت این جنگ اتمى خواهد بود، زیرا ممکن است خداوند سهم بیشترى از عقل نصیب سران کشورهاى جهان کند و با دوراندیشى بیشتر حوادث دنیا را مطالعه کنند و از دست زدن به امورى که آتش جنگ سوّم را مى افروزد، خوددارى نمایند و یا لااقل استعمال «سلاح اتمى» را بکلّى تحریم کنند.
بنابر این، عقیده عموم مسلمانان و مخصوصاً جمعیّت شیعیان دنیا که طبق مدارک مسلّم دینى در انتظار یک مصلح جهانى به سر مى برند که از طرف «آفریدگار جهان» این مأموریّت بزرگ را پیدا مى کند و سرانجام صفحه زمین را از ظلم بیدادگرى پاک مى سازد و یک حکومت جهانى با یک تشکیلات صحیح به وجود مى آورد، با این گونه حدسیّاتى که درباره وقوع جنگ سوّم مى شود هیچ گونه منافاتى ندارد; زیرا همان طور که گفته شد این پیش بینى ها متّکى به یک اساس قطعى و مسلّم نیست و صرفاً روى احتمالاتى است که از شرایط موجود به نظر مى آید و هیچ بعید نیست که اضطراب و ناراحتى و پریشانى فعلى، براى آماده شدن دنیاى بشریّت براى پذیرفتن این حکومت الهى باشد; زیرا وقتى دنیاى مادّى ببیند که با اصول مادّیگرى نه تنها قدرت اصلاح جامعه بشرى را ندارد بلکه روز به روز وضع را وخیم تر و وحشتناک تر مى کند، ناچار تن به یک حکومت الهى در خواهد داد.
اگر ما هم گاه گاهى از احتمال وقوع جنگ سوّم جهانى صحبت کرده ایم، به این منظور بوده که اگر تنها مقدّرات انسان به دست همین شرایط مادّى باشد، چنین سرانجامى محتمل خواهد بود و احتمال آن کافى است که انسان را وادار به تجدیدنظر در راهى که امروز در پیش گرفته است بنماید.(1)
منبع=> www.makarem.ir
شیخ طوسی در کتاب غیبت خود مینویسد ابو غالب زراری گفت در یکی از سفرهایم در
اول جوانی وارد کوفه شدم یکی از دوستانم (که راوی اسم او را فراموش کرده) با من بود
در زمان پنهان شدن شیخ ابوالقاسم حسین بن روح که نمایندگی خود به شلمغانی داده بود.
هنوز شلمغانی منحرف نگشته و آثار کفر و الحادش آشکار نشده بود مردم پیش او میرفتند زیرا
دوست حسین بن روح بود و در مورد احتیاجات مردم وساطت مینمود.
دوست من گفت مایلی برویم پیش ابو جعفر با او ملاقاتی بکنیم؟ زیرا امروز مردم به او مراجعه میکنند و
از طرف حسین بن روح تعیین گردیده. من میخواهم در خواستی بنویسم و از ناحیه امام علیهالسلام تقاضای
دعائی نمایم. درخواست او را پذیرفتم پیش ابو جعفر رفتیم.
عده ایی در آنجا حضور داشتند. سلام کردیم رو به دوست من کرده و گفت این جوان کیست با تو؟
جواب داد مردی از فامیل زرارة بن اعین است. سپس به من رو کرد و پرسید از کدام دسته زرارهها هستی؟
گفتم آقا من از بازماندگان بکیر بن اعین برادر زراره هستم. گفت این خانواده بسیار محترم و باارزش هستند و
مقامی در میان شیعه دارند.
دوست من گفت آقا میخواهم بنویسی مولا دعائی برایم بفرمایند. من که این سخن را شنیدم تصمیم گرفتم
همین تقاضا را بنمایم و در نظر گرفتم به هیچ کس جریان را نگویم.
همسرم پیوسته با من از در مخالفت در میآمد و همیشه با هم اختلاف داشتیم. ولی با تمام
این بد رفتاری هایش او را خیلی دوست میداشتم.
با خود گفتم تقاضای دعا میکنم در مورد گرفتاری شدیدی که دارم ولی توضیح نمیدهم.
گفتم آقا من هم تقاضائی دارم پرسید چه گرفتاری گفتم دعائی میخواهم در مورد آسوده شدن از گرفتاری
شدیدی که مبتلا هستم.
نامهای برداشت و حاجت دوستم را نوشت و اضافه کرد شخصی که از فامیل زراره است نیز تقاضای دعا دارد در
مورد کاری که بسیار برایش مشکل شده نامه را پیچید و ما از جا حرکت کرده رفتیم.
چند روز گذشت با دوستم مراجعه به ابو جعفر در مورد تقاضای خود کرد با او رفتم همین که نشستیم نامهای
بیرون آورد که مسائل زیادی در آن جواب داده شده بود. رو به دوست من کرده جواب تقاضای او را خواند.
سپس به من توجه کرد و به خواندن نامه چنین ادامه داد:
«و اما الزراری و حال الزوج و الزوجة فاصلح الله ذات بینهما » .
یعنی : در مورد درخواست شخص زراری؛ خداوند اختلاف بین زن و شوهر را برطرف کرد.
چنان تحت تاثیر این پاسخ قرار گرفتم که آثارش در من کاملا مشهود بود. از جای حرکت کرده رفتیم.
دوستم گفت خیلی تحت تاثیر قرار گرفتی؟ گفتم جا دارد تعجب کنم. پرسید از چه چیز؟
گفتم جریانی بود که جز من و خدا کسی خبر نداشت. عین جریان را برایم نوشته بودند
وقتی موضوع را تشریح کردم دوستم نیز شگفت زده شد.
پس از مدتی به کوفه باز گشتم.
همسرم که با من قهر کرده و به خانه پدرش رفته بود خودش به خانه آمد و درخواست عفو و بخشش
نمود و از من عذرخواهی کرد دیگر بعد از آن هیچ وقت نشد نسبت به من مخالفتی کند تا مرگ بین
ما جدائی انداخت .
منبع : سایت تبیان
روایت شده است که:
«نفس زکیه جوانی از آل محمد است. نامش محمد و فرزند حسن است که بی جرم و
گناه کشته می شود. هنگامی که او را می کشند، دیگر نه در آسمان عذرخواه
خواهند داشت و نه در زمین یاور. در این هنگام، خدای متعال قائم آل محمد را
بر می انگیزد...»
امیرمؤمنان (ع) کشته شدن نفس زکیه را این گونه توصیف می فرمایند:
«قتل نفس حرام فی یوم حرام فی بلد حرام عن قوم من قریش، و الذی فلق الحبه و برا النسمه ما لهم ملک بعده غیر خمسه عشر لیله»
«کشتن نفسی حرام، در روزی حرام، در شهری حرام (یعنی جان و ماه و سرزمینی محترم)، به دست گروهی از
قریش رخ می دهد. سوگند به آنکه دانه را شکافت و انسان را آفرید، بعد از این
کار، دیگر حکومتی نخواهند داشت؛ جز پانزده شب.»
****
منبع: کتاب منجی به روایت اسلام و مسیحیت
پاسخ : دوازدهمين پيشواى معصوم، حضرت حجه بن الحسن المهدى، امام زمان - عجل الله تعالى فرجه - در نيمه شعبان سال 255 هجرى در شهر « سامرّاء» ديده به جهان گشود. او همنام پيامبر اسلام (م ح م د) و هم كنيه آن حضرت (ابوالقاسم) است. ولى پيشوايان معصوم از ذكر نام اصلى او نهى فرموده اند.
از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان، بقيه الله است و مشهورترين آنها «مهدى» مى باشد.*منبع=> www.makarem.ir*
همچنین یک رهبر بزرگ آسمانى خواه پیامبر باشد یا امام، علاوه بر تربیت تشریعى که از طریق گفتار و رفتار و تعلیم و تربیت عادى صورت مى گیرد، یک نوع تربیت روحانى و از راه نفوذ معنوى در دلها و فکرها دارد که مى توان آن را تربیت تکوینى نام گذارد; در آنجا الفاظ و کلمات و گفتار و کردار کار نمى کند بلکه تنها جاذبه و کشش درونى کار مى کند.
در حالات بسیارى از پیشوایان بزرگ الهى مى خوانیم که گاه بعضى از افراد منحرف و آلوده با یک تماس مختصر با آنها بکلّى تغییر مسیر مى دادند، و سرنوشتشان یکباره دگرگون مى شد، و به قول معروف با 180 درجه انحراف راه کاملا تازه اى را انتخاب مى کردند; یکمرتبه فردى پاک و مؤمن و فداکار از آب در مى آمدند که از بذل همه وجود خود نیز مضایقه نداشتند!
این دگرگونیهاى تند و سریع و همه جانبه، این انقلابهاى جهش آسا و فراگیر، آنهم با یک نگاه یا یک تماس مختصر (البتّه براى آنها که در عین آلودگى یک نوع آمادگى نیز دارند) نمى تواند نتیجه تعلیم و تربیت عادى باشد بلکه معلول یک اثر روانى نامرئى و یک جذبه ناخودآگاه است که گاهى از آن تعبیر به «نفوذ شخصیّت» نیز مى شود.
بسیار از کسان این موضوع را در زندگى خود تجربه کرده اند که به هنگام برخورد با افرادى که روحهاى بزرگ و عالى دارند چنان بى اختیار و ناخود آگاه تحت تأثیر آنان قرار مى گیرند که حتّى سخن گفتن در برابر آنها برایشان مشکل مى شود; و خود را در میان هاله اى مرموز و غیر قابل توصیف از عظمت و بزرگى مى بینند.
البتّه ممکن است گاهى این گونه امور را با تلقین و امثال آن توجیه کرد; ولى مسلّماً این تفسیر براى همه موارد صحیح نیست بلکه راهى جز این ندارد که بپذیریم که این آثار نتیجه شعاع اسرارآمیزى است که از درون ذات انسانهاى بزرگ برمى خیزد.
سرگذشتهاى فراوانى در تاریخ پیشوایان بزرگ مى بینیم که جز از این راه نمى توان آنها را تفسیر کرد; داستان آمدن جوان آلوده اى نزد پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و انقلاب ناگهانى روحى او.
یا برخورد اسعد بن زراره بت پرست به پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در کنار خانه کعبه و تغییر جهش آساى طرز تفکّر او.
و یا آنچه دشمنان سرسخت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) نام آن را سحر مى گذاردند و مردم را به خاطر آن از نزدیک شدن به او باز مى داشتند، همه حاکى از نفوذ شخصیّت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)در افراد مختلف از این طریق است.
همچنین آنچه درباره تأثیر پیام امام حسین(علیه السلام) روى فکر «زهیر» در مسیر کربلا نقل شده تا آنجا که با شنیدن پیام امام حتّى نتوانست لقمه اى که در دست داشت به دهان بگذارد، و آن را به زمین نهاد و حرکت کرد.
و یا کشش عجیب و فوق العاده که «حرّبن یزید ریاحى» در خود احساس مى کرد، و با تمام شجاعتش همچون بید مى لرزید; و همین کشش سرانجام او را به صف مجاهدان کربلا کشانید و به افتخار بزرگ شهادت نائل آمد.
و یا داستان جوانى که در همسایگى «ابوبصیر» زندگى داشت، و با ثروت سرشار خود که از خودش خدمتى به دستگاه بنى امیّه فراهم ساخته بود به عیش و نوش و بى بند و بارى پرداخته بود و سرانجام با یک پیام امام صادق(علیه السلام) بکلّى دگرگون شد، و همه کارهاى خود را در هم پیچید و تمام اموالى را که از طریق نامشروع گرد آورده بود به صاحبانش داد، یا در راه خدا انفاق کرد.
و یا سرگذشت کنیز خواننده و زیبا و عشوه گرى که هارون به گمان خام خود براى منحرف ساختن ذهن امام کاظم(علیه السلام) به زندان اعزام داشته بود; و منقلب شدن روحیّه او در یک مدّت کوتاه، تا آنجا که قیافه و طرز سخن و منطق او هارون را به حیرت و وحشت افکند...
همه و همه نشانه و نمونه هایى از همین تأثیر ناخودآگاه است که مى توان آن را شعبه اى از «ولایت تکوینى» پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) یا امام(علیه السلام)دانست، چرا که عامل تربیت و تکامل در اینجا الفاظ و جمله ها و راههاى معمولى و عادى نیست، بلکه جذبه معنوى و نفوذ روحانى عامل اصلى محسوب مى شود.
این برنامه ـ همان گونه که گفتیم ـ منحصر به پیامبران و امامان نیست; بلکه رجال راستین و شخصیّتهاى بزرگ نیز به تناسب میزان شخصیّت خود هاله اى از این نفوذ ناخودآگاه اطراف خود ترسیم مى کنند، منتها قلمرو گروه اوّل با گروه دوم از نظر ابعاد و گسترش قابل مقایسه نیست.
وجود امام(علیه السلام) در پشت ابرهاى غیبت نیز این اثر را دارد که از طریق اشعّه نیرومند و پردامنه نفوذ شخصیّت خود، دلهاى آماده را در نزدیک و دور تحت تأثیر جذبه مخصوص قرار داده به تربیت و تکامل آنها مى پردازد و از آنها انسانهایى کاملتر مى سازد.
ما قطبهاى مغناطیسى زمین را با چشم خود نمى بینیم، ولى اثر آنها روى عقربه هاى قطب نما، در دریاها راهنماى کشتیهاست; و در صحراها و آسمانها راهنماى هواپیماها و وسائل دیگر است. در سرتاسر کره زمین از برکت این امواج مغناطیسى، میلیونها مسافر راه خود را به سوى مقصد پیدا کرده، یا وسائل نقلیّه بزرگ و کوچک به فرمان همین عقربه ظاهراً کوچک از سرگردانى رهایى مى یابند.
آیا تعجّب دارد اگر وجود امام(علیه السلام) در زمان غیبت با امواج جاذبه معنوى خود افکار و جانهاى زیادى را که در دور یا نزدیک قرار دارند هدایت کند، و از سرگردانى رهایى بخشد؟
ولى نمى توان و نباید فراموش کرد که همان گونه که امواج مغناطیس زمین روى هر آهن پاره بى ارزشى اثر نمى گذارد بلکه روى عقربه هاى ظریف و حسّاسى که آب مغناطیس خورده اند و یک نوع سنخیّت و شباهت با قطب فرستنده امواج مغناطیسى پیدا کرده اند اثر مى گذارند، همینطور دلهایى که راهى با امام دارند و شباهتى را در خود ذخیره نموده اند تحت تأثیر آن جذبه غیر قابل توصیف روحانى قرار مى گیرند.
با در نظر گرفتن آنچه در بالا گفتیم، یکى دیگر از آثار و فلسفه هاى وجودى امام(علیه السلام) در چنین دورانى آشکار مى گردد.
اول نوشت: جدیدا آقای فانی به طه به یس2 رو خوندن!که در ادامه ی همون فبلیه!متنش رو براتون گذاشتم!
آهنگ وبمون هم همین شده!
در آخر لینک دانلودشم براتون گذاشتم!
ندیدم شهی در دل آرایی تو
به قربان اخلاق مولایی تو
تو خورشیدی و ذره پرور ترینی
فدای سجایای زهرایی تو
نداری به کویت ز من بی نواتر
ندیدم کریمی به طاهایی تو
نداری گدایی به رسوایی من
ندیدم نگاری به زیبایی تو
نداری مریضی به بد حالی من
ندیدم دمی چون مسیحایی تو
نداری غلامی به تنهایی من
ندیدم غریبی به تنهایی تو
نداری اسیری به شیدایی من
ندیدم کسی را به آقایی تو
امید غریبان تنها کجایی؟
چراغ سر قبر زهرا کجایی؟
تجلی طه، گل اشک مولا، دل آشفته ی داغ آن کوچه ی غم
گرفتار گودال خونین، دل افکار غم های زینب، سیه پوش قاسم
عزادار اکبر گل باغ لیلا، پریشان دست علم گیر سقا
نفس های سجاد، نواهای باقر، دعا های صادق
کس بی کسی های شب های کاظم
حبیب رضا و انیس غریب جواد الائمه
تمنای هادی، عزیز دل عسکری، پس نگارا بفرما کجایی؟
کجایی؟
کجایی؟
کجایی؟
دلم جز هوایت هوایی ندارد
لبم غیر نامت نوایی ندارد
وضو و اذان و نماز و قنوتم
بدون ولایت بهایی ندارد
دلی که نشد خانه ی یاس نرگس
خراب است و ویران صفایی ندارد
بیا تا جوانم بده رخ نشانم
(که این زندگانی وفایی ندارد)2
امیدوارم از این پست خوشتون بیاد و شده حتی یه ذره یه لحظه به یاد امام غریبمون بیفتیم و واسه ظهورش صلواتی بفرستیم...

گروهی منتظران مهدی(عج) اند...
گروهی فکر گناه بعدی اند...
واقعا!!
عجب صبری خدا دارد!!!!

مهدی ام من که مرا گرمی بازاری نیست!
بهتر از یوسفم و هیچ خریداری نیست!
همه گویند در حسرت دیدار من اند!
لیک در گفته این طایفه کرداری نیست!
ای که دائم به دعایی که ببینی رخ من،
تا که خالص نشوی با تو مرا کاری نیست...
برای فرجش صلواتــــــــ!!!

من نوشت:
دو هفته پیش مشرف به جمکران شدم. خیلی وقت بود نرفته بودم...
نمیدونین چه حس خوبی بود!
انگار میری یه جایی که مطمئنی خودش متوجه حضورت هست و هواتو داره!
قربونت برم خدا!!!
خالص نیستم میدونم! اما خودم میفهمم که چه بنده ی بدی هستم...
حق داری نگرانش باشی و ظهورشو نرسونی...
اما من این بنده نالایق، بازم میگم:
ظهورشو برسون...
شاید بیاد...
پ.ن:
کتاب های فرهنگ نامه آخرالزمان / مولف: عباس حیدر زاده
مجموعه چهل حدیث - مهدی موعود(علیه السلام) / جواد محدثی
ملاقات با امام زمان(عج) در مسجد مقدس جمکران / محمد یوسفی
واقعا منابع خوبی هستن!! ایشالا اگه فرصتی شد، بعضی جاهاشو نت نویسی میکنم و اینجا میگم!
حتما خوشتون میاد...

اللهم عجل لولیک الفرج...
وی فرماندهی نظامی است که با سپاهی از طرف «یمن» قیام می کند و به سوی عراق می آید؛ چنانکه سفیانی نیز همزمان خراسانی، چنین می کند. خراسانی نیز فرماندهی نظامی است که از ایران به عراق حمله خواهد کرد و با سفیانی شورشگر به نبرد خواهد پرداخت.
«خروج سه تن: خراسانی و سفیانی و یمانی در یک سال، در یک ماه و در یک روز واقع خواهد شد. در این سه، هدایتگرتر از یمانی نیست که او به حق فرا می خواند.»
هنگامی که سپاه سفیانی برای قتل امام مهدی (عج) عازم مدینه می شود، آن حضرت به سوی مکه می روند.
امام باقر (ع) فرمودند:
«به فرمانتده سپاه سفیانی خبر می رسد که مهدی (ع) به طرف مکه رفته است.
وی لشکری را به دنبالش می فرستد که آن ها را نمی یابند. آن حضرت، با بیم و
نگرانی – چنان که موسی بن عمران چنین بود داخل مکه می شود.
فرمانده لشکر سفیانی به سرزمین بیداء وارد می شود. در این هنگام
فریادگری از آسمان صدا می زند: ای بیداء! اینان را فرو بر! و زمین آنان را
می بلعد.»
***
منبع: کتاب منجی به روایت اسلام و مسیحیت
| سوال :چگونه وجود امام زمان (عج) ترسیم کننده هدف آفرینش است؟ |
| پاسخ : این جهان و تمام مواهب آن ـ از دیدگاه یک فرد خداپرست که با مفاهیمى چون علم و حکمت خدا آشناست ـ براى صالحان و پاکان آفریده شده است؛ همانگونه که سرانجام نیز بطور کامل از دست غاصبان در خواهد آمد و در اختیار آنان قرار خواهد گرفت (ان الارض یرثها عبادى الصالحون). باغبان آفرینش (جهان پهناور هستى) به خاطر همین گروه، فیض و مواهب خود را همچنان ادامه مى دهد؛ هر چند علف هرزه ها نیز به عنوان یک هدف تبعى سیراب گردند و بهره مند شوند؛ ولى بى شک هدف اصلى آنها نیستند. و اگر فرضاً روزى فرا رسد که آخرین نسل گروه صالحان از روى زمین برچیده شوند، آن روز دلیلى بر ادامه جریان این مواهب وجود نخواهد داشت. آن روز آرامش زمین به هم مى خورد، و آسمان برکات خود را قطع مى نماید، و زمین از دادن بهره به انسانها مضایقه خواهد کرد! پیامبر یا امام، سمبل گروه صالحان و نمونه بارز انسان کامل است؛ یعنى، همان گروهى که هدف اصلى آفرینش را تشکیل مى دهند و به همین دلیل وجود او به تنهایى یا در رأس گروه صالحان، توجیه کننده هدف آفرینش و مایه نزول هر خیر و برکت و ریزش باران فیض و رحمت خدا است؛ اعم از این که در میان مردم آشکارا زندگى کند یا مخفى و ناشناس بماند. و از اینجا روشن مى شود، آنچه در پاره اى از عبارات به این مضمون وارد شده که: *«بیمنه رزق الورى و بوجوده تثبت الارض والسّماء»؛ (از برکت وجود او (یعنى حجّت و نماینده الهى) مردم روزى مى برند، و به خاطر هستى او آسمان و زمین برپاست!) یک موضوع «اغراق آمیز» و «دور از منطق» و یا «شرک آلود» نمى باشد؛ همچنین، عبارتى که به عنوان یک حدیث قدسى خطاب به پیامبر از طرف خداوند در کتب مشهور نقل شده: «لولاک لما خلقت الافلاک»؛ (اگر تو نبودى آسمانها را نمى آفریدیم) بیان یک واقعیّت است نه مبالغه! گوئى، منتها او شاهکار هدف آفرینش است و صالحان دیگر هر کدام بخشى از این هدف بزرگ را تشکیل مى دهند.(1)* منبــــع ◄ http://makarem.ir/ |
بر خلاف آنچه بعضى فکر مى کنند، رابطه امام در زمان غیبت بکلّى از مردم بریده نیست; بلکه آن گونه که از روایات اسلامى بر مى آید گروه کوچکى از آماده ترین افراد که سرى پر شور از عشق خدا، و دلى پر ایمان، و اخلاصى فوق العاده براى تحقّق بخشیدن به آرمان اصلاح جهان دارند، با او در ارتباطند و از طریق این پیوند تدریجاً ساخته مى شوند; و روح انقلابى بیشترى کسب مى کنند; انقلابى سازنده و بارور براى ریشه کن ساختن هر گونه ظلم و بیدادگرى در جهان!
ممکن است آنها خودشان پیش از این قیام از دنیا بروند ولى به هر حال آمادگى و تعلیمات انقلابى را به نسل هاى آینده شان، و به دیگران منتقل مى سازند، و در پرورش گروه نهایى سهیم و شریکند.
معنى غیبت امام این نیست که او به شکل یک روح نامرئى و یا اشعّه اى ناپیدا در مى آید، بلکه او از یک زندگى طبیعى آرام برخوردار است; و به طور ناشناخته در میان همین انسانها رفت و آمد دارد، و دلهاى بسیار آماده را بر مى گزیند; و در اختیار مى گیرد و بیش از پیش آماده مى کند و مى سازد.
افراد مستعد به تفاوت میزان استعداد و شایستگى خود، توفیق درک این سعادت را پیدا مى کنند; بعضى چند لحظه; و بعضى چند ساعت و چند روز; و بعضى سالها با او در تماس نزدیک هستند!
به تعبیر روشنتر، آنها کسانى هستند که آنچنان بر بال و پر دانش و تقوا قرار گرفته و بالا رفته اند که همچون مسافران هواپیماهاى دور پرواز بر فراز ابرها قرار مى گیرند; آنجا که هیچ گاه حجاب و مانعى بر سر راه تابش جانبخش آفتاب نیست; در حالى که دیگران در زیر ابرها در تاریکى و نور کمرنگ به سر مى برند.
حساب صحیح نیز همین است; من نباید انتظار داشته باشم که آفتاب را به پائین ابرها بکشم تا چهره او را ببینم; چنین انتظارى اشتباه بزرگ و خیال خام است; این منم که باید بالاتر از ابرها پرواز کنم تا شعاع جاودانه آفتاب را جرعه جرعه بنوشم و سیراب گردم.
میدان عمل خالیست،
او در پی سرباز است،چون ما همه سرباریم،
سردار نمی آید !
دانشگاه انتظار بعد از هزاروسیصد سال همچنان دانشجو میپذیرد
توجه:متاسفانه این دانشگاه هنوز 313فارغ التحصیل هم نداشته است
این دانشگاه درتمام شبانه روز از شما آزمون به عمل می آورد!
مدارک لازم جهت ثبت نام:
1. نماز اول وقت
2. ولایت مداری
3. تقوا
4. برگه تسویه حساب حق الناس
5. قلبی آکنده از یاد خدا
6. دائم الوضو بودن
به امید عدم مشروطی در این دانشگاه
التماس دعای فرج