ثابتـــ براي مدتـــي طولاني

وقتـی تــــــو همـ ه چیز

را فرامــوش می کنی

 

وقتی مــــن دیگـــر نگــران

ســرفـ ه های خشکتــــ نیستـم

 

می شود همــین کـ ه

مردم هم بـ ه خاطراتمان رحم نمی کنندُ

کافــ ه را روی ســر رویـاهــای خوبمــان

خراب می کنند

تـــــا فست فــودی شود  برای عشقــ ـهای امروز

×این نــ ه شعره نـ ه متن ادبی. . .یه حرف سادستـــ . . .پس خواهشن نقد نشـ ه،سپاس!

   

؟! شد چـــند سال ؟!

موزیکــــ / درد نوشتـــ :

هرجا هستی یه چراغ روشن کن،یا نجاتم بده از احساسم

یا که رد شو،بهم تـنه بزن،شاید اینجوری تو رو بشناسم

[آخرین دیـــدار/نیما علامه]

بگــو چشمـای ترانــ ه،چندتــا بغضو گریـ ه کرده !

[ترانـــ ه سکوت/حامی]

*این زیـــر سیگـاری هــم دیگر کفاف ِ روزهــایم را نمی دهـد

*ما جهانی شبیه هم بودیم/آسمانُ زمین ِمان باهم

 فرق ِمان هم فقط در اینجا بود/او خودش بودُ من خودم بودم

[علیرضــا آذر]

 

*کامنتــــ آخر پست قبل  :) ! تو این حال و روزم اتفاق خوبی بود حضورتــــ بانــــــو!!!

now#149

این یــ ه پستــ ِ خوندنی نیست ،باید بشنویــــش!!!

 

وقتی تمام هفتــ ه،هر روزُ هر لحظشو باید اینجوری باشی :)

وقتی باید همیشه خوووب باشیُ دور از غم و غصــ ه خودتو نشون بدی

وقتی باید جلوی اشکاتو بگیری

هیچی آرامش بخشتـــر از این نیس که یه قاب کوچیک با چندتا نوشته و عکس و یه میزکار

بشه سنگ صبورتـــ

این پرستیدنــیـ ه . . . و مـــن اینجا رو با همین قالب ساده و نوشتـ ه های الکی می پرســـتم!

 

×چشمــامُ میبندم تـــــو اینجا،پشت پلکـــامی

  . . .

  تبدیل ِ بــ ه باور شدی،تصویر ِ تـــــو تو ذهنمــه

  واسه پرستش کردنتـــ خب 24ساعت کمـــه

  [پدرام شانــ ه ساز/مینیاتـــور]

×هــر وعده نگاه ِ تـــــو دردامو تمــــوم می کرد

  هـــر خواب ِ بدون تـــــو رویامو حرووم می کرد

  . . .

  من عاشق ِ بارونم، اما نـه بـــی چتــر ِ تـــــو

  از پنجره می بینم تنـــ ها جای خالیــــ  تـــــو

  [احسان کرمی/بارونیه حال من]

 

×بذار حس کنم امشبُ با منـــی ، کنارم تـو باروون قدم می زنی . . .

   [امیرفرجام/بذارحس کنم]

 

×از آدمای شـــهر بیزارم چون با یکیشـــــون خاطره دارم

  . . .

  همین کــ ه قلب تـــــو مردد شد ، در دل مــن خاطــــره ای رد شد

  از وقتــی عاشقش شدم ترسیـــدم ، از وقتـــی عاشقش شدم بـــد شد

  [شادمهر/رابطه]

 

now#148

بـ همن کــ ه بیایــــد

خانــ ه تکانی می کنم

عشـــق را از نو می ســازم

و تــــــو را

از قاب عکس چوبـــی

بـ ه یک عصــرانـ ه ی دونــفره

دعـــــوت می کنم

 

×۳۰دی نوشتـ ه شد اما دیــر ثبت شد

 

*خوبه با ذهن مشوشی که دارم...دستم بدون لرزش قلم به دست میگیره و مینویسه

 بعد تازه با همین ذهن مشوش یه آهنگی که چندروزه هی بدمیزنمُ میخونم رو امشب به بهترین شکل اجرامیکنم

*یـ ه وقتایی حواستـــ به همه هست اما هیشکی حواسش بهت نیس!

موزیکــ نوشتــ:

حواسم بهت بود که غمگین نباشی،که از غم نپاشی

حواسم بهت بود که فلبت نلرزه،که اشکت نلغزه

[رضا صادقی]

*یادمه دی/بهمن ۸۹ انقد تو دنیای خودم غرق بودم که اگه یکی میزد تو گوشم نمیفهمیدم

 الانم تو دنیای خودم غرق شدم.نمیدونم به اون حد میرسه یانه اما بهتره کسی کاری به کارم نداشته باشه!

تولد نوشتــ: ۶بهمن تولد مامانم بود...یه جشن کوچیک اما به یاد موندنی :)

 ۱

 

now#147

می دانــی

قـ هوه حالم را عوض می کند

اصلن حالی به حالیــَم می کند

انگــار که عاشق شده ام

قلبم تند تند میزند

دستــهایم یخ میکند

پلکــ م میپرد ُ

دلم آشـــوب است

/ . . .

دیر فهمیدم کـ ه

اینهـــا از اثرات قـ هوه است

نــ ه شنیدن صدای تــــــو

خیــ  لــــــی   د ی ر !

 

×این زمستــونم بــ ه یاد تو می مونم/برفُ بارونم بــ ه یاد تو می مونم

  هرچی میتونی نیــا وُ تلافی کن/من تا میتونم بـ ه یاد تو می مونم

 

*یکی نیس به من بگـ ه :الاغ،شیرقهوه هم مثه قهوه واست بده!

*امشب خیلی یهو دلم یه ماشین خواست و یه جاده که هیچوقت تمام نشـ ه!

*جالبــ ه اون یه نفر که تو پست قبلی ازش گفتم...هنوز اصرار داره به خراب کردن زندگیم روسرم...عجب!

*امشب با صدای مهدی یــراحی هی مُردم/هی زنده شدم/هی آه کشیدم/هی بغضمو قــورت دادم

  اما الان دیگه نتونستم . . .

*نمیگم خستــَم...نچ!!! چون قراره بشم یه تیکه سنگ...سختــ ِ سخت ! زانــو نمیزنم!!!

موزیکــ متــن: آهنگ زمستونِ مهدی یراحی

now#146

سختــــ است

نوشتن از  . . .

تــــــو

سکــــــوت می کنم

مثل هربار کــ ه نخواندی اَم

مثل هربار کــ ه نشنیدی اَم

 

*امشب بر حسب اتفاق تو وب یکی از دوستان،اسم مستانه به میون اومده بود!

  ما هنـــوز داغداریم بانــــــو...اما خداکنه تو حالت خوب باشه . . .!

*گاهــی یه نفر بی دلیل/بی منظور/یهویی یه چیزی میگه کـ ه زندگیت/تنهاییت خراب میشه رو سرت :(

 نمیگم از دست اون فرد ناراحتم...کلیَم دوسش دارم...اما خب . . .!

*قبلن گفته بودم،بازم میگم وقتــی تند تند آپ میکنم ینی حالم خوش نیس!!!

 

now#145

مـــن سربــ ه هــوا نیستم

امـــا . . . خستـ ه ام

خستــ ه از تمام

آنهایـــــــی کـ ه شبیـ ه تو اَند

امـــا تــــو نیستند ! !

 

× نزدیک اگر باشی،غرق تــو میشم...دور از چشات هرگز،آروم نمیشم [Tamin]

*حالتـــ خوبــ ه،داری لپ تاپُ خاموش میکنی کــ ه یهو یه فایل با عنوان "forA" پیدا میکنی،نتیجش میشــ ه این . . .

*تو شبی در انتظاری ننشتــ ه ای،چه دانی؟! "سعدی"

now#144

این روزهـــا بـــــی رنگ ِ بی رنگــَم

امـــّـا

بــ ه کوری چشم ِ بعضی ــها هم کـ ه شده

میخواهـــم پـــر رنگ  بنویسم ! !

 

* امتحانا تمـــام شد. . .نمیدونم خووب یا بد اما تمام شد!!! :) البتــ ه روز آخرش حسابی به دهنمون زهر شد

*از فـــردا منم ُ یــ ه دوربیــن . . .منمُ تمام کوچــ ه پس کوچـ ه ها و کافـ ه ها . . .منمُ یه قلمُ کاغذ و یـ ه عالمِ کتاب !

*منمُ یـ ه خود ِ جدید !

now#143

وقتـــي مي آيي

حواست را جمع كن

. . .

در و ديــــــ وار ِ اين خانـ ه

هنوز خيس است از دورنگـــ يهايت

! !

 

*گاهــي چشمهايم را مي بندم و تــورا آرزو ميكنم

 تولد نوشتــ : ۲۵ آذر تولد يــ ه دوست دوس داشتني!

 ميلادت شاد باش، بانوي پاييــزي(لينك هفتــم)

now#142

گفت بس است

تمامـــش كن

چشمهــايم را به زمين دوختمُ سكوت كردم

و شايد در دل بــ ه اين فكر ميكردم

كــ ه من هر روز شروع مي كــــنم ُ

تمـــــام مي شـــــوم

ولــي باز مثل هميشــ ه

حرفش را پذيرفتم

. . .

ديگـــر چيزي جز سكوت باقي نماند

و احتمالــن

آخرين ديدار بود !!!

× تو مطمئن بودي كـ ه بايد رفت ... من مطمئن بودم كـ ه بايد موند [آيدين]

 

*نميشه باورم حتــي،تو دست از عشق برداري [شروين]

*كافــ ه ها و قهوه هاي تك نفره باز هم شروع شد!!!

 و البتــ ه سوال معروف :

+ خانوووم منتظر كسي هستين؟؟!

*من بــ ه تك تك لينكا و دوستاي وبلاگيم سر ميزنم اما خاموش ! حتمن كه نبايد كامنت گذاشت . . .

now#141

بـــــاران كـ ه مي بارد

سـر آ پـــــا گوش مي شوم

در انتظــار آمدن كسي

كــ ه قول داد

يك روز بــــارانـــ ي

مـي آيد

 

× جاي روزهــايمان خاليستـــ . . .

 

*هنــوزم يادمـ ه حرفات،به اين زودي فراموشي نميگيرم [شهاب رمضان]

*آهنگ وبم رو به ياد يه دوست قديمي گوش بدين كه ديگه ازش خبـــر ندارم

خيلي وقت بعد نوشت: كمي دلگيرم و خستـ ه . . .هميـــن!

 

now#140

همین کـــ ه قلم بـ ه دستـــــ  می گیرم

می گریزند کلماتــــ از ذهنم

خب حق دارند !

مدتــ هاست بــ ه آن هــــا

آمدنتـــ را وعده داده ام

وعده داده ام کــ ه می آیی و تمامشان

را از چشمانم می خوانی !!!

× من از تـــو در گریزُ تـــ و چــرا همیشه با منی؟!

 

* یه مدته کـ ه دیگه نمیتونم چیزی بنویسم،نمیدونم چرا؟!

*تصمیم دارم چند وقت فقط توی دنیای مجازی باشم...دلیلش مهم نیست...مهم اینه که میخوام فقط اینجا باشم

 

now#139

 فقط براي ابراز وجود!

 

× تـــو رفتي،بعد تو حالم يه حالي مثـ ه مردن بود

 تـــو هــم تنها شدي اما...

 كُجـــــــــــــا حالت مثـ ه من بود؟!

* pix

now#Mastane

درو ديوار وبم سياه بود چون اين رنگُ دوس داشتم

اما حالا سياهيش از هميشه بيشتره

وقتي كســي رو از دست ميدي

چيزي جز سياهي نمي مونه!!

 

+چه ما بگيم چه نگيم روحـــــش شاد هست!!!

:(

× مگر ميشود كسي نبودت را از ياد ببرد؟!

 

هميشــ ه داغدارت مي مانيم

بانــــــو . . .

 

* من خرابم،بنشین . . .زحمت آوار نکش   نفســــت باز گرفت . . .اينهمـ ه سيگـــار نكش!

"علیرضا آذر"

 

now#138

كم كم

سپـيدي موهــــايم

لرزش دستــهايم

گودي پاي چشمهايم

يادم مي آورد

كـ ه خيلي وقت است رفتــ ه اي كـ ه بيايي

كـ ه خيلي وقت است اين "من"

يـ ك لنگـ ه پــــا به انتظارت ايستاده

تا بيايي و بماني براي هميشــ ه

×يكي از كامنتا بدجور بـ ه دلم نشست...واسه همين يهو برگشتم

  البته دلمان بسي تنگ بودااااا :)

بانووو من كي باشم بخوام بي مهري كنم؟!

*ميگم اينهمه من اين وبُ تعطيل ميكنم ميرم...يه بار تو بيا مارو غافلگير كن و برگرد....هوووم؟؟؟

*دلم يه عالمه تغييرات ميخواد...به همين زودي اجرا ميكنم :)

  

 

 

now#137

شبــ ـها در انتظار صبح

روزهــا در آرزوی غروب خورشید

سر میشونــد

بعد نامش را میگذارند

"زندگــــــ ی"

بعد یکــ نفر صدایش را صاف می کند

بالحنــ ی شاعرانـ ه می گوید

" زندگــــ ی زیباستـــ "

 

شما باشید، اعصابتان بهم نمی ریزد؟؟؟

 

*شادی: معذرتـــ !!! :(

*حال وهوایم کمی چشم بــ ه راه است

*دلم یــ ه قدم زدن حسابی میخواد...بعد یــ ه نمه بارون بزنـ ه.بوی نم از زمین بلند بشــ ه :)

*خیال ِ من پر از تـوئه،امشب باهات قدم زدم/دیوونــ ه ها کجا میرن؟من از همونجا اومدم

 این آهنگ سامان علیبخشی رو بسی میپسندم :)

 !! : تو این مدت کامنتا تایید میشد..حالا باز مثل سابق تایید نمیشه،مگر درشرایط خاص !

now#136

با اینکـ ه هرشب

بــ ه حرفهایشـــ گوش میدهم

اما انگار این حرفهــا تمام نمی شود

بــ ه راستی عجب دل ِ پـُـری دارد

جیرجیرکـــ ِ حیاط خانــ ه یمان

  

×اندکـــی سَـبر صَـحر نزدیک است . . .! آخـ ه دیگه چقد سَـبر؟!

 

*دو تا پست ِ قبل نوشتم چیییی؟؟؟نوشتم حالم خوبــ ه.حالا حرفمو پس میگیرم!

* . . . . . . . / . . . . ./. / ؟؟!؟ هووم؟ (یه چیزی بود بین خودم و خودم)

now#135

 هرچــ ه فکر میکنم

نمیدانم رنگ مورد علاقه اتــ چیست

میشود فقط یکــ بار دیگر برگردی

و بــ ه این سوال جواب دهی؟

میخواهم بدانم لحظهـ هایی

کـ ه بوی تــ و را میدهد

چــ ه رنگیـــ ست ؟!

 

× تا آمدنتـــ صبر میکنم!!!

* مرداد هم دارد می رود . . .

* آهنگ وبم این روزا بیش از هزاربار گوش میدم!

*بدون شکــ برنامـ ه رادیو ۷ پنج شنبــ ه یکی از بهترینهــا بود!!!

 به راحتی میشد فهمید  چقدر آدم ِ تنها وجود داره!!!

دینگــ دینگــ :اوووم...بهتره هیچی نگم فقط مرسی از Mr absurd

 و اینکــ ه خودتون این لینک ببینید میفهمید

click

کلن خیلی تنبلن بعضیااا...فقط کامنت میذارن میگن این دینگ دینگ چیه؟

خب من که آدرس دادم و اینااا...یکم فعال باشین خب

اصن بیخیال اون click بالایی...

این لینک ِ اصلی :click

بازم میگم کـ ه ایده و صداو همه چی از Mr absurd بوده!

now#134

حال غریبی ــست

و کمی باورنکردنی

تو به رفتن ادامه میدهی

به دورشدن از ابتدایمان

و من با تمام وجود چنگ میزنم

گذشته را/خاطره را

تکیه میدهم به همان ستون مرمری (یادت کـ ه هست؟)

و رفتنت را تماشا میکنم

چشمهایم را میبندم

بـ ه آمدنت فکر میکنم

نقش من مثل همان دخترکی ــست کـ ه فقط قرار است

روی صندلی ایستگاه قطار بنشیند

و بـ ه قطار بعدی فکر کند

نقش من خلاصـ ه میشود در همین یکـ کلمه:

"انتـــظار"

×من آمدنتــ را بارهـا و بارهـا از چارچوب پنجره اتاقم تصور کرده ام!

 

*aX

تولد نوشتـــ :بانووو ! تو کـ ه به پیچ و خمهای دنیا عادت داری...برای دلخوشی من هم کـ ه شده امروز را بخند

۱۲مرداد تولد بیتالی عزیزم کـ ه خبری ازش نیس/تولدتــ مبارک :) (لینک چهارم)

*امیدوارم تو شبهــای قدر بـ ه اندازه یکـ سال حال خوش ذخیره کرده باشین :)

*این روزا بیش از انتظارم حالم خوبه...یعنی آرومم :) سپاس پروردگاراااا

*دلتنگ بارانم...خیلییییییی !!!

پــــارازیتــ 2 ــ

+الان یه کاری برام میکنی؟

× هرکاری که بخوای!

+ممکنه لطفا ِ لطفا ِ لطفا ِ لطفا لطفا ِ لطفا ِ لطفا خفه شی؟

مرد حرفی نزد و فقط به ساکهایی که به دیوار ایستگاه تکیه داده بودند نگاه کرد

...

(قسمتی از داستان تپه هایی همچو فیلهای سفید/ارنست همینگوی)

 

یکی بالای سرش گفت: تمام کرد!

ایوان ایلیچ گفته ی او را شنید و آن را در روح خود تکرار کرد.

در دل گفت: مرگ هم تمام شد.دیگر از مرگ هم اثری نیست.

...

(قسمت پایانی مرگ ایوان ایلیچ/لئو تولستوی)

بعضی وقتا با تمام بدی های دنیا یه خوشی خیلی کم میره زیر پوستت...کم کم تمام وجودتو

میگیره.میدونی الکیه،میدونی موندنی نیس،میدونی نباید دل خوش کنی اما با این حال اجازه

میدی برای چند روز/ساعت/لحظه هم که شده تو وجودت بمونه

الان من اینجوریم

خودمو میشناسم،جنبه اینجور چیزا رو ندارم.واسه همین حسابی واسه خودم خوشم

وقتی الکی خوشحالی و میدونی الکیه و کار خاصی نمیتونی انجام بدی

(خودمو میگما)میری سراغ خیال بافی

مثه یه بچه ۶-۵ ساله دنیا رو میچرخی تو خیالت

اما یهو وسطاش به خودت میای (خودمو میگماااا)

و من بازهم میگم:میترسم این خیالا یه روز بشه یه طناب دور گردنمُ بعد تمام!

+اینکه اون متنای اولُ نوشتم دلیل خاصی نداره...فقط چون ازشون خوشم میاد نوشتم.همین!

+یکی به این هوا بگه کوتاه بیا توروخدا...ذوب شدیم...تبخیر شدیم...پس فردا میعانمون دردسره!!!

+من هنوز میخوام از حالتون باخبر بشمااا.اونایی که نگفتن هنوز وقت دارن :)

+شادی:  کامنت ؟؟؟؟

بگذار خیال کنند کم آورده ایم...همین که هر روز پر رنگتر لبخند بزنی کافیست :)

now#133

"مهربانی شبهایتــ"  یا "شبهای مهربانیتــ"

دیگر فرقی با هم ندارند

میدانی،تو فقط خودت را از من دریغ نکرده ای

راستش را بخواهی این شبها و مهربانیها

کلافه ام کرده اند از بس از ضمیر از دست رفته شان گفتند

به خاطر من . . نه! به خاطر آنها برگرد

برگرد و به قول خودشان "ــت دوست داشتنی" را

پَسِـشان بده،بگذار دست از سرم بردارند

بعد  هرجا کـ ه خواستی برو!

× من به جز آبی ِ نگاهـتــ  آسمانی نمیشناسم!

 

*مرداد ماهم تشریف آوردن...به سلامتی!

*تو این پست ازتون میخوام که اگه کامنت گذاشتین درحد چندکلمه از حال واحوالتون واسم بنویسین :)

*. . . (یادم رفت چی میخوام بگم)

*تو این روزا دعا یادمون نره...! نمیگم واسه من،میگم واسه هممون دعا کنید!

به قول گفتنی و با کمی تغییر:این روزا خوابم واسه ما ناز میکنه...ای خدااا Ax 

پــــارازیتــ 1 ــ

معذرت نوشت:خیلی ناراحتم که یادم رفت تولدتو تبریک بگم...ولی با تاخیر میگم

تولدت مبارک (لینک هشـتُم)۱۱ تیر باید میگفتم اما . . . :(

+دلتنگی نوشت:. . . ./هیچی ننوشت دلتنگی صامته!

+یه همکلاسی ناآشنا دیروز گفت:یکی کتاب میخونه خوابش ببره...یکی کتاب میخونه بیدار شه:)

با آدمای باحالی همکلاسی شدم...و دیدار با سیاوش گلشـیری :)

+دیروز با یه عالمه گرسنگی و تشنگی تو اتوبوس سرمو تکیه داده بودم به شیشه

وانگهـــی،خانومه کنارم اول گفت:سر کار میری........(بقیه حرفارو فاکتور بگیریم بهتره)....قصد ازدواج نداری؟

من:هـه.چییییی؟؟؟من تو زندگی مجردیم موندم...حالا بیام یکی دیگه رو بدبخت کنم؟

اون: چرااا؟؟؟بعد از چند دقیقه: دختر خوب و نجیب و کم آرایش کم پیدا میشه

من: (این با منه؟؟؟؟)فقط لبخند زدم

اون:چقد دیگه از دانشگاهت مونده؟؟

من:خیلی

اون:ینی چقد؟

من:ینی خیلی.پارسال تازه کنکور دادم

اون:آهان پس حالا حالا هم حتما قصد ازدواج نداری؟

من:  (ینی یکی منو بگیره)نعععععع!

اون: :)

بعدم پیاده شدم!

آخه مادر من/عزیز/سرور/تاج سر من  دارم میمیرم از گشنگی و در انتظار اذان جان به جان آفرین تسلیم میکنم

اونوقت شما...؟؟(هااان تازه وسطش گفت انقد دلم گرفته،منم گفتم واسه هواس،امروز هوا گرفته)

 

*از این بعد یه قسمت دیگه به وب اضافه میشه با همین عنوان بالایی(پـــارازیت)

*درج نظر برای عموم آزاد است(نه اینکه نبود)

now#132

گاهی دنیا را دست ِ کمــ  میگیرم

فکر میکنم دست ازسرم برداشتـ ه و

دیگر قرار نیست اذیتم کند

گاهی به تمام خوبی ها دل میبندم

گاهی یادم می رود کـه دنیا سالهاست عادت کرده فریب بدهد

بسوزاند...بعد هم کمی دود و خاکستر...تمام

×درد نکشیدم...اما درد شنیدم

 

*فقط یـ ه جمله :دعا کنید...واسه من نه!!!

*نپرس چی شده...اتفاق جدیدی نیس،این زخم قدیمیه...گاهی سر باز میکنه

*مدیون ِ منین اگه این پستُ عاشقانه بخونید

*نظرات پست ِ قبل تایید شد...نظرات این پست هم شاید تایید بشه

*خیلی دل تنگ لینک چهارم (از پایین) َم !

تولد نوشت:۱۵ تیر تولد یه دوست ِ خیلی دوست داشتنی ِ!!!که فعلا دیگه تو دنیای مجازی نیس

 تولدت مبارک یاسی جونم! (لینک سوم)

now#131

عشق بهانـ ه نمی خواهد

اما گاهی

یک صدا/یک نگاه/یک تپش . . .

می شود بهانـ ه ای

برای اینکه آرام با خود بگویی:

"تو هنوزم دوسش داری"

 

* چـ ه کسی می داند . . .(جز من ُ اون بالایی) ؟!

*من خوبم امـّا !

*بیتاااااا کجایی؟؟؟کنکورت چیشد؟؟؟ :(

now#130

خیلی سعی کردم

کلماتُ بچسبونم کنارهم بشه یه متن تووپ

با یه عکس تاپ بذارم سر در ِ وبلاگ

کـ ه ملت بفهمن تولدته،بگن ایول بابا عجب تبریک تولدی

اما نشد،نتونستم اما فقط همین یه جمله:

شاید "دوستت دارم" سخت ترین و ساده ترین جمله ای باشه

کـ ه میشه نوشت!

۴ تیر ۹۲

عکس باشه واسه بعد

× تولـــــدت مبارک

 

now#129

گـــیرم کـ ه می زنید

گـــیرم کـ ه می برید

گـــیرم کـ ه می کشید

با رویـــــش  ناگزیر جوانــــــ ه

چه می کنید ؟؟؟

click

و بازهم

click

*تبریکــــ بابت پیروزی. . .امسال تو این پیروزی نقش داشتم :)

*این پست از حال و هوای خود ِ خودم خیلی دوره...الان تونستم منظورمو برسونم؟؟؟

*بامزه میشه وقتی یه واقعه ی ســی آ ســی واست یادآور یه واقعه ی احسـآســی هم باشه.هووم؟؟

*چـ ه زود ۴سال گذشتـــ . . .البته همچین زود هم نگذشتااا

now#128

کمی دقیقتر نگاه کن

 چین عمیقــی میان حرفهایم افتاده

می بینی

این فقط من نیستم کــ ه چهره ام بیشتر از سنم میزند

حتــی حرفهایم هم پیرشده اند . . .!

× آنقدر بیخیالی که سریع میگویی: چیزی کـ ه زیاده کرم ضد چروکــ

 

نشد از حرفام عکس بگیرم،شرمنــــده!

 

* بسی خرسندیم کــ ه امتحانات کوفتی تمام شد. . .حالا با عذاب وجدان و ترس نمره چیکارکنم:(

*اگــ ه بخوام تو یک جمله حرفمو بزنم باید اینو بگم: دلم واسه خودم تنگ شده!!خیلی!

*به خاطر توئه اینهمه دلهره،اینروزا بدجوری دلم ازت پره!!! محمد علیزاده

*۱۸ خرداد تولد یه دوست خیلی خیلی خوب بود،بازم بهش تبریک میگم: دومین لینک

*نظرات این پست هم تایید میشن!! :)

now#127

تمام ذهنم درگير

روياهايـــ يست

كــ ه در كودكي

با مداد رنگي رنگشان

مي كردم

× متن كاملا يهويي نوشته شده...ديگه شرمنده اگه بده

 

*درحال دست و پنجه نرم كردن با امتحانات محترم هستيم

*انقد دلم واسه وبم و دوستام تنگ شدهــــــــــــــــــ  :(

*واسه تنوع نظرات اين پست تاييد ميشه :)

now#126

ميگويــند سر بـــــ هـ   هوا شدي

سرزنشـــم ميكنند

اما ديگــــر نمي دانند

كـ ه پرسه زدن در هواي تو

چـــ ه حالــــي دارد ...

 

+ننوشته حذف شد!

+پنجشنبه محشر بود...يه قدم زدن تكــ نفره...بعدم طبقه پايين مجتمع جهارباغ

بعدم بارون نم نمُ منم كــ ه معلومه زير بارون :)

اگه اين دلخوشيا رو هم از من بگيرن كه ديگه هيچي!!

يه تولد كوچولوو اما به ياد موندني

I'Li:

تولد ...
آرزو ، ذوق های ِ کودکانه ، شمع ، کیک ، فوتــــــــــ .. تمام !!

این تمام ِ نمایشنامه ی ِ ما بود بانـو :)


مژینا:

 × تولدت مبارک اردیبهشتی با شخصیت !!!
♥ ♥ ♥

Ax

× تولد اغازی است برای با دنیا مهربان بودن !!!

 

ـــــیمــ ــــــــیمـڪــ :

 . . .

 

نگار:

لینک سوم از پايين

 

لولوفري:

و عــــــــشق يعني ارديبهشت،
آنجا كه تـــــــــــو در آن شيوع پيدا مي كني...!

دوست جون خودم تولدت مباركـــــ

 

سحـــرَم:

... کوچولوی من :دی تولدت مبارک...

دوس دارم . دوست دارم و کلی دوست دارم دیگه...

:*

 

+مرسي بابت اينكه زحمت اين پست رو كشيدين :))))