خودت را ببخش
خدایا مرا ببخش
به خاطر تمام لحظه هایی که تو با من بودی
و من فکر می کردم تنها هستم
به خاطر تمام ثانیه هایی که منتظرم می ماندی
و من نمی آمدم
به خاطر تمام روزهایی که تو برای من بهترین ها را خواستی
و من برای رسیدن به بدترین ها ناامیدت کردم
به خاطر تمام درهایی که کوبیدم
و هیچ کدام در خانه ی تو نبود
به خاطر تمام لحظه هایی که ماهی قلب من
خلاف جریان مسیر تو حرکت می کرد
و پرنده ی روح من پرواز نمی کرد
و در آسمان رسیدن به تو گم نمی شد
به خاطر تمام گله هایم مرا ببخش
گشته عالم، غرق ماتم
در عزای جواد الائمه
کرده زهرا ناله برپا
در عزای جواد الائمه
شد ز بیداد، شهر بغداد
کربلای جواد الائمه

بـاز هـوای سـحــرم آرزوســــت
خـلـوت و مـژگـان تـرم آرزوسـت
شـکـوه ی غـربـت نـبـرم ایـن زمـان
دسـت تـــو و روی تـو ام آرزوســت
خـسـتـه ام از دیـدن ایـن شـوره زار
چـشـم شـقـایـق نـگـرم آرزوســـت
واقـعـه ی دیـــدن روی تـــــو را
ثـانـیـه ای بـیـشـتـرم آرزوسـت
جـلـوه ی ایـن مـاه نـکـو را بـبـیـن
رنـگ و رخ و روی تـو ام آرزوسـت
ایـن شـب قـدر اسـت کـه مـا بـا همیـم؟
مـن شـب قـــــدری دگــــرم آرزوســـت
حـسِّ تـو را مـی کنم ای جـان مـن
عـزلـت بـیـتـی دگــــرم آرزوســــت
خـانـه ی عـشـِاق مـهـاجـر کـجـاست؟
در سـفــــرت بـــال و پـرم آرزوســـت
حـسـرت دل بـارد از ایـن شـعـر مـن
جـام مـیـی در حـرمـــم آرزوســـــت
احمد عزیزی

میلاد فرخنده و با سعادت اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل
صدیقه کبری ، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها )
هفته ی بزرگداشت مقام زن و روز مادر
را به همه مادران تبریک و تهنیت میگوئیم

وقتی به جهل جوانی بانک بر مادر زدم، دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت: مگر خُردی فراموش کردی که دُرْشتی می کنی؟
چه خوش گفت زالی به فرزند خویش چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن
گر از عهد خُردیت یاد آمدی که بیچاره بودی در آغوش من
نکردی درین روز بر من جفا که تو شیر مردی و من پیر زن
یه روز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ....
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و… خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید…
منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و … دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!
ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ..
دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!
حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!
یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! … اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!
تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!
همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین...


ناشنوايي يا کم شنوايي از اختلالات شنوايي است که باعث کاهش توانايي يا ناتواني کامل در شنيدن مي شود، اغلب ناشنوايي به ۳ گروه دسته بندي مي شود يکي ناشنوايي انتقالي که در آن استخوان هاي کوچک گوش مياني تخريب مي شود و صدا انتقال نمي يابد و ديگر ناشنوايي حسي- عصبي که در آن عصب هشتم مغزي(عصب شنوايي) اغلب به دلايل ناشناخته آسيب مي بيند و نوع ديگر آن ناشنوايي مختلط شامل هر دو نوع ناشنوايي انتقالي و حسي- عصبي است. به دليل اهميت موضوع اختلال شنوايي کودکان با يکي از متخصصان گوش و حلق و بيني گفت وگويي انجام داده ايم.
دکتر محمدرضا شريفيان متخصص گوش و حلق و بيني در اين باره به خراسان مي گويد: بحث شنوايي کودکان موضوع بسيار مهمي است زيرا در رشد و تکامل جسمي کودک نقش اساسي دارد. کودکي که نتواند بشنود، قدرت تکلم نخواهد داشت و ضرورت تشخيص کم شنوايي يا ناشنوايي کودک از همين جا مشخص مي شود.
خوشبختانه با امکانات امروزي و به علت پيشرفت علم پزشکي در اين زمينه، هم اکنون از بدو تولد غربالگري کودکان کم شنوا يا ناشنوا صورت مي گيرد و با يک آزمايش ساده اديومتري يا OAE سطح شنوايي کودک سنجيده مي شود تا کودکاني که در مظان کم شنوايي متوسط يا شديد هستند، شناسايي و جداسازي شوند. براي اين دسته از کودکان تست هاي تکميلي انجام مي شود تا سطح ناشنوايي کودک به طور دقيق آشکار شود. طبق آمارها در هر ۲ هزار تولد يک کودک ممکن است به کم شنوايي يا ناشنوايي مبتلا باشد.
توصيه اکيد به والدين اين است که کودکي را که دچار کم شنوايي است تا ۶ ماهگي به وسيله ابزارهاي کمکي مثل سمعک بازتواني کنند. کارکردن با اين سمعک ها در مورد بچه هاي کوچک دشوار است اما تاکيد ما اين است که اين سمعک ها به طور حتم بايد استفاده شود زيرا در صورت استفاده نکردن، روند رشد و تکامل کودک به تاخير مي افتد. اگر سيگنال هاي شنوايي و صوتي به مراکز حساس مغز در فاصله ۶ ماه تا يک سال نرسد، معلوليت کودک تشديد مي شود و علاوه بر شنوايي، تکلم کودک دچار اختلال خواهد شد. اگر کودکي دچار کم شنوايي بيش از ۹۰ يا ۹۵ دسي بل باشد، ناشنوا محسوب مي شود و کودک به کاشت حلزون نياز پيدا مي کند. اين دسته از کودکان علاوه بر کاشت حلزون به وسيله تيم هاي کمک شنوايي، گفتار درماني و اديولوژي در طول زمان خواهند توانست مهارت هاي لازم براي شنيدن و سپس تکلم را کسب کنند.
نه تنها دختران بلکه همه جوان ها باید بدانند که هر کس باید به فراخور حال خود معیارهایش را برگزیند. مقایسه خود با دیگران و تعیین ملاک ها باعث می شود تا شما را از واقع بینی دور کند و نتوانید در شرایط خود بهترین انتخاب را داشته باشید.
اشتباهاتی است که دختران جوان مرتکب می شوند و سبب می شود که همیشه تنها بماند. متأسفانه عوامل مختلفى از جمله نبود زمینه اشتغال، اسکان، ادامه تحصیل، بالا رفتن هزینه هاى زندگى، دگرگون شدن معیارهاى انتخاب همسر و …
در سال هاى اخیر سبب افزایش سن ازدواج و حتى ناتوانى بسیارى از دختران و پسران براى ازدواج شده است. تجملاتى شدن مراسم ازدواج که بسان مانعى آهنین در مقابل جوانان قرار گرفته، آئین هاى توخالى و بى هویت، انتظارات نامعقول، هزینه هاى سرسام آور و چشم و هم چشمى ها، از دیگر دلایلی است که جوانان را از ازدواج باز مى دارد.
این فرایند در حالى است که روزگارى دختران پس از اینکه به سن بلوغ مى رسیدند و از چهارده، پانزده سالگى مى گذشتند راهىِ خانه بخت شده، کمتر دخترى را مى دیدید که از بیست سال گذشته و هنوز در خانه پدر زندگى کند، مگر اینکه مشکلى داشته باشد.
اما دختران امروز اغلب بلافاصله پس از پایان تحصیلات متوسطه، تمام سعى و تلاش خود را متوجه قبولى در دانشگاه مى کنند و در طول تحصیلات دانشگاهى فقط به پایان رساندن درس مى اندیشند. پس از این دوران نیز به دنبال یافتن شغلى مناسب راهى بازار کار مى شوند.
با این وجود آیا فرصتى براى ازدواج در بهترین سال هاى جوانى یک دختر پیش مى آید؟ آیا رخنه اى که میان زندگى سنتى با وضع جدید جوامع ایجاد شده به نفع دختران است؟ اساسا کدام شیوه درست است، شکل و شیوه گذشته یا وضع جدید؟
آیا میان این دو، راهى وجود دارد که بیشتر شیوه هاى خوب براى بهبود زندگى دختران و زنان به کار گرفته شود؟ امروزه عواملى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و … باعث دگرگونى در شکل و محتواى ازدواج شده، این اقدام مقدس را از ساده زیستى به سمت تجمل گرایى، نیز از سادگى و صراحت به عاقبت اندیشى مادى و رفاه طلبى سوق داده است!
نهم ربیع الاول
سالروز آغاز ولایت و امامت و زعامت
آخرین سحاب رحمت و یگانه ذریه ذخیره دودمان آل طاها،
حضرت مهـدی مـوعـود (عج)
بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــورش تبریک و تهنیت باد.
خداوند حجاب را به منظور حفظ عفت و شرف زن قرار داد و برای اینکه نشانه ای بر ایمان و عقیده ی او باشد، براو واجب نمود.
● چرا برخی از زنان جوان از رعایت حجاب امتناع می ورزند؟
خداوند حجاب را به منظور حفظ عفت و شرف زن قرار داد و برای اینکه نشانه ای بر ایمان و عقیده ی او باشد، براو واجب نمود. لذا جامعه ای که از منهج خداوند دوری میکند و از راه راست چشم پوشی مینماید، جامعهای بیمار است که به علاج و درمانی نیاز دارد که آن را به سوی شفا و سعادت راهنمایی کند. یکی از اشکال دردآور در جامعه امروزی پدیدهی خود آرایی زنان جوان است، متأسفانه با وجود لباسهای اسلامی این پدیده یکی از نشانه های جوامع اسلامی ما نیز گردیده است، لذا اسبابی که موجب این انحراف شدهاند را بررسی خواهیم کرد؟
این سؤال را – که چرا زنان جوان از رعایت حجاب امتناع می ورزند؟ از گروههای زیادی پرسیدیم، نتیجه تحقیقاتی که در این مورد انجام شد و بهانههایی که آنها ارائه میدادند، ده عذر و بهانهی اساسی بود، اما هنگامی که آن عذر و بهانهها را بررسی نماییم به این نتیجه خواهیم رسید که همه بهانههای بیحد واهی و بی اساس هستند.
● بهانه اوّل
اولی گفت: من هنوز قانع نشده ام که حجاب واجب باشد. (با علم به اینکه این سخن شرک است).
ما از او دو سؤال میپرسیم:
▪ سؤال اوّل: آیا او به صحت دین اسلام اعتقاد دارد؟
جواب آن طبیعتاً مثبت است، او لا اِلهَ اِلاَّ الله میگوید و این نشانهی اعتقاد وی به یگانگی خداوند است، و میگوید: مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله، و این یعنی به شریعت اسلام ایمان دارم، پس او به اسلام به عنوان عقیده، شریعت و راه و روش زندگی اعتقاد دارد.
▪ سؤال دوّم: آیا حجاب جزو شریعت اسلام و واجبات آن میباشد؟
اگر این خواهر نیتش را خالص بگرداند و همانند کسی که به دنبال حقیقت است، در این قضیه تحقیق نماید به تأکید خواهد گفت: بله.
پس (ای خواهر مسلمانم) آن خدایی که به الوهیت او ایمان آوردهای در کتاب عزیزش به رعایت حجاب دستور میدهد، پیامبر بزرگواری که به رسالتش ایمان داری در سنتش به رعایت حجاب دستور میدهد.
● بهانه دوّم:
دومی میگوید: من به واجب بودن پوشش شرعی قناعت حاصل نموده ام؛ اما مادرم مرا از پوشیدن آن باز میدارد و هرگاه از فرمان او سرپیچی کنم به دوزخ خواهم رفت.
گرامیترین بنده ی خدا حضرت رسول صَلَّیاللهُ عَلَیهِ و سَلَّمَ در سخنی کوتاه و حکمت آمیز در جواب این بهانه میفرماید: ۰۳۹;لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق۰۳۹; فرمانبرداری از مخلوق در صورتی که نافرمانی خالق در آن باشد جایز نیست.
جایگاه والدین در اسلام بخصوص مادر مهم و ارزشمند است بلکه خداوند در آیات زیادی از قرآن آن را با بزرگترین امور یعنی عبادت ویکتاپرستی قرین نموده است؛ چنانکه خداوند میفرماید: «وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً» [النساء:۳۶].
(تنها) خدا را عبادت کنید و (بس. و هیچ کس و) هیچ چیزی را شریک او مکنید. و نیکی کنید به پدر و مادر .
در هیچ صورت نافرمانی از والدین جایز نمیباشد مگر اینکه به نافرمانی پروردگار دستور دهند؛ زیرا خداوند میفرمای: «وَإِنْ جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُمَا» (لقمان:۱۵)
هرگاه آن دو، تلاش و کوشش کنند که چیزی را شریک من قرار دهی که کمترین آگاهی از بودن آن و (کوچکترین دلیل بر اثبات آن) سراغ نداری، از ایشان فرمانبرداری مکن.
اما اطاعت نکردن از آنان در معصیت، مانع نیکی کردن با آنان نیست. خداوند میفرماید: «وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفاً» (لقمان: ۱۵).
با ایشان در دنیا به طرز شایسته و به گونه بایسته ای رفتار کن.
قیصر،
پادشاه روم به یكی از خلفای بنی عباس نوشت ما در انجیل دیدهایم هر كس سورهای را
بخواند كه خالی از هفت حرف باشد ، خداوند جسدش را بر آتش جهنّم حرام میكند و آن
هفت حرف عبارتست از « ث » ، « ج » ، « خ » ، « ز »، « ش » ، « ظ » و « ف » . ما، در
تورات و انجیل آن سوره را نیافتهایم، آیا
در كتب خود چنین سورهای را
دارید؟ و اگر جواب مثبت است مراد از این حروف هفتگانه چیست؟
خلیفه
عباسی ، علماء و دانشمندان را جمع كرد و سؤال را مطرح نمود. لكن هیچ یك نتوانستند
جواب سؤال را بدهند ؛ به ناچار سؤال را از حضرت هادی علیهمالسلام
پرسیدند . حضرت هادی علیهالسلام فرمود : آن سورهای كه آنها
در جستجوی آن هستند و در كتب آسمانی سابق نیافتند، در قرآن مجید موجود است و آن
سوره ، « سوره حمد » است كه هیچ یك از این حروف هفتگانه در آن نمیتوان یافت
.
پرسیدند :
حكمت آن چیست و این حروف علامت چیست ؟
حضرت
فرمودند :
« ث »
اشاره به « ثبور » دارد ؛
« ج »
اشاره به « جحیم » دارد ؛
« خ »
اشاره به « خبیث » دارد ؛
« ز »
اشاره به « زقّوم » دارد ؛
« ش »
اشاره به « شقاوت » دارد ؛
« ظ »
اشاره به « ظلمت » دارد ؛
« ف »
اشاره به « فرقت » دارد .
این پاسخ
را برای قیصر روم فرستادند؛ چون جواب به پادشاه رسید بسیار مشعوف شد و دانست كه دین
حق همان اسلام است و لذا بلافاصله به اسلام گروید .
|
زنده تر ، تابنده تر از هر چه خورشید
اى روشناى آب
اى على موسى الرضا! پاكمرد یثربى، در توس خوابیده!
من تو را بیدار مى دانم.
زنده تر، روشن تر از خورشید عالم تاب،
از فروغ و فرّ و شور زندگى سرشار مى دانم.
گر چه پندارند: دیرى هست، همچون قطره ها در خاك،
رفته اى در ژرفناى خواب،
لیكن اى پاكیزه باران بهشت! اى روح! اى روشناى آب!
من تو را بیدار ابرى پاك و رحمت بار مى دانم.
اى (چو بختم) خفته در آن تنگناى زادگاهم توس!
ـ (در كنار دون تبهكارى كه شیر پیر پاك آیین، پدرت،
آن روح رحمان را به زندان كشت) ـ
من تو را بیدارتر از روح و راه صبح، با آن طرّه زرتار مى دانم.
من تو را بىهیچ تردیدى (كه دلها را كند تاریك)
زنده تر، تابنده تر از هر چه خورشید است، در هر كهكشانى، دور یا نزدیك،
خواه پیدا، خواه پوشیده،
در نهان تر پرده اسرار مى دانم.
با هزارى و دوصد، بل بیشتر، عمرت،
اى جوانى و جوان جاودان، اى پور پاینده!
مهربان خورشید تابنده!
این غمین همشهرى پیرت،
این غریبِ مُلكِ رى، دور از تو دلگیرت،
با تو دارد حاجتى، دَردى كه بى شك از تو پنهان نیست،
وز تو جوید (در نهانى) راه و درمانى.
جاودان جان جهان! خورشید عالم تاب!
این غمین همشهرى پیر غریبت را، دلش تاریك تر از خاك،
یا على موسى الرضا! دریاب.
چون پدرت، این خسته دل زندانىِ دَردى روان كُش را،
یا على موسى الرضا! دریاب، درمان بخش.
یا على موسى الرضا! دریاب.
مهدى اخوان ثالث ( م ـ امید )
سرشك دیدهها میبارد امشب
محبت از شما میبارد امشب
ولایت، مغفرت، بركت، عنایت
ز عرش كبریا میبارد امشب