بازگشت به غار

من به وبلاگ برگشتم. با تایپ همین یک جمله فهمیدم چقدر دلم برای صفحه کیبورد تنگ شده بود.

چرا به وبلاگ برگشتم؟ به هزار و یک دلیل

اول: چون هیچ جا دیگه امن نیست.

هزارتای بقیه رو پس از احساس امنیت برخواهم شمارد.

کشف

سروتونین داره دنیا رو میچرخونه

یهویی شد

هیچ چیز به یک باره اتفاق نمی افتد. 

وقتی چند بار در معرض یک اتفاق یهویی قرار می گیرید و یا با دلیل «یهویی شد» شما را از سر باز می کنند در عکس العمل هایتان نسبت به اطرافیانتان تجدید نظر کنید.

تعقل

وقتی فاصله بین احساسات دونفر زیاد میشه درک متقابل هم از بین میره. 

اصرار نکنید و منتظر نمانید. 

 

قانون بقا 4

نشانه ها گلوله های برفی کوچکی هستند که با پیوستن به هم، بهمن می شوند.

همه نشانه ها از اهمیت یکسان برخوردارند.

انتخابات 96

انتخابات 96 است که جنبه ای از میزان دستاورد مبارزات 88 را مشخص میکند. 

اصلاحات زمان بر و هزینه بر است.

سرگرمی

هر از گاهی سرگرمی ام این است که بنشینم روی صندلی چایم را بنوشم و در خیالم خبر مرگم را به هرکس که میشناسم بدهم. 

طریقه استفاده از اینستاگرام

توصیه من به شما جوان ها این است 

اگر عکس نمیگذارید عکس ها دیگران را هم تماشا نکنید. آلبوم بازی روشی از زندگی است که با فضول بازی تداخل دارد.

مهاجرت

مهاجرت برای آن ها که میروند شیرین است و برای آنها که میمانند تلخ. حتا برای مهاجری که در سرزمین جدیدش ساکن شده و دیگر مهاجر نیست.

چرا؟

امروز یادگرفتم مدام از خودم بپرسم چرا

جواب بعضی چراها آدم را میترساند

همین جواب ها ما را از هم متمایز میکند. دنیایمان را. ریشه همه فکرهایمان. آن چیزهایی از ما را رو می آورد که می فهمی با خیلی ها مشترک نیست.

...و تو در همین حین که من دارم به چراهایم فکر میکنم با آدم های جدید دوست می شوی. شیرینی پز ها، عکاس ها، آدم هایی که من نمیدانم باید برای دوستی با آن ها اقدام بکنم یا نه و چرا؟

تو در حال مواجه شدن با بحران اتفاق هیجان انگیز زندگی ات هستی و من دارم سعی میکنم به خودم پاسخ دهم کجای این ماجرا هستم و چرا؟

...و مواجه شدن با وقایعی که گر چه همزمان رخ می دهند اما یک جای قصه ام میلنگد برای به هم چسباندنشان و نمیدانم چرا؟

.تو حوصله ای برای شنیدن چراهایم نداری و من به ناچار چاره ای جز فروخوردنشان.

اینجا جوریست که برخلاف تو فکر میکنم کسی که می خواهم خطابش کنم نمی خواهد مطلبم را بخواند