شنبه 23 مرداد1389 ساعت: 8:11 توسط:نیلوفر
سلام خیلی دلم میخوادازنزدیک باهاتون آشنا بشم آخه من نیازدارم بایکی درد دل کنم
من شوهر دارم ولی مثل دوستانم از زندگی لذت نمی برم حتی من لذت جنسی هم از زندگیم درک نکرده ام به یکی ازدوستانم قضیه را اتوضیح دادم گفتش با شما درمیان بذارم ای کاش باشما رودررو صحبت می کردم
من چه کارهایی را انجام بدم از زندگیم لذت ببرم لطفا راهنماییم کنید .واقعا نمیدونم تو این دنیا چکار میکنم هیچ تنوعی برام ندارد
راستی این ایمیل شوهرمه من ازش استفاده میکنم خودم بلدنیستم ایمیل درست کنم
منتظر جوابتم قربان شما نیلوفر
 وب سایت  


با سلام  و آرزوی قبولی طاعات و عباداتتون در ماه پر برکت رمضان

توی زندگی مشترک زوجین باید هنر هماهنگ شدن رو یاد بگیرن . هماهنگی در همهء شئونات زندگی لازمه اما توجه به این نکته هم ضرور یه که در خصوص  مشکل شما هماهنگی به تنهایی کافی نیست چرا که عوامل متعددی میتونه موجبات سردی شما یا همسرتونو فراهم کرده باشه .

توصیه میکنم به اتفاق همسر محترمتون بطور حضوری به یه فرد متخصص مراجعه کنین تا از جهات مختلف مشکلتون مورد بررسی قرار بگیره و با بکار بستن توصیه هاشون بامید خدا کانون زندگی مشترکتون روز به روز گرمتر بشه

براتون آرزوی موفقیت میکنم .         (مدیر وبلاگ )



شنبه 23 مرداد1389 ساعت: 4:47 توسط:پردیس
سلام میشه ر اهنماییم کنین چطوری به مامان بابام نشون بد م که دیگه بزرگ شدم من 17 سالمه و متاسفانه چون تک فرزندم همه حواسشون به منه منو از کسی که دوسش دارم جدا میکنن چون اونو در سطحه خودشون نمیدونن تو کار ام دخالت میکنن نمیخوان قبول کنن من دیگه دختر کوچولوشون نیستم من به شدت افسرده و گوشه گیر شدم دیگه میخام بمیرم تو رو خدا بگین چیکار کنم

سلام خانم

شما بزرگ شدی و اینو با صبر و تحملت باید نشون بدی
به هیچ عنوان بی تابی نکن
بدون توی این دنیا هیچکسی شما رو به اندازهء پدرومادرتون دوسنداره وکسی بیشتر از اونا نسبت به شما نگران نیست

ولی پدرو مادرا بخاطر علاقه ایکه نسبت به فرزندشون دارن نمیتونن اونو توی تصمیمات مهم زندگی به حال خودش رها کنن خصوصا" اینکه شما تک فرزند هستی

مطمئن باش اگه با مسائل زندگی معقول و منطقی برخورد کنی بمرور زمان اونا هم بهت اعتماد میکنن .
باهاشون مهربون باش احترامشونو حفظ کن و اگه میخوای بیشتر بهت اعتماد کنن مشکلات زندگیتو باهاشون درمیون بذار

دوستی با اونا میتونه در جلب اعتماد اونا کمک بزرگی بهت بکنه

موفق باشی
 وب سایت   پست الکترونیک

چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوشنبه 20 اردیبهشت 1389                   مژگان


دختری هستم 17 ساله . مدتی با یک پسر دوست بودم حالا نمیخوام ادامه بدم اما منو تهدید کرده اگه ادامه ندم میاد جلوی خونه آبرومو میبره .................................حالا چکار کنم؟...............


سه شنبه 18خرداد 1389                     نگار


........... یه روز که با هم بیرون بودیم با دوستش تماس گرفت و کلید خونهء دوستشو گرفت نمیدونم چرا باهاش رفتم اما هفتهء بعد که نمیخواستم باهاش برم توی خونه تهدید کرد فیلم هفتهء قبل منو میفرسته برای بابام  ( گر یه ) ......................... من باید چکار کنم ....................


یکشنبه 6 تیر 1389                           شادی


...............بهم گفت حالا که دوشنبه باهام نیومدی برای انجام ..........  باید فردا بیای یک میلیون تومنم با خودت بیاری منو مامانم از دیروز کارمون شده گر یه تو رو خدا به دادمون برسین  ........ با آبروی مادر و پدرم چکار کنم ؟ ............. ( گر یه ) ................. ( گر یه ) ............... ( گر یه ) ..........


پنجشنبه  17 تیر 1389                        سمانه



..............بخاطر عکسی که ازم داشت مجبورم کرد با گوشی موبایل یه کلیپ ........ از خودم بگیرمو براش ایمیل کنم  اما دوباره تهدیدم کرد تا اینکه دوباره مجبور شدم همون کارو تکرار کنم  من فقط باید خودمو بکشم راهی دیگه ای برام نمونده ................. بیچاره مامانم که فکر میکنه من فقط یه مزاحم دارم نمیدونه .............



شنبه 2 مرداد 1389                          آزاده



................. یه بار اشتباه کردم وقتی شارژ گوشیم تموم شد با گوشی مامانم بهش اس ام اس دادم حالا اون تهدید میکنه اگه نرم باهاش ..... انجام بدم  به مامانم همه چی رو میگه دیروز به گوشی مامانم زنگ زد ولی حرف نزد فقط میخواست تهدید کنه..............   من یه بار اشتباه کردم حماقت کردم  دیگه نمیخوام تکرار بشه ........... کمکم کنین ............

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

با سلام

موارد بالا تنها گوشهء ناچیزی از مراجعات وبلاگ و یا تماس دختر خانمهای جوونی هست که یه روزی تحت شرایط عاطفی خاصی مرتکب اشتباهاتی شدن و حالا که بخودشون اومدن و میخوان دیگه اشتباهشونو تکرار نکنن با چنین تهدیداتی روبرو میشن .

چه بسا بعضی از این افراد بلحاظ ترس از به مخاطره افتادن آبروی خودشون و خونوادشون نتونن دامنشونو از این آلودگی پاک کنن و با تن دادن به خواسته های نا مشروع افراد فرصت طلب بیشتر و بیشتر در این گردابیکه گرفتارش شدن فرو برن .

متاسفانه از اونجایی که عمدتا" دختر خانمهای موضوع بحث ما در سنین پایین هستن و آگاهیهای لازم رو ندارن خیلی زود تهدیدها رو باور میکنن و چه بسا تسلیم میشن

اما لازم میدونم جهت اطلاع مخاطبین محترم عرض کنم که تمام مراجعه کنند گان بعد از دریافت راه کارهای متناسب با شرایطشون و مقاومت در برابر تهدید کنندگان پس از مدتی اومدن و ضمن تشکر  گفتن که دیگه تهدید نمیشن و مشکلشون برطرف شده .

انتشار تصاویر خصوصی افراد خصوصا" تصاویری که بنوعی از خلوت دیگران تهیه شده  جرم هست و طی سال گذشته قانون تشدید مجازات اینگونه مجرمین به تصویب مجلس هم رسید که نهایتا" برای مرتکبین این عمل زشت و غیر انسانی مجازات اعدام هم در نظر گرفته شده و این خود مانع عملی شدن تهدید اینگونه افراد هست .

اما براستی با وجود اینهمه حوادث عبرت آموز  چرا باز هم باید شاهد تکرار چنین اشتباهاتی از طرف برخی دختران جامعه باشیم ؟

چه عواملی سبب جسور شدن افراد متخلف و رو آوردن اونا به تهدید دختران میشه ؟

ضمن تقدیر از شما خوانندگان محترم  بعنوان مدیر( وبلاگ هم اندیشی مشکلات جوانان)  تقاضا دارم نظرات و توصیه های خودتونو در بخش نظرات این مطلب بنویسین تا این هم اندیشی بصورت مجموعه ای با ارزش در معرض دید و مطالعهء مراجعین این وبلاگ که عموما" جوونا هستن قرار بگیره .

                                                         با تشکر ( مدیر وبلاگ )






 

 


 

کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را

 

کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را...

 

 

...یا صاحب الزمان  انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد




 

روزگاری بود میوه اش فتنه ، خوراکش مردار ، زندگی اش آلوده ،

 سایه های ترس شانه های بردگان را می لرزاند .

 تازیانه ستم ، عاطفه را از چهره ها می سترد . تاریکی ، در اعماق تن

انسان زوزه می کشید و دخترکان بی گناه ، در خاک سرد

 زنده به گور می شدند . و در این

هنگام بود که محمد (ص) بر چکاد کوه نور ایستاد و زمین در

 زیر پاهای او استوار گردید .

                                   بعثت رسول اکرم مبارک باد

 

موفقیت

**موفقیت مال ماست**

 

درزندگی مواقعی هست که احساس میکنیم درکارهامون به بن بست رسیدیم.

 هیچ امیدی نداریم. تلاشهامون اصلا" نتیجه نمیده و

 دست از تلاش کردن برای هدفمون بر میداریم . اما بعد با کمال

تعجب میبینیم خیلی از کسانیکه از ما خیلی ضعیفتر بودند موفق شدن و

  ما دست از کار کردن کشیدیم بدون اینکه در تاریکی نا امیدی

 بتونیم ببینیم که در یک قدمی موفقیت هستیم .

همینطور مواقعی هست که ممکنه احساس کنیم به صفر رسیدیم

 و زندگی برامون تموم شده ! ! و

البته این فقط یه احساس کاذبه چون ما یه پروژه رو ساختیم

و فقط یه آجرش کمه  اما انقدر به

جای خالی اون آجر زل می زنیم که دیگه اطرافش رو نمی بینیم و

 فکر می کنیم که همه چیز فرو

ریخته. چه بسیار پروژه های زندگی که به خاطر نبودن یه آجر

 بطور کلی کنار گذاشته شدن .

مطمئنا" هیچکس در دنیا نیست که در تموم جنبه های زندگیش به صفر

 رسیده باشه  اگه درست نگاه کنه !  شب رو با تب و کابوس

 میگذرونیم اما صبح بیدار میشیم از خونه بیرون میریم و

ادامه میدیم ...

 

اونوقته که میبینیم دستهای خدا زودتر از دستهای ما بکار

افتاده و گره های کارمون یکی پس

از دیگری باز میشن و موفقیت مال ماست که نا امید نشدیم و

.

.

.

.

 (( البته هنوز هم زندگی ادامه داره ...))

 

مبینین ؟ واقعا" نا امیدی ابزار شیطونه . 

یه خواهش !!...

به گذشتت نگاه کن !!

تا بحال چند بار توی این موقعیتها قرار گرفتی ؟

چند بار در یه قدمی موفقیت  عقب کشیدی و شکست رو پذیرفتی ؟

چند بار درست زمانیکه فکر کردی بازنده ای باز هم تلاش کردی و

 درست دقیقهء نود برنده شدی ؟

این اتفاقها چه درسی بهت میدن ؟

اگه توی سختیها مقاومت نمی کردی چی می شد ؟

واگه در نا امیدیها دست از تلاش بر نمیداشتی الان کجا بودی؟

 

**** بسیاری از شکستهای زندگی نصیب کسانی میشن که

 

متوجه نشدن چقدر به موفقیت نزدیک بودن 

 

هنگامیکه دست از کار کشیدن  ****

 

                                                                              موفق باشین  ( مدیر وبلاگ )

 

با سلام

خانم محترمی با نام مستعار (ترس) و آدرس ایمیل (dotti..... @yahoo.com)

مشکلشونو مطرح کردن و تقاضا داشتن پاسخشون براشون ایمیل بشه

 

خدمت ایشون عرض میکنم پاسخ شما در دو مرحله براتون ایمیل شد

 چنانچه بهتون نرسیده میتونین با شماره های زیر بصورت

پیام کوتاه در میون بذارین          

  با تشکر (مدیر وبلاگ)

 

09125734628

 

09193754628



جوابیه

با سلام خدمت دوستان و همراهان همیشگی

 

همینجا از شما عز یزانیکه  توهین به این وبلاگ - مطالب درج شده

 در اون و توهین به من بعنوان مدیر این وبلاگ رو اهانت 

 به خودتون و اعتقاداتتون  دونستین و با جر یحه دار شدن احساسات

 پاکتون نسبت به این عمل وقیح و حقیرانهء اون فرد

 موضعگیری کرده و پاسخهای منطقی خودتونو بصورت کامنت و

یا پیام کوتاه ارسال کردین سپاس و قدردانی خودم رو ابراز و برای

 همتون از درگاه خداوند بزرگ آرزوی سلامتی و  موفقیت میکنم .  


                                      با تشکر  ( امیر حسین شعاعی مدیر وبلاگ)

پاسخ به سئوال خانم نگار ...

خانم نگار ...    با سلام


من با نظر شما موافقم . این یه حس زود گذره که بعد از مدتی شما رو هم به سرنوشت دختر عمه تون دچار میکنه پس بهتره تا هنوز فرصت هست و تجربهء ارتباط قبلیتون تکرار نشده ازش فاصله بگیرین و بیش از این خودتونو نزد پدر و مادرتون بی اعتبار نکنین .

                              موفق باشین  ( مدیر وبلاگ)

پاسخ به یک سئوال

پنجشنبه 20 خرداد1389 ساعت:  18:27 توسط:wh
سلام من همیشه میام وبلاگتون و مطالبتونو می خونم و یکی از موضوعاتی که زیاد می خوندمش در رابطه با خود ارضایی بود.من دچار خود ارضایی هستم البته قبلا شدیدتر بود اما از وقتی که اومدم وبلاگتون کمتر شده خیلی سعی کردم این عمل اشتباه رو ترک کنم اما نمی تونم.حالا مشکلم اینه که قراره ازدواج کنم اما می ترسم با این مساله خود ارضاییم مشکلی تو زندگیم بوجود بیاد و اینکه نتونم این کار رو کنار بذارم لطفا کمکم کنید.اگه از همین الان بخوام این گناه رو ترکش کنم باز هم عوارض خود ارضایی تو زندگیم تاثیر می ذاره؟
 وب سایت   پست الکترونیک


سلام

با توکل بر خدا از همین الان تصمیم به ترک این عمل مضر و ناپسند بگیرین و با دقت به توصیه هایی که توی مطلب خودارضایی آوردم عمل کنین  خواهید دید که پس از مدتی برای همیشه این عمل رو ترک میکنین مشروط بر اینکه در کنار تصمیم و اراده  در عمل به اون توصیه ها استمرار رو رعایت کنین .

با ترک این کار و گذشت زمان عوارض اون هم برطرف میشه و شما آماده ازدواج وشروع زندگی مشترک خواهید بود . 

براتون آرزوی خوشبختی و موفقیت میکنم                           (مدیر وبلاگ) 

روز مادر گرامی باد

 

 

به یاد می آورم لحظه های فراز را که :

صدای او اعتبارم می بخشید

و لحظه های نشیب را که اعتمادم.

به یاد می آورم افرای افراشته ای را ، به یاد می آورم مادرم را . . .

.

چند توصیه جهت پیشگیری از ابتلا و یا درمان خودارضایی

پس از آشنایی با مضرات عمل خودارضایی چند توصیهء ساده  و موثر جهت

استفادهء دوستان ارائه میکنم بامید آنکه ابتدا با توکل بر خدا

 وسپس بکار بستن این موارد ازابتلا به این عمل ناپسند دوری نمایید.

 

1-  سعی کنید مدت طولانی را در تنهایی نگذرانید چرا که انجام

 این عمل فقط در خلوت و تنهایی میسر است . در تنهایی ست که

 فکرهای ناجور و خیالات سکسی به سراغتان می آید . می توانید

از یک دوست خوب و قابل اعتماد بخواهید تنهاییتان را بر هم بزند.

2-خودداری از هر آنچه که برایتان محرک است مثل دیدن تصاویر و

خواندن داستانها و بازدید از سایتهای محرک جنسی.

3- شناختن عوامل دیگری که باعث تحریک جنسی شماست نوشتن آنها روی کاغذ

 و دوری جستن از آنها.

4- جایگزین کردن چیزهای خوب بجای آنچه که شما را تحریک می کند .

 مثلا" سایتهای علمی مفید بجای سایتهای محرک . دیدن فیلمهای

خوب بجای تصاویر محرک . خواندن کتابهای مفید بجای داستانهای محرک.

 

5- انرژی بدن باید تخلیه شود . با ورزش و تحرک بیشتر انرژی جسمی

خود را تخلیه نمایید ( البته ورزشهایی مثل شنا توصیه نمی شود).

 

6- از استحمام طولانی و ماندن در حمام خودداری کنید . مختصر و مفیددوش بگیرید.

 

7-تا موقعیکه کاملا" خسته نشدید به رختخواب نروید . خود را

عادت دهید تا دستهایتان از پتو بیرون بوده و یا بالای سرتان حلقه نمایید.

 

8- نگذارید موهای زائد اندام جنسیتان بیش از حد بلند شود و

 چرا که بلندی موهای زائد باعث خارش شده و بی اختیار دستتان به آن سمت می رود.

 

9-از پوشیدن شورت و سایر لباسهای زیر که تنگ بوده و از مواد پلاستیکی

 تهیه می شوند خودداری کنید.

10- با توجه به کم بودن تحرک جسمی غذا و خوراکیهای محرک کمتر بخورید

(فلفل - پیاز ......)

 

در پایان لازم میدانم متذکر شوم که عوامل محرک جنسی دیگری نیز

 وجود دارد که عمومیت نداشته و هر کسی باید بکوشد این

عوامل مختص به خود را کشف نموده و خود را از این عوامل محرک دور نگه دارد .

 

                      با آرزوی موفقعیت شما (مدیر وبلاگ)

 

با سلام .    خانم ... در بارهء عمل خودارضایی پرسیدن  با اینکه در

اسفندماه 1388 به بررسی این موضوع و پیامدهای منفی آن پرداختم و

 سپس توصیه هایی را جهت پیشگیری و درمان این کار خدمت مراجعین

محترم ارائه نمودم ولی به لحاظ اهمیت بحث و ابتلاء تعدادی از دختران و

پسران به این عمل آنهم از روی ناآگاهی بر آن شدم  جهت استفادهء دوستان

 مراجعه کننده این بحث را مجددا" تقدیم نمایم . امیدوارم مفید واقع شود .

 

 خودارضایی عبارتست از:( تحریک آلت جنسی یمنظورخودارضایی تا رسیدن

 به ارگاسم یا ارضاء)از نظر شرعی این عمل گناه و حرام است.

پیامبراکرم(ص)میفرماید((ناکح الکف ملعون))

یعنی ملعون است کسیکه خودارضایی کند. (میزان الحکمه-جلد12-صفحه5657)

افرادیکه به این عمل مبادرت می ورزند در آینده دچار ناسازگاری

خانوادگی-بی میل شدن به ازدواج-ناتوانی در ارتباط با جنس مخالف و همسر

-احساس طرد شدن- از بین رفتن عزت پاکی شرافت و جایگاه

اجتماعی-دیر ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگی

مشترک میشوند.(خانواده و مسائل جنسی-علی قائمی- انتشارات انجمن

اولیائ و مربیان- چاپ دهم – 1376)

 

علاوه بر آنچه گفته شد این عمل مضرات بسیار دیگری هم دارد که به آن اشاره میکنم.

1-از بین رفتن و یا آسیب دیدن پردهء بکارت . زیرااین پرده در ورودی دهانهء

 واژن واقع شده است.

2-فردی که به خود ارضایی مبتلاست پس از ازدواج بطور مکرر به

همسرش نیاز پیدا می کند زیرا در تمام موارد نیاز جنسی اش به نحو

 مناسب بر آورده نمی شود و متعاقب آن طرد شدن از ناحیهء همسر.

3-بهم ریختن فرم ظاهری بدن مانند سیاه شدن وکبودی اطراف چشم –

بزرگ شدن شکم-تغییر حالت ستون فقرات-برآمدگی گونه ها –

بزرگ شدن کلیتوریس بخاطر تجمع خون در این ناحیه بدلیل تکرار این

 عمل که خود باعث ایجاد شک و بدبینی توسط همسر بعد از ازدواج خواهد شد.

4-ابتلا به بیماریهای مقاربتی به دلیل آلوده بودن دست و سایر اشیائی

که با آنها این عمل را انجام می دهد.

5-خستگی زودرس –ضعف عمومی بدن و کوفتگی  (فیزیولوژی گایتون

 ترجمهء دکتر فرخ شادان)

6-عدم تمرکز حافظه-ضعف حافظه-

MEN.ORG

7-استرس و اظطراب


www.anael.org

8-نوسان خلق یا تغییرات سریع خلقی

9-حساسیت بیش از حد و زودرنجی

10-نازک شدن موها

HERBALLOVE.COM

11-بیخوابی یا بد خوابی و مشکلات مشابه

12-تار شدن دید چشم

4 –MEN.ORG

13-وزوز گوش

14-انزال زودرس

15-درد کشالهء ران و ناحیهء تناسلی و کمردرد

آنچه گفته شد تنها بخشی از پیامدهای منفی خود ارضایی ست که در منابع

مذکور آمده و بدون شک این عمل آثار زیانبار بیشتری در بر دارد .

با توجه به موارد بالا به دوستانتان توصیه کنید

هرگز خود را به این کار ناپسند آلوده نسازند .              

                                                  موفق باشید(مدیر وبلاگ)

 

خانم نوشین ...   سلام

شما آدرس وب سایت و یا پست الکترونیک نذاشتین و من نمیدونم چطوری میخواین خصوصی صحبت کنین . به هر شکلی که براتون امکان داره در خدمتم .        

                                                                                                    (مدیر وبلاگ)

پاسخ سئوال خانم رها.... 18 ساله از مشهد

با سلام به شما

شرایط شما بسیار خوب و ایده آل هست ای کاش این شرایط برای همهء دختر خانمها فراهم بشه تا بتونن مثل شما توی این سن ازدواج کنن و در حالی به ادامهء تحصیل بپردازن که توی خونهء خودشون و در کنار همسرشون باشن منم به نوبهء خودم براتون آرزوی موفقیت میکنم

اما مواردی که بهش اشاره کردین ریشه در آموزه های پیش از ازدواج داره و توی خونواده های اصیل که حیا و نجابت و ایمان رو سرلوحهء اعمالشون قرار میدن معمولا" بعد از ازدواج به همون شکلی که شما بهش اشاره کردین بروز میکنه رفتار همسرتون در حضور دیگران بخاطر عشق و محبت سرشار یه که توی عمق وجودش صمیمانه نسبت به شما داره بگونه ایکه حتی در جمع هم نمیتونه خودشو نگه داره و به اون صورت ابراز میکنه پس ازش دلگیر نشین و موقعیکه شما هم دارین محبتتونو بهش ابراز میکنین با ملایمت بهش بگین که دوست ندارین این کارو در جمع انجام بده ایشونم حتما" به خواست شما احترام میذاره . در خصوص عدم هماهنگی در اعمال زناشویی هم میتونین با تهیهء کتابهایی که به منظور آموزش اعمال جنسی و روابط زناشویی تالیف شده و مطالعهء این کتابها اطلاعاتتونو افزایش بدین و در مرحلهء بعد با بکارگیری این اطلاعات لحظات شیرین و آرامش بخشی رو برای خودتون و همسرتون فراهم کنین ناگفته نماند که این عدم هماهنگی در درازمدت میتونه سبب سردی روابط بین شما و همسرتون بشه پس نسبت به رفع اون اقدام کنین.

   با آرزوی موفقیت     ( مدیر وبلاگ)


جواب فاطمه خانم به شما دوستان عزیز


 

سلام خدمت دوستان عزیز که اینقدر نسبت به من لطف دارن

بهتون حق میدم که بد فکر کنین و قضاوتهای بدی راجع به من بکنین.

ولی همونطور که توی نظرات گفتم

اگه میدونستین قبل و بعدش چه فیلمایی در اورد اینجوری نمیگفتین

من اصلا واسه غزیزه ی جنسی نرفته بودم. واسه استرس و

اضطرابی که داشتم رفتم. و اون دکتر بخاطر اینکه میزان اضطراب

 منو بسنجه دستمو گرفت گفت چه حسی داری.بعدش گفت یه تستی هست که ما

روی همه انجامش میدیم توی دانشگاه هم انجام دادیم.......

روی چند نفر دیگه هم انجام دادم ولی اونا فکر کردن من دارم سو

 استفاده میکنم و بعد از جلسه دوم نیومدن.و خیلی چیزای دیگه.

 با این حرفاش خرم کرد و من اجازه دادم

 تا تستو انجام بده و اون هم طوری عمل میکرد که انگار واقعا داره

ازم تست میگیره مثلا همش سوال میکرد چه حسی داری یا اینجوری

نشدی.........

من اخر کار با نفس زدنش فهمیدم که تست نیست و داره سو استفاده میکنه.

وقتی فهمیدم سریع گفتم دیگه بسه.

بعدش اقدامات لازم رو واسه اینکه مطبشو ببندن انجام دادم

میدونم اینا واسه شما مهم نیست و هیچ ربطی هم به شما نداره.

فقط گفتم تا درموردم قضاوتهای بدی نکنین و نگین خودش دوس داشته

 

                                                           با تشکر از همگی

هشدار به دختر خانمهای جوان

با سلام خدمت دوستان و همراهان همیشگی


توی هفته ای که گذشت بین مراجعینم یه دختر خانم 16 ساله اومده بود مشکلاتشو

بصورت خصوصی گذاشته بود طبق معمول اونا رو به دقت چندین بار خوندم و

متناسب با مواردی که مطرح کرده بود راهنمایی های لازمو بهش دادم اما یه مورد

 خاصی توی حرفاش بود که باعث شد شماره هامو بهش دادمو ازش خواستم باهام تماس بگیره

تا بیشتر و دقیقتر اون موردو برام توضیح بده اونم این کارو کرد .

 اگه بخاطر رعایت اصل امانتداری نبود اون بخش از مکالمه شو براتون میذاشتم تا

 روش کلیک کنینو و خودتون با صدای خودش اونو بشنوین  اما..........

این دختر خانم

در پایان صحبتهاش گفت که توی شهر محل سکونتش به یه مرکز مشاوره

مراجعه کرده و کارهایی روش انجام شده . پرسیدم چه کارایی ؟؟؟؟

گفت تست ارزیابی غریزهء جنسی . بهش گفتم مگه مشکل تو به غریزهء جنسی

 مربوط بوده گفت نه ولی اون آقای مشاور بهم گفت که ما ابتدا این تست رو از همهء دختر خانما

به عمل میاریم بهش گفتم چه تستی؟؟؟ گفت آقای مشاور ازم خواست که هر کار

 میکنه بگم ترسیدم یا هیچ حسی ندارم یا اینکه لذت میبرم . بعد اول دستمو گرفت .

 بعد گردنمو لمس کرد و بعد یکی یکی اندامهای دخترانمو با بردن دستش زیر لباسام لمس کرد

و این کارها رو از صورتم شروع کردو به پاهام ختم کرد من ضمن اینکه به این

خانم گوشزد کردم چنین تستی اساسا" وجود خارجی نداره و این فرد ناباب صرفا" به

قصد لذت جویی دست به چنین اعمال زشتی زده ازش خواستم مورد رو به مراجع ذیصلاح

گزارش کنه تا جلوی کار این فرد گرفته بشه ولی این خانم به عنوان آخرین

 درخواست ازم خواست تا پیگیری این کارو خودم بعهده بگیرم که منم پذیرفتم .

 با توجه به اینکه مراکز مشاوره مجوز خودشونو قبلا" از بهزیستی و بعد برای

مدتی از سازمان ملی جوانان و در حال حاضر از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره

 دریافت میکنن با گزارش موضوع به سازمان مربوطه به سهولت اینگونه تخلفات قابل پیگیری هست .

افرادی متخلفی از این دست با چنین اعمال بیشرمانه ای باعث بد نامی افراد دلسوز و زحمت کشی میشن

که وجود خودشونو وقف رسیدگی به مشکلات خانواده ها علی الخصوص جوونا کردن .

 

 

میخوام به همهء دوستانم خصوصا" دختر خانمهای نوجوان که این مطلبو میخونن بگم

 درسته که شما به یه مرکز معتبر مراجعه میکنین و فرد مقابلتون یه مشاور تحصیلکرده

 هست ولی مراقب اینگونه رفتارهای خلاف ضوابط برخی افراد انگشت شمار نظیر آنچه

من در این مطلب به ذکر اون پرداختم باشین و اجازهء چنین سوء استفاده هایی

 رو به این افراد ندین و چنانچه با مواردی از این دست روبرو شدین

 حتما" مورد رو به مسئولین صلاحیتدار اطلاع بدین تا در اسرع وقت جلوی

اعمال وقیهانهء اونا گرفته بشه .

                                               با تشکر       ( مدیر وبلاگ )



 

 

 

شهادت حضرت فاطمه (س) رو به همه ی دوستای گلم تسلیت میگم 

                                                                     

                                                                    (التماس دعا)

خانم الهام ...

با سلام     لطفا" داستان زندگیتونو بصورت نظر خصوصی  توی بخش نظرات قرار بدین تا بعد از بررسی در معرض دید واستفادهء خوانندگان این وبلاگ قرار بگیره چنانچه در یک مرحله همهء داستان رو نتونستین جا بدین  میتونین در حد دو یا سه نظر برای ما   بنویسین .     متشکرم       (مدیر وبلاگ)

باران

(( سلام به همه اونایی که نسبت به من لطف و محبت نشون دادن))

می خوام بهتون بگم گذشته دیگه برام گذشته... من توی اون گذشته تلخ؛ روزای

 شادی رو هم تجربه کردم.... که الان به یاد اون روزا

 به آینده ام امیدوارم... چیزی که من رو به خودش معتقد کرده؛ شیر پاک و

لقمه حلالی بود که مادر به ما داد که راه هر خطایی رو بر ما بست و

 شکر نعمتی بود که یاد گرفتیم و عشقی بود که از محبتهای

 خدا توی دلمون ریشه دار شد و ما رو همیشه امیدوار به فردا کرد.... و امروز

شاید در همون فردا؛ هنوزم به فرداهای روشن تر امیدوار و خوشحالیم.

                                  

                                     ((ناب ناب باشید همچون باران رحمت خدا))

                                                                                                                                  باررررران                                                                        

داستان زندگی باران

 

نگذاریم تقویم ها و ساعت ها این حقیقت را از یادمان ببرند که لحظه لحظه ی

 زندگی یک معجزه  است و در پس آن حقیقتی...

 

توی یک خونواده هشت نفره متولد شدم. فرزند چهارم خونواده و دومین دختر.توی

یکی از روستاهای شهرستان کاشمر زندگی می کردیم. تمام خاطرات خونه قدیمی

و دعواهای بابا؛ شبایی که سفره نقش دیوار بود و همسایه ها توی خونه مون جمع بودن.

 بچه که بودم عاشق بابا بودم. مامان بزرگ که ساکن کاشمر شد؛

مامان حالا برای قهر می رفت اونجا. من می یومدم به بابا سر می زدم و اون همیشه وعده

های دروغ می داد. تمام مهربونیش رو خرج انواع حیوانات می کرد؛....

ادامه نوشته

سلام 

سجده گاه روح دریچه ای برای طبیعت بکر توست ...

آنچه داری بازگو ...

احساس تورا در آغوش ذهنمان باور میکنیم ...

شکوه سرشت پاکت گلباران ...

httP://sejdegaheroh.blogfa.com

خانم سمانه ...    سلام

بهترین راه حل برای شما اینه که صادقانه مشکلتونو با مادر محترمتون درمیون بذارین و بهشون بگین که بخاطر نگرانی از مزاحمتهای اون آقا نتونستین تا حالا باهاش تموم کنین . ادامهء این روال اصلا" به نفعتون نیست و روزبروز مشکلتونو پیچیده تر میکنه .

مطمئن باشین که مادر شما حتما" درکتون میکنه و بهترین کمکو نسبت به سایر اطرافیان میتونه بهتون بکنه اگه بازم موردی هست که فکر میکنین لازمه من در جر یان باشم بگین من در خدمتم

                                                 با تشکر    ( مدیر وبلاگ )

سلام آقای شعاعی
(لطفا این حرفامو تو وبلاگتون بذارید و در پایین جواب سوالمو بدید. ممنون)
میخواستم از شما و از دوستان عزیز به خاطر مشکلی که دارم کمک بگیرم
من با یه پسری چند سال پیش آشنا شدم که میدونم به خاطر سست ایمانیم بود ولی نمیدونم چی شد منی که اصلا به یه پسر نگاه هم نمیکردم عاشق شدم نمیدونم تقدیرم این بوده یا نه. اینو هم بگم که رابطمون خیلی محدوده فقط در حد پیامک. البته از انتخابم پشیمون نیستم چون واقعا پسر خوب و فهمیده و با خدائیه الان که لطف خدا شامل حالم شده و عشق خدا بیشتر تو قلبم وارد میشه از این کارم احساس گناه میکنم، از اینکه با پسری در ارتباط هستم. از خدا میترسم، میترسم تو اون دنیا به خاطر این گناهم عذاب شدیدی داشته باشم کارم همش شده گریه و التماس به خدا که خودش کمکم کنه. ما با هم اگه خدا بخواد قصد ازدواج داریم ولی به خاطر یه سری شرایطی که داریم امکان ازدواجمون فعلا نیست. من همیشه سعی کردم تو حرفام چیزی نگم که باعث تحریک بشه و چند دفعه هم خواستم که رابطمو محدود کنم تا موقع ازدواجمون برسه ولی باور کنید نمیتونیم. مادرم از رابطه و حتی حرفامون هم خبر داره و همش بهم میگه داری گناه میکنی و این حرفا باعث میشه تا بیشتر عذاب بکشم و پدر هم میدونه که دوسش دارم ولی از رابطه پیامکیمون خبر نداره. حالا میخواستم از شما و دوستانی که حرفای منو میخونن بپرسم که رابطم اشکال داره؟ تو رو خدا سرزنش یا شماتتم نکنید خودم به اندازه کافی حالم گرفته هست. فقط بهم بگید که رابطمون گناهه؟؟ و اینو هم اضافه کنم که این رابطه باعث شده بیشتر به خدا نزدیک بشم چون میخوام زندگیه خدایی داشته باشم

با سلام به شما

ارتباط دختر و پسر به قصد ازدواج در محدوده ای که آموزه های دینی ما مجاز شمرده اشکالی نداره علی الخصوص که خانواده ء محترم شما از این آشنایی مطلع هستن اما باید دید مشکلات و موانع ازدواجتون چیه؟ و آیا اساسا" این امر مقدور و امکانپذیر هست یا نه ؟ اگه شرایط ازدواج ندارین ادامهء این ارتباط در طولانی مدت به صلاح شما نیست . به خواست خودتون درد دل شما رو در معرض نمایش عموم قرار دادم تا دوستان مراجعه کننده شما رو با نظرات خوبشون مورد لطف قرار بدن . موفق باشین

                                            ( مدیر وبلاگ )

  

مرسی آقای شعاعی!مرسی بچه ها!

هرچند نتیجه ی حرفا اون چیزی که من میخواستم نشد اما خوب باعث شد لااقل ذهنم متمرکزتر شه و بفهمم رابطه ای که حتی یک نفر تاییدش نمیکنه قطعا سر انجامی نداره!فراموشش نمیتونم بکنم هیچ وقت!اماسعی میکنم بهش فکر نکنم سخته ولی غیرممکن نیست!

ممنون از تایمی که در اختیار من گذاشتین![گل]


سلام نازنین خانم
خوشحالم که نظرات دوستان و همراهان همیشگیم تونست شما رو به نتیجه برسونه وقتی تعداد قابل توجهی از نظرات روی یک موضوع اتفاق نظر داره پس قابل احترامه و باید بهش اعتنا کرد . به نوبهء خودم از همهء عزیزانیکه قدم رنجه کردنو اومدن مشکل نازنین خانمو خوندن و با دلسوزی و مهربونی ز یاد به ارائهء راه حل پرداختن تشکر و قدردانی میکنم و از درگاه خداوند بزرگ برای همگی توفیق روزافزون مسئلت مینمایم
                                                 ممنونم         ( مدیر وبلاگ )

طرح مشکل یه دختر خانم

سلام به همراهان همیشگیم

یه دختر خوب مشکلشو مطرح کرده و از همهءشما دوستان خوبم که همیشه منو توی این موارد همراهی میکنین  خواسته که اونو راهنمایی کنین تا بتونه با کمک شما یه راه حلی پیدا کنه . این شما و اینم حرفای دل اون .   متشکرم        (مدیر وبلاگ)

سلام !یک دنیا ممنون که قبول کردین حرفامو بشنوین!

خوب نمیدونم از کجا باید شروع کنم!

بهتره اول بیوگرافیمو بگم که فک نکنین احساسم یه حس بچه گونه و گذراس!

من نازنینم(خو میدونم که میدونستین ولی بیوگرافی که بدون اسم نمیشه!)متولد 69ام!مثلا دارم واسه کنکور درس میخونم!

اونم(آقامونو میگم)متولد 66!یه پسر فوق العاده از همه لحاظ!حالا نمیدونم شاید از نظر من اینطوریه!ولی خوب همه ی اون چیزایی که من همیشه تو ذهنم از پسر مورد علاقم داشتم رو داره!البته بیشتر اخلاق و شعور و منشش!

الان تقریبا 8 ماهه که باهاش آشنا شدم!خیلی زیاد دوستش دارم باور کنین علاقم سطحی و احساسی نیست که بیشتر منطقیه!

حالا مشکل سر اینه که ایشون 6 ساله با یه خانم دیگه قرار ازدواج داره!همون اوایل آشناییمون هم به من گفت این مسئله رو! ولی من نتونستم یا بهتر بگم نخواستم بزارمش کنار!تو این مدت چند بار بهم گفت که باید فراموشش کنم که نشد یا اون برمیگشت یا من!اوایل رابطمون مثل الان گرم نبود مثبلا چن رو پشت سر هم با هم حرف میزدیم و بعد چن روز کلا از هم بی خبر میموندیم!

ولی الان نه خیلی صمیمی تر از اون موقع شده!

بعضی چیزاس که خیلی اذیتم میکنه مثلا وقتی چن روز پیش پیش نامزدش بود من مث مرغ سر کنده شده بودم وقتی برگشت و متوجه ناراحتیم شد خیلی قاطع گفت که باید حد خودم رو حفظ کنم میگفت تو باید بفهمی که دوستمی و در حد یه دوست دوستت دارم و برام عزیزی ولی حق نداری که به رابطه ی من با نامزدم حسادت کنی!!!حالا انگار دست خودمه!میگفت باید دیدت رو به این ربطه عوض کنی و بفهمی که باید منطقی باشی!

چن بار هم بهش گفتم رابطه ی تو خانمت که رسمی نیست میتونی راحت بهمش بزنی ولی میگه این کار دور از انسانیته و من نمیتونم کسی رو که 6 سالبه پام نشسته به همین راحتی ول کنم ولی هیچ وخ نگفته که به خاطر علاقه یا چیز دیگه!

ببخشید که اینقد پراکنده گویی کردم واقعا نمیدونستم ازکجا و چه جوری بگم!

حالا فعلا خولاصه گفتم تا اصل قضیه رو متوجه بشین

حالا خودتون هر سوالی دارین بپرسین!

راستی موردی هم نداره اگه خواستین مشکلم رو عمومی مطر کنین تا هر تونست یه ره حل هر چند کوچیک بهم نشون بده

پیشاپیش ممنوووووووووووووووووووووووووووووووووووووونم!

پاسخ به سئوال خانم  مهتاب ..... و ارائه راه کار برای حل مشکلات ایشان

افکار از چنان قدرتی برخوردارند که میتوانند سازنده یا ویرانگر باشند بنابر این باید به خود و فرزندانمان بیاموزیم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنیم تا در زندگی به موفقیتها و کامیابیهای بزرگی دست یابیم :

1- نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب - توانا و با ارزش بدانیم .

2- لیستی از صفات مثبت خود را تهیه کنیم و راههای تقویت آنها را بیابیم و تجربه کنیم .

3- لیستی از افکار منفی خود در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر فکر منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله کنیم .

4- سعی کنیم در گفتار و برخوردهای روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنیم مثلا" در ملاقات با دیگران به جای استفاده از عبارت ( خسته نباشید) که دارای بار منفی و القاء حس خستگی است بگوییم (خدا قوت) (شادباشید)و یا ( پر انرژی باشید) .

5-افکار خود را متوجه خوبیها و جنبه های مثبت زندگی کنیم تا به مرور مثبت نگر شویم.

6- با خوش بینی سعی کنیم دستوراتی به ذهن خود بدهیم که اندیشه های جدید مثبت شکل گیرند.

7-هر روز صبح که از خواب برمی خیزیم با نگاه کردن به منظرهء یک تابلوی نقاشی زیبا و یا اسماءالله روز خود را با نشاط و خوش بینی آغاز کنیم .

8- از افراد منفی نگر یا موقعیتهایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند و منفی می شوند دوری ویا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم .

9- به مشکلات بعنوان محکی برای ارزیابی توانایی های خود نگاه کنیم و هرگز نتیجهء بدی را پیش بینی نکنیم زیرا مشکلات فقط به اندازه ای مهم هستند که ما آنها را مهم می پنداریم.

10- به لحظات و خاطرات زیبا و دوست داشتنی گذشتهء خود فکر کرده و سعی کنیم آنها را تکرار نماییم .

11- از تردید و دو دلی دوری کرده و کارها را با جدیت دنبال کنیم.

12- به ندای منفی درونی خود و تلقین های مخرب و نگران کنندهء دیگران بی توجه باشیم و سعی کنیم عکس آنها را انجام دهیم .

13- به قدرت بیکران خداوند ایمان داشته باشیم و با خود تکرار کنیم که من لیاقت بهترینها را دارم و با لطف خدای بزرگ به آنها خواهم رسید .

14- از میان اهداف خود هدفی را انتخاب کنیم که امید بیشتری به موفقیت آن داریم و در تلاش برای تحقق آن به فکر تایید یا تکذیب دیگران نباشیم.

15- در توصیف احوال و زندگی خود از کلمات مثبت استفاده کنیم .

16- در تعریف از افراد خانواده و یا دوستان از کلمات مثبت و روحیه بخش استفاده کنیم (فلانی شخص بسیار شریف و بزرگواری است) .

17- از چشم و هم چشمی و حسادت که باعث ایجاد افکار منفی می شود دوری و سعی کنیم روش زندگی خود را خودمان انتخاب کنیم .

18- هرگز شعار (خواستن توانستن است ) را فراموش نکنیم و بدانیم که  در سایهء سعی و تلاش به آنچه می خواهیم خواهیم رسید.

19- قدر لحظات زندگی را بدانیم و از آنها به خوبی استفاده کنیم زیرا هرگز تکرار نخواهند شد.

20- برای تغییر اوضاع و شرایط نا مساعد اقدام کنیم و مطمئن باشیم که می توانیم آنها را از بین ببریم .

21- از خود انتظار بیش از حد نداشته باشیم و خود را همه فن حریف ندانیم به عبارت دیگر از کمال گرایی مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز و ناتوانی میشود خودداری کنیم.

22- خود را از قید و بندهای آزار دهنده رها ساخته و ساده زندگی کنیم تا فکر و خیال آسوده ای داشته باشیم.

23-از انزوا و گوشه گیری که باعث ایجاد افکار منفی میشود دوری کرده و اوقات خود را در جمع خانواده - فامیل و دوستان سپری کنیم.

24- هر وقت احساس کردیم که افکار منفی سراغمان آمده است وضعیت خود را تغییر دهیم و به کاری سرگرم شویم .

25- ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفی به سراغمان بیاید تا خسته نشده ایم به رختخواب نرویم .

26- هرگز به هیچ وجه خود را بدبخت - ناتوان و درمانده احساس نکنیم .

27- اعتماد به نفس خود را در هر شرایطی حفظ کنیم و هرگز به دیگران اجازه ندهیم که آنرا متزلزل کنند.

باید متوجه باشیم که اعتماد به نفس کلید خلق تفکر مثبت است.

28- خندیدن را فراموش نکنیم. خندیدن باعث می شود تا افکار ناراحت کننده و منفی جای خود را به افکار مثبت و شاد بدهند .

اجراء راه کارهای تقویت مثبت هیچ هزینه ای ندارد و به سن و سال افراد نیز مربوط نمی شود . فقط باید این شعار را فراموش نکنیم : (اگر افکارمان را کنترل کنیم زندگیمان متحول میشود )

                                          با آرزوی موفقیت روزافزون برای همهء دوستان   ( مدیر وبلاگ )

پاسخ سئوال خانم...در خصوص نحوهء برخورد والدین با سئوالات کودک

با سلام

کودکان معمولا" از سن 3 سالگی به بعد مسئلهء جنسیت خود را تشخیص می دهند و از 5 سالگی به بعد مفاهیم را درک می کنند و تا سن 11 سالگی به ثبات جنسی می رسند یعنی تا 4 سالگی کودک  اختلاف بین خود و جنس مخالف را می فهمد و حتما" پرسشهایی به ذهنش می رسد . از 4 تا 9 سالگی به نقش مادر و باردار شدن او واز 9 سالگی به بعد به وجود پدر در امر زادو ولد پی می برد .

در بعضی مواقع دیده شده که کودکی می پرسدمن از کجا آمده ام ؟ پدر و مادر به او جواب می دهند که تو را از بیمارستان خریده ایم ولی همان کودک در جایی ترجمهء سورهء نحل به گوشش میخورد آنجا که خدا میفرماید : (شما را از شکم مادر بیرون آوردیم و هیچ نمی دانستید ) براستی اگر قرآن اینقدر براحتی بیان می کند در واقع تکلیف ما را روشن می کند . امام صادق (ع) میفرماید احادیث اسلامی را به فرزند خود بیاموزید قبل از آنکه مخالفین گمراه از شما پیشی گرفته و با سخنان نادرست فرزندتان را محرف نمایند.

وقتی کودک از درست شدن خود ش سئوال می کند نباید فکر کنید که این به سبب بیداری حس جنسی اش است ممکن است سئوالات او بدنبال مشاهدهء رفتار خاصی از پدر و مادر در ذهنش مطرح شده باشد مثلا" چرا در اتاق جداگانه خوابیده اند و در را قفل کرده اند . مخصوصا" کودکانی که پدر و مادرشان در شرایط عادی به آنها توجه ندارند .

ممکن است سئوالات در ذهن او مطرح شده باشد و حتی از شما نپرسد بهتر است در فرصتهای مناسب در خصوص آفرینش خود - تفاوت بین زن و مرد و دربارهء اعضاء بدن با او به بحث و گفتگوی کودکانه بپردازید و هیچ وقت اجازه ندهید چهرهء پاک و معصوم فرزندان با راهنمایی انحرافی دیگران سیاه و تیره گردد زیرا هیچ کسی دلسوزتر و صادقتر از شما نیست .پس در جواب سئوالات صادق باشید و ساده و آرام با منطقی همگام با سن کودک باو جواب دهید پاسخها را با مثالهای بیخودی منحرف نسازید . پاسخها جنبه های ایجاد حساسیت و انحراف نداشته باشد چرا که اگر قانع نشود از دیگران می پرسد . مبادا سئوال را با مسخره کردن پاسخ دهید و بیش از اندازه هم پاسخها را باز نکنید و با ابهام و دوپهلو جواب دادن باعث بروز سئوال جدید در ذهن او نشوید . سئوال وی را در مقابل دیگران بازگو نکنید و به او نخندید . از سئوالات او ناراحت نشوید و بدانید هرگونه سئوالی که کودک مطرح می کند حتما" اقتضاء سنش است که چنین سئوالی را بپرسد با مهربانی و صبر و حوصله و منطقی پاسخ دهید .

توجه داشته باشید اگر به سئوال کودک پاسخ ندهید او هرگز فراموش نکرده و در اولین فرصت در جای دیگر بدنبال پاسخ آن خواهد بود و همواره نسبت به سئوالات بدون پاسخش حساسیت نشان می دهد .

                با آرزوی موفقیت برای والدین محترم                                (مدیر وبلاگ )

پاسخ به سئوال خانم ... در خصوص ازدواج با پسری از اهل سنت

با سلام

توضیحات شما  در رابطه با خصوصیات آقای طرف مقابلتونو کاملا" می پذیرم . من سالها با برادران اهل سنت حتی توی همون شهر سنندج که آقا اهل اونجا هستن زندگی کردم در یک صف نماز خوندیم سر یک سفره غذا خوردیم در یک سنگر از جان و مال و ناموسشون حراست کردیم در یک تیم فوتبال بازی کردیم سر یک کلاس درس خوندیم و در پارک کنار صدا و سیما بازی کردیم چون یک خدا رو می پرستیم یک قرآن رو تلاوت می کنیم و رو به یک قبله نماز می گزاریم . من برادران اهل سنتم رو صمیمانه دوست دارم اما همانطور که اونا به دستورات مذهبشون پایبند هستند شما هم به عنوان یک خانم شیعه باید به دستورات مذهبتون که توسط مراجع بزرگوارمون تبیین شده پایبند باشین . من نظرات چند تن از مراجع تقلید  در خصوص ازدواج دختر شیعه با پسر سنی مذهب رو در ذیل براتون می نویسم .

حضرات آیات عظام گلپایگانی: چون مشهور علماء(رضوان الله علیهم)فتوای به عدم جواز داده اند ترک احتیاط سزاوار نیست .
بهجت:ازدواج مرد سنی با زن شیعه اشکال دارد بلکه تکلیفا" جایز نیست .
خوئی - تبریزی - وحید : زن شیعه مکروه است با مرد سنی ازدواج کند بلکه احتیاط در ترک آن است مگر آنکه زن بترسد گمراه شود که در اینصورت حرام است .
سیستانی : ازدواج زن شیعه با مرد سنی غیر ناصبی مکروه است مگر آنکه زن شیعه از گمراهی بترسد که در آنصورت حرام است .
(نقل از  صراط النجاه - استفتاءات جدید - مجمع المسائل -منهاج الصالحین )
امیدوارم با توجه به احکام بالا بتونین تصمیم درست رو اتخاذ کنین .

با آرزوی خوشبختی برای شما و همهء جوانان میهن عزیزمون           ( مدیر وبلاگ )

پاسخ من به (یه سئوال از همه)

با سلام

ابتدا لازم میدونم مراتب سپاس و قدردانی خودمو خدمت همهء دوستانم که

قبول زحمت کردین و اومدین نظرات خوبتونو نوشتین اعلام  و برای همه تون

آرزوی موفقیت روزافزون کنم.

آنچه از آموزه های دینی و سیرهء عملی پیامبر اکرم(ص) بهمون رسیده حاکی از اینه

که هیچ قیدی در خصوص اینکه دختر نباید پسری رو بعنوان همسر انتخاب بکنه ندار

یم . نمونهء ز یبایی که فورا" به ذهنمون می رسه اقدام حضرت خدیجه(س) هست که

فردی رو روانهء خانهء ابوطالب عموی محمد (ص) کرد و بهش سپرد که بره و به محمد

(ص) بگه خدیجه آمادگی داره باهات ازدواج کنه اگه مایلی بیا خواستگاریش.

 

اما عرف مرسوم جامعهء ما و بسیاری از جوامع دیگه بر این قرار گرفته که بطور معمول

این ابراز تمایل از طرف جنس مذکر صورت بگیره و دختر در صورت موافقت بله رو بگه .

این رو یه با فطرت و احساسات دختر همخوانی بیشتری داره چرا که طبیعت دختر

نازه و پسر نیاز .

اما از اونجایی که مدل رابج زندگی دستخوش تغییراتی شده و درصد بالایی از دختران

در عرصه های مختلف اجتماعی و اقتصادی همپای مردان حضور دارن و به کار و

تحصیل مشغول هستن این مورد پیش میاد که دخترا  در مراودات کاری و یا در محل

تحصیل پسری رو از جهات مختلف می پسندن و اونو بعنوان همسر آینده توی

ذهنشون کاندید می کنن .

بی تردید آنچه توی این بحث مورد نظر هست انتخاب و علاقه ایست که با تدبیر و از

روی پختگی باشه نه علاقه های سطحی نظیر علاقهء یه دخترمدرسه ای به شاگرد

مغازهء محل و یا عشق یه دانشجوی دندانپزشکی به شیر فروش روبروی درب

دانشکده  .

در بین دوستانیکه پاسخ سئوالو دادن  58/2%  با اینکه دختر خواستهء

دلشو به پسر مورد علاقش بگه کاملا" مخالف بودن و انتخاب دختر رو محدود

به انتخاب از بین خواستگارها دونستن .  25/2% با ابراز تمایل به پسر موافق

بودن و این امر رو حق دختر می دونستن که خود این گروه هم به دو دسته

تقسیم میشن 1- اونایی که گفتن باید بریم و مستقیما" به پسر ابراز علاقه

بکنیم 2- اونایی که با ابراز تمایل مستقیم و رو در رو مخالف بوده و گفتن باید

توی این کار از یه فرد قابل اعتماد کمک بگیریم. 15/9% هم یا نظر

بخصوصی نداشتن یا یه نظری بین این دو تا داشتن.

 

اما چنانچه دختر خانمی در این شرایط قرار گرفت بعد از اینکه انتخاب خودشو محک زد

و نسبت به خردمندانه بودن اون اطمینان حاصل کرد بجاست با پیش گرفتن یه روش

صحیح و مطمئن نسبت به خواستهء خودش اقدام کنه .

 

بهترین روش اینه که در بین دوستان و آشنایان و یا فامیل فردی رو پیدا کنه که

ترجیحا" متاهل بوده و دیگه اینکه قابل اعتماد باشه یعنی به هیچ عنوان بگونه ای

رفتار نکنه که حتی بعدها خانوادهء پسر از راز دختر باخبر بشن و بفهمن که این

واسطه حامل پیام دختر بوده چرا که در صورت لو رفتن عزت نفس و غرور این دختر

خانم خدشه دار شده و شاید هم تبعات منفی اون در زندگی دختر تاثیر بذاره.

واسطهء صلاحیتدار  از طرف خودش با مراجعه به پسر مورد علاقهء دختر و یا خونوادش

اونا رو نسبت به خواستگاری از دختر ترغیب میکنه طبیعتا" پسر با تحقیق و بررسی

نظر خودشو نسبت به دختر به واسطه میگه . اگه مثبت باشه که موضوع وارد مراحل

بعدی میشه و اگه منفی باشه کمترین اثر این اقدام اینه که دختر سعی میکنه اونو

فراموش کرده و با آسودگی خیال  به خواستگارهای خودش فکر کنه. از طرف دیگه

غرور و شخصیت دختر هم به مخاطره نمی افته .

 

چه بسیار دخترانیکه با علاقهء قلبی به یک پسر علیرغم میل باطنی و از سر ناچاری

به خواستگار خود پاسخ مثبت داده و همهء عمر خود را با حسرت بدست نیاوردن اون

پسر سپری نموده اند . البته این بدین معنا نیست که اگه دختری خواستگارهای خوب

و مناسب داره به اونا فکر نکنه و خود راءسا" بدنبال یافتن پسری جهت خواستگاری از

اون بگرده توصیهء من شامل مواردی میشه که دختر خودبخود در چنین شرایطی قرار

می گیره ولی انتخاب از بین خواستگاران به مراتب با طبیعت خانمها سازگارتره .

 

در پایان ضمن آرزوی خوشبختی برای تمامی دخترخانمها بر خود فرض میدونم ضمن

سپاس مجدد از همهء عزیزانی که با نظرات خوبشون به ما در این فراخوان کمک کردن

از زحمات بیدریغ خانم مهری رجبی دانشجوی مهندسی آب دانشگاه صنعتی شاهرود

که با گذاشتن وقت زیاد منو در جمع بندی نظرات یاری کردن نهایت تشکر و قدردانی را

بنمایم .                                

                                                                       شاد و پیروز باشید

                                                ( مدیر وبلاگ )