و امروز...

امروز 25 بهمن 1395 هست. فرشته توراهیمون حالا بزرگترشده. توی هفته 34 هست. خدایا خودت کمک کن که تاآخرش به خیرباشه... آمییین...

فرشته کوچولو

سلام...

از نبودمن خیلی وقته گذشته...

اما... یه مژده دارم...مژده عزیزدلمون که توراهه... شش ماهه که سفرش روشروع کرده و بیشتر از سه ماه دیگه راه داره. قراره 9 فروردین بیادش...

خدایا مواظبش باش ودستت رو از روی شونه هام برندار...

تاحالا همه چیز خوب بوده. پسرمون اصلا مامانیشو اذیت نکرده. ایشالا تا آخرش همه چیز خوب پیش بره...

قراره اسم پسرمون امیرحسین باشه. انشاا... امام حسین همیشه پشت وپناهش باشه.

راستی بابا جونش هم از وجود نی نی خیلی خیلی خوشحاله. ایشالا سالم و به موقع به دنیا بیاد. آمییین

وامروز...

امروز شادهستیم...

شادترازکودکی که تنهاشادی خودرادر آبنبات چوبی دردستش میبیند.

شادیم چون باهم صادق هستیم. صمیمیانه به زندگی درکنارهم عشق میورزیم.

الآن در کلبه پرمهرخود هستیم. کلبه ای که مدتی انتظارش رامیکشیدیم...

خدایا شادیمان راپایدار وابدی بدار. آمین

لحظه زیبا

باز هم سلام.امروز 8 آبان 94 هست. ماه محرمه. خیلی چیزا تغییرکرده. ارشدم تمام شده.آرامش دارم. خوشحالم.کلبه ی عشقمون در حال آماده شدنه.احمدم مدام کارمیکنه. کاش زودترتمام بشه تابه آرامش برسه. الان جمعه هست. فیلم برگریزان میبینم. احمدرضاهم تو کلبه ی جدیدمونه. ایشالا شاد باشیم.

فرشته کوچولومون، منتظرباش یه کم دیگه. منتظریم بیایم تو کلبمون تا واسه بوجود اومدنت شادی کنیم.

فعلا بای

بندگی

30 روز بندگی خداگذشت.خوب گذشت اماامسال حس سالهای قبل رو نداشتم. نمیدونم چرا؟؟!!!

انگارخواب بودم... یه خواب شیرین اما پرراز.

خدایاشکرت میکنم که یک سال دیگه توفیق روزه داری دادی.

این سعادت رو نصیب کسایی که توی خواب غفلت هستند هم بکن. آمین

عیدفطر مبارک

شروعی تازه

سلام.سلام به زیبایی ها.به دل های شاد. 

امروز دهم تیرماه 94 هست.مصادف با 14 رمضان. الان روزه هستم ومامانم از تهران اومده خونمون.نیت 10 روز کرده تابتونه روزه هاشو بگیره. الان داره دعای مجیرمیخونه.

واما این روزها... این روزهازندگی زیباست. پس از تحمل دوسال سختی، بالاخره دوران ارشدتمام شد. هنوز خستگیش از تنم بیرون نرفته اما خیالم راحته که تمام شد. حالا احساس خوبی دارم چون حس میکنم کارمهمی کرده ام و ازوقتم خووب استفاده کردم. 

ازتوهم ممنونم همسرعزیزم که هرلحظه منو یاری کردی. توهم خسته نباشی.

خدایاشکرت...

بگذار تا بگویم از عشقم به او...

عشق...

زیباست...

عشق من به او...وعشق زیبای او به من...

این چگونه عشقیست؟چه قدرتیست؟

یک لحظه تاب روی برگرداندن ندارد...

دوست دارد همیشه باشد... سبزوپایدار...

فدا کندو فداشود...

پرستارباشد وغمخوار...

شادی خودرادر لبخندعمیق دیگری یابد...

خدای من بی او نمیتوانم...

حتی یک لحظه...یک نفس...

دعا میکنم دستانش همیشه در دستانم باشد...

خدایا همیشه اینگونه عاشق باشیم...

همسرم...بهترینم...دوستت دارم...


تازگیا...

سلام...سلام به زیبایی ها.سلام به عشقم...همسرم...

از آخرین باری که پست گذاشتم حدودآ 10 ماهی میگذره...زندگی همچنان خوب و شیرینه... خدایا شکرت...

همسرم خوبه...سلامتیم... پدرو مادرامون سلامت هستن...

من ارشد قبول شدم...ترم اول گذشته... به استقبال ترم دوم میرم...

1 سال از کارم میگذره...

داداشام خوبن...مشغولن... شاد و سلامت...

دری توراهی داره...

هانی سرکار میره...

اونایی که واسم عزیز هستن شاد هستن...

خدایا مرسی که هوامونو داری... عاششقتم...


سال نو رو به همه ی مهربانان تبریک میگم...

امیدوارم به یاری خداوهمگام و همراه با همسر عزیزم سال خوبی رو داشته باشیم...

من شدیدآ به کسی نیاز دارم که خودش انسان نسبتآ کاملی باشه و بتونه به من کمک کنه تا انسان خوبی بشم...دوست دارم بهم بگه کجای کارم اشکال داره... کدوم رفتارم غلطه... کی و دربرابر کدوم حرفا سکوت کنم... کجا چه حرفی رو بزنم یانزنم... خلاصه اینکه کمکم کنه... راهنماییم کنه تا آدم باشم... یک انسان واقعی...