ترانه علی
اميد مجدآبادی
منتظر باشید
و از طرفی مجله 24 بدون انتشار کامل متن تا این لحظه که البته دور از ذهن هم نبود اقدام به نوشتن جوابیه کرده که در ادامه اقدامات درخواست کرده ام یاداشت مرا چاپ کنند حتی با سانسور.و نیز یاداشت جدیدی در ادامه آن یاداشت فرستاده ام که امیدوارم نتیجه ای داشته باشد. با تشکر از شما همراهان و دوستان عزیزم که نفسی هستید تا راه را ادامه دهم همگی تان را دوست دارم
| آروم و بی صدا شدم اسير سکوت مطلق شدم دل به دل تو دادم اين جوری ويرونه شدم برای موندنت خوندم دوباره بازيچه شدم اسمتو تکرار کردم عجب ديوونه شدم مرگمو با چشم ديدم از دنيا شاکی شدم رفتی و من دم نزدم مثال يه مرده شدم ******* خيانت تو رو ديدم چيزی نگفتم خنديدی و من بريدم کاری نکردم سکوت کردی و منم چشمامو بستم **** لعنت خدا به اين بخت بدم دنيا می چرخه دور سرم نفرتی از تو مونده توی دلم می خوام که تو رو بکشم جرآت انکار ندارم آخه همه دنيا می دونن حرفای راست هيچ وقت بی جواب نمومونن آخه خدامون شاهده دوست داشتنم حقيقته اين حرف آخر منه کاش تو نری با همه ****** خيانت تو رو ديدم چيزی نگفتم خنديدی و من بريدم کاری نکردم سکوت کردی و منم چشمامو بستم اميد مجدآبادی |
منتظر باشید

هنوز شکل يارش توی قلبشه
هنوز صادق هدايت خوندن عادتشه
يه دنيا حرف توی قلبش داره
جای پاشو رو برف نگاه می کنه
دلش تنگ فيلمای آبگوشتيه
چشاش از گريه قرمز شده
تو روياش هنوزم با اونه
چند ساله دردش بی مرحمه
تو خيابون فردوس يکی هست هنوز
که از 4 سال پيش عاشقی کارشه
باور نداره که اون رفته ديگه
نمی دونه اون نيستش تنها ديگه
تو بازار نامردی اون يه مرده
با کاپشن چرمی سياه رنگ
ميون آدما راه ميره
ولی از اونا جداهست تا بی نهايت
اميد مجدآبادی
| دنيا يه روز تموم می شه همه غصه ها يه روز به آخر می رسه کوچه به بن بست می رسه خونه از لحظه ها خالی می شه نگاه های پوچ و زود گذز می گذرن و می رن کنار پنجره ها بسته می شن صبح به جای پرده ها مياد جلو اما يه چيز برام کمه کجا هست اون دل شکسته اون کجاست که يه عمر بوده برام دل و سحر و شب کجاست ؟کجاست؟ شمع شب تارم کجاست؟ شب تار من کجاست؟ شب تار من کجاست؟ اميد مجدآبادی |