پست ثابت







Goddess invertebrates



بسم نفس من در بي نفسي هايم

پاييز فصل من است

فصلي كه در آن به دنيا آمده ام

فصلي كه همه با عنوان مرگ از او ياد مي كنند

فصل مهرگان من است خزاني كه من در آن متولد شده ام

زيباست كه تولد و مرگ من در فصل مهرگان است

پس ياد كن مرا بدين سخن:

پاييزها از زندگيش مي گذرد و او را به خزان زندگيش نزديك تر مي كند!

 دلنوشته  شيدا
.............................................

شیدایی و آشفتگی بر من گران آمد بیا

شیدا بشو چون نام من

تا غم رها کند مرا




 
درين سراي بي كسي كسي به در نمي زند            به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند


خلاصه خوش اومدين به اين سراي بي كسي و پرنده دشت پر ملال من شديد

لحظه هاي خوبي و واستون آرزو مي كنم

و كلآ  آرزومند آرزو هاتون هستم!

اگه وب رو دوس داشتيد با تبادل لينك هم موافقم!!!!!!!!!


k i i i i i i i i i i i i i i i i i i i i i i i i i i ssssss


دلم واستون تنگ میشه...

سلام دوس جونی های خودم!

حالتون خوبه؟

بچه ها همون طور که میدونید

دو سه روز دیگه مدرسه ها باز میشه

منم امسال ،سال سخت ومهمی رو باید بگذرونم

بالاخره سوم دبیرستانه وامتحان نهایی ش!

خب بگذریم..

باید بدونید که من تا چند ماه نمیام نت.

تو این مدت که من نیستم :

اول اینکه وبت رو نحذف! اگه آدرس عوض کردی واسم باهاش کامنت بذار!

دوم اینکه اگه رفیقی که منو از وبت بیرون نکن( منظورم: حذف لینک نشم)

اگه هم نارفیقی که یه لینک تکونی راه بنداز وقتی برگشتم بجات دوسی جدید پیدا میکنم!

سوم اینکه نذارید تو نبود من کلبه صورتیم(وبم) خاک بخوره،از تنهایی درش بیارید..

خب رفقا دلم واستون داره تاپ توپ میکنه!

مراقب خودتونو قلب پاکتون باشید

فدای همتون

شیدا


داره میاد..

حسش میکنم

بوی مدرسه رو!

خیلی عمیق نفس بکش ببین داره بوی پاییز میاد

فصل من داره میاد ،مهرگان من داره میاد

همه ی هستی من فصلی که ماله منه و خیلی خاطره ها ازش دارم

بیا پاییز دوستت دارم.

.........................

تو چه میدونی که بین من و اون چی گذشته؟

آره قبول دارم بعضی حرفام بد بود ولی...

ولی تو که همه چی رو نمیدونی

مادر، درسته دوستت دارم

ولی نمیتونم هر چی بوده و نبوده رو بهت بگم

چون نمیتونی درکم کنی

تو 17 سال ازم بزرگتری چه طور میتونی احساس دختر 16 سالت رو درک کنی؟

شاید یه کوچولو بتونی ولی ..

ولی خواهش میکنم همه چی رو به اون ربط نده

به دلم زخم نزن مادر..

..................................

امروز معلم سوم دبستانم رو دیدم

شده بود مدیر مدرسه خواهرم.خیلی خوشحال بود که منو دیده

ولی شکسته شده بود...

...........

و باز هم عشق و عشق و عشق....

و باز هم عاشقی..

خدایا نمیدانم در این خواب وبیداری های بی کسی

باید از تو عشق را بخواهم یا تنهایی؟؟؟؟

دلنوشته شیدا

روزایی که..باهم هستیم

دلتنگم..یادش بخیر...

روزایی رو که تو دبستان گذروندیم!

روزی رو که معلم میگفت: کی کتاب ریاضیش رو نیاورده؟!

اونوقت یکی از بچه دستشو بالا میگرفت و میگفت: اجازه خانوم ما اوردیم!!

یا تو دوران راهنمایی...

که به سیبیلای برداشته شدمون گیر میدادن!

یا اون روزا که واسه شرکت تو اجرای نمایش یا سرود خودمونو میکشتیم!

یا دوران دبیرستان.. مثل الان که میرم سوم..

دیگه کارمون از سیبیل گذشته و به چیزای دیگه گیر میدن!

روزای رقصیدن تو کلاس و سروصدا راه انداختن که معاون میومد از انضباط هممون کم میکرد!

روزایی که تقریبا همه بچه های مدرسه یا بی اف دارن یا عاشقن و شکست خورده!

بعضی هام نامزد دارن!

روزایی که همه بچه ها یا تو فکر تعیین رشته هستن یا تغییر رشته یا امتحان نهایی و یا کنکور...

روزایی که موقع تعطیلات چشمامون پر میشد از اشک دلتنگی برای هم دیگه...

یا اون موقع ها که اردومون لغو میشد و همه داغ کرده بودیم!!

روزایی که دوسال دیگه همشون واسم خاطره میشن..فقط خاطره..

روزایی که می خوایم خودمونو جز آدم بزرگا حساب کنیم ولی خودمونم میدونیم هنوز خیلی بچه ایم!


تبریک

Happy your marriage

عقدتون مبارک آقا امین

امیدوارم سال های سال باهم زندگی کنید

و عشقتون ابدی باشه

Happy your marriage


تمومه

واااااااااااای سلام!

بالاخره امتحان دادم

تموم شد هفته دیگه اگه خدا بخواد

سرنوشتم معلوم میشه و بقیش به خودم و بازم خدا بستگی داره

....................................
دلم نه عشق میخواهد نه دروغهای بزرگ.

نه ادعاهای بزرگ نه بزرگهای پرادعا.

دلم یک فنجان قهوه ی داغ میخواهد و یک دوست،که بشود بااوحرف زدوبعد پشیمان نشد

..................................


چرا فکر میکنی چون دختری

باید همیشه غمگین باشی؟ شکست خورده باشی؟

عزیز من!!!

یاد بگیر که تو دختری!!!

یاد بگیر تو کلاس بذاری، تو ناز  کنی!

اون خیلی بیجا میکنه تو رو ناراحت کنه!!!

خیلی بیخود میکنه اشکتو در بیاره!!!!

اصلا برای چی به یک موجود مذکر اجازه میدی شادی زندگیتو ازت بگیره؟

این اسمش عشق نیست بخدا!!!

خودتو گول نزن!!!

کسی که عاشق توئه....

هرگز نمیتونه غمتو  ببینه !!!

چند روز بیشتر نمونده

دوسی جونای عسیسم

4 روز دیگه مونده که معلوم بشه من آینده خوبی دارم یا نه

دعام کنید خیلی میترسم استرس دارم یه دنیا استرس دارم

خداوندا......

SSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSSHHHHHHHHHHHHHHHHHHH


از یه جایی به بعد...

به همه چیز و همه کس بی اعتنا می شی ....

دیگه نه از کسی می رنجی .....

نه به عشق کسی دل می بندی ....

از یه جایی به بعد...

مرض چک کردن موبایل ات خوب می شه .....

حتی یه وقتایی یادت میره گوشی داری ....

دیگه دلشوره نداری که موبایلتو جا بذاری یا اس ام اسی بی جواب بمونه ....

از یه جایی به بعد...

دیگه دوست نداری هیچکس رو به خلوت خودت راه بــِـدی... حتی اگه تنهایی کلافه ات کرده باشه .....

از یه جایی به بعد..

باور می کنی کسی برای تنها نموندنِ تو نمیاد ....

اگه کسی میاد برای تنها نبودنِ خودشه .....

از یه جایی به بعد...

وقتی کسی بهت می گه دوستت داره ، لبخند می زنی و ازش فاصله می گیری ....

از یه جایی به بعد...

دیگه گریه نمی کنی....

فقط یه بغض همیشگی هست که بهش عادت می کنی.....

از یه جایی به بعد...

هر روز دلت برای یه آغوش امن تنگ می شه ......

اما دیگه به هیچ آغوشی فکر نمی کنی.....

از یه جایی به بعد...

دیگه حرفی برای گفتن نداری....

ساکت بودن رو به خیلی حرفها ترجیح میدی .....

میری تو لاک خودت.....

از یه جایی به بعد...

از اینکه دوستت داشته باشن می ترسی....

جای دوست داشته شدن ها،توی تن و قلب و فکرت می سوزه.....

از یه جایی به بعد...

فقط یک حس داری، حس بی تفاوتی .....

نه از دوست داشته شدن خوشحال می شی ...

نه دوست داشته نشدن ناراحتت می کنه.....

از یه جایی به بعد...

توی هیجان انگیزترین لحظه ها هم فقط نگاه می کنی و سکوت .....

از یه جایی به بعد...

فقط عشق خدا رو باور داری ....

خدا خیلی بزرگه اما وقتی فقط دوستی خدا رو باور داری ......

یعنی تنهایی مفرط .....

از یه جایی به بعد....

بخدا وقت ندالم!

دوسی های عسیس!

اصلا وقت ندارم بیام نت بخدا

باورت میشه؟؟؟!!!!

یه کوچولو دیگه صبر کنید از خجالتتون در میام!

............................................................................................................................................


یه خورده استرس!


این روزا خیلی نگران آیندم هستم!

خیلی استرس دارم

سال دیگه (مدرسه رو میگم) اگه همه چی درست بشه

یکم استرسم کم میشه

ولی بازم  کنکور و شهری که قراره دو سال دیگه برم نگرانم میکنه

خیلی دوس دارم آینده آرومی داشته باشم


....


هوای دلمو داری مولا؟؟؟

عشق

دیگه به آخر خط رسیده بودم

میگفت اگه دوسم داری رگتو بزن

گفتم دوست دارم اما مرگ وزندگی دست خداست

گفت دیدی دوسم نداری

خیلی بهم برخورد

تیغو برداشتمو گفتم خیلی دوست دارم

و تیغو محکم کشیدم رو دستم

موقعی که داشتم جون میدادم

منو گرفت تو بغلشو فریاد کشید:

اگه دوسم اشتی چرا تنهام گذاشتی؟؟!!!

...............................

گل اگر خار نداشت

دل اگر بی غم بود

اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود

زندگی عشق اسارت قهر آشتی همه بی معنا بود

اينم از اين!

ديشب اومدم يكم خر بزنم شب درس بخونم!

همه كه خوابيدن لامپ رو روشن كردم نشستم به درس خوندن!

5 دقيقه نشد كه مامانم بلند شد گفت

خيلي گرسنمه دارم ضعف ميكنم!

شروع كرد به تخم مرغ درس كردن!

2 دقيقه نشد كه بابام بيدار شد

گفت واي پشه نيشم زده از شدت خارش دستم بيدار شدم!!

نشست باهم حرف زدن كه

خواهر فسقلي و ماشين اعصاب خوردن كن من بيدار شد!

دو صفحه از يه فصل مونده بود به زور تو سر وصدا خوندمش

بعد رفتم سرمو گذاشتم خوابيدم

گفتم خدايا  به من نه عاشق شدن اومده نه درس خوندن!!

دلنوشته اي بيش نيست

مي خوام حرف بزنم اما نميدونم چي بگم

دوست دارم با يه نفر صحبت كنم

اما با كي؟نميدونم

مي خوام هرچي راز تو زندگيمه

به يه كسي كه همراهم باشه بگم

و حس كنم كه سنگينيش رو اونم احساس ميكنه

دوس دارم وقتي دارم زندگيمو واسش ميگم

وقتي به شونه هاش تكيه دادم

گريه و اشك هاش رو از پشت لرزش شونه هاش احساس كنم

دوست دارم كوله بار غم هام رو از رو بار دلم برداره

و به اصرار خودش حملش كنه

مي خوام وقتي باهاش حرف ميزنم

با چشماش تو چشام خيره بشه

و معناي عشقو به وجودم بفهمونه..

..............................................

اين روزا همش عاشقونه مينويسم

يه نفر نيس بياد بهم بگه

شيدا، ديوونه، چه مرگت شده ؟؟؟

تو كه با عاشقي ميونه اي نداري واسه چي عاشقونه مينويسي؟؟؟

به خودت بيا به دور وبرت نگاه كن.. اين اقتضاي سنته و تاريخ انقضا داره!

من نميخوام عاشق بشم حداقل تو اين سن نه.

خدايا كمكم كن...

دلنوشته من

مدتهاست سرد شده ام

مدتهاست دلم براي چيزي تنگ شده است

براي قطره اشكي، انتظاري، اميدي...

دلم آغوش ميخواهد

مدتهاست تنها به آسمان مي نگرم و به اميد تنها حامي ستاره ها را ميشمرم

مدتهاست گريه ها و اشك هايم مرا تنها گذاشته اند

مدت هاست كسي منتظر من نيست..

مدت هاست دلم حرف مي خواهد

دلم مي خواهد كلمه اي،واژه اي را در آغوش سخنان مبهم خويش بكشانم

به گونه اي كه آن واژه از سخنان پيچيده ام كه هيچكس نمي فهمدشان دشوارتر باشد

دلم وجودي را مي خواهد كه وجودم را بفهمد

كه بفهمد من هم وجود دارم

دنيا دارم

و شايد عشقي داشته باشم

فرياد كه واژه هايم نيز مرا نمي شناسند..

دلنوشته شيدا


تنــ✘ـهایم مــِثل مـَسجد بیــטּ راهـ ...

هـَر ڪــﮧ مــﮯ آید مـُسافر استــ

مـﮯ رَود...

مـﮯ شکنــــد...

هـَم نـَمازشـ را هـَم دلـَ♥ـم را... !!!

....................................................

مدت هاست نه به آمدن كسي دلخوشم...

نه از رفتن كسي دلگير..

بي كسي هم عالمي دارد..

ماه رمضونتون مبارك!


ماه زولبيا باميه مبارك!


sssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssshhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh


ss

sssssssssssssssssssssssssssshhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh



sssssssssssssssssssssssssssshhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh



sssssssssssssssssssssssssssssssssshhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh



بهترین ماسک های مو از سراسر دنیا

برو تو ادامه مطلب بخون

ادامه نوشته

حالم خوب نبود

سلام بچه ها

معذرت كه تنهاتون گذاشتم. كاش( رهگذر )حذف نمي كردي وبت رو.دلم تنگ ميشه..

رفتيم خونه خالم يه دنيا با نازي(دخترخالم ) حرف زدم يه خورده آرومم

..........................

رفتيم برازجون خونه خالم

با دختر خالم جيم شديم رفتيم كافي شاپ !

دختر خالم با من كه حرف نميزد اونجا يه ريز داشت

با گوشيش با عشقش ميحرفيد منم خوابم گرفته بود به در و ديوار نيگا ميكردم!!!!

قبل از اينكه بريم وقتي داشتم آماده ميشدم

يه خورده جيغ تيپ زدم مشغول بودم كه پسر خالم كه سوم راهنمايي هستش

اومد تو اتاق يه نيگا به من انداخت و نيگا به دخترخالم

بعد گفت: شما خجالت نميكشيد مانتو تون تنگه؟!!

برگشتم گفتم :چي فرمودي؟

گفت: همين كه شنيدي دختر خالم و اجيم هستيد

روتون غيرت دارم خوش ندارم با مانتو تنگ بريد بيرون!!!!!!!!!!!!!!!!!

من و نازي هم جام كرديم فقط نگاش ميكرديم!

نيم وجبي تازه پشت لبش سبز شده!!!!!!!!

..........................

همين كه دخي خالم باهاش ميحرفيد ميگه خوانندس

چندتا از آهنگاش رو هم شنيدم

ولي اسمش رو كه سرچ ميكنم تو نت نيس!

شما رهروان ميشناسيد؟

.....................................

شرمنده همه دوستايي كه ميومدن وبم هستم

دوستتون دارم



باي


به شرجي ترين سايه مي بارمت    ببين با كدام آيه مي آرمت

غزل مهربان تر شده مهربان         به جان خودت دوست مي دارمت



از اون جايي شروع شد كه....

بردمش تو ادامه مطلب برو اونجا بخون
ادامه نوشته

سلام! راستي...

سلام بچه ها

خوبيد؟ چه خبر؟

دوباره به الهه مهرگان برگشتم

دلم واستون تنگ شده بود

.................................

راستي يه سوال!

واسه چي دخترا  ازدواج ميكنن؟!

چرا زندگي خودشون رو نمي كنن

مي دونيد آخه تا وقتي تو اين سن هستم

اختيارم دست مامان و باباست

وقتي بزگ تر ميشم بايد اختيارم دست يه نفر ديگه باشه

................................

تو وب يه دختر ي رفتم نوشته بود شوهر من ميشي؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

يعني يه دختر اين قدر بايد غرور نداشته باشه؟؟؟؟؟؟



مرخصي!

بچه ها دو سه روزي از حضورتون مرخص ميشم!!!!!!!!!

دايي و نامزدش دارن ميان خونمون نميشه ولشون كرد!!!!!!!

قربون داييم و دوستم برم كه نامزدشه!

فضاي مجازي. يه پيشنهاد بديد؟

بچه ها حوصلم سر رفته

از فضاي نت و مجازي بودن خسته شدم

كاش تو اين دنياي مجازي يه ذره به واقعيت ها هم نگاه ميكرديم

چه قدر خوب ميشد اگه

ميومدم تو نت راه ميرفتم !!! اگه اين جوري بود ديگه بهش نميگفتن مجازي!

دنياي مجازي هيچ وقت قابل شناخته شدن نيست

دوس دارم با يه كار جديد تو نت خودم رو سرگرم كنم

كسي پيشنهادي داره؟؟؟؟؟؟؟

مثل يه كار گروهي؟؟؟

.........................

راستي خواهر كوچولوم گير داد كه منم وب ميخوام!

به كمك من يه وب ساخته كه تازه اول راهه!

آدرسش تو لينكام هست بهش سر بزنيد ذوق كنه!


only me


دل من واسه عاشق شدن ساخته نشده

تاحالا چند بار امتحانش كردم!!!!!!!

من نميتونم معني عشق رو درك كنم دليلش هم وجود نداشتن عشق واقعي هست

ميخواستم عاشق بشم حتي تا مرز شكستن غرورم هم واسه طرف پيش رفتم

ولي.... وقت به هم رسيدن كه شد حالم ازش بهم ميخورد نميدونم چرا !

تازه به يه چيزي رسيدم

اينكه من بايد عاشق خودم باشم كه هستم همين هم واسم كافيه.

............................................

تو چي ؟واسه عاشقي ساخته شدي يا واسه خودت؟


بي تقصير

به نام يگانه حامي پرستو هاي بي آشيانه

براي همه آن ها كه بي تقصيرند:

تقديم به چشم هايي كه در راه ماندند و  دل هايي كه آن ها را راندند

تقديم به اشك هايي كه غرورشان شكست و عهدهايي كه كسي آن ها را نبست

زندگي شيبي ست عشق سيبي ست

و واي به حال آنكه در عشق پاي بند نظم و ترتيبي ست!

و اما تو...

قرار نبود آن وقت هاي تو جايشان را با اين وقت هاي من عوض كنند

قرار نبود عشق هم مثل گيلاس،بوسه،عيدي و تعطيلات تابستان اولش قشنگ باشد

قرار نبود كسي سختش باشد بگويد دوستت دارم

قرار نبو كسي به هواي نشكستن دل ديگري بماند

قرار نبود هرچه قرار نيست باشد

قرار تنها بر بي قراري بود وبس

گمان نمي كنم گناه من سنگين تر از نگاه تو باشد

اما يقين دارم كه كودك دلت كم تر از پيش بهانه ي لالايي هاي شعر گونه ام راميگيرد.

مهم نيست فقط يك چيز ياد همه بماند :

اگر اتفاقي كه نبايد بيفتد افتاد تنها برايت مي نويسم:

خودت خواستي تقصير من نبود

زير سايه ي امن ترين سايه بان هستيي دلواپس دلواپسي هاي يكديگر باشيم.

تموم شد


بالآخره تموم شد

امتحانارو ميگم! هر كاري تو اين نه ماه انجام دادم 27 همين ماه نتيجه ش رو ميبينم!

چه قدر زود گذشت سال ديگه ديپلم وسال بعدش هم كنكور...

دلم واسه بچه ها تنگ ميشه

امروز خيلي با بچه ها عكس گرفتم ولي هيچ كدومش رو ندارم!

مليحه ونسيم سال ديگه نيستن دلم واسشون يه ذره ميشه


حوصله استان خوندن ندارم

يه نفر بياد بگه چه خبر واسه يه امتحان چرت يه هفته وقت گذاشتيد!

لامذهب امتحان آخري هم هست!

بچه ها الان دارم با يه دست تايپ ميكنم چه شانسي اوردم كه دست چپم اين بلا سرش اومد

نصف شب از دردش گريه ميكنم!

دستم بين در و ماشين بود كه در بسته شد منم همراه ماشين ميدويدم!!!!!!!!

فكر كنم ناخنم بيفته!

باران

اي آسمان

منزل از يادم رفته است

ببار، امشب ببار

شايد اشك تو مرا غسل دهد و پاك سازد

شايد بارانت نقطه چيني شود تا به او برسم

تعريف زندگي عوض شده

تا گريه نكني نوازشت نمي كنند

تا قصد رفتن نداشته باشي نمي گويند بمان

تا كودك هستم بايد همه را دوست بدارم

و وقتي بزرگ شدم دوست داشتن را برايم جرم ميدانند

تانروم قدرم را نمي دانند

و تا نميرم نمي بخشنم

اي آسمان ببار تا هركس به اندازه پياله اش پاك شود

اي چتر فروش

چتر هايت براي خودت

امشب مي خواهم خيس شوم

پاك شوم تا شايد محو شوم

و از پلكان آني به سوي او بروم

پروردگارا عاشقت هستم

مرا دوست بدار




نبار باران

اينجا زمين است

رسم آدم هايش عجيب است

اينجا ارزشت را نمي فهمند

زير قطرات پاكت چه صادقانه دروغ مي گويند

چه درك مي كنند كه ترك مي كنند

دلتنگي هايم را بيشتر كردي باران

نبار باران

تا اشك هايم را با قطراتت اشتباه نگيرند

شايد دليل اين اشك ها را بفهمند

طرح چشماني غمگين در اين آسمان باراني

نبار زمين جاي خوبي نيست

صورتي


صورتي ترين زندگي روياي من.



آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر با آن پوستين سرد نمناكش

باغ بي برگي

روز و شب تنهاست،

با سكوت پاك غمناكش




ساز او باران، سرودش باد

جامه اش شولاي عرياني ست

ور جز اينش جامه اي بايد،

بافته بس شعله ي زر تارو پودش باد

گو برويد يا نرويد،هر چه در هرجا كه خواهد يا نمي خواهد

باغبان و رهگذاري نيست

باغ نوميدان،

چشم در راه بهاري نيست




گر ز چشمش پرتو گرمي نمي تابد

ور به رويش برگ لبخندي نمي رويد

باغ بي برگي كه مي گويد كه زيبا نيست؟

داستان از ميوه هاي سر به گردون ساي اينك خفته در تابوت پست خاك مي گويد




باغ بي برگي

خنده اش خوني ست اشك آميز

جاودان بر اسب يال افشان زردش مي چمد در آن

پادشاه فصل ها پاييز.

م.اميد

For the provincial


نګاهت ګرم چون ګرمای بوشهر

"دوچشمت آبی دریای بوشهر"

به هنګام سخن چون لب ګشایی "

لبت شیرین تراز خرمای بوشهر

for my  provincial

alone is better


در اين جا صداي پاي مردماني ست

كه در حالي كه تو را مي بوسند با عشق

طناب دار را بر گردنت مي بافند

آن هايي كه به تو صادقانه دروغ مي گويند

و خالصانه به تو خيانت مي كنند

پس هر چه در اين شهر تنهاتر باشي پيروز تري