عشقم
دنیا بدون تو مثل حوض بی ماهی است
من بدون تو میمیرم...
اب را از حوض ماهی ها نکش...
ومن را از خود هرگز جدا مکن....
عاشقت هستم و می مانم به شرافتم قسم
عشقم
همـیـن دو سـطـر می شـود :
تـــــــو ایـنـــجـا نیستی ..
و حـال من بد است؛
بدِ ، بدِ ، بدِ ...

حامدم
کســی چه مــ ی دانـــد
کــه مـَــ ن هـــوش و حـواســـم را
لابــه لای ِ تـَــه ریش ِ مـــردانـه ات
گـُــم کـرده امـ . !!

حامدم
لطفـــــــــا ً !!
من دیــوانه تــر از آنــم …
کــه بی هــوا ،
در آغـوشت نگیــرم … !

تینای عزیزم تولدت 1000000000000000000000000بار مبارک
نیاز عزیزم تولدت مبارک
نیاز عزیزم گـیـــرم تـمـام دنـیـا بـگـویـنــد مـا مـال هــم نـیـسـتـیــم
مــابـه درد هـم نـمــیـخـوریـم
گـیـــرم بـرای زیـر یـک سـقـف رفـتـن
عـشـق ، آخـریـن مـعـیـار ایـن جـمـاعـت بــاشـد
گـیـرم دوسـت داشـتـن بـدون سـنـد حـرام بـاشـد
عـجـیـب بـاشـد
بـاور نـکـردنـی بـاشـد
گـیـــرم تـا آخـر عـمـر تـنـهـا بـمـانـم
گـیـــرم هــرگـز دسـتـانـت در دسـتـانـم قـفـل نـشـود
مـــــن امـا
گـیـــر ایـن گـیـــــرها نــیـسـتــم
من تــا ابـد ،گـیـر چــشـمـان تــوام
گیر دوســت داشتنت. . .

حامدم
حامدم
گوشی را رویِ سینه ام جابجا می کند :
نفسِ عمیق
عمیق تر
و می گوید :
حجمِ شش هایِ شما کم شده است .
من اما فقط ,
دلم برای تو تنگ شده است...
وقتی عقیده ، عقده خوانده می شود!
و نور چراغ در آب ،مهتاب تلقی!
و متانت زمین زیر برف یخ می زند!
آنوقت است که نان از یتیم خانه می دزدیم و می فهمیم
که "دزد" اشتباه چاپی "درد" است!
برای پوشانده شدن
یا برای باز شدن در باد
یا جلب نظر
یا برای به دنبال کشیدن نگاه
موهای یک زن خلق شده
برای عشقش
که بنشیند شانه اش کند , ببافد و دیوانه شود...
عطر مو های یک زن فراموش شدنی نیست!
وقتي خدا مي خواست تو را بسازد
چه حال خوشي داشت،او اینها را برای تو افرید
چه حوصله اي ! اين موها، اين چشم ها .... خودت مي فهمي؟ من همه اين ها را دوست دارم انهم فقط بخاطر این که تو انها را با تمام وجودت دوست داری.
دوست دارم یه بار بشینم موهاتو شونه کنم
یه چند تارش بریزه .بگم اینارو میبینی ؟؟؟
بگی اره ..!!!
منم بگم با همه دنیا عوضش نمیکنم
دنیــــا فهمـید خیلی حــقیر است وقتی گفتم :
یک تارمــوی "تــــــــــ♥ـــــــو " را به او نمیدهم...

گاهی از این
قهر کردن ها می ترسم
شاید در نیمه شبی
زمین بلرزد
... و ...

مخاطب خاص
امروز معلم عشق گفت :
دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند !
مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند .
گفتم : من خودم را شکستم پس چرا به او نرسیدم ؟
لبخند تلخی زد و گفت :
شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد …....!! *
دخـــترکــــ دلــــ شکستهــــ کنـــار پــنـــجــ ــ ــرهـ سیـگار میکشیـــد
دخترکـــ ـ ـ خستهـــ بود
آنقدر کــــ یادشـ ـ ـ رفتـ ـ
بـ ـعـ ـد آخرینـ ـ ـ پُـ کـ ـ سیگـــار را بــهـ پایینــــ پرتـ ـ ـ کنه
نهـ خودشـ ـ ـ را . . . .

بـا پـنـبـه ـ بـیـصـدا ـ مـی بـرد
سـرِ ایـن عـشـق را
"دوری هـای پـی در پـی"

" اردے بهشتــــ "
مـاهـ ِ عاشقانــه هـاے بے مقدمــه استــــ ،
كاش تو
دختركي قالي باف بودي
و من
قالي دست بافي
بـر سـر ِ دار ِ تــــــــو !
كه حتي
براي بوسيدنت
نيازي به لبهاي تو نيست !
تقديم به تمام كودكان سرطاني
با اينكه مي دانم
هيچ مويي
روي سرت نمانده
اما بازهم
براي تولدت شانه مي خرم.
دیگر نمیخواهم نوار کاست های یادگاری ات را گوش دهم !
یک نوار خالی درون ضبط میگذارم و بغض احساسم را پر میکنم . . .
این شده است عادت روزهای دلتنگی ام : چنگ زدن به دل و روده احساسم !
نگاه کردن به کبوترها دیگر جذاب نیست . . .
شــــــــک نکــــن ...!
" آینــــده ای " خواهـــم ساخت که ,
" گذشتــــه ام " جلویــــش زانـُــــــو بزنــــد ...!
قـــرار نیـــســــت مــــن هــــم دلِ کس دیـــگری را بســــوزانم ...!
برعـــــکــــس کســــی را که وارد زندگیــــم میشــــود ,
آنـــقـــدر خوشبــ♥ـخت می کنــــم کـــــه ,
به هـــر روزی که جــای " او " نیـستـی به خودت " لعنـــت "بفـــرستـی...!*

مخاطب خاصی که فراموشم کرده
مــن ،
بــه سـوخــتن ..
عـــــادت دارم !
کبــــریــت را ..
بـــــــــــنـداز ..
و بــــــــرو !

فوق العادس
دارد صدایت می زنم... بشنو صدایم را !!
بیرون بکش از زندگی و
مرگ! پایم را
داری کنار شوهرت از بغض می میری
شب ها که از
درد تو می گیرم ... کجایم را
هر بوسه ات یک قسمت از کابوس هایم
شد
از ابتدا معلوم بودم ... انتهایم را !!
در هر خیابان گریه
کردم ...گریه من را کرد
شاید ببیند شوهر تو ... اشک هایم
را
هیچم! ولی دارم عزیزم «هیچ» را از تو
مستی م از نوشابه ی
مشکی ست یا از تو؟
دارم تلو ... دارم تلو ... از «نیستی»
مستم
حالا «دکارت» مسخره ثابت کند هستم
بودم! ... بله! ...
مثل جهانی از تصوّرها
بودم! ... بله! ... در رختخوابت ... توی
خرخرها
بودم ... شبیه رفتنت هر صبح از پیشم
بودم ... شبیه
مشت کوبیدن به آجرها
حالا منم! که پاک کرده ردّ پایم را
می
کوبم از شب ها به تو ... سردردهایم را
بودم! کنار شوهری که عاشق
زن بود
خاموش کردم برق را ... تکلیف روشن بود
خاموش ماندم از
فشار بوسه بر لب هام
از چشم های بچّه ات ! که بچّه ی من
بود
خاموش ماندم مثل یک محکوم به اعدام
خاموش ماندی توی گریه
... وقت رفتن بود
روشن شدم مثل چراغی آن ور ِ دیوار
سیگار با
سیگار ... با سیگار با سیگار ...
می ریخت اشک و ریملت بر سینه ی
لختم
با دست لرزانت برایش شام می پختم
روحت دو قسمت شد ...
میان ما ترک خوردی
خوردی به لب هایم ... مرا نان و نمک
خوردی
بوسیدمت ... بوسیدمت ... بوسیدمت از دور
هر شب کتک
خوردی ... کتک خوردی ... کتک خوردی ...
راه فراری نیست از این خواب
پیچاپیچ
از هیچ در رفتم برای گم شدن در هیچ
بالا بیاور آسمان
را از خدا ... از من
مستی ت از نوشابه ی مشکی ست یا از من
!!
دست مرا از دورهای دووور ... می گیری
داری تلو ... داری
تلو ... از درد می میری
خاموش گریه می کنی بر سینه ی
دیوار
با بغض روشن می کنی ... سیگار با سیگار ...
باید
بخوابی توی آغوشی که مجبوری
داری تنت را داخل حمّام می
شوری
با گریه ... با خون ... با صدای شوهرت در تخت
کز می کند
کنج خودش این سایه ی بدبخت
من باختم... اما کسی جز ما نخواهد
برد
بوی مرا این آب و صابون ها نخواهد برد
جای مرا خالی بکن
وقت ِ هماغوشی
از بچّه ای که سقط کردی ... در فراموشی
از
شوهرت ... از هر نفس ... از سردی لب هات
جای مرا خالی بکن در گوشه ی شب
هات
بیدار شو از خرخرش در اوج تنهایی
و گریه کن با یاد من
وقت خودا.رضایی
حس کن مرا ... که دست برده داخل گیست
حس کن
مرا ... بر لکه های بالش خیست
حس کن مرا در «دوستت دارم» در ِ
گوشت
حس کن مرا در شیطنت هایم ... در آغوشت
حس کن مرا در
آخرین سطر از تشنج هام
حس کن مرا... حس کن مرا... که مثل تو
تنهام
حس کن مرا و ذوب شو در داغی دستم
بگذار تا دنیا بداند
«هستی» و «هستم»
همین که هستی کافیست...!
دور از من...!
بدون من...!
چه فرقی میکند؟؟؟
گل میخری!!!خوب است!!!
برای من نیست؟!
نباشد!!!
همین که رختمان زیر یک آفتاب خشک میشود کافیست...
دلخوشم به این حماقت شیرین...




سلام دوستای مجازی...خوشحالم که سر میزنین وبه من لطف دارین.مطالبی که میزارم برای دل خودمه_________✿✿