عاشقتم عشقم
خیلی دوست دارم عشقم خیلی
بیشتر از خودم بیشتر از جونم
دیدن خوشحالی وخوشبخت بودنت تنها ارزومه حتی
اگه بدون من باشه
دوستت دارم
خیلی دوست دارم عشقم خیلی
بیشتر از خودم بیشتر از جونم
دیدن خوشحالی وخوشبخت بودنت تنها ارزومه حتی
اگه بدون من باشه
دوستت دارم
سلام به همه
این وبلاگ دیگه تعطیل شد.
فقط واسه یادگاری حذفش نمیکنم کلی خاطره دارم اینجا :(
یه وبلاگ دیگه درست کردم هرکی خواست بگه واسش میفرستم.
به همین راحتی مرا ندیدی
من به همان راحتی تورا کنار گذاشتم
طول رابطه دلیل بر عمر باقی نخواهد بود ...........
من برای دنیایم شریک می خواستم تو حتی
زحمت دیدن دنیایم را به خود ندادی.
دنیای تنهای من قدر لحظات دوتایی را خوب میداند
اما دنیای لوکس تو.....
هیچ وقت از دیدن کلمه پایان احساس خوبی نداشتم
اما........
پای ان.....
پای پنجره نشستم کوچه خاکستریه باز زیر بارون
من چه دلتنگتم امروز
انگار از همون روزاس حال و هوام رنگ توئه
کوچه دلتنگ توئه
دلم گرفته دوباره هوای تو رو داره چشمای خیسم واسه ی دیدنت بی قراره
این راه دورم خبر از دل من که نداره
اروم ندارم یه نشونه میخوام واسه قلبم
جز این نشونه واسه چیزی دخیل نمیبندم
................................................................................
اروم ندارم یه نشونه میخوام واسه قلبم.
مثه حس یه کشتی که یه طوفان سنگین رو پشت سر گذاشته
درمونده و تنهام
توانی واسه پشت سر گذاشتن دریا ندام
حتی فکر کردن به ساحل هم نمیتونه خوشحالم کنه
بیشتر می ترسم که غرق شم می ترسم .....!!!
خوابیدی بدون لالایی و قصه
بگیر اسوده بخواب بی دردو غصه
دیگه کابوس زمستون نمی بینی
توی خواب گلهای حسرت نمی چینی
دیگه خورشید چهرتو نمی سوزونه
جای سیلی های باد روش نمی مونه
دیگه بیدار نمی شی با نگرونی
یا با تردید که بری یاکه بمونی
رفتی و ادمکا رو جا گذاشتی
قانون جنگل رو زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو توجنگل نمی تونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی میگه
میدونم می بینمت یه روز دوباره
تو دنیایی که ادمک نداره.....
-----------------------------------------
چند روز پیش یکی از عزیزانم فوت شد
وهمه این روزا تو فاتحه و..... بودم نمیتونستم بیام
از دستم ناراحت نشید یه چند وقتی نیستم
اون عزیزی که رفت خیلی عزیز بود
اگه میشه واسه شادی روحش یه صلوات هدیه بدین.
سلام دوستان!!
میدونم که باید اول خبر میدادم اما مجبور شدم که بی خبر یه لینک تکونی حسابی بکنم
وخیلی از وب هارو حذف کردم!!
اولین دلیلم این بود که خیلی ها وبلاگشون رو خودشون حذف کرده بودن.
دومین دلیلم این بود که خیلی ها نزدیک به ۴ ماه بود که اپ نکرده بودن.
سومین دلیلم این بودش که خیلی ازوب ها به نظرم جالب ومناسب نبود.
خسته ام از بغض کهنه عشق سنگینه تحملش تو صدام
خوبه که به یاد تو قانعم می تونم بگذرم از شکوهام
باورش سخته برام ولی من میرم و چیزی ازت نمیخوام
اما بدون هرجا برم بعدتو بغض عشق می مونه از تو برام
.......................................
بغض من وا نمیشه تو صدام خدایا یه دریا گریه میخوام
نفهمید اونکه باید می دونست بیشتر از جون هنوز عزیزه برام
با جدایی هیچی تموم نمیشه عاشق از عاشقی سیر نمیشه
بگو تو اگه عاشق نبودی عاشقت از تو دلگیر نمیشه
محسن یاحقی.
........................................
خدایا تنهام دلم گرفته بیا کنارم بهت احتیاج دارم
کوک می کنم ساعت دیواری ام را
هماهنگ با ریتم دلتنگی ام
چه خوش اهنگ می نوازد ترانه اش را
ویرانم
حیرانم
خاموش و ساکت
بی پایانم
می میرانم احساسم را
دوست داشتن
نگاهت را
با شعله هم رقص
ساده بی پروا
پروردگارا
مگر می شود دریا را در کوزه ای جای داد
مگر می شود هستی را در قفس محبوس کرد
مگر می شود از این جمیل جاری سخن گفت
عشق زیباست زیباتر از گل
خیالی تر از ابرها
گرمتر از افتاب
عشق با نگاهی اغاز شده وبا لبخندی اوج گرفته
و با قطره اشکی پایان می یابد......
گلم رفته از این خونه
لالا لالا دلم تنگه
زمونه چقده سنگه
لالا عشقم برفت از دست
لالا جونم نکن دس دس !
لالا لالا بخواب جونم
می مونی تو گل پونم
لالا لالا بخواب گل پر
دلم واسه تو شد پرپر
لالا لالا چشات بستس
گمونم خوابی و تنت خستس !
و واسش درد دلم رو بگم بگم که ....
من یه عمره ازگاره به نگاهتون اسیرم
شما دریاشما بارون بیش چشماتون کویرم
تنتون مثل بهاره بنده یک برگ خزونم
تن و جونتون سلامت غم و دردتون به جونم
چشماتون عمیق و گرمه مژه هاتون سایه بونم
حرفاتون مثل یه شعره شما شاعرین گمونم
و اینو بهش بگم که بدونه ....
شب تنهایی عاشق به بلندی شب یلداست
شب عاشق تا همیشه به امید صبح فرداست
ای که مست از جام چشمش در غمار زندگی خندان ترینی ....
ان که اکنون با تو بر رویا نشسته روزگاری یار من بود ....در لجن زار زمین غمخوار من بود ....
ان لب شیرین که با تو از وفاداری سخن می گوید و هردم ز رویش ناز می ریزد روزگاری با
من از عشق و محبت حرفها می زد ....
ان سرانگشت که اکنون گردنت را حلقه بسته ارزوی دست من بود و نشد با من بماند.....
ان زیباترینم را اسوده می بینی اما من چه شبهایی که با غم چشم در راهش نشستم ....
سوختم در حسرت دیدار رویش بی صدا در خود شکستم ....
این کجا انصاف باشد ! این کجا رسم مروت ! ای دریغ از ذره ای عدل وعدالت ....
با تو هستم ای رقیب ..... ای که روزم را نشاندی بر سیاهی کینه ای از تو ندارم
زان در این بازی تلخ بی گناهی .....
اوکه اکنون همیار و هم درد و هم دل و هم سقف تو باشد گرمی کاشانه ی سرد تو باشد ....
ارزو دارم که با او هرکجا هستی شاد و خرم از طراوت های هستی ....
ارزو دارم که با او بر غم ویرانگر دنیا بخندی .....
برویش درب سیاه غصه را یکجا ببندی .....
ببین هم گریه هام از عشق چه زندونی برام ساختن
خداحافظ گل بونه گل تنهای بی خونه ....
لالایی ها دیگه خوابی به چشمانم نمیشونه
یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند
یکی با دست نا باکش گل باغچمو سوزوند
تو این شبهای تو در تو خداحافظ گل شبو ....
هنوز اوار تنهایی داره می باره از هر سو
خداحافظ گل مریم گل مظلوم بردردم .....
نشد با این تن زخمی به اغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب و قصه بسبارم
از این فصل خزون و سرد غم بارونو بردارم
نمیدونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی
تو که بیداری بگو از شب چه میدونی!
خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام.
بیشابیش
* سال نو مبارک *
امیدوارم سال خوبی داشته باشین.
عیدی من به همگی یه بوسسسسسسسسسسسس گندست!
شماهم عیدی هاتون رو برام تو اب بعدیم بزارید
دوستتون دارم
نمیدانم نداشتنت سختر است
یا
تحمل اینکه دیگری تو را دارد !؟
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمیدانم
تو مثل شمع دانی ها بر از رازی وزیبایی
و من در بیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم
تو دریایی ترینی ابی و ارام و بی بایان
و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم
تو مثل اسمانی مهربان وابی وشفاف
و من در ارزوی قطره های باک بارانم
تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می بارد
و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم
نفسم را تنگ کرده دلم را به تبش انداخته
و فکرم را مغشوش....
برای رهایی اش هرکاری را دانستم کردم نشد....
به دنبال چاره اش گشتم چیزی نیافتم.....
شاید دچار جنون شده ام وخود بی خبرم !!!
نمیدانم نمیدانم....
اشنباه شد زندگانی اشتباه بود عاشقی
اشتباه است دوست داشتن بر در هر دل زدن
خواستار نیم نگاهی نعره بر اشکی زدن
دل من تنگ شد و دلتنگی ام فریاد شد
تبم ارام گرفت و قلب من شیدا شد
برسیدند چه می کنی؟!
گفت :
چون مرا میسر نیست کام او
عشق بازی میکنم با نام او
ارام و اهسته
هوایم را سرد کردی
لگد مال کردی چراغ نفتی عشقم را
و
تمام وجودم را به اتش کشیدی
این من....من سرد وخاموش
خاکستر ان اتشم
به من نزدیکتر نشو شاید
تورا هم به اتش کشیدم....!!
دلم ازاد و تنگی قفس دارد...
لبانم باز و قفلی اهنین دارد...
بدون تو .... چه سردرگم چه بیچیده چه خاموشم.....

خسته ام از تمامی این خستگی ها
عشق من دریاب مرا....
و چشمان گریانم دربی یافتن نگاه تو
در نگاه هر غریبه ای
سرگردان
امیدوارم شب یلدا به همتون خوش بگذره.
راستی امشب کجاها میرین؟چیکار میکنین؟
زندگی معرکه ای بیش نبود
بین خواب دل و بیداری عشق
بین زمین و حوا وان بهشت
مینویسم از شقایق از نگاه سرد عاشق
دل من می ماند عاشق
بی ستاره بی شقایق
ولی کاش ادرس وبت رو میذاشتی.....
اگه بازم اومدی حتما برام ادرست رو بذار.
ماکه به هم نمی رسیم بسه دیگه بذار برم
کی گفته بود به جرم عشق یه عمری بربرت کنم!؟
من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها.....
نه برده حلقه به گوش نه ناجی فرشته ها......
من عاشقم همینو بس
غصه نداره بی کسیم
قشنگی قصه ماست که ما به هم نمی رسیم......
به یاد اسما عزیزم.