زندگي شايد همين باشد...

زندگی رسم خوشایندی است .

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ,

پرشی دارد اندازه ی عشق.

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود.

زندگی جذبه ی دستی است که می چیند.

زندگی نوبر انجیر سیاه, در دهان تابستان است.

زندگی بُعد درخت است به چشم حشره.

زندگی تجربه ی شب پره در تاریکی است.

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد.

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه ی مسدود هواپیماست.

خبر رفتن موشک به فضا,

لمس تنهایی ماه,

فکر بوییدن گل در کره ای دیگر.

زندگی شستن یک بشقاب است.

زندگی یافتن سکه ی دهشاهی در جوی خیابان است.

زندگی "مجذور" آینه است.

زندگی؛ گل "به توان" ابدیت,

زندگی؛ "ضرب" زمین در ضربان دل ما,

زندگی؛ "هندسه"ی ساده و یکسان نفسهاست.


+ عاغا سلام من برگشتم از ديار باقي، والا مردم از گرما و برگشتم،دلم براتون تنگ شده بود
+سارا كه فعلا اعلام وجود نكرده
+عاغا دارم این بازی والیبالو نگا میکنم چرا اینقدر کسل کننده بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ای هوس اون بازی هیجانیا و جیغ و فریاداش کردم
+ چه عجب چشمون به جمال آرش کشاورزی روشن شد - حنا خانوم شاد شدی؟ سيدم كه بازي نبود 
سارا:هـــــــــــــــلــــــــو!منم اومدم!
امروز آرش بهترین بازیکن بود!سید هم در حال استراحته..........!!!!!!!!
 
 

 

هانیه الان مسافرته!

ما هم(من و خونواده) فردا راهی میشیم!

گــــــــــــــــــــــود بــــــــــــــــــــــــــای!!!!!!!

فقط یه چیز:

وعده ی ما تو داربی / وقت گریه ی آبی . . .

اتفاقا داریم میریم تهران.....چرا دخترا نمیتونن ورزشگاه برن؟!!! :(((

الزاماً

الزاماً هر کی دوربین میخره عکاس نیست!
الزاماً هر کی خوشگله مدل نیست!
الزاماً هر کی خوش زبان چاپلوس نیست!
الزاماً هر کی میخنده بی غم نیست!
الزاماً هر کی با حجاب با حیا نیست!
الزاماً هر کی آرایش میکنه فاحشه نیست!
الزاماً هر کی زیاد کار میکنه حمال نیست!
الزاماً هر کی دوچرخه سوار فقیر نیست!
الزاماً هر کی هم صحبته دوست نیست!
الزاماً هر کی باکره نیست هرزه نیست!...

الزاماً هر کی بچه بدنیا می اورد مادر نیست!
الزاماً هر کی مینویسه نویسنده نیست!
الزاماً هر کی نامرد مرد نیست!
الزاماً هر کی زن نامرد نیست!
الزاماً هر کی بوم نقاشی داره نقاش نیست!

الزاماً هر کی آدمِ ، انسان نیست!!!
 
 
                                             
 
+عکس رو حال میکنین؟
 
+راستی سلام،بعد از قرنی من اومدم،تو این مدت خوشبختانه هانیه ببیده بود به هیکل وبلاگ!
 
+میدونم قالب تکراریه،موقتیه عوض میشه!
 
+درضمن انگار یه اتفاقایی افتاده،دفعه آخری باشه میای وب ما چرت و پرت میگی!
 
+ هانيه : بچه ها جون سلام خوبين خوبم،عاغا من تا 10،15 روزي نيستم حلال كنين بدروود.

+نظر خصوصی ندیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن!!!!!!!!!!!

دهه 70ي......

 آخي گريم گرفته هاااااااااااا

به سلامتی دهه هفتادیا که


اومدن تیپ خودشونو بزنن خیابونا پر گشت ارشاد شد


اومدن کنکور بدن برداشتن آزاد و سراسری رو یکی کر


اومدن برن دانشگاه،دخترونه پسرونه کردن


اومدن معافیت بگیرن 99 درصد معافیت سربازی رو لغو کردن


اومدن گواهینامه بگیرن سنه گرفتنه گواهینامه 20 سال شد


خلاصه بگم که، رفتن توالت آخرای کار دیدن آب قطعه :|


آخه ما كه سني نداريم، كي وقت كرديم اين همه بدبخت شيم...

 

 

 

 

+آره واقعا!!!

دهه 70 بیشتر از همه دهه ها سوخته میدونی چرا ؟

 دهه هفتادی عاشق نمیشه اگه بشه عشقش ماله خودش نیس 

 دهه هفتادی مرغ کلیو خدا تومن میخوره

 دهه هفتادي گوشت با قيمت 1989 تومن ميخوره

 دهه هفتادي كار نداره دهه هفتادي مذاكرات 5+1 ديده 

دهه هفتادي تورم ديده

 دهه هفتادي بايد تو مسكن مهر زندگي كنه

 دهه هفتادي رئيس جمهور مردمي ديده

 دهه هفتادي آمادگي دفاعي آزمايشي ديده

 دهه هفتادي قبر دو طبقه ديده 

 دهه هفتادي روزه زوري گرفته

 دهه هفتادي فك نكنم با اين احتسابات بتونه زن بگيره

  دهه هفتادي بايد كنكور معدل ديپلم بده 

 دهه هفتادي خيلي چيزا ديده اما...

 ميدونين چيه ،دهه هفتاديا خطاشون اعتباريه ولي معرفتشون دائميه 

 سلامتی همه اونایی که سنی ندارند اما روزگار دلشونو بدجور پیرکرده...

به سلامتی همه دهه هفتادی های هفتاد ساله...! 

 +ببين مريم تماته قرمز جوووووووووووون : خيلي مسخره تشريف داري عمه بدبختت تو راه بيمارستانه بعد داري 

 ميرقصي.البته بيشتر از اين از تو انتظار نميره

 +واي ساري خوش اومدي بعد قرني

 +الناز من اين قالبو دوس ندارم بيا و بگذر از ما،بيخي بابا

 + راستي بچه ها هركس كه ميره وب مريم ♥♥♥ lovely ♥♥♥ ديگه دست منه 

+سارا:اونی ببشقید پست تو رو دست کاری کردم؛قالب رو بهم ریخته بود!


كودكي هايم...

مي خواهم برگردم به روزهاي كودكي...

آن زمان ها كه ...

پدر تنها قهرمان بود

عشق،تنها در آغوش مادر خلاصه مي شد...

بالاترين نقطه ي زمين،شانه هاي پدر بود...

بدترين دشمنانم ،خواهروبرادرهاي خودم بودند...

تنها دردم ،زانو هاي زخمي ام بود...

تنها چيزي كه ميشكست ،اسباب بازي هايم بود و نه هيچ چيز ديگر...

و معناي خداحافظ تا فردا بود...

+ يه لحظه چشماتو ببند و برو تو 8 -9 سالگيت ،چي ميبيني؟

+ اين روزام مزه ي كودكي ميده شديد.همش كسايي رو كه تو بچگيام بودنو به خاطر ميارم و يا ميبينمشون....ديروز بغال سركوچمون مردتازه الان ميفهمم چقدر دوسش داشتم.ياد اون روزا كه بدون پول ميرفتم دم مغازش و بم خوراكي ميداد به خير.چه دنيايي داشتيمااااااااا.

+ وقتي يه چيزي رو از دست ميدي تازه قدرشو ميفهمي .تو همه ي شرايتم هست. وقتي بچه ايم ميخوايم بزرگ شيم،وقتي بزرگيم ميخوايمم دوباره به كودكيمون برگرديم.

+ خببببب حالا بخنديييييييييييين تا دنيا بتون بخندهههههههههههههه من امتحانش كردم،200 درصدي جواب ميده.

+ اين 15 روز كه از ماه رمضون گذشت ،چقدر سريع گذشت؟!!!!!!

    

ک ا ف ه ک ا ف ک ا

 

کشيشى يک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسيده بود که فکرى در مورد شغل آينده‌اش بکند. پسر هم مثل تقريباً بقيه هم‌سن و سالانش واقعاً نمي‌دانست که چه چيزى از زندگى مي‌خواهد و ظاهراً خيلى هم اين موضوع برايش اهميت نداشت. 
يک روز که پسر به مدرسه رفته بود، پدرش تصميم گرفت آزمايشى براى او ترتيب دهد. 
به اتاق پسرش رفت و سه چيز را روى ميز او قرار داد: 
يک کتاب مقدس، 
يک سکه طلا 
... و يک بطرى مشروب .
کشيش پيش خود گفت :« من پشت در پنهان مي‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بيايد. آنگاه خواهم ديد کداميک از اين سه چيز را از روى ميز بر مي‌دارد. اگر کتاب مقدس را بردارد معنيش اين است که مثل خودم کشيش خواهد شد که اين خيلى عاليست. اگر سکه را بردارد يعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نيست. امّا اگر بطرى مشروب را بردارد يعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوري خواهد شد که جاى شرمسارى دارد.» 
مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت. در خانه را باز کرد و در حالى که سوت مي‌زد 
کاپشن و کفشش را به گوشه‌اى پرت کرد و يک راست راهى اتاقش شد. کيفش را روى تخت انداخت و در حالى که مي‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشياء روى ميز افتاد. با کنجکاوى به ميز نزديک شد و آن‌ها را از نظر گذراند.
کارى که نهايتاً کرد اين بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زير بغل زد. سکه طلا را توى 
جيبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و يک جرعه بزرگ از آن خورد . . . 
کشيش که از پشت در ناظر اين ماجرا بود زير لب گفت: 
« خداى من! چه فاجعه بزرگي ! پسرم سياستمدار خواهد شد ! »

+من كه هرچي جلو دستمه مي برم ديگه چيكاره ميشم (اي خدااا)

                            


 

کاش

آرامشــی میخواهم

خلوتــی میخواهم

تــو باشی و من

 

در کنار هم

تو سُکوت کنــی و مَــن گوش کنم

 

و من آرام بگویم ترا دوست دارم و تو گوش کنی

و آرام بگوئی .. من هم

 

و شرمِ زیبائی را بر گونه ی تو ببینم …

 

 

+یکی از سختــ ترین کارای دنیا اینـه کـه برای دیگران توضیح بدی دقیقا چه مرگته

دآستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان زندگي

 

در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالیکه گویی ایستاده بودم!

چه غصّه هایی که فقط سپیدی مویم حاصل شد ،در حالیکه قصه ای کودکانه بیش نبود!

دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نه ،نمیشود.

به همین سادگی! کاش نه می دویدم و نه غصه میخوردم...

 

                      

 

 

+ قابل توجه هركسي كه جديدا نارحته :

  نه تو مي ماني و نه اندوه

   و نه هيچ يك از اين مردم آبادي

    به حباب نگران لب يك رود قسم ،

      و به كوتاهي لحظه شادي كه گذشت..

  غصه هم ميگذرد،

   آن چناني كه فقط يك خاطره خواهد ماند...

 لحظه ها عريانند.

  به تن لحظه ي خود،جامه ي اندوه مپوشان هرگز...

 

 

+اي بابا،خيلي احساس بيكاري و علافي در من شكل گرفتندي ...

+اي سارا كجايي؟؟؟؟؟؟؟؟باز بيا خونمون

+دوستان خيلي دوستون دارم(عاشقتونممممممممممممممممممممم)

 

+ فرزندانم اگه رمز ادامه مطلب خواستندي يه اشاره بدي حله


 

ادامه نوشته

من بر آنم که خوب بودن در این دنیا به خدا سهل ترین کار است

و نمی دانم که چرا انسان

این دانا ، این پیغمبر

ذر تکاپو هایش چیزی از معجزه آن سوتر

ره نبرده است به اعجازه محبت

چه دلیلی دارد که انسان تا این حد با خوبی بیگانه است

من نمی دانم و همین سخت مرا می آزرد.

من نمی دانم.............

http://khateresaz.ir/wp-content/uploads/fd2i3b9kc20wmof88h.jpg
 




+این روزا همش سردرد دارم ؛ فک کنم دارم  میمیرم!
 
+واسه دوستم دعا کنید؛حالش خوب نیست!
 
+یکی هست که به اسم .... میاد نظر میده،رو هر دو وب.دقیقا نمیدونم کیه ولی خب هر وقت کامنتاشو میبینم یه حس ترحم خاصی نسبت بهش دارم! احساس میکنم خیلی موجود بدبختیه،از لحن نوشته هاش میشه فهمید چجور آدمیه و تو چه محیطی بزرگ شده.یه خونه ی پر از دعوا و سر صدا ؛ یه میحط عصبی که باعث شده این شخص کاملا عصبی و عقده ای بار بیاد و بدتر از اون ترسو! نمیدونم چرا از من عقده به دل گرفته ولی اینو میدونم که حتی جرأت نداره خودشو معرفی کنه!به هر حال امیدوارم خدا شفاش بده
 

+ هانيه : شادي روح سارا صلوات رو بلند ختم كن
+هانيه: چشام داره دو دو ميزنه

+تقلید نشانه ی تایید!!!!!!!!(قابل توجه بعضیا!)


 رو این لینک کلیک کن!!!!!!!


هردوتامون : واي بچه ها پيروزي و صعود مقتدرانه (واقعا  مقتدرانه،اولين تيم و با 16 

امتياز و بدون گل خورده)كشورعزيزمون رو به جام جهاني تبريك ميگيم .ايشالا

هميشه به اين شاديا و خوشيا . تو يه هفته دوتا شادي بزرگ .

ما عاشق كشورمونيييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييم.

+سارا:بچه ها حرکت کارلس رو آخر بازی دیدین؟؟؟؟حال کردم با اون حرکتش!!!!!!

ایول........!!!!!

میگم اینم از مزایای دولت روحانیه!!!!!!!
ادامه نوشته

انتخابات

بالاخره نتایج اعلام شد و دکتر حسن روحانی به عنوان رییس جمهور انتخاب شد!

وای که خیابونا چه خبر بود!!!!!!

آخرشم پلیس اوضاع رو کنترل کرد!

من کلاس زبان بودم که به قول استاد ، عروسی روحانی شروع شد!بچه ها استاد رو مجبور کردن کلاس رو تموم کنه و رفتن طرف آفتاب!منم با دوستم یه ۱۰ دقیقه ای تا پایین رفتم!(البته تا یه ربع به ۱۰ در جهاد بودم , کم کم داشت گریه ام میگرفت!!)

با اینکه خودم خیلی مشتاق بودم آقای روحانی انتخابات رو ببره ولی امشب با دیدن بعضی چیزا ترسیدم!

با خودم فکر کردم که آقای روحانی قول آزادی رو به مردم داد ولی بعضیا آزادی رو  تو چه چیزایی میبینن...!

به قول یه دوستی : مردم ایران چقدر بیچارن که منتظرن هر چهار سال یه بار یه حزب تو انتخابات ببره یا ببازه تا بریزن تو خیابونا و .....!

به هر حال انتخاب شدن دکتر روحانی رو تبریک میگم و امیدوارم موفق باشن!

+وسط او همه شلوغی همه داد میزدن روحانی و.... یه پسره گیر داده بود همش میپرسید:کی برده؟

واقعا هم جدی میپرسید!انقد بهش خندیدم!!!!!

دولت تدبير....

سلام دوست جونيا،خوبين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بحث بحثه انتخاباته و ماهم كه عاشق سياست

واي بچه ها ديشب تا ساعت ۲ بيرون بودم آخرشم بابام به زور جمم كرد و گفت دير وقته،يعني خيابونا غوغا بود

ديروز عصر رفتم ستاد جناب روحاني نزديك بود له شم.واي خدااااااا خيلي ديشب حال داد.

ما منتظر شنبه ايم كه پيروزي نامزدمون رو جشن بگيريم(البته اگه بازم...)

وااااااااااااااي خدا منتظرم شدييببببببد.

تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی در بوشهر تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی در بوشهر


به اميد آينده اي روشنتر....

+سارا:

این عکس رو یادت رفت هانیه


  

هوای چشم من و تو چقدر بارانی است

و باغ,تشنه ی یک اتفاق روحانی است

عنوان نداریم!

چه کسے خواهد دید

مُردنمـ رـا بـے تو ؟

گاه مے ـاندیشمـ

خــَبر مَرگ مَرا با تو چه کــَس مے ـگوید ؟

آن زمان کـه خبَر مَرگ مَرـا میشنوے

روے خندـان تو رـا

کاشکے میدیدمـ!

شانه بالـا زدنت رـا

بـے قید

وَ تکان دادن دستت

که مُهمـ نیست زیاد

وَ تکان دادَن سَر

راستے ...

چه کسے باوَر کرد

جنگل جــان مرا

آتش ـعشق تو خاکستر کرد ؟!

[ ـحمید مُصدقـ ]

+اینم از آپ من؛اینجا دیگه شده بود مال اونی؛منم که حسود

+حوصله هیچ چیز و هیچ کس رو ندارم؛دوشنبه که انتظار داشتم به یکی از بهترین روزای مدرسه تبدیل بشه به خاطر چند نفر بدترین روز شد....!

+دیگه حرفی نیست....!

 

اتمام...

سلام

بالاخره امتحانا تموووووووووم، خيلي خوشحالم ديگه راحت شديم ،واي تابستون و خوشي و آزادییییییییییی . ولی خداییش امسال مدرسه خوش گذشت. اينجا هم از اين به بعد آپ ميشه،پارسال كه وبلاگ حذف شد خيلي از لينكاي دوستان حذف شد ،اميدوارم بتونيم پيداشون كنيم. به هر حال دیگه هستیییییییییییییییییییییییییییم

فعلا بااااااااااااااااااای


يادم باشد...

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بربخورد

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

یادم باشد که روز و روزگار خوش است و تنها دل ما دل نیست

یادم باشد جواب کینه را با کمتر از مهر

و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم

یادم باشد در برابر فریادها سکوت کنم

و برای سیاهی ها نور بپاشم

یادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم

و از آسمان درس پاک زیستن

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...

یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند

یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن

به دنیا آمده ام ..... نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان

 یادم باشد زندگـــی را دوست دارم 

غم و شادي

اگریک روز شادشدی آرام بخند تا غم بیدارشه 
واگر روزی غمگین شدی آرام گریه کن تا شادی ناراحت نشه
(( چارلی چاپلین ))

              

آساني

بخـنــد......
هــرچـنــد
 
غـمـگینــی
بـبخــش......
هــرچـنـد
 
مـسکینـــی
فـرامـوش کــن.....
هــرچـنــد
 
دلــگیــــری
زیستــن اینــگــونـــه زیـبـاسـت ...
بخنـــد.....
ببخــش
 .....
و فرامـوش کـــن
هــرچـنــد میدانم ...
آســـان نــیســـت.....

✿❤.....Only Tears.....✿❤

 

این وبلاگ رو تابستون پارسال من و هانیه باهم درست کردیم ولی حذف شد!چند روز پیش تصمیم گرفتیم دوباره راه اندازیش کنیم؛ اولین آپ ۲۰ خرداد!