چه خاكي نشسته اينجا

به پایان آمد این عنتر

کثافت همچنان باقیست...!

آرزو کن آن اتفاق قشنگ بیفتد
رؤیا ببارد
دختران برقصند
قند باشد
بوسه باشد
خدا بخندد به خاطر ما
ما که کاری نکرده ایم...


دیگه اون چشای نازت سگ نداره

وقتی یه خراش کوچیک توی سقف دهنت ایجاد می شه، اگه بتونی بهش زبون نزنی خود به خود خوب می شه؛ ولی نمیتونی...! اون زن برای من مثل اون خراش کوچیک بود...


Fight Club - 1999

اون موقعا که یادم میفتاد فشارمم میفتاد

میرسیدم به دمای یخچال فریزر

الآن که میبینم پشمام میریزه

بعضیا انقد قشنگ دروغ میگن

که آدم حیفش میاد باور نکنه...!

از یه جایی به بعد اگه ببخشی

دیگه از مهربونیت نیست

از بیشعوریته

خاک بر سر میرفت تو کلوب(!) دنبال دوس پسر میگشت

بعد من غصه شو میخوردم...!

بگذریم... خدا لعنتش کنه :)

+ داداش من فقط خوانسار و دوسيب ميكشه!

- آفرين به داداشت :|

آره دیدم که با هم خوبین و رفتم

خدا به همراتون

دست حق باتون...!


تا فهمیدم که با اون شادی

گفتم برو آزادی

تو حزب بادی...!


هر چی که خوبه
یا حرومه...
یا گرونه...
یا چاق کننده س...
یا در دسترس نیس...


یا متأهله.....!

قدم در مسیری گذاشته ایم که دیگر مجالی برای بازگشت نیست...!

ساعت شیش صبحه

الآن من میخوابم بقیه پا میشن

از تو ای قرصصصصصصص واقعا ممنون...

خسته ام

یکی لالایي ویگن رو بذاره...

... و کتاب من چاپ شد!

عزيزم...
كسي مانع گُه خوري تو نميشه...
ولي حداقل سيرموني داشته باش!!!

22 دسامبر شد و تو نيامدي...!

...Scandal

زني كه منو ول ميكنه واسه پول
براي تو هم... براي قلبت
هيچ گهي نميخوره...

من که ارزان فروختم خود را
راستی قیمت شما چند است؟!