درود

امروز بالاخره وقت کردم یه چیزی بنویسم و دلیلش اینه که  مریض شدم و دکتر واسم استراحت نوشته و مدرسه نرفتم.البته به زور.بهش میگم من اگه فردا برم مدرسه حالم بدتر میشه ها.اما اون گفت که تو پسری و قوی هستی.بی خیال...بالاخره تونستم استراحتو بگیرم.دیشب اونقدر حالم بد بود که نگو........تغییر صدا به شکل بد،سردرد شدید در حد تیکی تاکا اسپانیا.......از نوک پا تا بالای ران درد هولناک.......تب و لرز بسیار کشنده......بی اشتهایی....قلب شکسته.......و............

یه بار دیگه امسال اینطور شدم که البته اونقدر درد زیاد بود که اشکم دراومد.یادمه اون موقع با پتو رفتم توی کلاس و با غزاله حرف زدم.وقتی باهاش حرف زدم انگار نه انگار که تا چند ساعت قبلش واسه درد گریه میکردم........اما دیشب غزاله ای نبود که باهاش حرف بزنم.البته بود ولی به قول خودش:بعد سه هفته توی دلش احساسی به من نمونده..آخ...نگاه کن...اومدیم با گفتن مدرسه نرفتن خوشحالی ابراز کنیم ولی دوباره دل بیچاره که بیماره یه یاره.....گرفت و دوباره یاد غم و غصه ها افتادیم.

این چند روز تعطیلی ولایت مامان بودیم.خیلی این موقع از سال سرده.چشمه های آبش اکثرش روش یخ زده بود.منم که عاشق.....به قول مامانم همش لخت بیرون بودم و مریض شدم.البته خیلی خوش گذشت....جای غزاله جون خالی بود.نه نبود.چون تو دل من بود.به هر حال.....یک شب که داشتیم بازی میکردیم و خیلی هم حال داد وقت خواب یاد غزاله افتادم.دیدم همه اون شادی بازی موقت بوده و هنوز یه چیزی کمه واسه خوشحالی و خوشبختی.......خیلی وقته صداشو نشنیدم.تو این هفته بعد از درست شدن صدای تابلو خودم بهش ز میزنم.کاش فقط ضایعم نکنه و حداقل دو دقیقه حرف بزنه...کاش بخنده.حتی به خاطر مسخره کردن من.آخه خیلی وقته خندشو نشنیدم.یادم رفته خندیدنشو.دیشب خوابشو دیدم.وقتی بیدار شدم و یه کم فکر کردم فهمیدم من عین این خوابو دقیقا چند بار دیگه دیدم.شرح خواب رو نمینویسم و اگه یه روز دوباره آشتی کرد فقط به خودش میگم.

راستی؟غزاله ی منو دعا کردین تو این روزها؟دعا کردین توی امتحان کنکورش موفق بشه؟دعا کردین کسی بازیش نده؟دعا ردین گول کسی رو نخوره؟دعا کردین چهره ی واقعی عادل براش روشن بشه؟اینا رو داداش کوچیکتون ازتون میخواد.تورو خدا دعا کنین

دوستش دارم

د.د

د.د

د.د

خدا جون تورو هم دوستت دارم.به خاطر خیلی چیزا...خصوصا چون با آشنا کردن اون با من لذت عشقو بهم فهموندی و بهترین دختر دنیا رو حتی توی این 6 ماه با من یار کردی

ديگه ناراحتش نميكنم

درود

الان رفتم توی سایت گزینه ۲ و کارنامه ی آزمون جمعه ی غزاله رو دیدم.ترازش خیلی خوب شده بود و رتبش نصف شده بود.فهمیدم که چقدر با من بودنش از درسش عقبش انداخته.خوشحال شدم که دیدم خوب شده.حداقل وقتی باهاش رابطه ندارم میتونه به درسش برسه تا به هدفش برسه.چقدر مزاحم درسش شدم و اون بیچاره همش میگفت نترس به درسمم میرسم.

جایی خوندم که روزی مجنون میره در خونه لیلی.لیلی میگه کیه؟مجنون جواب میده:مجنونم مجنوم مجنون.لیلی میگه برو.تو واسه خودت با منی و منو واسه خودم نمیخوای وگرنه میگفتی:لیلیم لیلیم لیلی.اینطور یعنی همه چیزت حتی خودت لیلیه.

اوایل نمیفهمیدم یعنی چی؟ولی حالا انگار بیشتر میفهمم.فکر میکنم من باید بدون اون و صداش و عشق و محبتش باشم و با خودم بسازم تا اون بتونه به درسش برسه و به هدف درسیش.اینطور حتی اگه پیش خودش فکر کنه که فراموشش کردم و دوستش نداشتم با این حال واسه من این مهمه که خودم میدونم واسه درسش حاضر شدم ازش بگذرم.واسه پیشرفتش حاضر شدم قید عشقی که بهش دارمو بزنم.خدا رو شکر که زود با این قضیه کنار اومده.تا ابد دوستش دارم.میدونم باور نداره و دیگه هم این وبلاگ رو نمیخونه.واسه همین حرف دلمو میزنم:هميشه دوستش دارم.با اينكه بعضي وقتي اذيتم كرد اذيتشم شيرينه.ديگه آرزوم رسيدن بهش نيست بلكه ديدن موفقيت هايي كه تو زندگيش به دست مياره.اميدوارم با كسي كه بيشتر از من دوستش داره برسه و نه عادل چون ميدونم اونقدر واسه عادل ارزش نداره كه عادل راحت بهش دروغ گفت.عشق رو براي اولين بار باهاش تجربه كردم و فهميدم لذتش بيش از همه ثروت ها و چيزاي دنياست.من هر وقت چيزي خواستم واسم آماده بوده ولي هيچ كدومش شيريني عشقي كه باهاش داشتمو نداشت.عشق بهترين چيز تو دنياست.تا وقتي موفقيت هاشو ببينم واسش مينويسم.واسه ي اين دختر پاكي كه با مثل من اسير عشق شد و عشق باعث شد خيلي ضرر كنه و من هم مقصر بودم.

2هفته  اي هست كه با هيچ كس رابطه ندارم.البته در حد سلام هست.نميزارم كسي بياد توي قلبم چون معلومه هيچكس اون نميشه كه منو فقط به خاطر خودم بخواد و من بشم زندگيش.به خاطر خيلي از دليل ها اينو ميگم كه فقط اون ميدونه و من وخداي ما.آخرشم نفهميدم چرا رفت ولي ديگه مهم نيست كه بدونم چون فهميدم واسه ي پيشرفت رفت.پيشرفت من و خودش.از نظر من عشق چيزيه كه مثل بهشته و وقتي يكي رو كه دوستش داري باهاش حرف ميزني يعني همه دنيا واسه توست.ولي اگه بري طرفش نابود ميشي.البته عشق منطقي هم هست كه نابودت نميكنه ولي لذتش كمتره مسلما.

عاشق صداشم...عاشق خنده هاش...عاشق عشقش و كوتاه اومدن و بخشيدناش...خوش به حال كسي كه يك عمر از اين چيزاش بهره مند ميشه و ميشه شوهرش.به خدا نعمتيه:پاك نجيب با حيا دوست داشتني دوست واقعي و به طور كلي يار.يه يار واسه وقتايي كه دلت ميگيره.وقتايي كه تنهايي.ديگه با كسي دوست نميشم(دوست يعني يار).چون غرورمو يه بار شكستم واسه ي غزاله و ارزششو داشت.ولي كس ديگه اي ارزش اونو نداره كه غرورمو بريزم به پاش.من اونقدر دوستش داشتم كه حتي به بابام گفتم با اون دوستم.اون واسم يه ارزش بود و هست.چيزاي خوب خيلي يادم داد.ممنونم ازش.هميشه سعيم اينه جوري كمكش كنم كه نفهمه.از امروز...

دوستش دارم تا ابد

د.د

د.د

د.د

قربونش برم.....

د.د

حيف ديگه مال من نيست...

خدا رو شكر كه موفق و خوشحاله...

براش دعا كنين كسي بازيش نده...

ياد گريش افتادم

چقدر صداش قشنگ شده بود...

بي خيال....بذار اين حرفا تو دل بمونه........

مهم اينه اون خوشحال و موفقه ............

د.د

دیشب گریه کرد....

سلام

سلام آدما...خیلی این چند وقت سرم شلوغ بود.امروزم کار زیاد داشتم ولی دلم دیگه طاقت نیاورد.

دیشب باهاش حرف زدم.با غزاله...گفت میخواد بهم کادو بده.گفت خودش میاد و کادو رو بهم میده.خیلی خندید.خیلی...گفت با رقیبم(عادل)تا ابد به هم زده و بهش محل نمیده...

ولی...ولی یک ساعت بعدش عادل باعث کاری شد که بهم بگه دوستم نداره و گفت دیگه باهاش کاری نداشته باشم.منم گفتم باشه...دیگه حتی صداشم نمیتونم بشنوم.دیگه حتی اس ام اس هامو نمیخونه.چون با خوندنش آرامشش به هم میریزه.گفت چون آرامش خودشو به من ترجیح میده فهمیده دوستم نداره...ولی من فکر میکنم اون عشق رو خیلی دور از دسترس میبینه.

من عشق لیلی و مجنونی رو نمیخوام.عشق منطقی...اگه عشقمون منطقی باشه نه چشممون واسه عشق کور میشه و نه فقط بدی میبینیم.

واسم دعا کنین برگرده.اون تمام امید منه.همه انگیزه ی من واسه درس خوندن و زندگی  هر چیز دیگه ای

دعا کنین برگرده...به خدا قدشو بدونه...دعا کنین وقتی برمیگرده دیگه رقیبم واسش مهم نباشه.

از دیشب تا حالا که رفته حال عجیبی دارم.دیشب گریه کرد...کاش میتونستم اشکاشو پاک کنم.ولی اون میخواد بره.به خاطر اینکه عادل یه چیزی گفته.خیلی نارااحت بودم دیشب.از  گریش معلوم بود که اونم ناراحته.معلوم بود راضی به رفتن نیست...

دعا کنید برگرده و قدر همو بدونیم و عشق منطقی داشته باشیم...

تورو به خدا دعا کنین.

اگه کسی اونو میشناسه کمک کنه.

.........................

ع مثل علی رضا مثل عاشق یه دختر به اسم غزاله...

غ مثل غزاله مثل غم مثل غمخوار علی رضا...

 

همش میشنیدم که پسرا با احساساته دخترا بازی میکنن.

همه دختر میگفتن پسرا اونا رو فقط واسه لذت و سرگرمی میخوان.ولی حالا یه دختر که بزرگتر منه دل منو شکسته.دیشب فهمیدم بزرگترین حسرت اینه که عشقت بهت بگه:دوستت ندارم.با پسرای توی خیابون واسم فرق نداری.

خیلی سخته کسی که بهت گفته:کی رو بهتر از تو میتونم پیدا کنم یا بی تو میمیرم یه روز بهت بگه که ازت متنفره.خیلی سخته حتی دلیل رفتنشو بهت نگه...سخته همه احساستو بکشو و بگه بهش ربطی نداره که من چه حالی دارم.خیلی سخته مدتها صداشو بشنوی و هی بهت بگه:مزاحم و مدتها حسرت شنیدن خنده هاش و دوستت دارم گفتناش دیوونت کنه.

کسی با نام قلب توی پست قبلی نظر داده پسرا هر کاری بخوان بادخترا میکنن.حالا میخوام از ایشون بپرسم حالا این پسر باید با عشق از دست رفتش چیکار کنه؟

بگین دیگه.....

فکر نمیکردم

گفتم نرو،بی تو زندگی واسم سخت میشه،بیا منطقی باش،دلمو نشکن،به حرمت عشقی که  داشتیم کوتاه بیا.ولی گفت:حرفای تکراری نزن.نمیدونست که این عاشق دیوونش واسه این اینقدر این حرفا رو میزنه که فقط واسه یه بار بهشون فکر کنه.

فکر نمیکردم رقیبی که بهم گفته بود به خاطر من حتی جوابشو نمیده بگه یه کاری بکن تا بفهمی واقعا دوستت داره یا نه و اون این کارو بذار معیار واسه دوست داشتن یا نداشتن...

فکرشو نمیکردم درحالیکه بهم گفته بود بهم اطمینان داره یه روز بفهمم اصلا دوست داشتنمو باور نداشته.

فکرشو نمیکردم به من بگه مزاحم نشو ولی با رقیبم حرف بزنه...

فکرشو نمیکردم اگه بهش بگم عزیزم،قربونت برم و ...بهم برگرده

فکرشو نمیکردم تلخ ترین حرفی که بهم میگه این باشه:جواب خسرو(رقیبم)رو میدم ولی تو مزاحمی...

فکرشو نمیکردم چون بهش اعتماد کامل داشتم.ولی اون باورم نداشت

آره.فکر کردن بهش میسوزونه....میسوزونه...د..ل..و

خدایا...

خدايا خداوندا

از آن بالای ابرها

به من نگاه كن

به غم های من

به دردهای من

به اشكي كه در چشمانم جمع شده

به گره ي ابروانم

من بي دليل نيستم

چيزي بايد

چيزي بايد به من داده مي شد

حواست هست

دوباره صداشو شنیدم

ساعت 12.13صبح تک زنگ زد.با این که گفته بود شمارمو پاک می کنه.بهش زنگ زدم.حرفای خوشایندی نزد ولی چون صداشو شنیدم انگار دنیا رو بهم دادن.شاید یک دقیقه هم نشد.لحن صحبت کردنش مهربون و آروم نبود ولی با هر حرفی باهام حرف بزنه من دوستش دارم و این واسم مهمه که صداشو میشنوم.دیشب دوباره گفت:شمارتو پاک می کنم که چنین مشکلی پیش نیاد.ولی باز امروز اس داد.اینا یعنی امید...یعنی میتونم دوباره به این فکر کنم که باهاش باشم.البته حرفاش دل شکن بود.انگار اصلا باور نداره که دوستش دارم.نمیدونم چرا اینطور شده؟چرا حرفامو باور نداره.نمیدونم....

اگه باهاشم نباشم به فکرشم،برای اون مینویسم،دعاهامو راهی راهش میکنم.برای اون زندگی میکنم.

حالا که امید بودن تو در کنارم داره میمیره

منم و گریه ی ممتد نصف شب و دوباره دلم می گیره

حالا که نیستی و بغض گلومو میگیره چه جوری بشکنمش؟

بیا و  ببین دقیقه هایی که نیستی اینقده دلگیره...

که داره از غصه میمیره....

خدایا بهم تحمل دوریشو بده.....

خدایا شنیدن صداشو میخوام.حتی با لحن ناخوشایندش....

چیز ترین

مناسب ترین کلمه:خداوند
زیبا ترین کلمه:عشق
پر احساس ترین کلمه:محبت
پر معنا ترین کلمه:نگاه
عالی ترین کلمه:دوستی
تلخ ترین کلمه:جدایی
دردناک ترین کلمه:خیانت
بدترین کلمه:تمسخر

چرا یه آریایی درباره ی ایران نمینویسه

پسرک گریه می کرد.سال سوم ریاضی.ریش و سبیلش در اومده بود.هق هق میزد. واسه عشقش.عشقی که بهش گفته بود دیگه نمیخوام با پسری که ازم کوچیکتره دوست بشم.دختر8-7ماه بزرگتر از پسره بود.ولی زندگیش اون دختر بود.

اسم نویسنده رو گذاشتم بدبخت چون وقتی به دختره میگفتم بدبختم میخندید.گذاشتم بدبخت تا هروقت خوندمش یاد خنده هاش بیوفتم...

حالا یه سوال؟آیا اینکه عاشق دختری بزرگتر از خودت بشی جرمه؟شنیده بودم عشق همه چیزو آسون میکنه.ولی عشق نتونست کاری کنه که اون دختر از اشتباهات پسره بگذره.

اون پسر واسه کسی مینویسه که همه چیزشه حتی ایرانش........

پسره حرفاشو اینجا مینویسه تا شاید عشقش بخونه

شاید..............



ايراني نيستيد اگه بگيد خليج فارس

درود

شايد عنوان عصبانيتون كنه ولي عزيزان دلم دليل اين حرف اينه كه"فارس"كلمه اي عربي هستش و ما كه ايراني و آريايي هستيم بايد جايي كه مال ماست رو به زبون خودمون صدا كنيم.پس از اين به بعد همه ي ايرانيان عزيز به جاي خليج فارس بگن"شاخاب پارس".

لطف كنيد و وقتي كلمات اصيل ايراني مصطلح هست كلمات عربي رو به كار نبريد.

يه چيز ديگه.ايرانيان با همه قلمرويي كه داشتند فقط آريايي ها و ايرانيان رو ايراني ميدونستند و به باقي مثل مردم بابل و ...انيران يعني غير ايراني مي گفتند.پس ما هم ايرانيان رو در برابر ديگر ملت ها جدا ومتمايز بدونيم.

زنده باد ايران

زنده باد كورش بزرگ كه عشق او در دل و جان ما ريشه كرده.

زنده باشيد شما آرياييان

حرف سنگینی از ته دلم

درود

مي خوام براتون از غم بگم.اين پست غم دل يه آرياييه.

امروز رابطه ي من با يكي از بهترين دوستام قطع شد.منم خيلي ناراحتم و واسه همين يك شعر گفتم.خواهش ميكنم بخونينش و توي نظرها بهم دلداري بدين.دوستي من با اون تنها اشكالش نظر اسلام بود وگرنه هيچ چيز بدي بينمون نبود.اسم دوستم غزاله هست.اسم اصلي منم علي رضا:

سلام بابا بزرگ حالت چطوره+پيش خدايي احوالت چطوره

آره منم نوت منو نديدي          +قبل من از دنيا تو پر كشيدي

چنتا سوال اومده توي مغزم     +فكر مي كنم بهش فقط ميلرزم

خوب حالا وقت اولين سواله    +مربوط به دوستي با غزاله

بابابزرگ حق من آخه اين بود  +درسته رابطه خلاف دين بود

اما حالا كه احساساتي هستم     +در دل به روي عشق نبستم

حالا كه من عشقشو پيشه كردم  +دوستيشو توي قلب ريشه كردم

بازم بايد اينطوري بامن ميكرد  +بذاره من رو توي رنجو تو درد

خدايي انصافي نبود كار اون    +منم نبايد ميشدم يار اون

بابا بزرگ وقت تو اين كارا بود+كه دوستيتونو بشكونه1حسود

من نميدونم كه چرا قهره بام     +فقط ميدونم خيلي بي رحمه بام

چقد قشنگ آره چقده ساده        +دل به دلش بستمو بي اراده

بهم ميگفت همه اميدم تويي      +تو تاريكي رنگ سفيدم تويي

منم چه ساده گول اونو خوردم   +عاشق شدم درسته پاشو خوردم

چي بگم آخه خالي كه نميشم     +تو خواب ميديدم كه ميادش پيشم

دل منو نديده برداشتو رفت      +آتيش عشقمو روشن كرد با نفت

من كه ازش نميگذرم آقاجون   +ميشه بگي حرفامو به خدامون

بهش بگو ديوونه ي دخترس    +بابا بزرگشم آره اين نوس

وساطت مارو بكن پيش اون    +بگو شده دلم اسير و حيرون

بهش بگو ديگه اميد ندارم       +كه اون بشه تو آسمون ستارم

بابابزرگ راستي يادم رفت بگم+بهش بگو عقلي بده بم يكم

تا اينقده ساده دلم رو ندم        +يادم مياد به گونه هاش بوس زدم

البته توي خواب نه تو بيداري  +رفتيم باهم يكم قايق سواري

(اينجا بود كه غزاله يه اسمس داد):

الان برام يه دونه اس فرستاد  +با خوندنش دلخوشيام پس افتاد

نوشته باشه ديگه اس نميدم    +ديگه تو نيستي عشقمو اميدم

علي رضا واسه هميشه مرده  +من نميگم مخابرات رسونده

نگفته كه از وقتي قهركردباهام+اومد پايين اشك روي گونه هام

راستي خداحافظي هم نوشته   +خدايي اينا كار سرنوشته؟

1سالي من كوچيكترازاون بودم+درسته ميدونستم اينو خودم

كه خيليا به دوستيمون ميخندن +وقت جدايي چشما رو ميبندن

شايد كه مهسا اونو راضي كنه +دوباره اونو توي بازي كنه

(مهسا دختر داييشه)

بازي عشق من ديگه بابايي  +حواستو كجاست بگو كجايي؟

تو اين بازي هر ستي رو مي باختم+سخت بودش اما باهاش مي ساختم

مي ساختم آخه ديگه راهي نبود+اگه مي رفت دنياي من بود كبود

مي گم سوال دوم من اينه    +خدا كه خوب داره منو ميبينه

چرا نميرسه به داد دلم       +من كه دارم حرفامو باهاش ميگم

از قول من بگو بهش خداجون+ميبيني قلبم شده دردوداغون

پس بكن آروم دل بي چاره رو+خونه بده اين دل آواره رو

آخه خدا مگه گناهم چي بود؟+اسير عشقش شدمو دل كبود

حالا چرا فرستاديش تو قفس+اين دل بيچاره رو بي هم نفس

اصلا حواس دلمم اينجا نيست+بسه بريم سراغ باقيه ليست

ليست غمايي كه گذاشته تو دل+يار سفر كرده ي خوش آب و گل

نه نميخواد حرفا تموم نميشه +اكثر جمله ها شده كليشه

اصل همه حرفاي من اين ميشه+نتيجه ي فروش ما تو گيشه

تو سينماي دنياي كليشه     +دوستش دارم تا آخر تا هميشه

حتي اگر كه يار من نباشه  +يا كه بره از دل من جداشه

هميشه فكر من به اون اساشه+عشق جنازه ي علي رضاشه

غزاله عاشق علي رضاشه+البته خوب اگه دروغ نباشه

(ساعت12:51ظهرتمام شد.همان موقع اس ديگه اي داد.)

انگاري شعر من تموم نميشه+انگار بايد شاعر باشم هميشه

دوباره اس داده ولي يه نكته +ميخواد بگه واسه مهسا نوشته

نوشته من زوري بهش اس ميدم+شك داره به عشق و علاقه ي من

باقي اين اسش خيلي مهم نيست+البته مربوط به كار دل نيست

توي اس بعدي واسم نوشته +ببخشيدا اين كار سرنوشته

من نميخواستم به شما اس بدم+باور بكن نبوده دست خودم

اشتباهي اومده واسه شما+ديگه نگفته تو،نوشته شما

گفته شمارتونو پاك ميكنم+يادتونو من ديگه خاك ميكنم

اما خدا نميدونه انگاري+وقتي كه اس(اسمس) مياد واسم هرباري

ياد اساي اون ميوفته دلم+تو ميبيني دنياي بي حاصلم

با اين كه من خيلي بودم عاشقش+ريا كه نيست شايد بودم لايقش

اما نوشته داشته شك به عشقم+من اسامو از ته دل نوشتم

مهم اينه خدا كه تو ميدوني+من نميميرم از بي هم زبوني

ولي كاشكي بهم يه اطمينان داشت+يه دونه گل ازم تو قلبش ميكاشت

فقط يكي كافيه بيشترم نه+همين قدم راضيه اين قلب من

بسه ديگه كار مغازه مونده+درسته عشق اون منو سوزونده

ولي ديگه بايد برم بي خيال+مهم اينه نمونده ديگه سوال

البته مونده،واسه ي چي دروغ+اما بگم كه چي،كجاس كشك و دوغ

خوب ميدونم خدا كه حرفت اينه+كار دوتاي ما خلاف دينه

پس خداجون كمك بهم نميدي+ولي بازم تو وقت نااميدي

ميام پيشت چون تويي همدم من+ميدي بالا هميشه تو كم من

لپ كلا شعر دوم اينه+بابا طاهر ايدونه اي دل خينه

فارسي اون ميشه درسته خستم+ولي در دلو به روش نبستم

مشكل شعر من خيلي زياده+خدا رو شكر يه خورده رو بم داده

(ساعت1:21بعدازظهر تموم شد).

72بيت شد.اميدوارم غزاله با خوندن اين شعر بفهمه چقدر دوستش دارم.لطفا نظر بدين.از اونم ميخوام نظر بده

زنده باد خاك عاشقان،ايران

سلام ایران

درود

یه شعر واستون گذاشتم برین حال کنین.جون من حفظش کنینارزششو داره

سلام ای خاك خوب مهربانی
درفش سر فراز كاویانی

سلام ای گم شده در بودن خویش
به یغما رفته هم آیین و هم كیش

سلام ای سرزمین آریایی
دریغا دوری و درد و جدایی

سلام ایران من كه رفتی از یاد
كه بودی مهد خوبان خانه ی داد

سلام ای اهل دل را جای ایمن
دلیران را دل خاك تو مامن

سلام ای شهر خوب شهر آرش
سیاوش را كجا می سوزد آتش

چرا شب ناله ی تلخی تو اكنون
هراست كی بدی از دشمن دون

كجا تیمورو چنگیز و سكندر
توانای نبردت ای قلندر

شگفتا گر ببینت روشنایی
نهان ماند نوا در بی نوایی

ایول به شاعرش

افلاطون در مورد کورش بزرگ چی گفته؟؟؟

درود

هر از گاهي نظر بزرگان رو در مورد كورش بزرگ براتون مينويسم.

افلاطون:كورش سرداري بزرگ بود.در زمان او ايرانيان از آزادي برخوردار بودند و بر بسياري از ملتهاي ديگر فرمانروايي مي نمودند،به علاوه او به همه مللي كه زير فرمانروايي او بودند آزادي ميبخشيد و همه به او احترام مي گذاشتند.سربازان او پيوسته  براي وي آماده ي جانفشاني بودند و به خاطر او از هر خطري استقبال مي كردند.

خوب افلاطون گفته ايرانيان بر ملتهاي ديگر فرمانروايي ميكردند.ولي حالا چي؟عرباي...اسم جعلي خليج...رو جايگزين خليج فارس كردند و بر جزاير سه گانه هم چشم دوختند.اين يكي از اون چشم داشتها به كشور ما و يكي از اون سقوط كردن هاي ايرانيانه.

ولي ما ايرانيان اگر با هم باشيم ميتونيم عزت ايران رو به قبل برگردونيم.كافيه با هم و به خاطر ايران عمل كنيم.

زنده باد خاك كورش كبير

اهانت بزرگ از خائنین بزرگ به کورش بزرگ

درود

همونطور که میدونید منشور افتخار آمیز کورش بزرگ برای نمایش به ایران اومده.(نگران نباشید چون چهار ماه دیگه برمی گرده لندن).اینو واسه اونایی میگم که ندیدن و نشنیدن.آقای احمدی نژاد چفیه ای به گردن خر انسان نمایی که مثلا کورش بزرگ بود انداخت و اون خائن هم جلو این آقا زانو زد.مطمئنا این کار از روی چاپلوسی طرف نبوده و از چفیه انداختن پیداست که برنامه ریزی شده بوده.حالا می خوام بدونم نوجوونا و جوونای غیور ایرونی این حرکات رو توهین بزرگی به بزرگترین مرد تاریخ 7000ساله این مرز و بوم نمیدونن؟تا حالا چند نفر بعد از گذشت اون ماجرا این توهین و خیانت رو در وبلاگ هاشون منعکس کردن؟(البته به جز اونایی که وبلاگشون سیاسیه)؟تا حالا چند نفر توی وبلاگی که درمورد خاطره نویسی یا حرف دل نویسنده یا ورزشی این مطلب رو خوندن؟کسی نیست که بگه هستند کسایی که هنوز قلبشون واسه ایران و کورش بزرگ میتپه؟خاک بر سر ما که روزی رئیس جمهور کشورمون که باید بیش از همه به فکر تاریخ و هویت ایران باشه میاد و چفیه گردن کورش نمایی میندازه.مگه همین آقا توی تخت جمشید نگفت:اسلام پیروز است؟حالا چی شده با کورش دوست شده؟یکی بیاد به این آقا بگه کورش بزرگ کسی هست که توی هر زمینه ای تو و امثال تورو گذاشته تو جیبش و تا آخر دنیا آدمی مثل اون(از بین غیر معصومین)پیدا نمیشه و مقامش از خیلی پیامبران بالا تره و البته که به نظر خیلی از مورخان خودش هم پیامبره.حالا آقا رفته با مسلمون کردن اجباری و خیالی کورش و طبعا اونایی که تو خط کورش هستند واسه خودش توشه ی آخرت بفرسته.والله حرفای من از روی کینه و بغز نیست ولی انصافا خدا اون دنیا به وظیفه ی این آقا نسبت به مملکت بیشتر توشه میخواد یا در مورد مسلمون کردن بقیه و امثال ایم کارهای ظاهری؟آقا برو واجت رو انجام بده.وظیفه ی واجب اینه که وظیفه ای رو که قبول کردی رو به درستی انجام بدی تا پس فردا خودتومدیون به 70میلیون نکنی.متاسفانه هرکی میاد روی کار ظاهرنمایی میکنه و از اصل کارش دوره و فقط بحث این آقا نیست.خلاصه که چه بگویم که ناگفتنش بهتر است

از همه ی شما میخوایم به این آقا تبریک بگید که با این کار کورش بزرگ رو مسلمون کرد و بسیجی اونم بسیجی این دوره که هدفش کم شدن سربازی و... هست.بسیجی کسی بود که رفت و به خاطر ما از همه چیزش که جونش باشه گذشت و بسیجی بودن واسش افتخار بود نه امتیاز.

از همه میخوام درمورد این اقدام توی وبلاگشون پست بنویسن تا همه بدونن کی قلبش واسه ایرانش میزنه و کورش بزرگ عشق میورزه.به نظر من این کار وظیفه ی واجب تموم وبلاگ نویسان هست.حالا موضوع وبلاگ مهم نیست.مهم اینه که بگه من درباره ی هرچیز بنویسم واسه ی ایرانم مینویسم.

خشمتون رو از این اقدام در وبلاگتون و نظرها ابراز کنین.

زنده باد ایران و ایرانی

باغ موزه ی نادری

درود

حدود ده روزی با خانواده رفتیم مشهد.یکی از جاهایی که در اونجا دیدیم باغ موزه ی نادری بود.اطلاعاتی رو درباره ی این باغ بهتون میدم که امیدوارم مفید باشه.البته اکثرش رو از پدر جان و مطالعه ی خودمه و در اونجا خیلی توضیخات غنی وجود نداشت.اکثرشو خودم میدونستم.خانمی که قبلا هم اونجا رفته بود و همچنین پدر جان گفتند که خیلی از اطلاعات و اشیایی که  سال های قبل بوده دیگه  وجود نداره توی این باغ.به قول خانمه اگه میتونستن قبر نادرشاه رو هم نابود میکردن.

خوب بریم سراغ لپ کلام.این باغ در چهارراه شهدا مشهد واقع هست.دو تن از مردان خوش نام ایران زمین در این باغ آرام گرفتند.اولی شهریار توانای ایران زمین نادر شاه افشار هست که بعدا پستی کامل دربارش مینویسم.اما به طور خلاصه میگم که اسم نادر هم اسم جدش"ندرقلی"بوده.توی سی و چند سالگی به سپاه شاه طهماسب می پیونده.افغان ها رو از ایران بیرون می کنه و اقتدار ایران رو برمی گردونه و قلمرو ایران رو از شمال به دریاچه ی آرال،شرق قسمتی از هند،غرب قسمتی از عراق و ترکیه و جنوب تا پایین تر از دریای عمان و خلیج تا ابد فارس و اون موقع هم فارس بوده.اون موقع عربای...مثل هزاران سال دیگه تحت نفوذ ایران مقتدر بودند و ادعایی هم نسبت به جزایر سه گانه نداشتند."قابل توجه بعضی ها".نادر شاه معتقد بوده که استقلال مملکت به وجود سپاه بستگی داره و باید شکم سرباز را سیر کرد و به امور خانوادش رسیدگی کرد بعد ازش انتظار وفاداری و خدمت رو داشت.نادر در اواخر عمر ظلم و سختگیری زیادی کرد و پسرش رو کور کرد.در 20ژوئن قرن 18 میلادی سه نفر هنگام خواب نادر به چادرش میرن.نادر دوتا رو میکشه ولی سومی کار نادر رو تموم میکنه که البته نادر سومی رو هم درحالیکه زخمی بوده میکشه.اکثر مورخان عمر سلسله ی افشاریه رو به حکومت نادر محدود میدونن.

حدستون درسته چون آرامگاه نادر قبل از انقلاب و در دهه ی سی ساخته شده.قبر نادر شاه در گوشه ای از یک بنای سرپوشیده هست.سقف این مکان شبیه خیمه هستش و زیر خیمه سطح  پایین تر از دیگر قسمت هاست.دلیل:سقف شبیه خیمه هست یعنی مکان دفن خیمه هست و این به دلیل اینه که نادر خیلی اهل جنگ بوده.سطح پایین تره چون وقتی میری پایین سرت خم میشه و این احترام به این شاهنشاه توانای ایرانیه.قبر در گوشه ی خیمه هست چون نادر همیشه در گوشه ی خیمه می خوابید.همه ی این اطلاعات از پدر جان هست.نمیدونم چطور میخوان به مردم دلیل این معماری رو بگن وقتی هیچ توضیحی دربارش ندادن.

در قسمت دیگر آرامگاه مجسمه ای مفرغی از نادر هست که بسی بزرگه و  نادر سوار بر اسبی سرکش و یارانش به دنبالش  که ابهت نادر رو خفن میرسونه که اون هم قبل از انقلاب ساخته شده.دو موزه هم در این باغ هست که یکی عکس و توضیحات "البته کم" داره و یکی وسایل دوران افشاریه هست.

در قسمت دیگر باغ کلنل محمد تقی خان پسیان آرمیده که  طبق اطلاعات موزه به ایران خیلی خدمت کرده."خیلی اطلاعات دقیقی نداده بودند و پدر نیز اطلاعی نداشت".فقط یک سخن باحال از کلنل:مرا اگر بکشند قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد کرد و اگر مرا بسوزانند خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد.

امیدوارم هر چند کم  به دردتون بخوره

نظرسنجی ما آب و روغن نداره.یه کم راهش بندازین.نوید قربونتون بره

زنده باد ایران