دلتنگی هام
یادش بخیررررررررررررررررررر

یادش بخیررررررررررررررررررر

دیگر تنها نیست
من شده ام تک پا
این ادعا نیست
هردو عاشق زیر بارون
منتظر کلاغای توی ناودن
چیک چیک بارون
رو گونه های من و مترسک
در آرزوی بوسیدن دستهای قاصدک
اشکای بارون تو این حوالی
من و مترسک غریب و تنها
توی این مزرعه ی گندم های خیالی ....

چشماتو بستی به روی نگاهم
در انتهای تابوتت نبود ردپایم
گفتی این موج و قایق است
و نشنیدی صدایم
بر مزارت بوسه زد،
شاخه گل نرگسم


سلام به همه دوستای خوبم
من جمعه 10/20 میرم مشهد تا 10 روزم نیستم
همتونو دوست دارم به جای همتون بخصوص اونای که هوای
امام رضا رو کردن دعا می کنم برام دعا کنید دوباره برگردم
پیشتون ....
دلم باران ، دستم باران
دهانم باران ، چشمم باران
روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ...
هر اذانی که می وزد
پنجره ها باز می شوند

صدای می شنوم
نفس،
نفس.....
هق،
هق کنان....
صدای پای باد

آن میخانه خراب است
این دل درد آشنا نداند ره میخانه
ره خراب است
از بس این دل نشته بر ره این ویرانه
میخانه چه سود؟برای تسکین این دل دیوانه....

در این پیداهای پنهان
پاییز جدای را بیدار ساخته است
در این شب های بی آسمان
دل هوای باران خواسته است
در این روز های زمستان
نفس صدای باران داشته است
در این هوای پریشان...

و گفته باشند و خواهند گفت !!!
زندگی انشایی است که تنها باید خود بنگاریم ؛
باشد که موضوع انشای زندگیت "خدا" ،
مقدمه اش "عشق او" ،
و انتهایش "نگاه او" باشد ...
آمیــــــــــــــــــــــــــــــــن
دلتنگم نه به خاطرتنهایم......
دلتنگم چون پاییزمی رود....
دلتنگم چون زمستان می آید و او هم می رود.....
ومن می مانم و..........
