فکرهای معمولیِ یه آدم غیرمعمولی

مانی شنبه ۱۴۰۵/۰۱/۱۵، 15:13

راستش را بخواهید…

انگار کلمه‌ها یک جایی وسط شلوغی زندگی ام جا ماندند…
یا شاید من جا ماندم و آنها رفتند…

ولی یک چیز عوض نشد—
این‌که هنوز،
گاهی یه فکرِ بی‌هوا میاد سراغم
و ولم نمی‌کنه
تا وقتی که بنویسمش.

اینجا قراره
همون فکرهای ول‌نکن باشن…
همون جمله‌هایی که نصف‌شب به سر آدم می‌زنن…
همون چیزایی که نه خیلی مهمن،
نه خیلی بی‌اهمیت…

فقط واقعی‌ان.

شاید بعضیاشون جدی باشن،
شاید بعضیاشون خنده‌دار،
شاید هم ترکیبی از هردو…

ولی یه قانون داره:
اینجا،
همه‌چیز از فیلتر «قشنگ‌نویسی» رد نمی‌شه.

پس اگر یه‌جاهاش
یه‌کم عجیب بود…
یا یه‌کم زیادی واقعی…

تعجب نکن.

این‌جا…
جای امنِ فکرهای معمولیِ یه آدم غیرمعمولیه.

آدم های بلاگفا

مانی پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۱/۱۳، 14:42

من فکر می‌کنم…
آدم‌هایی که هنوز در بلاگفا می‌نویسن،
یه جایی از دلشون،
با زمانه کنار نیومده…

نه از سر لجبازی…
نه از سر عقب‌موندن…
از سرِ وفاداری.

وفاداری به روزهایی که
کلمه، هنوز عجله نداشت…
و نوشتن، برای دیده شدن نبود…

برای دل بود…
برای خالی شدن…
برای اینکه کسی،
شاید جایی…
بی‌صدا بفهمدت.

آدم‌های بلاگفا،
بلند حرف نمی‌زنن…
ترند نمی‌شن…
اما عمیقن…

مثل نامه‌هایی که هیچ‌وقت پست نشدن،
اما هنوز بوی احساس می‌دن.

شاید تعدادشون کم باشه…
اما هنوز هستن…
و هنوز می‌نویسن…

در جهانی که همه می‌خوان دیده بشن،
آن‌ها
فقط می‌خوان
فهمیده بشن…

و من…
دوباره برگشتم…
به جایی که
می‌شه نوشت،
بی‌اینکه تظاهر کرد…