×دختـــــ ـر بیــ درد ســـ ـر×
به وبلاگ جدید من حتما سر بزنین :)
×دختـــــ ـر بیــ درد ســـ ـر×
به وبلاگ جدید من حتما سر بزنین :)
ایــــــنــ وبــــلآگــــــ دیگـــــــــه
آپـــــ نمــیـ شــه :|

دلــــمـ تنگــ استــ
دلــمـ مـــــی سوزد از بآغــــی که مــــی سوزد
نه دیــــدآری
نه بیــــدآری
نه دستــــی از سر یآریــ
مــــرآ آشــــفته میــــدآرد چنینــ آشــــفته بآزآریــ . . .

+ میگن غمتو به هیچکس نگو ٬ حتی به چشات ٬ چون اونم اشک میریزه و رسوات میکنه . . .
آدمـــ گآهـــــــی تو زندگیشـــــــ مــــــی تونه همــــه چـــــــیز رو فرآموشــــ کنـــــه
تمومــــــ لحظـــــــه هآ ٫ تمومــــــ صحنــــــه هآ ٫ تمومـــــ آدمــــ هآیــــی که بهشـــــ برخوردنــــ
تمومــــــ چیــــــــزهآیی که دیــــده و کآرآیـــــــی که کــــــــرده
و بـعـدشمــــــــ برآشــــــ عآدتـــــــ شده !
امــــآ هیچوقتـــــــ نمـــــــــی تونه لحظـــــه ای که برآی اولیـــنــــ بآر یه کآری کـــــرده
فرآمــــــــوشــــــ کـــــــــــــــــنه !
+ آدم وقتی به آخر راه میرسه ٫ تازه یادش میافته باید برگرده پشت سرش رو نگاه کنه ...
+ فقط میخواستم او بهم افتخار کند همین...نمیخواستم که ازم دلخور شود ...
پــــــس ، خداحافظـــــ
گریــــــه نکن و بخنـــــــد
اون روزهــــای با احســــــاس ،
من اونـــــــارو به عــــنوان هدیــــــــه مبینـــــــم و میدمشـــــــون به تــــــو
پــــــس خداحافظـــــــ
کســـــــی که یه بار تــــوی تاریکــــــــی پنهــــــان شد ...
من بهتــــــ احتیـــــــاج دارم ...
من به دوبـــــــاره عشقتــــــــ احتیـــــــاج دارم ... :(

من که مــــی دانم شبی عمرم به پایان مـــــی رسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان مـــــی رسد
من که مــــی دانم که تا سرگرم بزم هستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان مــــی رسد
"پس چرا.پس چرا عاشـــق نباشم"
من که مــــی دانم به دنیا اعتباری نیست
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست
من که مــــی دانم عجل ناخوانده و بی دادگر
سر زده مــــی آید و راه فراری نیست
"پس چرا.پس چرا عــــاشق نباشم"
من که مــــی دانم شبی عمرم به پایان مــــی رسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان مــــی رسد
"پس چرا.پس چرا عــــاشق نباشم"

نقاش باشی!
چقدر می گیری
بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنگ کنی؟
بعد برای دیوار اتاق دلم
یک روز آفتابی بکشی که نور آفتاب تا میانه اتاق آمده باشد
راستی من روی صورتم یک خنده می خواهم...
نرخ ِ خنده که گران نیست؟
.
.
.


اگه نمیخوای ج بدی اصلا کامنت نذار ...
لطفا پاسخ خود را cm کنید ...
سوال 1 : تا حالا شده به عمق یک کلمه فکر کنی ؟
بعد نسبت بهش یه احساس خوب یا بعد پیدا کنی ؟
....................................................................................................................
سوال 2 : آیا تا به حال به چیزی که دوسش داری فکر کردی
یا فقط دوسش داشتی ؟
...................................................................................................................
سوال 3 : وقتی که تنهایی به چه چیزی فکر میکنی ؟
اصلا فکر میکنی یا نه کاری انجام میدی ؟
..................................................................................................................
سوال 4 : اگه جمعه هارو دوست داری بگو چرا ؟
اگه نداری بازم بگوو چرا ؟
.................................................................................................................
سوال 5 : تا حالا فکر کردی که اصلا چرا داری زندگی میکنی
وقتی جای اول و آخرت اون بالاست ؟
.................................................................................................................
سوال 6 : توو عمرت دوست داشتن کسی و باور کردی ؟
به نظرت کار درستی کردی یا نه ؟
حالا چه باور کردی چه نکردی ...
................................................................................................................
سوال 7 : اگه ببینی کسی که دوسش داری با یکی دیگست
ترجیح میدی بمیری یا نه زنده بمونی و بسوزی ؟
................................................................................................................
سوال 8 : یه سوال که دوست داری در موردم بدونی ازم بپرس
هر چی که دوست داری چه خصوصی چه عمومی .
...............................................................................................................
سوال 9 : آخرین سوال : خواهشا نظر واقعیتو راجع به من بگو
چه بد چه خوب فقط راستشو بگو...
so0lo0M b do0sT jo0o0niyaM
bache ha ajimam emtehanash tamo0m shode
y blog zade
khastiii y sar bzanin mamno0n misham
kachalam kard :D
.......................................
با یه آپه متفاوت منتظر باشین
تا یه هفته دیگه آپ میکنم
........................................


در آغوشت میکشم
و با تمام وجود
لبانت را میبلعم ...
گرمای تنت چشمانم را می بندد
تو را آزاد می گذارم در آغوشم
ولی در لذتی عمیق فرو میروم
وقتی چشمانم را باز می کنم
تو دیگر نیستی ...
عشق را ننویسید ...
نخوانید ...
نقاشی نکنید ...
احساس کنید ...!
زندگی کنید ...
زندگی ...!
تا ابد ...
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوشتر از اینت ندادم
وگر-هرلحظه-رنگی تازه گیری
به غیر از زهر شیرینت نخوانم
تو زهری زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی که شور هستی از توست
شراب جام خورشیدی که جان را
نشاط از تو غم از تو مستی از توست
به آسانی مرا از من ربودی
درون کوره غم آزمودی
دلت آخر به سرگردانیم سوخت
نگاهم را به زیبایی گشودی
بسی گفتند:دل از عشق برگیر!
که:نیرنگ است و افسوس است و جادوست!
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است اما... نوش داروست!
چه غم دارم که این زهر تب آلود
تنم را در جدایی می گدازد
از آن شادم که در هنگامه درد
غمی شیرین دلم را می نواززد.
اگر مرگم به نامردی نگیرد:
مرا مهر تو در دل جاودانیست
وگر عمرم به ناکامی سرآید
تو را دارم که مرگم زندگانی ست.

بنا به دلایلی لینک تکونی کردم...
خیلی هارو حذف کردم...
اونایی که حذف کردم خودشون میدونن چرا...
هرکی دوست داشت میتونه منم از لینکدونیش حذف کنه...
چند صباحیست هنگام غروب دلم می گیرد و من در هوای گرفته غروب به آینده نه چندان دور خویش می اندیشم .
مرگ اولین مقوله ای است که انسان را به فکر فرو می برد .
که آیا مرگ ترسناک است؟
هر روز غروب خورشید می میرد و دوباره وقت سحر زنده می گردد .
همینطور یک درخت پائیز می میرد و بهار زنده می شود .
شاید هم یک انسان پس از مرگش سالهای سال در خاطره ها و دلها باقی بماند و فراموش نشود و نمیرد .
و من می دانم روزی فراموش خواهم شد و دیگر کسی نوشته هایم را نخواهد خواند
و صدایم به گوش هیچکس نخواهد رسید و دیگر قلمم مرگ و فراموشی را تفسیر نخواهد کرد .
من فراموش می شوم و دیگر کسی صدای باز شدن پنجره چوبی اطاقم را نخواهد شنید و برای دیگران نیز نخواهد گفت .
من می روم و فراموش می شوم و فراموشی مانند هیولایی مرا در خود می بلعد .
آری! فراموشی بسیار ترسناک است حتی از خود مرگ .
و من هرغروب کلامی از فراموشی خواهم نوشت تا شاید بدینسان بتوانم فراموشی خویش را در خویش فراموش کنم تا شاید فراموش نشوم .
فراموش شده ای بی گناه... 

یادته زیر گنبد کبود دوتا عاشق بودن و کلی حسود؟
تقصیر همون حسودا بود که حالا شده
"یکی بود یکی نبود"
نه میتونی درش بیاری نه میتونی بذاری بمونه .
اگه درش بیاری می میری
اگه بزاری بمونه بازم می میری
پس آخرش جونت و میگیره .
امسالم تموم شد با همه خوبی ها و بدی هاش مارو تنها گذاشت
امیدوارم سال 91 هیچ اتفاقی واسه هیچکس نیوفته و همه خوشحال باشن .
دوستای گلم اگه امکانش هست یکی از آرزوهاتون و توو همین پست کامنت بزارین .
آرزوی من : دوست داشتم عید مسافرت نمیرفتم عوضش با یه نفر میرفتم بیرون هه
چه آرزوی مزخرفی .
میدونم بهش نمیرسمااا ولی باز آرزوش و دارم .
............................................................![]()
دیوانه می رود تمام دوست داشتن را
قرار نیست بفهمد دوستش دارد ... !
من نباشم یه خار گل جامو تو قلبت میگیره
تو نباشی یه دسته گل جلو چشم من میمیره
من همونم که ساعتا براش بیدار مونده بودی
تاکه چشاشو میدیدی یه هفته خواب رفته بودی
دوست دارم یه عالمه هرچی بگم بازم کمه
دوست دارم خیلی زیاد آخه دلم تورو میخواد
عشق مثله یه گنجیشک می مونه
...
اگه محکم بگیریش می میره
...
اگه شل بگیریش میپره
...
پس سعی کن طوری بگیریش که آروم تو دستات خوابش ببره

به نام خدائی که هستی را با مرگ ، دوستی را یک رنگ
زندگی را با رنگ ، عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ
شاپرک را صد رنگ ، و مرا دلتنگ تو آفرید . . .

یک لحظه ... زندگی تو از دست می رود
وقتی کسی که هستی تو هست می رود
.
.
شاید که اندکی بنشیند کنار تو
اما کسی که بار ِ سفر بست می رود
.
.
آنکس که دل بریده ، تو پا هم ببرّی اش
چون طفلی از کنار تو با دست می رود
.
.
رفتن همیشه راه ِ رسیدن نبوده است
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
من گریزانم از این خسته ترین شکل حیات
و از این غربت تلخ
که به اجبار به پایم بستند
می گریزم از شب
می گریزم از عشق
و تو ای پاک ترین خاطره ها
همه جا در پی تو می گردم...

Do ta refight boodan
hamishe baham mey,mikhordan
yekisho0n mimire,
chan vaght badesh un yeki mire mey kho0ne
b saghi mige 2peyk beriz
saghi mige chera 2ta?
Mige yeki baraye khodam
Yeki b yade refigham
1sal baad dobare mire mey kho0ne
B saghi mige 1 peyk beriz
Saghi mige refigheto faramo0sh kardi?
Mige na khodam tobe kardam
Mizanam b yade refigham...
(salamati harchi refigheeee)