شهداد .. شهداد ..
نوایی که با گفتنش آروم میگیرم ..
درست مثله صدا کردنِ خدا..
موقع درد کشیدن همیشه اول یاد خدا بعد یاد تو بوده ..
شهداد این کارو با من نکن ..
آینده ای که توش نباشیو نمیخوام .. عشقای رنگی نمیخوام ...
من فقط میخوام تو رو داشته باشم ...
اگه حتی دوباره ماهی یه بارم بتونیم همو ببینیم برام بسه ..! بخدا بسه ...
میدونم جنگیدن با اعتقاداتت سخته .. اینکه بخوای فکر کنی که یه روزی ممکنه با دختری که عاشقشی فقط یه هم خونه باشی و اسمتو تو شناسنامه بش ندی..
ولی ببین منو ..!
نگام کن ..
تا حالا حرف مردم برای من مهم بوده ؟
ممکنه آدمو ناراحت کنه ولی بالاخره سریع میگی به درک که مردم چی میگن ..
خدایی که من میشناسم اونقدر بزرگ و آسمونی هست که درکمون کنه.. که کمکمون کنه .. بخدا نیاز به این فداکاری بی سرانجام نیست .. نیاز به نابود کردنِ رابطه ی قشنگم نیست .. نیاز به تیکه پاره کردن قلبم نیست ..
امروزمو برای سالیان دیگه به باد نده .. نذار قلبم قفل بشه .. نذار مثه سنگ بشه .. اگه تو نباشی... زندگیم تیرو تاره .. زمین و اسمون قشنگ نیست..!
حتی دریا به اون قشنگیشم مثه یه آدم بی رحم میمونه ..
نذار عقده بگیرم از سرنوشت .. نذار لعنت بفرستم به هر چی که اعتقاد دارم ..
میگم انتخابم تویی.. هر چیم بشه حاضرم تاوانشو بدم .. !
دیگه بهت سرکوفت نمیزنم .. درکت میکنم .. کنارت میمونم .. خانومی خوبی میشم ..
من بچه نیستم که اسباب بازیشو ازش بگیری و بعد یه روز اونو با یه چی دیگه جایگزین کنه ..
این یه پیشنهاده .. یه انتقاده .. یه التماسه ..
نمیخوام عشق به اون بزرگی از دست بره ... نمیخوام نابود شه احساس قشنگمم ...
مهم این لحظه س ..!
که میتونم در آغوشت بگیرم ...
سرتو رو سینه م بذارم .. آروم در گوشت بگم دوست دارم! بی اعتنا به نتیجه ..
موهاتو نوازش کنم .. دستامو توشون فرو کنم و بهمشون بریزم.. !
یه دل سیر توآغوشت گریه کنم و بگم دیگه این کارو با من نکن ...
لبامو بذارم رو گونه ت .. ببوسمش ... خودمو تو بغلت جا کنم ...
آخ ..
عاشق به فکر سود و ضررش نیست .. اگه صلاح منو میخوای، صلاحم تویی..
من از الان نمیتونم غصه ی 8 سال دیگه رو بخورم به چه کنم چه نکنم بیفتم ..
تنها چیزی که میدونم و بهش ایمان دارم اینه که
اگه خدا تک تک در های عالمو روت ببنده .. بالاخره یه روزی یه خورده لای یه درو باز میکنه. .
بهت کمک میکنه اگه تلاش کنی.. اگه محکم وایسی و بگی این خواسته ی من از توئه خدا جون .. !!
منطق یه چیزه باور یه چیز دیگه ..
آینده رو ساختن یه چیزه ..
دست رو دست گذاشتن و دست کشیدن یه چیزِ دیگه ..
جا نزن .. طاقت بیار.. میدونم همه ی سختی ها واسه تو بوده ..
من نمیخوام تحت فشارت بذارم ...! هر موقع تونستی با هام حرف بزن ..
اینم بدون .. به همون خدایی که میپرستیم .. چه خاموش کنی.. چه نکنی..
چه بمیری چه زنده بمونی... چه بری با یکی دیگه چه به یاد من شبا رو سر کنی...
چه سرم داد بزنی چه با مهربونی حالیم کنی..
قلب من تو رو دوست داشته و خواهد داشت ..
قلبِ من تا روزی که دوباره بیای و مرهمش بشی منتظرت میمونه ..
نذار پایان این قصه همین باشه ..
نذار بگن جا زدن .. تسلیم شدن ..!
من میگفتم راحت طلبم.. حالا تو راحت طلب شدی..؟
زندگی راحت میخوای..؟
یا راحتی عشقتو .. ؟
عشقت با تو راحته ..
کمکم کن ..
هیچ چیز تو زندگی 100 درصد نیست ..
ک م ک م کن ..
به راهِ بادیه رفتن به از نشستن باطل/وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم