خیلی دوس داشتم...

هیچ وقت نشد باهم قدم بزنیم...کافی شاپ بریم...خرید کنیم

هیچ وقت بهم نگفتی از ته دل دوست دارم...نگفتی نباشی میمیرم...

خیلی دلم میخواست گازم بگیری...خیلی دلم میخواست کنار ساحل قدم بزنیم...خیلی دوس داشتم برات غذا بپزم و تو بگی خیلی خوشمزس و یه بوس گنده از لپام بکنی...عاشق این بودم لباس عروسمو میپوشیدم از ارایشگاه بیرون میومدم و تو پیشینیمو میبوسیدی...عاشق این بودم وقتی بگم بله گریت میگرفت از خوشحالی.... خیلی دوس داشتم همه بهم بگن خوش بحالت رامین چقدر دوست داره...چقدر همدیگرو دوس دارین کاش رابطه ی ماهم مثل شما باشه...نه اینکه بهم بگن این بعد تو به همه ما پیشنهاد داده...سر کارت میزاره...اره اونا راس میگفتن همه وعده هات دروغ بود لعنت به تو....

دلخوشی...

کـــاش تـــوی ایـــن جــاده یـه تـابلـــو نصــب میکـــردن

واســـه دلخـــوشـیم. . .!!

" تـــــــــــو "

دو کیــــــلومـــــتر. . .!

p=R...

دروغ بسه...


دلم یه نفر رو می خواد ....
که ازم بپرسه چطوری...؟!
با بغض بگم:خوبم...!!!
بغلم کنه و بگه چقد لوسییییییییییییی...!!!
دروغ بسه...

غرور



دختـــرک رفت ولــی زیـر لب این را میگفت :

” او یقینــا پی معشــوق خودش می آیــد “

پســرک ماند ولــی روی لــبش زمـزمـه بود :

” مطمئنــا که پشیمــان شــده برمیـــگردد “


عشـــق قربـــانی مظلـــوم ” غـــرور ” اســـت هــنوز . . .

خیانت...


شـــاید برایت عجیب ســت این همه آرامشـــم !

خــودمـــانی بگویــم ؛ ...

به آخر که برسی ، دیگر فقط نـــگاه میکنــی . . .

خیانت...

مــטּ ســرم را بــالا میگیـــرم چـون بـازے را بــﮧ ڪســے بــاختـــم ...


ڪـــــﮧ بـــا خیـــانـت بـــرבه  بـوב..!

گذشتم...


من براي با تو بودن

از همه چيز گذشتم

تو داشته هايت را

به رخم میکشی؟..!

پاییز...

باز پاییز
باز حراج هستی أم

باز صدای برگ خشک و رنگ زرد

سرد که میشود دلم هوای تو را میکند
چای داغت ؛همیشه حاضر بود


بازهم بدون تو بر سر پاییز غر زدم

با او گفتم دلگیرم میکند زودتر برود پی کارش

باز دلتنگیم را سر فصل ها خالی میکنم

مدتهاست رفتنت
را انداخته ام تقصیرهمگان غیرخودت


خنده هایم را فروخته ام…
مثل پاییزم.. برگهایم می ریزد و باد می وزد
زوزه های باد شکستن آهنگ دلنوازی است..


باز دلم برایت تنگ شده
باز بهانه جویی می کند
پاییزم کجایی! ؟
دلم با مهرت آرامش میگیرد
با آبان
سرود باران میخوانم
و با آذر
 عاشقانه دوستت خواهم داشت
ترانه ی زندگانیم باش، پاییز.

روزهای سخت...

2هفته ای میشه به رامین زنگ نزدم زنگم زد ج ندادم اس داده میگه مگه قول ندادی

خیانت نکنی!!!خیانت نکردم من مجبورم بخاطر درسم خانوادم ایندم ازش دست بکشم...

زیادم سخت نمیگذره...ولی بالاخره میگذره

من نمیتونم با یه ادم خیانت کار زندگی کنم.

رامینم برای همیشه خداحافظ

بااینکه میدونم تو بدون من هیچی...


عطر تنت...


  عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..
    امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!
    و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!
    و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست…
    و غمــت سـهم ِ مــن!