*باران

همیشه بوی غربت داشت باران

نگاهی بامحبت داشت باران

به چک چک ساده اشکم را درآورد

گمانم با تو نسبت داشت باران

*بهناز جعفری


گل


برفــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برف برف برف میباره...

-------------------------------

چه برف نازی!

خیلییییییی قشنگ شده همه جاااااا

ممنون خدااااااااااااااااا

امروز برف بازییییییی...........................

*خورشیدک زیبا

آهای خورشیدك زیبا در قلبم به روت باز
بیا فقط تو این دنیا دل من با تو می سازه

بیا آباد كن این قلب من آزاد كن از غمها
بیا قسم بخور هیچ وقت دلمو نذاری تنها

دل من دل مجنونه همیشه با تو می مونه
بیا گوش كن به قلب من داره اسم تو می خونه... 

* مهدی جهانی


*لیلی

لیلی نام تمام دختران زمین است.
خدا مشتی خاک برگرفت. می خواست لیلی را بسازد،
از خود در او دمید. و لیلی پیش از آنکه با خبر شود، عاشق شد.
سالیانی ست که لیلی عشق می ورزد. لیلی باید عاشق باشد.
زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد، عاشق می شود.
لیلی نام تمام دختران زمین است؛ نام دیگر انسان.
خدا گفت: به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید.
آزمونتان تنها همین است: عشق. و هر که عاشق تر آمد،
نزدیکتر است. پس نزدیکتر آیید، نزدیکتر.
عشق، کمند من است. کمندی که شما را پیش من می آورد. کمندم را بگیرید.
و لیلی کمند خدا را گرفت.
خدا گفت: عشق، فرصت گفتگو است. گفتگو با من.
با من گفتگو کنید.
و لیلی تمام کلمه هایش را به خدا داد. لیلی هم صحبت خدا شد.
خدا گفت: عشق، همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور می کند.
و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند.                                                 

    * عرفان نظرآهاری

 وبلاگ در به در کوچه تنهایی

 

آرامش عجیب

آرامش عجیب چیه؟

چه جوری به دست میاد.

آرامش عجیب یعنی چی؟

*داستان دو برادر مهربان

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنها ازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .
شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می كردند . یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت :‌
(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می كند  ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.
در همین حال برادری كه ازدواج كرده بود با خودش فكر كرد و گفت :‌(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نكرده و باید آینده اش تأمین شود . ))
بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .
سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند كه چرا ذخیره گندمشان همیشه با یكدیگرمساوی است . تا آن كه در یك شب تاریك دو برادر در راه انبارها به یكدیگر برخوردند . آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لب بیاورند كیسه هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند.

*وبلاگ زیتون

شنبه

امروز شنبه است ولی

خیلی خسته ام

استراحت میخوام

گردش و تفریح............................................

یا خواب ..................


تیپ جدید

وقتی که یه تیپ جدید میزنی حواست باشه که هوا سرده

یه لباسی بپوش که مجبور نشی از سرما روی اون لباس، یه پالتویی،کاپشنی چیزی بپوشی

بعد تیپ جدیدت زیاد معلوم نشه




یا ابا صالح المهدی(عج) ادرکنی

مهدی که عالمند رهین کرامتش

                                سر زد طلوع صبح نخست امامتش


زخم پنهان

چه در دل من/ چه در سر تو/ من از تو رسیدم /به باور تو 

تو بودی و من/به گریه نشستم/ برابر تو/ به خاطر تو/ به گریه نشستم/ بگو چکنم

با تو /شوری در جان /بی تو /جانی ویران /از این زخم پنهان /می میرم 

نامت/ در من باران/ یادت/ در دل طوفان/ با تو/ امشب پایان میگیرم

نه بی تو سکوت/ نه بی تو سخن /به یاد تو بودم /به یاد تو من

ببین غم تو /رسیده به جان /و دویده به تن/ ببین غم تو /رسیده به جانم/ بگو چه کنم 

با تو/ شوری در جان/ بی تو /جانی ویران / از این/ زخم پنهان /می میرم/ می میرم

شب

عجب روزی بود امروز!

عجب روزی بود!!

خداروشکر...

شب شد بالاخره........


شــــــــــــــــــــــــــــب بــــــــــــــــخــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــر


لایریکس یکی از آهنگ های خیلی زیبای سلن دیون

CELINE DION lyrics

 

Everywhere I go

all the places that I’ve been,Every smile is a new horizon

on a land I’ve never seen

There are people around the world

different faces, different names,But there's one true emotion

that reminds me we're the same...
Lets talk about loveFrom the laughter of a child

to the tears of a grown manThere's a thread that runs right through us

all and helps us understand

As subtle as a breeze

that fans a flicker to a flameFrom the very first sweet melody

to the very last refrain...

Lets talk about loveLets talk about usLets talk about lifeLets talk about trustLets talk about loveIt's the king of all who live

and the queen of good heartsIt's the ace you may keep up your sleeve

‘til the name is all but lost

As deep as any sea

with the rage of any stormBut as gentle as a falling leaf

on any autumn morn...

Lets talk about love - it's all were needin'
Lets talk about us - it's the air we're breathin'
Lets talk about life - I wanna know youLets talk about trust - and I wanna show you

Lets talk about love

 

بیایید از عشق بگوییم

هر کجا که می روم

هر جائیکه تا به حال بوده ام
هر لبخند افق تازهای

به سرزمینی که تا کنون ندیده ام می باشد


مردمانی در سراسر دنیا هستند

با چهره و نام های متفاوت

اما احساس حقیقی یاد آور این امر است

که همگی برابریم

بیایید از عشق بگوییم


از لبخند کودکی تا اشک مردی بالغ

ریسمانی است که همه ما را

به یکدیگر متصل می کند
و کمک مان می کند که دریابیم

به ظرافت نسیمی که جرقه ای را

دامن می زند و به شعله ای بدل می کند
و از سطر اول شعری زیبا تا آخرین سطر آن


بیایید در باره عشق صحبت کنیم

بیایید در باره خودمان صحبت کنیم

بیایید در باره زندگی صحبت کنیم

بیایید در باره اعتماد صحبت کنیم


چرا که آن سلطان همه موجودات

و ملکه تمام قلبهای مهربان است

رمزی است که بیهوده مانده
به عمق تمام دریا ها و با خشم تمام طوفان ها

اما به آرامی برگی که در یک صبح پاییزی فرو می ریزد


بیایید در باره عشق صحبت کنیم

چیزی است که همگی به آن نیاز داریم
بیایید در باره خودمان صحبت کنیم

هوایی است که تنفس می کنیم


بیایید در باره زندگی صحبت کنیم

می خواهم تو را بشناسم
بیایید در باره اعتماد صحبت کنیم

میخواهم که نشانت دهم

بیایید از عشق بگوییم



حالم

حالم


خوب


نیست!

.

.

.

امام رضا (ع)

رفتم از شهر تو و پيش تو جا مانده دلم

پيش تو مانده و از سينه جدا مانده دلم

 

پر گرفتن به هواي تو چه حالي دارد

چون كبوتر به همان حال و هوا مانده دلم

 

پشت آن پنجره افتاده و بر گردن خود

رشته اي بسته به اميد شفا مانده دلم

 

گره كور مرا معجزه ات داد شفا

مات اعجاز تو اي عقده گشا مانده دلم

 

گر جدا از تو نگرديد دلم حق دارد

روزگاري ز تو دلدار جدا مانده دلم

 

گرچه با دست پر از پيش تو بر ميگردم

در كنار حرمت چون فقرا مانده دلم

 

گرچه دل بود همه دار و ندارم غم نيست

شكر و صد شكر كه در كوي رضا مانده دلم

 

گفتم اسباب سفر جمع كنم با دقت

راه افتادم و اي واي كه جا مانده دلم

 

"سيد فريد احمدي"