تاریخچه جشنواره سینمایی کن

 

 

جشنواره بین‌المللی فیلم كن اكنون به‌عنوان مهم‌ترین رویداد سینمایی و حتی هنری جهان در شهری‌كوچك درجنوب فرانسه برگزار می‌شود و پیدایش این جشنواره خود داستانی جذاب است. جشنواره «ونیز» از سال 1932 آغاز و مركز توجه سینماگران و سینما‌دوستان شد، اما زمانه، دوران استیلای فاشیسم در ایتالیا بود. در سال 1938 و در اوج فاشیسم موسولینی، مسئولان جشنواره ونیز برخلاف نظر تماشاگران و حتی هیات داوری، فیلم ضد‌جنگ «توهم بزرگ» ساخته ژان‌رنوآر را نادیده گرفته و جایزه بزرگ جشنواره را به‌طور مشترك به دو فیلم از آلمان و ایتالیا اعطا كردند. این اتفاق حتی منجر به استعفای اعضای انگلیسی و آمریكایی هیات داوران شد، اما مسئولین فرهنگی دولت «موسولینی» تاب اعطای جایزه به توهم بزرگ را كه بنا به‌گفته گوبلز، «دشمن سینمایی درجه یك» لقب گرفته بود را نداشتند.

این حركت نیز موجب تولد جشنواره كن شد و گروهی از سینماگران و منتقدین فرانسوی، دولت آن كشور را تحت فشار برپایی یك جشنواره فیلم قرار دادند كه در راس آنان فیلیپ‌ ارلانژه، روبر فاورله بره (كه تا سال‌ها مدیریت جشنواره كن را برعهده داشت) و لویی‌ لومیر این حركت را راهبری می‌كردند. سرانجام دولت فرانسه به برپایی جشنواره رای موافق داد و بر ‌سر مكان برگزاری بحث‌های مختلفی درگرفت كه نهایتا بین دوشهر بیاریتز در ساحل اقیانوس اطلس و كن در دریای مدیترانه، شهر كن انتخاب شد و دلیل ناگفته‌ این انتخاب نه به آب‌وهوا و طبیعت منطقه كه موافقت مقامات شهرداری كن برای ساخت محلی خاص جشنواره بود.

 

ادامه نوشته

تاریخچه اسکار

 

از اواخر دهه 1920 و ورود صدا به سينما تا قرن 21 و استفاده از تصاويری که به کمک کامپيوتر توليد شده، دهه های متمادی شاهد پيدايش و از ميان رفتن سبکهای گوناگون بوده اند.

هاليوود پيوسته سلطه خود را بر عالم خيال حفظ کرده و بر فيلمهای اروپايی، بريتانيايی و هندی - که البته تماشاگران خود را داشته اند – سايه افکنده است.

ستارگان هاليوود نيز از نخستين بازيگران جهانی در دهه 1930 تا ستارگان شکوهمند دهه 1950 و چهره های پر زرق و برق دهه 1970 و بازيگران امروزی که روابط شان موضوع بحث رسانه هاست دستخوش تغيير های بسياری شده اند.

در تمام اين سالها، جايزه اسکار نشان دهنده وضعيت کلی سينما بوده و به عنوان پاداشی به فيلمها، بازيگران و کارگردانانی که دستاوردهای پايداری داشته اند اهدا شده است. حتی هرگاه که آکادمی از يکی از اين نشانه ها غافل مانده، باز هم معيارهای مفيدی برای درک روندهای جاری در صنعت فيلم در اختيار مورخان گذاشته است.

ادامه نوشته

جانی دپ

 

 

جان (جانی) کریستوفر دوم (John Christopher "Johnny" Depp II) در سال 1963 در اونزبورو واقع در کنتاکی امریکا به دنیا آمد

پدرش سنیور جان کریستوفر دپ نام داشت و مهندس بود، مادرش بتی سو پالمر و یک پیشخدمت بود. آنها در سال 1978 از هم جدا شدند.

جانی در خانواده‌ای از نژادهای ایرلندی و آلمانی و آمریکایی اصیل به دنیا آمد و در سال ۱۹۷۰ همراه با خانواده‌اش به فلوریدا نقل مکان کرد و در آنجا بزرگ شد.

وی در 16 سالگی از مدرسه اخراج شد و به موسیقی راک روی آورد و وارد یک گروه راک به نام کیدز شد. در سال ۱۹۸۳ دپ با لوری آن آلیسون ازدواج کرد.

چند سال بعد همسرش، نیکولاس کیج را به او معرفی کرد و کیج به او پیشنهاد کرد تا وارد عرصه بازیگری و سینما شود. جانی در سال ۱۹۸۵ از همسرش جدا شد.

در سال 1995 جانی دپ از سوی مجله امپایر به عنوان یکی از ۱۰۰ ستاره تاریخ سینما شناخته شد و از سوی این مجله مقام ۶۷ را در بین ۱۰۰ ستاره همیشگی سینما بدست آورد.

در فیلم شکلات در ۲۰۰۲ اهنگسازی کرد. در سال ۲۰۰۱ یکی از ۲۰ چهره دنیای سرگرمی شناخته شد و در سال ۲۰۰۲ بخاطر بازی در فیلم دزدان دریایی کارائیب موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر از سوی تماشاگران شد.

جانی به خاطر لباس‌های جین پاره‌ای که می‌پوشد معروف است. رابرت دنیرو درباره او گفته: بدون جانی سینما چیزی کم داشت.

ادامه نوشته

بنیسیو  دل تورو

 

 

بنيسيو دل تورو در ۱۹ فوريه ۱۹۶۷ در سانتورس پورتو ريكو  به دنيا آمد . براي بازي در نقش جويز رويگز در فيلم ترافيك توانست در سال ۲۰۰۱ به عنوان بهترين بازيگر جايزه ي اسكار دريافت كند . 

بنيسيو دل تورو فرزند دوم گوستا دل تورو و فاستا سانچز دا توره بود . پدر و مادر او از وكلاي ثروتمندي بودند كه در شهري به نام پواترو ريكو ، جايي كه بنيسيو دل تورو بيشترين زمان كودكي خود ا به سر برد زندگي مي كردند.  

۹ سال داشت كه مادرش در اثر بيماري هپاتيت در گذشت .از آن پس سارا دل توره كه وكيل بود از او مراقبت مي كرد . در سن ۱۳ سالگي ، پس از اينكه پدرش دوباره ازدواج كرد به آكادمي مركسبورگ رفت ، جايي كه دانش آموزان آن براي كالج آموزش داده مي شدند . اين اولين باري بود كه او از خانواده اش جدا شده بود و تنها مي توانست كمي انگليسي صحبت كند . در سال ۱۹۸۵ با هم دوره خود مايكل داويس ، كسي كه مسابقه " چه كسي ميليونر خواهد شد" را ساخت ، از مدرسه دانش آموخته شد آنها با جيمز ستوار هم ، هم دوره بودند . در ۱۸ سالگي به سانتيگو رفت و در دانشگاه كاليفورنيا در رشته ي علوم اقتصا ثبت نام كرد ، و به خاطر اينكه از خانواده پيروي كند ميبايست وكيل مي شد .

ولي از آنجا كه علاقه ي زيادي به بازيگري داشت توانست نقشي در تئاتر مدرسه بگيرد اما فقط كساني مي توانستند از اين امتياز بهره مند شوند كه در سال دوم دانشگاه بودند يا در رشته ي تئاتر تحصيل مي كردند . به همين خاطر  رشته ي اصلي خود را به درآما با تئاتر تغيير داد .

 

ادامه نوشته

جولیا رابرتز

 

 

جولیا رابرتز در سمیرنا؛ جورجیا (smyrna,Geargia ) در۲۸اکتبر ۱۹۶۷ به دنیا آمد.
جولیا در این سرزمین گرم و شرجی تربیت شده او لاغر است و
۵۹ اینچ قد دارد با بدنی ژرف. لاغر مانند نی با ساقهای بلند با موهای مجعد پرپشت. نمی توان گفت که او خیلی زیبا است
:
چشمان خاکستری و دهان بزرگش به خوبی احساسات را روی صحنه می تواند بیان کند.
مادر جولیا بتی لو ( Bett-lou ) یک هنر پیشه و راز دار ( منشی ) کلیسا است و پدرش والتر به عنوان فروشنده جاروبرقی و نویسنده و هنر پیشه کار می کرد. او یک برادر بزرگتر به نام اریک داشت و یک خواهر بزرگتر به نام Lisa زمانیکه چهار سال داشت والدینش به خاطر مشکلات مالی از یکدیگر جدا شدند مادرش بتی در سمیرنا به همراه دو دخترش باقی ماند در حالیکه والتر به سمت آتلانتا رفت و برادر بزرگتر را هم با خود برد زمانیکه جولیا
۱۰ سال داشت پدرش فوت کرد
.

 


جولیا آرزو داشت دامپزشک بشود و علاقه ای هم به بازیگری داشت بعد از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان در سمیرنا جولیا به خواهرش و برادرش درنیویورک پیوست تا به مدرسه تئاتر برود.

 


ادامه نوشته

کوین اسپیسی

 

 

کوین فاولر مشهور به کوین اسپیسی در سال 1959 در ایالت نیوجرسی آمریکا به دنیا آمد

در جوانی اسپنسر تریسی ستاره محبوب او بود. در نتیجه او با ترکیب نام و فامیل اسپنسر تریسی نام فامیل اسپیسی را برای خود برگزید.

اسپیسی برنده دو جایزه اسکار و یکی از مستعدترین و تحسین شده‌ترین بازیگران دو دهه اخیر سینما است.

 

کوین علاقه زیادی به جک لمون و شیوه بازی او داشت. آشنایی با جک باعث شد که او تصمیم بگیرد به جای نقش اول، نقش شخصیت‌های محوری یا تعیین کننده را بر عهده بگیرد.

او برای بازی چشمگیرش در فیلم گمشده در یانکرز، برنده جایزه تونی شد و بعد به دعوت آل پاچینو به فهرست بازیگران فیلم گلن گری گلن راس پیوست.

او اولین اسکارش را با بازی در  فیلم مظنونین همیشگی به دست آورد. در این فیلم نقش قاتلی خود پسند را داشت که تا آخرین لحظه هویت واقعی خود را پنهان می‌کند و سر انجام از دست پلیس می‌گریزد.

ادامه نوشته

جیم کری

 

 

جیم کری متولد ۱۷ ژانویه ۱۹۶۲جیم کری، فعالیت حرفه‌ای خود را به‌عنوان یک کمدین با استقامت شروع کرد...

 و پیش از ورود به تصویرهای متحرک، در تلویزیون به موفقیت دست یافت. ترکیب بی‌نظیر، ابتکار، تقلید و نوآوری همراه با شیوه عصیان‌گرایانه کمدی فیزیکی او توجه بینندگان فیلم در تمام جهان را به خود معطوف کرده است.
آثاری همچون ”کارآگاه پت“، ”ماسک“ بر مبنای سری کتاب کمدی ”اسپ سیاه“ و اثر ”احمق و احمق‌تر“ از محبوب‌ترین شخصیت‌های کمدی و جذابی است که او در تاریخ معاصر فیلم خلق کرده است.
جیم کری با فروش بیش از صد میلیون دلار در سینماهای داخلی، گیشه را فتح کرد و با اکران Cable Gury در سال‌ ۱۹۹۶ فروش گیشه وی به بیش از یک میلیارد دلار رسید.
او در ایالت اونتاریوی کاتادا به دنیا آمد و از پانزده سالگی در کلوپ‌های کمدی تورینتو به ایفاء نقش پرداخت. در سال‌ ۱۹۸۱ به لوس‌آنجلس آمد و به سرعت در تمام نمایش‌های کمدی شرکت کرد. پس از موفقیت ”احمق و احمق‌تر“ جایزه بهترین فیلم انتخاب مردم را به خود اختصاص داد و نامزد جایزه بهترین بازیگر تصویرهای متحرک کمدی شد.

 
او در سال گذشته جایزه بهترین فیلم انتخابی مردم را برای فیلم Ace Ventura برد و نامزد چهار جایزه MTV و برنده جایزه بهترین بازیگر مرد و بهترین اجراء کمدی شد.
کری در سال ۱۹۹۸ برای فیلم موزیکال کمدی ”دروغگو دروغگو“ جایزه بهترین بازیگر را از گلدن گلوب برد. وی در سال ۱۹۹۵ هم برای فیلم ”ماسک“ نامزد همین بخش شده بود. در سال ۱۹۹۹ برای فیلم ”نمایش ترومن“ به کارگردانی پیتر وایر، جایزه بهترین بازیگر گلدن گلوب را دریافت کرد و در همین سال، در نقش اندی کوفمن در فیلم ”مردی روی ماه“ جایزه گلدن گلوب را در همین بخش دریافت کرد.

ادامه نوشته

شارون استون

 

 

شارون استون (متولد 10 مارس 1958) بازیگر، تهیه‌کننده و مدل سابق آمریکایی است. او به خاطر بازی در فیلم هیجان انگیز "غریزه‌ی اصلی" به کارگردانی "پائول ورهوون" در سراسر جهان شناخته شد. وی تا به حال یک بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده است و همچنین به خاطر بازی در فیلم "کازینو" توانست گلدن گلاب بهترین بازیگر زن در فیلم‌های درام را به دست بیاورد.


 

 

استون در میدویل پنسیلوانیا متولد شد. او دومین فرزند از چهار فرزند خانواده‌اش می‌باشد. مادرش دروتی، حسابدار و پدرش جوزف ویلیام استون دوم، سازنده ابزار وسایل و کارگر کارخانه است. همچنین برادر بزرگترش، مایک استون رزمی‌ کار آمریکایی می‌باشد. استون در سال 1975 از دبیرستان سیگرتون فارغ التحصیل شد.

ادامه نوشته

دنزل واشنگتون

 

 

دنزل واشنگتون در 28 دسامبر 1945 در نیویورک متولد شد.پدر دنزل یک کشیش و مادرش آرایشگر بود،زمانی که وی تنها چهارده سال داشت پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند و مادرش او را به یک مدرسه شبانه فرستاد. بعد از فارغ التحصیل شدن از مدرسه ، در دانشگاه فوردهام برای رشته روزنامه نگاری نام نویسی کرد، چیزی نگذشت که بعد از بازی در چند کار دانشجویی، به بازیگری علاقمند شد . پس از اتمام درسش در فوردهام، برای ادامه تحصیل در رشته بازیگری به «سن فرانسیسکو» مهاجرت کرد و در هنرستان هنرهای زیبا مشغول تحصیل شد. وی این هنرستان را پس از یک سال ترک کرد و به جستجوی فرصت بازیگری در سینما پرداخت ،

 چیزی نگذشت که اولین بازی حرفه ای خود را در فیلم «کپی کاربنی» در کنار «جورج سیگال» انجام داد. پس از بازی در این فیلم وی به مدت شش سال مشغول بازی در سریال « در جایی دیگر» در نقش دکتر چندلر شد. در سال 1989 به واسطه بازی در فیلم «افتخار»، شاهکار تاریخی ادوارد زوئیک، موفق به دریافت جایزه اسکار بازیگر نقش مکمل مرد شد . در دهه نود در چند فیلم پر هزینه دیگر مانند «احکام پلیکان»، «فیلادلفیا»، «جزر و مد قرمز»، «همسر واعظ» و «جرات، زیر بارش گلوله» بازی کرد . اولین تجربه کارگردانیش را با فیلم «آنتوانی فیشر» در سال 2002 انجام داد و در سال 2007 با فیلم «مناظره کنندگان بزرگ» دومین تجربه ی کارگردانی خود را انجام داد.در زندگی شخصی ، وی فردی بی حاشیه و آرام است و با همسرش پائولتا و چهار فرزندش در لوس آنجلس زندگی میکند.

ادامه نوشته

جورج کلونی

 

 

جورج تیموتی کلونی در سال ۱۹۶۱ در شهر کلسینگتون از ایالت کنتاکی آمریکا چشم به جهان گشود

وی درخانواده‌ای معروف در زمینه تجارت وهنر به دنیا آمد. پدرش، نیک کلونی، مجری رادیو و تلویزیون بود.

خانواده جرج از کاتولیک‌های بسیار متعصب بودند و همه مسائل و احکام دین خود را رعایت می‌کردند و جورج در چنین خانواده‌ای پرورش یافت.

دوران دبستان و دبیرستان خود را در لکسینگتون گذراند و برای تحصیلات دانشگاهی به شمال کنتاکی رفت، او علاقه زیادی به درس و تحصیل نداشت و همیشه بهانه‌ای می‌آورد تا بار مسئولیت درس خواندن فرار کند.

در کلاس‌های دانشگاهی خود شرکت نمی‌کرد. علاقه او به کار در خرید و فروش اجناس و کالاهارا در آنجا بگذراند و خرید و فروش که البته به کار در رادیو و تلویزیون نیز گرایش داشت.

ادامه نوشته

برد پیت

 

 

ویلیام بردلی «بـِرَد» پیت (William Bradley "Brad" Pitt) ۱۸ دسامبر ۱۹۶۳ در شاونی، اوکلاهاما به دنیا آمد

تبار اصلی پیت به انگلستان برمی‌گردد. او و دو برادر و خواهرش، داو پیت و جولی پیت، در اسپرینگ‌فیلد، میسوری بزرگ شدند. مادر او مشاور مدرسه و پدرش مدیر کارخانه ماشین سازی بود.

از سال 1978 تا 82 او به دبیرستان kickapoo رفت. او به بازی‌های تنیس و بسکتبال علاقه زیادی داشت و در همه مسابقات جایزه اول را می‌گرفت. براد پیت یک شاگرد نمونه در دبیرستان بود و در همه درس‌هایش چه خواندنی و چه ورزش نمرات بالا می‌گرفت.

ازسال 1982- 1986 به دانشگاه میسوری رفت. رشته او خبرنگاری بود و در زمینه تبلیغات نیز فعالیت می‌کرد. سال 1986 وارد هالیوود شد. اولین شغل او کار در یک ساندویچ فروشی بود که باید لباس مرغ می پوشید و بیرون رستوران تبلیغات پخش می‌کرد. همچنین او راننده لیموزین بود و از جمله کارهای دیگری که انجام می‌داد خدمتکاررستوران و معلم شنا بود.

او پولی که ازاین کارها بدست می‌آورد خرج کلاس‌های هنرپیشگی می‌کرد. کم کم از کلاس‌های پایین به کلاس‌های بالا و از فیلم‌های کوچک خود را به فیلم‌های بزرگ رساند. وی آموزش بازیگری را نزد روی لندن دیده است.

ادامه نوشته

کیت بلانشت

 

 

کاترین الیز بلانشت معروف به کیت بلانشت متولد ۱۴ مه ۱۹۶۲ بازیگر و کارگردان تئاتر استرالیایی است. از جمله فیلم‌های معروف او می‌توان به هوانورد، الیزابت، من اینجا نیستم و مورد عجیب بنجامین باتن اشاره کرد. او از انستیتوی ملی هنرهای نمایشی استرالیا در ١٩٩٢ فارغ‌التحصیل شده و خیلی زود در عرصه تئاتر به شهرت رسیده است. منتقدان سینما در سال ١٩٩٧ با فیلم اسکار و لوسیندا کشفش کردند، اما یک سال بعد بازی در نقش ملکه الیزابت اول در فیلمی ‌از شکار کاپور از وی بازیگری با شهرت جهانی ساخت. با این حال چند سال بعدی را به بازی در نقش‌های مکمل گذراند و در فیلم‌هایی چون یک شوهر ایده آل، آقای ریپلی زیرک، مردی که گریست و موهبت بازی کرد.

آغاز قرن تازه برای او دوره رسیدن به نقش‌های بزرگ در دل محصولات عظیمی ‌چون ارباب حلقه‌ها (در نقش ملکه گالادریل)، نقش کاترین هپبورن در فیلم هوانورد (اولین اسکارش را برای همین نقش دریافت کرد) و سوزان در فیلم بابل بود. سال گذشته پس از نزدیک به یک دهه؛ مقطعی دیگر از زندگی ملکه الیزابت را روی پرده بازآفرینی کرد و بار دیگر نامزد دریافت جایزه اسکار شد. شگفت انگیز اینکه در همین سال برای بازی در نقش باب دیلن در فیلم آنجا نیستم نیز نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل بود. بلانشت تاکنون چهار بار نامزد جایزه اسکار و یک بار برنده آن، دوبار برنده جایزه بفتا، دوبار برنده جایزه گلدن گلاب و برنده جایزه بهترین بازیگر از جشنواره ونیز بوده است. او ده‌ها جایزه معتبر تئاتری و بیش از ۵٠ جایزه سینمایی دیگر نیز در کارنامه خود دارد.

لئوناردو دی کاپریو

 

 

لئوناردو ویلهلم دی‌کاپریو در ۱۱ نوامبر سال ۱۹۷۴ در کالیفورنیای آمریکا به دنیا آمد.

پدرش جورج دی کاپریو نویسنده و مادرش ارمهاین ایندربرکن. اجداد لئوناردو اهل ایتالیا و آلمان بودند. نام لئوناردو توسط مادر او و به خاطر نام لئوناردو داوینچی و هنگامی که نقاشی این هنرمند را در ایتالیا مشاهده کرد، برای او انتخاب شد.

مادر و پدر لئو هنگامی که او تنها 1 سال داشت از یکدیگر جدا شدند و وی همراه مادرش در محلهٔ فقیرنشین ایکو پارک که معروف به زاقه‌های هالیوود است، زندگی کرد و بزرگ شد.

دی‌کاپریو بازیگری را در ۵ سالگی با بازی در مجموعهٔ تلویزیونی امپر روم آغاز کرد اما به علت رفتارش از پروژه اخراج شد و پس از آن تصمییم گرفت تا تحصیلاتش را به طور جدی آغاز کند.

در ابتدای دوران کارش مدیر آژانس و مدیر برنامه‌هایش به او گوش زد کردند که نام لئوناردو بیش از حد غیرانگلیسی و خارجی است و او باید نامش را به لنی ولیامز تغییر دهد اما لئوناردو نپذیرفت و با بازی در فیلم زندگی بچه در سال ۱۹۹۳ وارد سینما شد.

ادامه نوشته

کیت وینسلت

 

 

کیت الیزابت وینسلت مشهور به رز انگلیسی با ۱۶۸ سانتی متر قد یکی از بازیگران معروف‌ هالیوود است. او در یک خانواده هنرپیشه به‌‌دنیا آمد. پدرش راجر وینسلت و مادرش سالی بریج ـ وینسلت هر دو بازیگر بودند. پدربزرگ و مادربزرگ مادری او الیور و لیندا بریج هم در کار تئاتر بودند. و دایی او رابرت بریج در کار صحنه تئاتر مشغول به کار بود. بعد از موفقیت بیش از انتظار تاینانیک کیت وینسلت به پروژه‌های مستقل اکتفا کرد. در سال ۱۹۹۸در فیلم «شکسپیر عاشق» و در سال ۱۹۹۹ در فیلم آنا و پادشاه بازی کرد.

کیت در سن ۲۹ سالگی چهارمین نامزدی برای یک جایزه آکادمیک را دریافت کرد و او هنوز جوان‌ترین هنرپیشه ای است که این افتخار را دارد. کیت و لئوناردو دی کاپریو دوستان بسیار نزدیکی هستند. فرزندانش به لئوناردو دایی لئو می‌گویند او در یک مصاحبه اعلام کرد که یکسال (از آوریل ۲۰۰۶ تا آوریل ۲۰۰۷) را به خود مرخصی داده تا وقت بیشتری را با خانواده خود بگذراند. کیت درباره پدر و مادرش می‌گوید: «مامان و بابا بیشتر با من دوست بودند تا پدر و مادر، آنها هیچگاه دلواپسی و تشویش برایم به‌وجود نیاوردند آنها به من آموختند خودم باشم

راسل کرو

 

 

راسل کرو 7 آوریل سال 1974 در ولینگتن نیوزلند به دنیا آمد و از اوایل 4 سالگی در استرالیا بزرگ شد.

پدر و مادرش در کار سینما بودند و زندگی راسل کوچک در میان صحنه‌های فیلمبرداری شکل گرفت. آنها  اغلب او را با خود به سر کار می‌بردند و همانجا بود که عشق به بازیگری در وجودش ریشه کرد.

اولین حضور حرفه‌ای راسل در اپیزودی از سریال تلویزیونی نیروی جاسوس در  6 سالگی انجام شد. او  از 12 سالگی به صورت جدی آموزش‌های بازیگری را آغاز کرد و آن را تا 18 سالگی ادامه داد.

اولین نقش‌های مهمش در درام‌‌هایی مانند تقاطع (1990) و مدرک ساخته جوی سلین مورهاوس، شکل گرفت که به خاطرش جایزه ویژه‌ای از موسسه فیلم استرالیا دریافت کرد.

ادامه نوشته

چارلیز ترون

 

 

وقتی در سال ١٩٩٥ کارش را به عنوان یک بازیگر آغاز کرد، شاید هیچ کس فکرش را هم نمی کرد این مدل خوش چهره روزی بتواند در صف ستاره های زیبارو و مستعد بازیگری جهان قرار بگیرد. سی و هشت سال پیش در آفریقای جنوبی متولد شد. با اینکه پدر و مادرش هردو متولد آفریقای جنوبی بودند ولی پدر او اصلیتی فرانسوی و مادرش آلمانی تبار بود. هزینه های خانواده از راه شغل پدر که مکانیک و مادر که در کار ساخت و ساز جاده بود، تامین می شد. در چهار سالگی آموزش رقص باله را شروع کرد و در چهارده سالگی به ژوهانسبورگ رفت و در مدرسه بین المللی هنر مشغول تحصیل شد.

اما یک سال بعد اتفاقی فراموش نشدنی در زندگی اش رخ داد. او تا سال ها حقیقت را درباره پدرش نمی گفت و بهانه های مختلفی برای مرگ اش می آورد که در آخر این نقطه تلخ از زندگی اش را برای همه روایت کرد. پدرش در حالت مستی به او و مادرش حمله می کند و مادر برای دفاع از خودشان به پدر او شلیک می کند. پس از این اتفاق او از تحصیل انصراف می دهد و به کمک مادرش می رود. پس از آن به تشویق مادرش به سمت مدل شدن رفت. در شانزده سالگی این کار را آغاز و در ایتالیا و فرانسه به عنوان یک مدل فعالیت اش را شروع کرد. ولی چندان به این کار علاقه نشان نداد و از آنجایی که در کودکی به یادگیری رقص باله پرداخته بود تصمیم گرفت به همان علاقه قدیمی اش ادامه دهد. اما زمانی که ١٨ ساله بود به دلیل آسیب شدیدی که در ناحیه زانو برایش اتفاق افتاد به ناچار این کار را هم رها کرد.

ادامه نوشته

اندی گارسیا

 

 

در تمام اين سالها او دور از حاشيه و جنجال هاي مرسوم ستاره هاي هاليوود استعداد خود را در زمينه هاي مختلف به اثبات رسانده است.اين بازيگر-تهيه كننده-كارگردان و ترانه سراي كوبايي پنج دهه قبل به اجبار زادگاهش را ترك كرد و ديگر به انجا بازنگشت."اندره ارتور گارسيا مندز" مشهور به "اندي گارسيا" 12 اوريل 1956-دوسال پيش از انقلاب كوبا-در هاوانا متولد شد.دوقلوي نارس و بسيار كوچكي نيز از شانه به او چسبيده بود كه با جراحي انها را از هم جدا كردند.پدرش"رنه"مزرعه دار و وكيل بود.مادرش"اميلي گارسيا مندز" معلم زبان انگليسي بود.برادر بزرگترش با پدرش همنام بود و خواهربزرگترش "تسي" نام داشت.پس از مدتي"رنه" زمين هاي خود را از دست داد و به دليل تنگناي مالي تصميم به مهاجرت گرفت.

وقتي اندي پنج ساله بود تمام اعضاي خانواده به ميامي امدند ودر اپارتماني كوچك ساكن شدند.پدر مدتي انبار داري كرد وپس از ان به عنوان فهرست كننده در يك سازمان برگزار كننده مهماني ها مشغول به كار شد.اميلي نيز در كشور تازه به كار خود به عنوان معلم ادامه داد.سالها بعد فعاليت هاي گسترده برادر بزرگتر به عنوان تهيه و پخش عطر و لوازم ارايشي ميليون ها دلار ثروت را نصيب خانواده كرد.اما پيش از ان و درروزهاي سخت كودكي اندي گارسيا مدتي انبار ها را جارو ميزد وزماني بطري هاي اضافي را از ساحل ميامي جمع مي كرد!!!

ادامه نوشته

 نیکول کیدمن 

 

 

نیکول در بیستم ژوئن سال ۱۹۶۷ در هاوایی بدنیا آمد. او یک ستاره سینماست و دارای شهرت فراوانی است. پدرش یک متخصص شیمی و مادرش استاد پرستاری بود نیکول از سن ۴ سالگی در سیدنی استرالیا پرورش یافت...

این علت شهرت او به لهجه منحصر به فردش است.
دوران کودکی او به شدت با فعالیتهای اجتماعی پدر و مادرش آمیخته بود مادرش که یک فیمینیست تند و تیز بود و حتی حاضر نبود برای او عروسک بخرد پدرش او را با خرک ورزشی تمرین می داد. ورزش یک قسمت از زندگی او در خانه بود نیکول مجبور بود در پایان روز با والدینش درباره یک نشریه سیاسی یا اتفاقات روز بحث و گفتگو کند.

 

 

 

نیکول به شدت از این اوضاع احساس بدی داشت همینطور که بزرگ می شد اولین تجربه بازیگری او در سن ۶ سالگی بوقوع پیوست زمانیکه او در یک نمایش مدرسه ای در کریسمس ظاهر شد در سنین نوجوانی آموزش رقص، تئاتر و پانتومیم دید بخصوص علاقه شدید به رقص باله داشت.

 

ادامه نوشته

هالیوود در دهه 1990


دهه نود، دهه تولید فیلمهای كجلل در هالیوود است و هزینه تولید فیلم ها به بیش از پنجاه میلیون دلار می رسد. طبق آماری كه در سال 1998 ارائه شد، هزینه میانگین تولید در این دهه حدود 53 میلیون دلار بوده است. در حال كه پرفروشترین فیلم ها در این دهه عبور از مرز صد میلیون دلار را تجربه می كردند، با ظهور پدیده ای به نام "تایتانیك" فروش بیش از یك میلیارد دلار نیز كه تا آن زمان از مخیله كسی نمی گذشت، محقق شد. متوسط بهای بلیت در آغاز این دهه ابتدا چهار دلار و بیست و پنج سنت بود و بعدها به پنج دلار رسد. بازاریابی فیلمها در این دهه شكلی بسیار حرفه ای، جدی و نفس گیر یافت. در این دهه بود كه فروش هفته اول فیلمها برای بسیاری از تهیه كنندگان اهمیت ویژه ای پیدا كرد. تبلیغات فیلم در این دهه بسیار اهمیت یافت. به گونه ای كه گاهی هزینه ای برابر تولید فیلم به تبلیغات اختصاص می یافت. نمایش آزمایشی فیام و نیز كارهای روانشناختی در این دوره باب شد. در نمایش آزمایشی تعدادی تماشاگر به طور اتفاقی برای دیدن فیلم دعوت و موظف می شدند بعد از تماشای فیلم نظرات خود را اعلام كنند. بر مبنای نظرات این افراد، تغییراتی در فیلم صورت میگیرد و فیلم به نمایش عمومی در می آید. استفاده از این شیوه بود كه توانست بسیاری از فیلمها را از شكست تجاری نجات دهد. فیلم "عروسی بهترین دوست من" با بازی جولیا رابرتز با استفاده از این ترفند بود كه ابتدا از شكست گریخت و در مرحله بعد به توفیق تجاری دست پیدا كرد.

اعتصابهای سراسری بازیگران و دست اندركاران حرفه ای سینما در اعتراض به سطح دستمزدها در این دهه جدی تر شد. اتحادیه های بزرگی كه صنوف مختلف سینمایی تشكیل داده بودند با دست زدن به اعتصابهای گسترده، راهی برای به كرسی نشاندن خواسته هایشان یافتند. در این دهه بود كه دستمزد عوامل سینما به ویژه ستارگان هالیوود افزایش شدیدی یافت. به گونه ای كه سایر هزینه های تولید به حدی افزایش پیدا كرد كه دیگر ساخت فیلم معمولی به سادگی سال های پیشین امكان پذیر نبود.

در این دهه همچنین ابداع فناوریهای جدید در عرصه سینما گسترش یافت. دیسكهای VCD و DVD جایگزین نوارهای ویدیویی VHS شد. در سال 1990 شركت Kodak دستگاه photo cd player را به بازار عرضه كرد و نیز در سال 1992 فرهنگ بیست جلدی آكسفورد بر روی CD به بازار عرضه شد كه در آن زمان پدیده عجیب و چشمگیری بود. همچنین در سال 1997 DVDها به بازار آمد و امكانات تصویری با كیفیت بهتر و صدای واضح تر را به تماشاگران علاقه مند سینما ارائه كرد.

فیلم "فارست گامپ" به كارگردانی رابرت زمه كیس برای اولین بار از ترفندهای تصویری دیجیتالی استفاده كرد و تام هنكس بازیگر اصلی فیلم را به درون تاریخ برد و برای وی این امكان را فراهم ساخت تا با رئیس جمهور مقتول آمریكا –كندی- دست دهد و با او صحبت كند. لارنس فون تریه در فیلم "شكستن امواج" 1996، از تكنیكهای ویدیویی دیجیتالی استفاده فراوان برد و نشان داد كه از این دستاوردهای فنی میتوان برای دستیابی به اهداف سینمایی هنری بهره گرفت.

"بیمار انگلیسی" 1996، اولین فیلمی بود كه برنده 9 جایزه اسكار شد كه دو عنوان آن مربوط به بهترین تدوین و بهترین صدا بود.

"جرج لوكاس" در فیلم "جنگهای ستارگان" و "تهدید شبح" در سال 1999، شخصیتهایی مانند جارجار بینكس را خلق كرد كه كاملا دیجیتالی بودند.

جودی فاستر

 

 

فاستر در لس آنجلس به دنیا آمد. مادرش "اولاین برندی" و پدرش "لوسیوس فیشر فاستر" بود. پدرش سرهنگ نیروی هوایی و از خانواده ای متمول بود. او از همسرش پیش از تولد جودی جدا شد.
فاستر بعد از بازی در چند آگهی بازرگانی در کودکی، در برنامه
Doris Day Show
ظاهر شد.

 


اولین حضور او در فیلمی سینمایی مربوط به سال 1970 و فیلم تلویزیونی "تهدید در کوهستان" می شود که توسط شرکت دیزنی تهیه شده بود. فاستر به یک مدرسه ی فرانسوی زبان در لس آنجلس رفت و در سال 1980 به عنوان دانش آموز نمونه فارغ التحصیل شد. او سپس به دانشگاه ی ییل رفت و در سال 1985 مدرک کارشناسی خود را در رشته ی ادبیات انگلیسی دریافت کرد. او قرار بود یک سال زودتر فارغ التحصیل شود اما ترور رئیس جمهور ریگان توسط جان هینکلی باعث تاخیر آن شد؛ چرا که هینکلی علت کارش را تحت تاثیر قرار دادن جودی فاستر دانسته بود و باعث شد که فاستر یک ترم از دانشگاه مرخصی بگیرد.

 

 

ادامه نوشته

شان پن

 

 

شان جاستین پن (Sean Justin Penn) در سال 1960 در یک خانواده هنرمند در . ساعت 3:17 دقیقه بعد از ظهر بدنیا امده است.پدرش لئو پن، بازیگر و کارگردان، مادرش ایلین رایان، بازیگر و برادرش مایکل پن موزیسین است. برادر دیگرش کریس پن بازیگر بوده و در سال 2006 فوت کرده است.
پدربزرگش جز مهاجرانی از روسیه و لیتوانی بوده اند و مادرش کاتولیک و از تبار ایتالیایی و ایرلندی میباشد.
نام خانوادگی اصلی او پینیون می باشد. او در خانه ای غیر مذهبی بزرگ شده است و منکر خدا می باشد.
شایعه شده بود که او و الیزابت مک گاورن نامزد کرده است که همبازی وی در فیلم (
Racing With The Moon
) بود. زندگی شخصی پن زمانی توجه رسانه ها را جلب کرد که با خواننده معروف پاپ یعنی مدونا ازدواج کرد.

 


ازدواج این دو بعلت خشونت های علیه رسانه ها خراب شد که از آن جمله میتوان به حمله شان به یک عکاس در صحنه فیلمبرداری بود اشاره کرد که شان به 60 روز زندان محکوم شد. اما فقط 33 روزش را در زندان سپری کرد. گفته شده که شان یک پاپارازی را در اتاق هتل خود دیده و او را از بالکن طبقه نهم از قوزک پا آویزان کرده است.

ادامه نوشته

تام هنکس

 

 

 در سال 1956 در ايالت کاليفرنيا به دنيا آمد، بازيگری را از همان سالهای دبيرستان با تئاتر مدرسه ای آغاز کرد.

هنکس نخستين فيلمش را در 23 سالگی در فيلم کم خرج او می داند که تو تنهائی بازی کرد. پس از اين فيلم بود که او توانست چندين نقش متفاوت در مجموعه های کمدی تلويزيونی بدست آورد.

بازی هنکس در فيلم "بزرگ" که يکی پرفروشترين فيلمهای سال 1988 بود نام او را بيش از گذشته به عنوان يک بازيگر کمدی بر سر زبانها انداخت.

چهره کودکانه و جوان او دليلی بود که در بيشتر فيلمهائی که در دهه 1980 بازی کرد، نقش شخصيت های بسيار جوان و ساده را داشته باشد. که نهايتا به فيلم فارست گامپ(1994) انجاميد که دومين اسکار را برايش به ارمغان آورد.

در دهه 1990 بازی او در چند فيلم مطرح آن سالها او را به يکی از گرانترين و محبوبترين ستاره های هاليوودی تبديل کرد.

 فيلمهائی مانند بی خواب در سياتل، فيلادلفيا، فارست گامپ، آپولو 13 و نجات سرباز رايان از مهمترين فيلمهای هنکس در دهه 1990 هستند.

ادامه نوشته

دنیل دی لوییز

 

 

دنیل دی لوییز در لندن، انگلستان متولد شد، دومین فرزند "سسیل دی لوییز(ملقب به دیکولاس بلیک)" از دومین همسر وی "جیل بالکون" بود. پدربزرگ مادری دنیل "سر مایکل بالکن" یکی از مهمترین اشخاص تاریخ سینمای بریتانیا بود، مدیر استودیوی مشهور "Ealing" بود. خواهر بزرگتر دنیل، "تاماسین دی لوییز" یک مستند ساز هست. دنیل درمدرسه "Sevenoaks" در منطقه کنت انگلستان تحصیل کرد، جایی که او را خوار می شماردند. او در مدرسه "the Bristol Old Vic School" بازیگری را آموخت. دنیل برای اولین بار در فیلم Sunday Bloody Sunday در سال 1971 ظاهر شد، ولی او تا سال 1982 در فیلم دیگری ظاهر نشد. اولین کار رسمی دنیل بازی در فیلم Gandhi محصول 1982 بود. او در آن سال همچنین در چند کار تلویزیونی محصول بریتانیا ظاهر شد.


                                     

 


دنیل اولین نقش برزگسالی خودش را بازی کرد، نقش کوچکی در فیلم "گاندی 1982". او همچنین در آن سال در تلویزیون بریتانیا در مجموعه های Frost in May و How Many Miles to Babylon ایفای نقش کرد. او سپس در سال 1984 فیلم دراکولا را بازی کرد و در سال 1986 در فیلم The Futuristsایفای نقش کرد.

اولین نقش جانبی مهمی که دنیل در زندگی حرفه ایش بازی کرد، ایفای نقش در فیلم The Bounty در سال 1984 بود و سپس خیلی سریع در فیلم های My Beautiful Laundrette و A Room with a View در سال 1985 به ایفای نقش پرداخت. زمانی که این دو فیلم آخر در نیو یورک به اکران درامد تمام منتقدین بر این باور بودند که او یک استعداد بزرگ است. منتقدین نیویورکی او را بهترین بازیگر نقش جانبی خواندند.
در سال 1986 دنیل در مجموعه
Screen Two: The Insurance Man به کارگردانی Richard Eyre ظاهر شد. او همچنین یک نقش جزئی در فیلم بریتانیایی-فرانسوی Nanou
در همین سال داشت.

ادامه نوشته

هالیوود در دهه ۱۹۸۰

 

 

جریانات دهه هشتاد در هالیوود در واقع ادامه دهه هفتاد بود. در این دوره بسیاری كه به سینما تازه پا گذاشته بودند به رشد و شكوفایی رسیدند و برخی دوره افول خود را سپری كردند. دهه هشتاد، دهه تولیدات متوسط و سرگرم كننده بود و این گونه از سینما رواج عمده ای یافت. فیلمهای نوجوانانه مانند ماجراهای "بیل و تد" و "رانندگی برای خانم دیزی" نیز در این دوره رواج یافت. در این دوره استفاده از جلوه های ویژه، افزایش قیمت بلیت و هزینه تولید فیلم در هالیوود چشمگیر بود. كارگردانانی چون كاپولا ، اسپیلبرگ ، جرج لوكاس مورد توجه شركتهای هالیوود بودند. فیلمهایی چون "ئی تی" ، "بازگشت جدی" ، "مهاجمین مقبره گمشده" و "بازگشت امپراتوری" محصولات كلانی بودند كه در این دهه شكل گرفتند.

هالیوود در این دهه به جای خطر كردن و تجربه حیطه های جدید، به تولید فیلمهای عظیم روی آورد. در این دهه جنبه جنبه صنعتی سینما بر جنبه هنری آن غلبه یافت و البته هالیوود از جانب تماشاگران پاسخ مثبت دریافت كرد. شایان ذكر است كه از این آثار برخی نیز با شكست روبرو شدند، مانند "دروازه بهشت" به كارگردانی مایكل چیمینو كه در 219 دقیقه و با بودجه ای برابر 44 میلیون دلار تهیه شد و كمتر از 9 میلیون دلار فروش داشت. شركت یونایتد آرتیستز با تهیه این فیلم ورشكسته شد و مجبور شد آن را به شركت مترو گلدین مایر واگذار كند.

در سالهای آغازین دهه هشتاد ، هالیوود بزرگترین ستاره خود، اینگرید برگمن را از دست داد. كارهای ماندگان وی بیشتر متعلق به دهه چهل بود. برگمن با بازیگرانی چون اسپنسر تریسی ، همفری بوگارت ، گری كوپر ، گریگوری پك ، كری گرانت و ... اسفای نقش كرد. وی در پنج فیلم همسرش "رسلینی" به نامهای "استرمبولی" ، "ارث" ، "ژان دارك در آتش" ، "سفر به ایتالیا" و "ترس" بازی كرد.

در دهه هشتاد آثار كم هزینه هالیوود چون "شام با آندره" ساخته لویس مال و "آمادئوس" ساخته میلوش فورمن به نمایش درآمدند. در همین دهه بود كه "ترمیناتور" اثر جیمز كامرون ساخته شد و موج جدیدی در سینمای هالیوود ایجاد كرد و ستاره اتریشی الاصل عضلانی ، آرنولد شواتزینگر را به هالیوود معرفی نمود. "ترمیناتور پدیده ای جذاب بود كه به ویژه همچنان در ایران زنده است. "بتمن" ساخته تیم برتون كه همچنان دنباله های آن ساخته میشود، از جمله پدیده های دهه هشتاد به شمار می رود.

آل پاچینو

 

 

آلفردو جیمز پاچینو در نیویورک دیده به جهان گشود و پدرش سالواتور پاچینو (زاده شهر کورلئونه) کارمند شرکت بیمه و مادرش رز پاچینو (دارای نژاد امریکایی-ایتالیایی) خانه دار بود. والدین او هنگامی که او بچه بود از هم جدا شدند. پدربرزگ و مادربزرگ او در اصل اهل سیسیلی بوده‌اند.

وی در دوران جوانی و در حالی که بیش از ۲۲ سال از بهار زندگی اش نمی‌گذشت مادرش را از دست داد. پاچینو پیش از مرگ مادرش، زندگی چندان لذت بخشی را پشت سر نگذاشته بود و چون والدینش خیلی زود از هم جدا شده بودند مجبور شد به همراه مادرش به خانه پدربزرگش نقل مکان کرده و در آنجا اقامت کند.

ورود او به عرصه بازیگری را باید سال ۱۹۶۹ دانست. پاچینو در این سال در فیلم ناتالی و من بازی کرد و دو سال پس از آن نیز ایفای نقشی در وحشت در نیلی پارک را پذیرفت. اما بازی در این دو فیلم هرگز او را راضی نکرد تا اینکه فرانسیس فورد کاپولا تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدرخوانده گرفت، نقش «مایکل کورلئونه» به او واگذار شد. رابرت ردفورد و جک نیکلسون و ... جمعی دیگر از بازیگران معروف سینما مورد آزمایش قرار گرفتند اما کاپولا فقط پاچینو را انتخاب کرد. پاچینو برای این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد که به آن نرسید.

ادامه نوشته

مریل استریپ

 

 

مری لوییز استریپ (Mary Louise "Meryl" Streep) در 22 ژوئن سال 1949 در سامیت نیوجرسی آمریکا به دنیا آمد

وی در برناردزویل بزرگ شد و مادرش هنرمندی در زمینه تبلیغات بازرگانی بود و پدرش مدیر یک شرکت دارویی.

مریل در کودکی به موسیقی علاقه داشت و به کلاس‌های خوانندگی اپرای ایستیل لیبلینگ می‌رفت. بعد از اخذ مدرک بازیگری از دانشکده واسار در سال1971 به مدرسه تئاتر معتبر ییل رفت و در آنجا با سیگورنی ویور بازیگر و وندی واسراستاین نمایشنامه‌نویس همکلاس بود.

استریپ قبل از دریافت مدرک کارشناسی ارشد در سال 1975، در بیش از 40 نمایش بازی کرد. بعد از فارق‌التحصیلی، اولین تجربه بازیگری خود را در برادوی با نمایش «Trelawney of the wells» کسب کرد.

وی در سال 1976 به خاطر بازی در نمایش « 27 واگن پنبه» اثر تنسی ویلیامز نامزد دریافت جایزه تونی شد و آغاز کار او در تلویزیون با ایفای نقش همسر یک بازیکن هاکی در مجموعه «مرگبارترین فصل» در سال 1977 محصول شبکه CBS رقم خورد.

در همان سال با بازی در فیلم «جولیا» به کارگردانی فرد زینه مان اولین تجربه سینمایی خود را هم کسب کرد.

استریپ در دوران جنگ جهانی دوم با بازی در نقش اینگا (یک زن ثروتمند آلمانی که تلاش می‌کند شوهر یهودی‌اش را از بازداشتگاه اسرای نازی‌ها نجات دهد) در مجموعه «کشتار همگانی» (1978) برنده جایزه امی بهترین بازیگری شد.

ادامه نوشته

رابرت دنیرو

 

 

رابرت دنیرو (Robert De Niro) ‏در 17 اوت سال ۱۹۴۳ در نیویورک از پدر و مادری هنرمند متولد شد.

پدرش شاعر، مجسمه‌ساز و نقاش بود و مادرش ویرجینیا آدمیرال نیز یک نقاش بود که مدت کوتاهی پس از تولد بابی از پدر او جدا شد. او در ایتالیای کوچک نیویورک برانکس  بزرگ شد. وی به خاطر خجالتی بودن و جثه کوچکش به Bobby Milk معروف بود.

در 10 سالگی اولین نقشش را در تئاتری در نقش شیر در جادوگر اوز بازی کرد ولی بعدا برای پیوستن به یک گروه خیابانی، تئاتر را کنار گذاشت. در 16 سالگی بازی در نمایش خرس اثر چخوف، او را به دنیای بازیگری برگرداند تا او اولین چک دستمزدش را به عنوان بازیگر دریافت کند.

بابی پس از آموزش‌های لازم، کار حرفه‌ای خود را در زمینه بازیگری به طور نامنظم در برادوی و بعضا تبلیغات تجاری برای تلوزیون آغاز کرد. اولین نقش او در فیلم سه اتاق در

منهتن در سال 1965 بود که به عنوان سیاهی لشگر و به عنوان مشتری رستوران در یکی از سکانس‌های فیلم ظاهر شد و در همان سال موفق به دریافت پیشنهاد بازی در یک نقش کوچک در فیلم میهمانی عروسی شد.

آشانایی او با یکی از دستیاران برایان دی پالما برای او شانسی بود برای گرفتن اولین نقش اصلی در فیلم تبریکات محصول سال 1968 که با شکست همراه بود.

 اولین موفقیت بابی در برابر دوربین با فیلم Bloody Mama در سال 1970 به دست آمد. این فیلم درهای ورود بابی را به هالیود گشود و او توانست به بزرگترین مرکز فیلمسازی جهان وارد شود.

ادامه نوشته

آنتونی هاپکینز

 

 

سِر فیلیپ آنتونی هاپکینز ۳۱ دسامبر‌سال ۱۹۳۷ در ولز به دنیا آمد.

وی  فرزند یک خانوادهٔ کارگر بود. پس از پایان دوران خدمت نظام در کالج هنرهای نمایشی کاردیف ثبت نام کرد و پس آن تحصیلاتش را در زمینهٔ بازیگری در آکادمی سلطنتی هنرهای نمایشی لندن ادامه داد.

آنتونی هاپکینز اولین بار در سال ۱۹۶۴ در لندن به صحنهٔ تئاتر وارد شد. در سال ۱۹۷۴ برای بازی در نمایشی به آمریکا رفت. او ده سال در آمریکا ماند و در این دوران در فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی فراوانی بازی کرد.

وی در سال1974 برای نخستین بار در برادوی روی صحنه رفت. در دومین فیلم بلند سینمایی خود شیر در زمستان در نقش ریچارد شیر دل بازی کرد و در تلوزیون نیز فعالیت داشت. برای بقایای روز و نیکسن کاندید دریافت اسکار بود و قبل‌تر برای سکوت بره‌ها همین جایزه را از آن خود کرده بود.

او که از تئاتر به سینما آمده بود خیلی زود موقعیتش را به عنوان یک بازیگر توانا تثبیت کرد و در نقش‌های متفاوت از ریچارد شیر دل گرفته تا لوید جرج و هانیبال؛ قاتل آدم خوار، کازیمودو، آدولف هیتلر، اسحاق رابین و  نیکسن رئیس جمهور آمریکا با موفقیت ظاهر شد.

ادامه نوشته

جک نیکلسون

 

 

جان جوزف نیکلسون معروف به جک نیکلسون ۲۲ آوریل سال ۱۹۳۷ در نیویورک به دنیا آمد.

مادرش جون فرنسس نیکلسون (جون نیلسون) صاحب یک پیرایشگاه و پدرش خانواده را ترک کرد. چون مادرش کار می‌کرد نگهداری از جک به عهده مادربزرگش بود. 6 ماه قبل از به دنیا آمدن جک، مادرش با مردی ایتالیایی ازدواج کرد.

وی در 17 سالگی و در کالیفرنیا به عنوان یک پادو در کمپانی M.G.M مشغول به کار شد. همانجا بازیگری آموخت و در بسیاری از نمایش‌ها و برنامه‌های تلویزیونی بازی کرد.

جک نیکلسون برای اولین بار در سال 1958 در فیلمی به نام کودک کش فریاد بزن (راجر کورمن) بازی کرد. اما با بازی در ایزی رایدر (دنیس هاپر، 1969) بود که به شهرت رسید و کاندید جایزه اسکار شد.

وی مجسمه طلایی اسکار را برای اولین بار برای بازی در فیلم دیوانه‌ای از قفس پرید در سال 1975 بدست آورد.

او در نقش‌های متفاوتی ظاهر شده است و در سال 1971 به کارگردانی روی آورد. بازی بسیار دیدنی او در فیلم درباره اشمیت (الکساندر پین) چشم‌ها را بسوی خود خیره کرد.

جک نیکلسون فیلمنامه نویس، کارگردان، تهیه کننده و بازیگر توانایی است که در کارنامه خود آثار درخور فراوانی دارد.

وی با 3 جایزهٔ اسکار و 7 جایزهٔ گلدن گلوب در کارنامهٔ حرفه‌ای خود، بازیگر آمریکایی است که به آفریدن شخصیت‌های عصبی مزاج و بعضاً شریر شهرت دارد.

ادامه نوشته

داستین هافمن

 

 

داستین لی هافمن (Dustin Lee Hoffman) در سال 1937 در لوس‌آنجلس آمریکا به دنیا آمد .

پدرش یهودی روسی الاصل بود وعلاوه بر طراحی مبلمان به عنوان خیاط در کمپانی کلمبیا کار می‌کرد و مادرش یک هنرپیشه آماتور تئاتر بود.

هافمن در ابتدا برای پزشکی درس خواند اما پس از مدتی تحصیل را رها کرد و به شغل‌های مختلفی مثل دستیاری روانپزشکی، پیشخدمتی، ظرف‌شوری، تایپیستی و روزنامه‌فروشی پرداخت تا اینکه به هنرستان موسیقی و هنر لس‌آنجلس آمریکا راه یافت.

او قبل از رفتن به نیویورک، وارد کالج شهر سانتا مونیکا شده بود. در همان ایام در چند نقش ساده روی صحنه رفت و بعد از عدم موفقیت، مدتی بازیگری را رها کرد و در سال 1960، اولین نقش روی صحنه‌اش را در محصولی از گراتراد استین با نام بلی گفتن برای مرد جوان ایفا کرد.

پس از آشپز برای آقای جنرال او به تلاش‌هایش ادامه داد و چندین سال روی صحنه ظاهر نشد که در این خلال به تحصیل و فعالیت در استودیوی بازیگران لی‌استراسبرگ می‌پرداخت تا به بازیگری دارای متد تبدیل شود.

وقتی در اواخر دهه 60 وارد سینما شد کمتر کسی فکر می‌کرد که او با این جثه نحیف و دماغ دراز ممکن است بتواند به یکی از بازیگران صاحب سبک سینمای آمریکا تبدیل شود.

 

ادامه نوشته