گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


با نگاهى اجمالى به ۵۶ سال زندگى سراسر خداخواهى و خداجویى

امام حسین (ع)، درمی یابیم که هماره وقت او به پاکدامنى و بندگى

 و نشر رسالت احمدى و مفاهیم عمیقى والاتر از درک و دید ما گذشته است.

اکنون مرورى کوتاه به زوایاى زندگانى آن عزیز داریم که ایام

شهادتش پیش روى ماست :

جنابش به نماز و نیایش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه

بسیارى داشت. گاهى در شبانه روز صدها رکعت نماز می گذاشت و

حتى در آخرین شب زندگى دست از نیاز و دعا برنداشت و خوانده ایم

که از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خداى خویش به خلوت بنشیند

و فرمود: خدا می داند که من نماز و تلاوت قرآن و دعاى زیاد و

استغفار را دوست دارم.

حضرتش بارها پیاده به خانه کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار

کرد. ابن اثیر در کتاب اسد الغابة می نویسد: حسین (ع) بسیار

 روزه می گرفت و نماز میگذارد و به حج میرفت و صدقه میداد و

همه کارهاى پسندیده را انجام میداد. شخصیت حسین بن على (ع)

آن چنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتى با برادرش

امام مجتبى (ع) پیاده به کعبه می رفتند، همه بزرگان و

شخصیت هاى اسلامى به احترامشان از مرکب پیاده شده،

همراه آنان راه می پیمودند.

احترامى که جامعه براى حسین (ع) قائل بود، بدان جهت بود که

او با مردم زندگى میکرد (از مردم و معاشرتشان کناره نمی جست)

با جان جامعه هماهنگ بود، چونان دیگران از مواهب و مصائب یک

اجتماع برخوردار بود و بالاتر از همه ایمان بی تزلزل او به خداوند،

او را غمخوار و یاور مردم ساخته بود. و گرنه، او نه کاخ هاى مجلل

داشت و نه سربازان و غلامان محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد

و شد را به گذرش بر مردم نمی بستند.

این روایت یک نمونه از اخلاق اجتماعى اوست، بخوانیم :

روزى از محلى عبور می فرمود، عده اى از فقرا بر عباهاى پهن

شده شان نشسته بودند و نان پاره هاى خشکى می خوردند،

امام حسین (ع) می گذشت که تعارفش کردند و او هم پذیرفت،

نشست و تناول فرمود و آن گاه بیان داشت : ان الله لا یحب المتکبرین،

خداوند متکبران را دوست نمیدارد. سپس فرمود: من دعوت شما

را اجابت کردم، شما هم دعوت مرا اجابت کنید. آنها هم دعوت آن

حضرت را پذیرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند. حضرت دستور

داد هر چه در خانه موجود است به ضیافتشان بیاورند، و بدین ترتیب

پذیرایى گرمى از آنان به عمل آمد و نیز درس تواضع و انسان

دوستى را با عمل خویش به جامعه آموخت.

شعیب بن عبدالرحمن خزاعى می گوید: چون حسین بن

على (ع) به شهادت رسید، بر پشت مبارکش آثار پینه مشاهده ک

ردند، علتش را از امام زین العابدین (ع) پرسیدند، فرمود این

 پینه ها اثر کیسه هاى غذایى است که پدرم شب ها به دوش

می کشید و به خانه زن هاى شوهرمرده و کودکان یتیم و

فقرا می رسانید.

شدت علاقه امام حسین (ع) را به دفاع از مظلوم و حمایت از

ستمدیدگان می توان در داستان ارینب و همسرش عبدالله بن

سلام دریافت، که اجمال و فشرده اش را در این جا متذکر

میشویم : یزید به زمان ولایتعهدى، با اینکه همه نوع وسایل

 شهوت رانى و کام جویى و کامروایى از قبیل پول، مقام، کنیزان ر

قاصه و��در اختیار داشت، چشم ناپاک و هرزه اش را به بانوى

 شوهردار عفیفى دوخته بود.

پدرش معاویه به جاى اینکه در برابر این رفتار زشت و ننگین عکس

العمل کوبنده اى نشان دهد، با حیله گرى و دروغ پردازى و

فریبکارى، مقدماتى فراهم ساخت تا زن پاکدامن مسلمان را از

خانه شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده پسرش یزید بکشاند.

حسین بن على(ع) از قضیه باخبر شد، در برابر این تصمیم

زشت ایستاد و نقشه شوم معاویه را نقش بر آب ساخت و با

 استفاده از یکى از قوانین اسلام، زن را به شوهرش عبدالله

بن سلام بازگرداند و دست تعدى و تجاوز یزید را از خانواده مسلمان

 و پاکیزه اى قطع نمود و با این کار همت و غیرت الهی اش را نمایان

و علاقه مندى خود را به حفظ نوامیس جامعه مسلمانان ابراز داشت

، و این رفتار داستانى شد که در مفاخر آل على (ع) و دنائت و

ستمگرى بنى امیه، براى همیشه در تاریخ به یادگار ماند.

علائلى در کتاب سمو المعنى می نویسد: ما در تاریخ انسان به

مردان بزرگى برخورد می کنیم که هر کدام در جبهه و جهتى عظمت

 و بزرگى خویش را جهانگیر ساخته اند، یکى در شجاعت، دیگرى

در زهد، آن دیگرى در سخاوت، و��اما شکوه و بزرگى امام

حسین (ع) حجم عظیمى است که ابعاد بی نهایتش هر یک

مشخص کننده یک عظمت فراز تاریخ است، گویا او جامع همه

والایی ها و فرازمندی ها است.

آرى، مردى که وارث بی کرانگى نبوت محمدى است، مردى که

وارث عظمت عدل و مروت پدرى چون حضرت على (ع) است و

وارث جلال و درخشندگى فضیلت مادرى چون حضرت فاطمه (س)

است، چگونه نمونه برتر و والاى عظمت انسان و نشانه آشکار

فضیلت هاى خدایى نباشد. درود ما بر او باد که باید او را سمبل

 اعمال و کردارمان قرار دهیم.

امام حسین (ع) و حکایت زیستن و شهادتش و لحن گفتارش و

ابعاد کردارش نه تنها نمونه یک بزرگمرد تاریخ را براى ما مجسم

می سازد، بلکه او با همه خویشتن، آیینه تمام نماى فضیلت ها،

 بزرگمنشی ها، فداکاری ها، جانبازی ها، خداخواهی ها و

خداجویی ها می باشد. او به تنهایى می تواند جان را به لاهوت

راهبر باشد و سعادت بشریت را ضامن گردد. بودن و رفتنش،

 معنویت و فضیلت هاى انسان را ارجمند نمود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


کربلا و عاشورا را چگونه باید دید؟ از کدام زاویه به این زمین و زمان

 باید نگریست؟ اگر حسین، مصباح است یعنی در تیرگی های وحشت

 بار و تاریکی های نفسگیر، تکیه گاه روشن و شفاف و اگر سفینه

است یعنی در موج خیز حادثه ها و خیزاب های هولناک، کشتی

 نجات؛ پس چرا عاشورای او را از منظر روشنگری و راهگشایی

و به ساحل رسانی نبینیم؟

چرا در عصر گم شدگی انسان و توفان خیزی و وارونگی زمان،

از حسین و عاشورایش، همچون حبلی متین و عروه الوثقایی

 مبین بهره گیری نکنیم و گذار از جاده های خطر را با این همراه

 مطمئن آغاز نکنیم؟

عاشورا چه ندارد تا سراغ سرمشق ها و مکتب های دیگر برویم؟

این رستاخیز عظیم، همه درس های لازم برای صلاح و فلاح را دارد.

کربلا قصه زیستن و دیگرگونه زیستن و حیات طیبه را تجربه

 کردن است. در کربلا، همه عناصر لازم برای سیر به کمال، عزت

 و رستگاری پیداست.

معنویت، زیبایی، فضیلت های انسانی، حضور همه انسان،

حضور بی فاصله خدا، حضور همه ارزش ها و در یک کلام حضور

 بی پرده خدا، انسان، راستی

و درستی و حقیقت زلال قرآن تنها و تنها در همین حادثه یافتنی

 و ادراک شدنی است.

عاشورا، نه روزی است از جنس روزهای معمولی و نه حادثه ای

 خزیده در گوشه ای از حافظه تاریخ؛ عاشورا زنده و زاینده است؛

چشمه ساری است که بر همه زمین ها و زمان ها می گذرد و

کام تشنگان فضیلت و حقیقت را به جرعه هایی زلال و حیات بخش می نوازد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


عاشورا، دانشگاه ایمان و عرفان و پاکی و پاکبازی و پاک زیستن است

. مکتب انسان شناسی و انسان آگاهی و انسان پروری است و

 ما نیازمند هماره بازشناسی و مرور و مطالعه آن هستیم. باید در

 بازخوانی عاشورا و کربلا همیشه یادمان باشد که چشم انداز

 بیرونی و ظاهر شگفت و شورانگیز و سوک آمیز آن، ما را از

سیر در اعماق آن باز ندارد و بکوشیم تا چونان غواصی ماهر،

 گوهرهای ناب و نایاب ازژرفای آن استخراج کنیم و جان و

جهانمان را بدان ها بیاراییم.

ما از چشم انداز بیرونی عاشورا ناگزیریم چون شناخت خود

حادثه و سیر آن ضرورت دستیابی به درون رازآمیز آن است،

اما نباید به شنا در سطح بسنده کنیم و شیوه شیرین قرآن

 در برخورد با حادثه ها را که ژرفاکاری و عبرت و تنبه و تذکر است،

 فراموش کنیم.

برخورد برشی با کربلا و عاشورا و تنها طرح برخی قطعات این

 رویداد عظیم (آن هم عمدتا از منظر سوگ و مرثیه) باعث

 غفلت از دیگر ابعاد و اضلاع آن شده است.

هر چند سوز و مرثیه و اشک ارجمند و ستودنی است و در

قلمرو روایات بدان بسیار توصیه شده است، اما باید دانست

که اشک مقصد نیست؛ مقدمه گره خوردگی عاطفی و قلبی

 ما با کربلا و عاشورا برای تبدیل آن به اسوه و سرمشق در

 زندگی است؛ چرا که اباعبدالله الحسین(ع) خود در کربلا

 فرمود: لکُم فِیَّ اُسوه.

امید است بتوانیم پنجره ای تازه برای تماشا و ادراک زیباترین

و باشکوه ترین تابلوی هستی بگشاییم، تابلویی که زینب(س)

در کلام کوبنده خود در مجلس بیداد عبیدالله زیاد، آن را نمایاند

و شناساند که والله ما رایتُ الاّ جمیلاً به خدا من جز زیبایی در کربلا ندیدم.

خداوند چشم های ما را بصیرت زینبی عنایت کند تا کربلا را

 زیبا و عمیق و روشن در قاب قلبمان بیابیم و در متن زندگی مان جستجو کنیم.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

امــان از حــرف مــردم ... !


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در برخی جوامع خیلی مهم و پیشرفته دنیا، مردم خوب کوچه و بازار

 و در و همسایه با تحقیق شبانه روزی به این نتیجه رسیده اند که

انسان ها هر کاری هم بکنند بالاخره یک جای کارشان می لنگد ...

 ما هم در راستای این کشف بزرگ بشری، تستی آماده کرده ایم

تا بدانید و آگاه باشید که به نظر این عزیزان، کجای کار شما می لنگد؟

 البته امیدواریم شما دوست عزیزی که این مطلب رو می خونید بیشتر

 از اینکه درگیر اینجور ایراد گیری ها باشید، به میانه رو بودن و تفکر

منطقی بهای بیشتری بدهید.

آداب کادو دادن
اگر اصلا کادو ندهید، خیلی خسیس هستید.
اگر کادوی ارزان بدهید، خسیس هستید.
اگر کادوی کوچک بدهید، باز هم خسیس هستید.
اگر کادوی با مارک ایرانی بدهید، بی تعارف خسیس هستید.
اگر کادوی گران بدهید، اهل پز دادن هستید.
اگر کادوی بزرگ بدهید، اهل پز دادن هستید.
اگر کادوی مارک دار بدهید، اهل پز دادن هستید.
اگر اصلا کادو بدهید... حالا من این کادو رو چیکارش کنم؟!

آداب حرف زدن
اگر در مهمانی زیاد حرف بزنید، پرحرف هستید و حوصله آدم را

 سر می برید.
اگر در مهمانی کم حرف بزنید، کم حرف هستید و حوصله آدم را

 سر می برید.
اگر در مهمانی اصلا حرف نزنید، مغرور و پر افاده هستید و حوصله

 آدم را سر می برید.
اگر در مهمانی حرف نزنید و با حرکات صورت و چشم و ابرو ارتباط

برقرار کنید، بی ادب هستید.
اگر لحنتان سوالی باشد، کنجکاو و فضول هستید.
اگر فقط به سوال ها جواب بدهید، تودار هستید و باید با آچار از شما حرف بکشند.

آداب خنده
اگر حرف های خنده دار بزنید، لوده و مسخره هستید.
اگر جدی باشید و اخم کنید، بداخلاق هستید.
اگر به حرف های دیگران بخندید، بی جنبه و جلف هستید.
اگر به حرف های دیگران نخندید، آداب معاشرت سرتان نمی شود.
اگر بعضی وقت ها به حرف های دیگران بخندید و بعضی وقت ها نخندید،

 غیرطبیعی هستید و عکس العمل هایتان غیر عادی است.

آداب پذیرایی
اگر غذا زیاد بپزید، اهل ریخت و پاش هستید.
اگر غذا کم بپزید، خسیس هستید.
اگر غذا به اندازه درست کنید، چشم تنگ هستید و دست و دلتان می لرزد

 که یک کم بیشتر درست کنید.
اگر غذای فرنگی بپزید، ندید بدید و اهل چشم و هم چشمی هستید.
اگر غذای ایرانی بپزید، سلیقه قدیمی و معمولی دارید.
اگر چند جور غذا بپزید، می خواهید هنرتان را به رخ بکشید.
اگر یک جور غذا بپزید، به مهمانتان توهین کرده اید.

آداب دوست داشتن
اگر بگویید که زنتان را دوست دارید، زن ذلیل هستید.
اگر بگویید که شوهرتان را دوست دارید، او زن ذلیل است.
اگر بگویید که همسرتان را دوست ندارید، خائن هستید.
اگر بگویید که به همسرتان احساسی ندارید، بی احساس هستید.
اگر بگویید که مادرتان را دوست دارید، بچه ننه هستید.
اگر بگویید که مادرتان را دوست ندارید، حیوان هستید.
اگر بگویید که فرزندتان را دوست دارید، بی تجربه هستید و سرد و

 گرم روزگار را نچشیده اید.
اگر بگویید که فرزندتان را دوست ندارید، بی عاطفه هستید.
اگر بگویید که هیچکس را دوست ندارید، بیمار هستید.
اگر بگویید که همه را دوست دارید، احمق هستید.

آداب زندگی
اگر پولدار باشید حتما دزد و کلاهبردار هستید.
اگر بی پول باشید، بی برو برگرد تنبل و بی عرضه هستید.
اگر زندگی معمولی و نان بخور و نمیر داشته باشید قطعا جاه طلبی

 لازم را ندارید و مدام درجا می زنید.
اگر خانه و ویلا داشته باشید، مال مردم خور هستید.
اگر خانه و ویلا نداشته باشید، بی فکر و بی دست و پا هستید و بلد

 نیستید از فرصت های زندگیتان به درستی استفاده کنید.

آداب تمام کردن مطلب
اگر نوشته تان طولانی باشد حتما آب به مطلب بسته اید تا تعداد

 کلمه هایش بیشتر شود! (به هر حال نویسنده ها هم محکومند که

 تا اطلاع ثانوی زندگی کنند!)
اگر نوشته تان کوتاه باشد حتما وقت نداشته اید و چیزی سر هم بندی کرده اید.
اگر نوشته تان نه کوتاه باشد، نه بلند (مثل این مطلب)... از مردم

 خوب و عزیز و شریف و نجیبمان خواهشمندیم ادب و نزاکت و اصول

 اخلاقی و انسانی را رعایت فرمایند، ممنون!

شعـر و تصاویـری از جنـس قـطـرات بـاران



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


زیر باران بیا قدم بزنیم
حرف نشنیده ای بهم بزنیم

نو بگوییم و نو بیندیشیم
عادت كهنه را به هم بزنیم

وزباران كمی بیاموزیم
كه بباریم و حرف كم بزنیم

كم بباریم اگر ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم

چتر را تا كنیم و خیس شویم
لحظه ای پشت پا به غم بزنیم

سخن از عشق خود به خود زیباست
سخن عاشقانه ای بهم بزنیم

قلم زندگی را به دست دل است
زندگی را بیا رقم بزنیم

قطره ها در انتظار تواند
زیر باران بیا قدم بزنیم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

كاش بارانی ببارد قلبها را تر كند
بگذرد از هفت بند ما صدا را تر كند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگهای هوا را تر كند

بشكند در هم طلسم كهنه ی این باغ را
شاخه های خشك بی بار دعا را تر كند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا ناكجا را تر كند

چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران كه می بارد شما را تر كند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

چتر ها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را، خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت
دوست را، زیر باران باید دید
عشق را زیر باران باید جست ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


صدایِ نغمه هایِ باران
از گلویِ کوچه می آید
هم آواز با

پرندگانی که در باغچه سبز شده اند

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

کاش بارانی ببارد
قلبها را تر کند بگذرد
از هفت بند ما صدا را تر کند
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه
رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند بشکند
در هم طلسم کهنه ی این باغ را
شاخه های خشک بی بار دعا را

تر کند مثل طوفان بزرگ نوح
در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا نا کجا را تر کند
چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران که می بارد شما را تر کند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بزن باران بهاری کن فضا را
بزن باران و تر کن قصه ها را
بزن باران که از عهد اساطیر
کسی خواب زمین را کرده تعبیر
بشارت داده این آغاز راه است
نباریدن دلیل یک گناه است

بزن باران به سقف دل که خون است
کمی آنسوتر از مرز جنون است
بزن باران که گویی در کویرم
به زنجیر سکوت خود اسیرم
بزن باران سکوتم را به هم زن
و فردا را به کام ما رقم زن
بزن باران به شعرم تا نمیرد

در آغوش طبیعت جان بگیرد
بزن باران، بزن بر پیکر شب
بر ایمانی که می سوزد در این تب
به روی شانه های خسته ی درد
به فصل واژه های تلخ این مرد
بزن باران یقین دارم صبوری
و شاید قاصدی از فصل نوری
بزن باران، بزن عاشق ترم کن
مرا تا بی نهایت باورم کن

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ببار ای آسمان،
من کویری خسته ام
پر از خار و خاشاکم،
گلی در بستر خویش ندیده ام
خوب می دانم، تو هم دل گرفته ای
بغض هایت را هدیه به رودخانه احساساتم کن
برای سرسبزی دلم لاله های واژگون را آبیاری کنم
مرغک آواز خوان در کویر من نمی ماند
سایه سارم نیست که مهمانش کنم
ای آسمان ببار برکویر تشنه ام
دیگر از رقص طوفان شنها خسته ام
ببار که من کشتی به گل نشسته ام
چشم انتظار قطره ای باران نشسته ام
من کویری شوره زارم ...
در انتظار باران

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بگذار تا ببارد باران
باران وهمناک
در ژرفی شب
این شب بی پایان
بگذار تا ببارد باران
اینک نگاه کن
از پشت پلک پنجره
تکرار پر ترنم باران را
و گوش کن که در شب
دیگر سکوت نیست
بشنو سرود ریزش باران را
که امشب به یاد تو می آرد
گویی صدای سم سواران را
امشب صفای گریه من
سیلاب ابرهای بهاران است
این گریه نیست
ریزش باران است
آواز می دهم
آیا کسی مرا
از ساحل سپیده شبها صدا نزد ؟
از پشت پلک پنجره می دیدم
شب را و قیر گونه قبایش را
دیدم نسیم صبح
این قیر گونه گیسوی شب را
سپید میسازد
و اقتدار قله کهسار دوردست
در اهتزاز روشنی آفتاب میخندد
در دوردستها
باریده بود بارانی
سنگین و سهمناک
و دست استغاثه من
سدی نبود سیل مهیبی را که می آمد
و آخرین ستون
از پایداری روحم را
تا انتهای ظلمت شب
انتهای شب می برد
آری کسی مرا
از ساحل سپیده شبها صدا نزد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

می توان در قاب خیس پنجره
چک چک آواز باران را شنید
می توان دلتنگی یک ابر را
در بلور قطره ها بر شیشه دید
می توان لبریز شد از قطره ها
مهربان و بی ریا و ساده بود
می توان با واژه های تازه تر
مثل ابری شعر باران را سرود
می توان در زیر باران گام زد
لحظه های تازه ای آغاز کرد
پاک شد در چشمه های آسمان
زیر باران تا خدا پرواز کرد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

کاش وقتی آسمان بارانی است
چشم را با اشک باران تر کنیم

کاش وقتی که تنها میشویم
لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تـمام و ناتـمام من با تـو تـمام میشود یا رب

 


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خداوندا ...

گره های ناگوار، با تو باز می شوند؛
شدت سختی ها، با تو می شکند؛
آنان که دنبال رهایی می گردند،
به تو التماس می کنند.

از قدرتت، سختی های زندگی،
حساب می برند؛
به لطفت،
علت ها و اسباب،
فراهم می شوند؛
با توانایی ات،
سرنوشت، جاری می شود؛
و با اراده ات،
وسایل آماده می شوند.

وقتی که می خواهی،
بی آن که چیزی بگویی،
اسباب، فرمان می برند؛
و وقتی نمی خواهی،
بی آن که چیزی بگویی،
اسباب، از کار می ایستند.

وقت دشواری ها،
آن که صدایش می کنند،
تویی
و وقت گرفتاری ها، آن که دنبال پناهش می گردند،
تویی.

برای من اتفاقی افتاده
که زیر سنگینی اش شکسته ام؛
گرفتاری ای آمده که تحملش را ندارم.
آن چه تو فرستاده ای، کس دیگری برنمی گرداند.
آن چه تو آورده ای، کس دیگری نمی برد.
دری را که تو بسته ای، کس دیگری باز نمی کند
و دری را که باز کرده ای، کسی نمی بندد.

پس خودت درِ رهایی را به رویم باز کن.
به توانایی ات،
این هیبت غم را در من بشکن
و کاری کن به همین سختی،
به همین رنجی که دارم
از آن به تو شکایت می کنم، زیبا نگاه کنم.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


یا مقلب القلوب والابصار

ای خدای دگرگون کننده دل‏ها و دیده ها

یا مدبر اللیل والنهار

ای تدبیر کننده روز و شب

یا محول الحول والاحوال

ای دگرگون کننده حالی به حال دیگر

حول حالنا الی احسن الحال

حال ما را به بهترین حال دگرگون کن

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


بهار با آمدنش طعم زندگی را به ما می چشاند و نوروز كه

می‌شود همه چیز تازه می‌شود. طبیعت در قاب چشم ما

لباس نو می‌پوشد و شكل تازه‌ای می‌گیرد. با آمدن بهار همه

خوشحالند و حس و حال ما هم انگار با آمدن عید تازه می‌شود.

 پول نو، بوی سبزه، ماهی قرمز، تنگ بلور، هفت‌سین،

 حاجی فیروز و... همه چیز برای یك اتفاق تازه و خجسته مهیاست.

 بهار، مراسم جشن طبیعت است كه سرمست از پایان روزهای

 مرگ مصلحتی، زندگی دوباره را جشن می گیرد. بهار كه بیاید

 برف ها آب می شود، خاك یخ زده جان می گیرد و نفس می كشد،

 دانه های نهفته در خاك، سنگ ها را هل می دهد و آنها را از

 روی سر و بدنش كنار می زند، گیاهان خشك شده پوست

می اندازند و سمفونی زندگی، دوباره نواخته می شود، اما

 هیچ كدام از این حال ها به ما آدم ها دست نمی دهد ولی

 شاید آن جنب و جوش روزهای آخر اسفند و اوایل فروردین

و آن ولع خرید كردن را بشود به حساب حالی به حالی شدن

آدم ها در آستانه بهار گذاشت.

ما نه مثل برف آب می شویم و از شیب تند كوه پایین

 می ریزیم و نه مثل خاك، پوسته یخ زده تنیده به دورمان را

می شكافیم و نفسی تازه می كنیم بلكه به جایش چیزهای

 تازه می خریم و خانه ها و ظاهرمان را نو می كنیم. شاید

 این هم نوعی همنوا شدن با سمفونی طبیعت باشد، یك

 نوع همدلی با بهار ولی به سبك آدمیزادی اش! همین هاست

كه بهار را بی نظیر می كند، همین است كه با اینكه بهار

میلیاردها سال عمر دارد باز هم هرسال برای آمدنش ذوق

می كنیم و مثل نوزادی تازه رسیده به رویش لبخند می زنیم.

 بهار شاهكار خداست، شیرین كاری طبیعت، دستی كه از

 آسمان به سوی ما دراز می شود و حیف است كه این دست

از صمیم قلب در پنجه های ما فشرده نشود.


حلـول سال نـو  بر همگی مبـارک
و هر روزتـان شادمـانه چـون نـوروز


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


تا بهار دیگر فقط یک سلام به خورشید باقیست …

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

نشـانـه های عاشـق شـدن

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


عشق زیباترین حادثه ای است که در زندگی رخ می دهد. عشق لذتی اغلب

 مثبت است که موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقه ای

 لطیف و یا جاذبه ای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و

 می تواند در حوزه هایی غیرقابل تصور ظهور کند. وقتی کسی را دوست دارید

 علائمی در شما ظاهر می شود که وجود این عشق را تایید میکند. در این

 مقاله با ۱۲ نشانه اصلی که ثابت می کند عشق در قلب شما جوانه زده

است و همچنین انواع عشق و تقسیم بندی آنها آشنا خواهید شد. اگر این

 علائم را در خود دیدید دیگر به عشق خود نسبت به طرف مقابل شک نکنید

 و قدم های خود را استوارتر بردارید.

1. متن ها و اس ام اس های او را دوباره و دوباره می خوانید.

2. وقتی با او هستید بسیار آهسته قدم می زنید.

3. هر زمان که پیش او هستید، تظاهر به خجالتی بودن می کنید.

4. وقتی به او فکر کنید، قلباتان تندتر و تندتر می تپد.

5. زمانی که به صدایش گوش می دهید، بدون دلیل لبخند می زنید.

6. وقتی او را تماشا می کنید، دیگر قادر به دیدن اطرافیانتان نیستید و

 فقط او را می بینید.

7. شروع به گوش دادن به آهنگهای آرام می کنید.

8. او همه فکر شما می شود.

9. بوی او شما را به وجد می آورد.

10. متوجه می شوید که زمان فکر کردن به او، همیشه به خود لبخند می زنید.

11. حاضرید هر کاری برایش انجام دهید.

. هنگام خواندن این متن همواره فقط یک نفر ذهن شما را بخود مشغول کرده بود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


انواع عشق:

- عشق حیرانی: اصطلاح حیرانی (Agape) توسط مسیحیان اولیه (و به

 خصوص یونانیان،ریشه این کلمه یونانی است) برای اشاره به پذیرش

بی قید و شرط و دوست داشتن یک فرد اطلاق شده است. این نوع از

عشق بر اساس تصمیم و نه احساسات شکل می گیرد.

- عشق با وقار: نوعی رفتار مودبانه وموقرانه که در اواخر قرون وسطی

 در مورد خانم ها و عاشقان آنها به کار می رفت.

- عشق دروغین: نوعی عشق نادرست با هدف کسب مادیات (می توان

مفهوم عشق را اصلا برای این نوع، قائل نشد.)

- عشق جنسی (eros): میل جنسی نسبت به یک فرد خاص

- عشق به خانواده: عشق به افراد خانواده و مهربانی به آنها

- عشق آزاد: رابطه جنسی بر اساس انتخاب فرد که محدود به ازدواج نمی شود

- شیفتگی: در عهد جدید به معنای عشق احساسی مشروط به کار

 می رود یعنی "دوستت دارم چون…"

- عشق افلاطونی: یک رابطه نزدیک که در آن رابطه جنسی وجود ندارد

 یا سرکوب یا محدود شده است.

- عشق ظاهری: رابطه عاشقانه ای که در آن پختگی لازم وجود ندارد

و "راستین" نیست. این کلمه دارای بار معنایی منفی است و تاکید دارد

 که عشق در دوران جوانی معمولاً کمتر راستین و واقعی است.

- عشق به مذهب: تعهد و دوست داشتن خدا یا مذهب

- عشق رومانتیک: علاقه ای که ترکیبی از صمیمیت و میل جنسی است

- عشق راستین: عشق بدون قید و شرط یا انگیزه خاص. دوست داشتن

 فرد فقط به خاطر خود و نه رفتارها یا عقایدش. همچنین به عشق بی قید

و شرط اشاره دارد.

 
- عشق یک طرفه: مهر عاطفه ای که یک طرفه است

 
- شهوت: عاطفه بر اساس شهوت و تمایل به ارضای نفس

 
- عشق لحظه ای: عشقی که در لحظه ای که فرد برای اولین بار با فردی

تماس می گیرد به وجود می آید. از این عشق به مراتب در داستان ها و

ادبیات یاد شده است و به "love at first sight" معروف است.

 
- عشق مستلزم فداکاری: فداکاری و گذشتن از جان یا چیز با ارزش دیگری

 بر مبنای عشق


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


تقسیم بندی انواع عشق:

1. اروس (eros): عشق شهوانی، عشق به زیبایی، فاقد منطق، عشق

 فیزیکی که بواسطه جذابیت و کشش های جسمانی و یا ابراز آن بطور

فیزیکی نمایان می گردد. همان عشق در نگاه اول، با شدت آغاز شده

 و به سرعت فروکش می کند.

2. لودوس (ludus):
عشق تفننی، این عشق بیشتر متعلق به دوران

نوجوانی می باشد (عشق های رمانتیک زودگذر) لودوس ابراز ظاهری

عشق می باشد (کثرت گرا نسبت به شریک عشقی) به اصطلاح فرد

را تا لب چشمه برده و تشنه بازمی گرداند و رابطه دراز مدت بعید بنظر می رسد.

3. فیلو (philo):
عشق برادرانه، عشقی که مبتنی بر پیوند مشترک

می باشد. عشقی که بر پایه وحدت و همکاری بوده و هدف آن دست یابی

 به منافع مشترک می باشد.

4. استورگ (storge):
عشق دوستانه، وابسته به احترام و نگرانی نسبت

 به منافع متقابل. در این عشق همنشینی و همدمی بیشتر نمایان

می باشد. صمیمانه و متعهد، رابطه دراز مدت است، پایدار و بادوام، فقدان شهوت.

5. پراگما (pragma):
عشق منطقی، این مختص افرادی است که

 نگران این موضوع می باشند که آیا فرد مقابلشان در آینده پدر یا مادر

 خوبی برای فرزندانشان خواهند شد؟ عشقی که مبتنی بر منافع و

 دورنمای مشترک می باشد. پایبند به اصول منطق و خردگرا می باشد.

 همبستگی برای اهداف و منافع مشترک.

6. مانیا (mania):
عشق افراطی، انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگیز

 (شیفتگی شدید به معشوق) اغلب فاقد عزت نفس، عدم رضایت از رابطه،

 مانند وسوسه می ماند و میتواند به احساسات مبالغه آمیز و افراطی

منجر گردد. عشق دردسر ساز. عشق وسواس گونه.

7. اگیپ (agape):
عشق الهی. عشق فداکارانه و از خودگذشته.

 عشق نوعدوستانه (تمایل انجام دادن کاری برای دیگران بدون چشمداشت).

عشق گرانقدر


عشق از دیدگاه قرآن:


قرآن در سوره روم آیه ۲۱ چنین آورده است: و از نشانه‏ های خداوند اینکه

 همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید،

و در میانتان دوستی و رحمت قرار داد، آری در این [نعمت] برای مردمی

که می ‏اندیشند قطعا نشانه‏ هایی است.
بر اساس دیدگاه مراجع شیعه، بیان عشق میان دختر و پسر (بدون منظور ازدواج)

گناه است، چرا که ترس افتادن به گناه در میان است، اگرچه خواستگاری،

 بدون بیان عشق، برای ازدواج مانعی ندارد. تا وقتی که نگرانی از بروز

 گناه و فساد جنسی، در میان نباشد، داشتنِ صرفِ محبت و عشقِ

قلبی (بدون اظهار آن) اشکالی ندارد.

از احادیث پیامبر اسلام است که :
 "اگر مرد به زن خود بگوید (تو را دوست دارم) هرگز این کلام از دل و

 ذهن زن خارج نمی شود و همواره در خاطر او باقی می ماند

زندگی یک سفر است

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

حرمت اعتبار خود را

هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران مشکن

که ما هر یک یگانه ایم

موجودی بی نظیر و بی تشابه

و آرمانهای خویش را

به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن

تنها تو می دانی که "بهترین" در زندگانیت

چگونه معنا می شود

از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است آسان مگذر

بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که در زندگی خویش

که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را از دست می دهد

با دم زدن در هوای گذشته

و نگرانی فرداهای نیامده

انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر شود

هر روز، همان روز را زندگی کن

و بدین سان تمامی عمر را به کمال زیسته ای

و هرگز امید از کف مده

آنگاه که چیز دیگری

برای دادن در کف داری

همه چیز در همان لحظه ای به پایان می رسد

که قدمهای تو باز می ایستد

و هراسی به خود را مده

از پذیرفتن این حقیقت که

هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد

تنها پیوند میان ما

خط نازک همین فاصله است

برخیز و بی هراس خطر کن

در هر فرصتی بیاویز

و هم بدینسان است که به مفهوم شجاعت

دست خواهی یافت

آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت

عشق را از زندگی خویش رانده ای

عشق چنان است که هر چه بیشتر ارزانی داری، سرشارتر شود

و هر گاه که آن را تنگ در مشت گیری، آسان تر از کف رود

پروازش ده تا که پایدار بماند

زندگی مسابقه نیست

زندگی یک سفر است

و تو آن مسافری باش

که در هر گامش

ترنم خوش لحظه ها جاریست

هیچ مانعی را بــاور نکن


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می‌كرد.

او می‌خواست مزرعه سیب‌زمینی‌اش را شخم بزند

 اما این كار خیلی سختی بود.

تنها پسرش كه می‌توانست به او كمك كند، در زندان بود!

پیرمرد نامه‌ای برای پسرش نوشت و وضعیت را

برای او توضیح داد: پسر عزیزم من حال خوشی

 ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی

بكارم. من نمی‌خواهم این مزرعه را از دست بدهم،

چون مادرت همیشه زمان كاشت محصول را دوست داشت.

 من برای كار مزرعه خیلی پیر شده‌ام. اگر تو اینجا بودی

 تمام مشكلات من حل می‌شد. من می‌دانم كه اگر

تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می‌زدی ...

 دوستدار تو پدر

پس از چند روز پیرمرد این تلگراف را دریافت كرد: پدر

به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن من آنجا اسلحه پنهان كرده ام.

صبح روز بعد 12 نفر از مأموران اف.بی.آی و افسران

 پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را برای یافتن

 اسلحه ها شخم زدند بدون این‌كه اسلحه‌ای پیدا كنند.

پیرمرد بهت‌زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او

گفت كه چه اتفاقی افتاده و می‌خواهد چه كند؟
پسرش پاسخ داد: پدر برو و سیب زمینی هایت را بكار،

 این بهترین كاری بود كه از اینجا می‌توانستم برایت انجام بدهم.


هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به

انجام كاری بگیرید می‌توانید آن را انجام بدهید. مانع ذهن شماست

 نه زمان و مکانی که به آن وابسته اید. در رابطه با این موضوع بیاد

 شعر زیبایی از مهدی جوینی افتادم که تقدیم شما دوستان می کنم :


 

 

بــاور نکن ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



آزاد شو از بند خویش، زنجیر را بــاور نکن

اکنون زمان زندگیست، تاخیر را بــاور نکن

حرف از هیاهو کم بزن از آشتی‌ها دم بزن

از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را بــاور نکن

خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان

تو شاهکار خالقی، تحقیر را بــاور نکن

بر روی بوم زندگی هر چیز می‌خواهی بکش

زیبا و زشتش پای توست تقدیر را بــاور نکن

تصویر اگر زیبا نبود، نقّاش خوبی نیستی

از نو دوباره رسم کن، تصویر را بــاور نکن

خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید

پرواز کن تا آرزو، زنجیر را بــاور نکن