در همه جا!
چون من زنم!
از دادگاه خانواده گرفته
تا نگاه هیز پسرای خیابون
از حق و حقوق گرفته
تا زندگی!
محکوم به زندگی ام!
ناراحت نیستم اما
این زندگی نیست!
میخواهم زندگی کنم...
نه بدون تو!
در کنار تو
اما با افکار دیگه!
من محکوم به زندگی با افکار پوسیده ی مردانی هستم
که جز " جنس مذکر " را تو جامعه نمیبینند!
محکوم به زندگی با مردانی که
مرا دیوانه... عروسک های رنگارنگ... عقده ای یا جنس دوم میخوانند!
میگویند زن از پهلوی مرد آفریده شده!
شاید...
ولی من کمتر از تو نیستم! بیشتر هم نیستم!
من مثل توام...
ولی تو با بیرحمانه ترین افکار
مرا محکوم به زندگی در جامعه ای میکنی
که تنها نقش من در آن
خدمتکار رسمی مرد یا...!
وقتی اعتراض میکنم
تهمت عقده ای بودن به من میزنی
و از اینکه تنها " زورم " از تو کمتر است
نهایت استفاده را میبری!
به هر صورتی...!
و خیلی راحت می گویی:
تو زنی!
من زنم!
ولی تو چی از زن بودن میدانی؟!
اون مغز کوچکت از واژه ی " زن " چه چیزی درک میکند؟!
زن را در چی میبینی؟!
کاش
به جای این که اسم " مرد " را یدک بکشی
کمی مرد بودی!
میدانم حکمم چیست!
من محکوم بوده و هستم...
به ســـکــــــوت!
مامان....هــیس!!!
بابا نان داد
بابا فقط آب داد و نان داد، مامان عشق داد...
بابا گول شیطان را خورد و شناسنامه اش چند بار پر شد. پر شد، خالی شد
خالی نشد.خط خورد. زن ها خط خوردند، مادر ها خط خوردند
دخترها زن شدند، زن ها مادر شدند و خط خوردند
و بابا چون حق دارد، آب می دهد. نان می دهد.
مامان، زوجه
مامان، ضعیفه
مامان، عفیفه
مامان غذا پخت، بابا غذا خورد. مامان لباس را اتو کرد، بابا لباس را پوشید و رفت بیرون ...مامان ظرف شست، بابا روزنامه خواند.
بابا روزنامه خواند و اخبار دنیا را فهمید ولی نفهمید مامان غم دارد
بابا اخم کرد. بابا فحش داد.آخر بابا ناموس دارد .پشت سر ناموسش حرف بود.
مامان، کار
مامان، پیکار
مامان، تکرار. مامان، بیدار
بابا نان می دهد و فوتبال خیلی دوست دارد
بابا رونالدو را از مامان بیشتر دوست دارد
مامان می زاید. مامان با درد می زاید. مامان شیر می دهد، بزرگ می کند، حقیر می
شود، پیر می شود
بابا زن گرفت. صیغه بابا برای مامان طلا گرفت. مامان بغض کرد
مامان رفت. صیغه یعنی رفتم، رفتی، رفت ... مامان برگشت
کسی با بابا کار ندارد. بابا حق دارد. حتی اگر شب ها هم نیاید ولی مامان باید با آبرو باشد
آبرو یعنی مامان ساکت باشد. من ساکت باشم. زن ساکت باشد و مرد آب بدهد، نان بدهد
بابا "پرسپولیس" را دوست دارد
بابا "آنجلینا جولی" را دوست دارد
مامان، کار
مامان، پیکار
مامان، سرشار از پیکار
مامان، زندان، بیمار، تب دار
بابا خانه دارد، ماشین دارد، ارث دارد، غرور دارد ، زور دارد
مامان روسری دارد ولی دیگر هیچ چیز ندارد. مامان فقط حق مهریه دارد، حق نفقه دارد، حق آزادی دارد. پس باید ساکت بماند حتی اگر مهریه ،نفقه و آزادی ندارد.
بابا کله پاچه را از زن های زیر پل هم بیشتر دوست دارد
مامان خدا را دوست دارد ولی نمی دانم آیا خدا هم او را دوست دارد ؟ پس چرا مامان تب دارد؟! بابا نمی بیند
نمی بیند که مامان غم دارد، درد دارد
باباهای اینجا بیشتر وقتها نمی بینند
بابا فقط آب می دهد، نان می دهد و می رود و ما هر روز، روزی هزار بار باید خدا را شکر کنیم..

برای حسین پناهی در سالروز پروازش
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
واسطه نیار، به عزتت خمارم
حوصلهی هیچ کسی رو ندارم
کفر نمیگم، سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم میشه چیکارهام
میچرخم و میچرخونم ٬ سیارهام
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم، بستمش
راه دیدم نرفته بود، رفتمش
جوونهی نشکفته رو٬ رستمش
ویروس که بود حالیش نبود هستمش
جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟
اون همه افسانه و افسون ولش؟
این دل پر خون ولش؟
دلهرهی گم کردن گدار مارون ولش؟
تماشای پرندهها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛ دویدم
چشم فرستادی برام تا ببینم؛ که دیدم
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوب روون معناش چیه؟
این همه راز، این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله
مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بالله
پریشونت نبودم؟
من
حیرونت نبودم؟
تازه داشتم میفهمیدم که فهم من چقدر کمه
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه
انجیر میخواد دنیا بیاد، آهن و فسفرش کمه
چشمای من آهن انجیر شدن
حلقهای از حلقهی زنجیر شدن
عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟

گلشیفتـهـ
خبرساز و جنجال آفرین شد، در فیلم جدیدی به اسم "سنگ صبور" به کارگردانی عتیق رحیمی فیلمساز افغانی
بازی کرده است. در این فیلم که بزودی بیرون خواهد اومد، گلشیفته بصورت «کاملا برهنه» در آغوش یک مرد
جوان نقش یک زن فاحشه رو بازی میکند. چند سایت خبری وابسته به دولت جمهوری اسلامی در ایران، امروز
این خبرجدید رو با چنین تیتری منتشر کرده اند: گلشیفته سرانجام یک روسپی شد !

اینکه با چ پوششی و ظاهری نقش بازی میکنه ب عقایده خوده
گلشیفته بر میگرده و ما حقی نداریم کـ شخصیت بازیگر رو زیره سوال ببریم
گلشیفته یک روسپی نیست.
مثله این بچه ها ک ی فیلم میبینن یه نفر تو فیلم میمیره بعد اون بچه فکر میکنه طرف واقعا مُرده
حالا گلشیفته نقشه ی فاحشرو بازی کرده دیگه فک کردن گلشیفته فاحشست!!!!!!!!!!!
واقعا متاسفم ک انقدر کوته فکرن....
دانلـــــــــود تیـــــــــــزر فیــــــــــــــــلم
بعـــــ ـداً نوشتــــــ:
چند روزی نیستم فردا میرم شیراز :)
سکوتـــ کن بانو.. .. ..
نـگاه کـه مـی کنـی، مـی گوینــد: نَـخ داد!
عَـبوس بــاش بانــــو
لبــخند کـه مـیزنـی، مـی گـوینــد: پـا داد!
لال بــاش بانــــو
حَـرف کـه مـی زنـی، مـی گوینــد: جـلوِه فـروخـت!
شـاید دسـت از سـرمان بردارنـد ،
شــــــــایــــــــ ـد !!!

پـــ ـی نوشتــــــ:
گـاهــی نمـی دانــی
از دسـت داده ای
یـــا
از دسـت رفـــتـه ای
یــا مهـــدﮮ
آقا اجازه پنجره ها سنگ گشته اند دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب
آقا اجازه باز به من طعنه می زنند عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب
«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند «فرهاد»های کینه پرست پر از فریب . . .

سُهرابــــ.. .. ..
تابگویم آب راگل کردند
بگویم همه جا پر کرکس شده
قفس ها فقط در یاد قناری هایند
بگویم قایق هاساخته شد
برای ناکجا آباد
بگویم رازگل سرخ را
پــر پــر کردند
شایدم رفتی که نگویم زندگی
زندگی نیست
زندگی دیگر بوی آن ریحان نیست
در نبودت یا سها مُـردند
آسمان آبی نیست
و دست ها همه استخوان هایند
من هم باید بیایم
دیر شده
چمدانم کو که به اندازۀ آه حسرتهایم
جا دارد
باید بروم
دیر شده
بوی ریحان ُ بوی یاس

متحد باشیم.. .. ..
مرغ و نان و شیر خریداری نمیکنیم
فقط سه روز با هم متحد باشیم
لطفا اطلاع رسانی کنید
تاریخ همبستگی ۳/۴/۹۱ لغایت ۵/۴/۹۱
برای دکتر علی شریعتی در سالروز پروازَش
دوبر سر یک تعصب و آن مصلحت حفظ سلامت و حیثیت خانه و خانواده مان ( مثلا" پسری تلاش می کند تا در
خانه سیستم گرمایی شوفاژ را برقرار کند و پدر به کرسی عادت کرده و مخالفت می کند و حاضر نیست ).
این است که من لحظه ای از گفتن در برابر این نسل و این غرب مهاجم برای ماندن این خانه خاموش نخواهم
شد ؛ چون احساس خطر می کنم ، اگر چند زمستان دیگر بگذرد و اگر زلزله ای دیگر آن را تکان دهد خانه فرو
خواهد ریخت ، بچه ها خواهند گریخت ، پیرها و بیماران در زیر آوار آن خواهند مرد.
دمی گریبان بزرگ ها و اولیای خانواده را رها نخواهم کرد ؛ نه از کتکشان می ترسم و نه از نوازششان.گاه از سر و صدا می افتم اما اگر در زیر مشت و لگد پدران روحانی خُرد و خمیر شوم شکایت بر بیگانه نخواهم برد .
اختلاف ها اختلاف بچه ها و بزرگ ها و در یک خانواده است.
چه نامرد مردمی هستند که کشمکش خانوادگی را از حُرمت حریم خانواده به کوچه و بازار و بیگانه کشند.
« دکتر علی شریعتی »

+ 29 خرداد سالروز مرگــ دکتر علی شریعتی رو بِ تمامه دوستدارانش تسلیتـــــ میگم
+ مبعثـــ پیامبر گرامیمون رو تبریکــ میگم (عیدتون مبآرکـــــ)
خیانت این استـــ.. .. ..
وای برما .. بدتر از همه آنکسی ست که از همان ابتدای دوستی .. تورا برهنه وبدون لباس بر روی تختش تصور

دِلَــــم رَقــــــص نِمیפֿواهَد ............
ســــــــ ـآزَتـــــــ رآ میشکنم :|
پــــدر مَــــرد باشــ.. .. ..
گاهی عاشقانه میگوید....!!
مـــــــــــرد است دیگر....
غرورش آسمان ،دلش دریاست.....!!
تو چه میدانی از بغض گلو گرفته یک مــــــــرد...؟؟! ...
تو چه میدانی از چشمانت که شده دنیای او.....؟
تو چه میدانی از هق هقِ شبانه ای که خودش خبر دارد و
بالشتش....!؟!!
تو برو پیِ درد و دل های مردی بگرد که پاییز شده کابوس شومش....!!!
مرد را فقط مرد میفهمد و مـــــــــــرد.....!!!؟

پــدر تو معنی زندگی شاعرانه ای
پــدر تو خشم کوچه ای که تو مشتته
پــدر تو شاعر نسلی هستی که پشتته
حوا بودن تاوان سنگيني دارد...
هیچ کوچه ای
به نام هیچ زنی نیست
و هیچ خیابانی …
بن بست ها اما
فقط زنها را می شناسد انگار...
در سرزمین من
سهم زنها از رودخانه ها
تنها پل هایی است
که پشت سر آدمها خراب شده اند...
اینجا
نام هیچ بیمارستانی
مریم نیست
تخت های زایشگاهها اما
پر از مریم های درد کشیده ای است
که هیچ یک ، مسیح را
آبستن نیستند ...
من میان زن هایی بزرگ شده ام که شوهر برایشان حکم برائت از گناه را
دارد ...!!!
نمي دانم چرا شعار از
لياقتم ،صداقتم ،نجابتم و ... مي دهي
تويي که مي دانم اگر بداني بکارتم به تاراج رفته ،انگ هرزه بودن مي زني و
مي روي
اما بگرد ،پيدا خواهي کرد
اين روز ها صداقت و ،لياقت و ،نجابتي که تو مي خواهي
زياد ميدوزند!!
امروز پول تن فروشیم را به زن همسایه هدیه کردم ، تا آبرو کند ...
برای نامزدی دخترش !
و در خود گریستم ...
برای معصومیت دختری که بی خبر دلش را به دست مردی سپرده که دیشب ،
تن سردم را هوسبازانه به تاراج برد ...
و بی شرمانه می خندید از این پیروزی ...!!!!
روي حرفم، دردم با شماست
اگر زني را نمي خواهيد ديگر
يا برايش قصد تهيه زاپاس را داريد
به او مردانه بگو داستان از چه قرار است
آستانه ي درد او بلند است .
...يا مي ماند
يا مي رود!
هر دو درد دارد!
اينجا زمين است
حوا بودن تاوان سنگيني دارد.....

جـــــ ـاده ها منتظر ماستــــــ....
بیا از میان غریبه ها کوچ کنیم و برویم تا بلوغ با هم بودن
تا اوج آرزو ها
بیا از پایین بگذریم و با پیچکها از دیوار تنهایی بالا برویم
پشت دیوار باغی است و بچینیم اقاقی
بیا هجرت کنیم به جایی که همه همدیگر را باور دارند
بیا از عمق دلتنگی بگذریم و به اوج احساس برویم
بیا به شهر آرزو های دور دست سفر کنیم
جاده ها منتظر ماست
و صبح فردا طلوعی برای شروع دوباره ی احساس
بیا پرواز کنیم تا آن سوی دیدار

کاشـــ می فَهمیدیم خیلی از کارایه ما هم بی حرمتیـــه محضــــــه!
و حکم اعدامشم صادر شده!!!
من نمیگم این آدم کاره درستی کرد و آهنگی کٍــ خوند درست بود ولی میخوام بدونم چرا تا این آهنگ خونده شد
همه تو وبلاگاشون از شاهین نوشتن؟!
وقتی شاهین از تجـــــ ـاوز ب ی دختر حرف میزد و قتی آهنگی خوند ک توش مینالید از تجاوز و خوردنه حقه خیلیا....
چرا این آهنگ مثله بمب تو سایتا و وبلاگا...
منفجـــر نشد چرا کسی نگفت تجاوز بٍــ یٍ دختر بی حرمتیــــــــ ـه؟!؟!؟
چرا کسی نفهمید تجاوز تویه کشوری کٍــ مردمانش مسلمونن و خدا رو میشناسن بی حرمتیـــــــــ ـه
کسی کـٍـ مسلمونه بـٍـ یٍ دختر تجاوز میکنه بی حرمتی نیست!!!!!!!!!!!!
این بی حرمتی نیست بٍــ امام رضا؟؟؟؟ب خدایی ک میپرسته؟؟؟؟؟
تا حالا چنتا از آهنگایه شاهینو گوش دادین کی تاحالا معنیه حرفاشو فهمیده؟!
اون بسیجیه ک حرف از اشتباه بودنه دوستیه دختر و پسر میزنه آیا خودش تنهاست؟
بسیجییه ک جلوی آزادیه عمله خیلیارو میگیره کـــــــی جلوی اونو میگیره کــــی جلوی اشتباهایه اونومیگیره؟!؟!
اون آخونده عمامه به سَری کــ حکمه اعدامه خیلیارو میبره کی حکمه اعدامه کارای کثیفه خودشو میربره؟؟؟؟
ب نظر مـــن امامایه مــا خیلــــــــــی بزرگـــــــ تر از این حرفان کــ بخوان با یه آهنگ کوچیک بشن و
بهشون بی حرمتی بشــه.. .. ..!

پـــــ ـی نوشتــــ:
اگه حرفامو قبول نداری یا درکش برات سختـــه نظر نده
هر کسی عقایده خودشو داره و براش محترمه پس
حرفــــــــــ اضـــــ ـافهــــــــ نداریــــــــــــــ ـم.
مـــــادرم تمامه هستیه منـــی.. .. ..

اما 10 فرزند نمی توانند یک مادر را نگه دارند ...
که وقتی غذا سر سفره کم بیاد
اولین کسی که از اون غذا دوس نداره خودشه . . .
(ناپلئون بناپارت، امپراطور فرانسوی)
مـــــادَرَم روزَتــــ مُبارَکــــ


آغازی دوباره.. .. ..
برو دنيا ته درده

خدايـــــــا
دســــ ـتم به آسمانــــت نمي رســـــــ ـد
امـــا تو که دســــــتت به زمين مي رســــــــد
“ بُلَنـــــدَم کُـــــن “
پریس ـآ نوشت:سلام بچه ها بعد از 2 ماه و نیم بالاخره اومدم ولی خیلیا نیستن خیلیا رفتن .. .. ..!!!!
داداش عرفان_سارا جونــم _داداش علی_سما جون _مَهزاد_امیر سامان...
از دسته من ناراحت نشید من اگه رفتم مجبور شدم باور کنید مجبور بودم:'(
بـــ ـے عنوان.. .. ..
کدام باشم از تو بریده ام دنیا؟
.
کاغذ باشم که تو بنویسی و من اجرا کنم؟
آخ دنیا...آه دنیا...
با من هم بازی نشوووووووو.. .. ..

شد
همچو
پیش رویم
پشت سر
سینه ام


زمستونو خیلـــــ ـے دوسـ دارمــ
امروز 9 اسفنده تولدمه
پریسا جــــــ ـون تولدت مبارکــ خانومی ![]()
هم اسفندو خیلی دوس دارم هم زمستونو عاشق برفو بارونو سرماشم زمستون جونم خیلی دوست دارم
مرســ ـی اَزتــ.. .. ..![]()



امسال اولین کسی ک تولدمو بهم تبریک گفت ایمان(عشقم) بود دومین نفر نفس بود ک خیلــــــــــــــی دوسش دارم عاشقتم نفس جونم تو وبشم تولدمو تبریک گفت ممنونم اَزت از همین جا میبوسمت فقط از خدا می خوام ک هیچ وقت تنهات نذاره ایشالا همیشه موفق باشی خواهره گلم![]()
در فصل های زندگیم
بهاری شاد و غمگین میکشم
و تابستانی تنها چون تنهاییرو توش زیاد حس کردم
پاییزم را ب غمگینی هوای بارانی اش میکشم
و زمستان را غمگین تر از هر فصلی
چرا ک در زمستان زاده شدم,شکل گرفتم
توسط هر زمستانی جدید تلخی هارا تجربه کردم
در زمستان معنی زندگی را فهمیدم
زمستان؟! چ کردی با من
ب من آموختی همه چیز ب پاکی و سفیدیه برفهایت نیست و
هیچ کس ب سادگی و پاکی آدم برفی نخواهد بود.. .. ..!!!

بعدا نوشت:آزی جوووووووووونم میسی ک تولدمو تبریک گفتی دوســـــــــــــــــ ـت دارم
آجی بــــــــــوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووســ ![]()
![]()
پرسه در خاک غریب, پرسه ای بی انتهاست,هم گریز غربتم, زادگاه من کجاست؟ "خاک غریب"