پارسوماش.علی بیگی(استان تهران والبرزشناسی.وهمجوار)


محیط طباطبایی شعر «بزن بر ساعت شمس العماره» را در حدود سال ۱۳۰۴ شمسی، که در مدرسه دارالفنون تهران در رشته ادبی تحصیل می کرد درباره خاموشی ساعت شمس العماره سرود.
در ۹ آبان ۱۳۰۴، مجلس شورای ملی احمدشاه را از سلطنت خلع کرد و از آن پس تا زمان درگذشتش در فرانسه ساکن شد. در بخشی از شعر به این موضوع اشاره شده است:
«به نام شاه عباس جهاندار/
به نامی نام نادر شاه افشار
به بخت شوم احمد شاه قاجار/
که ایران را نمی بیند دوباره
بزن ای ساعت شمس العماره»

***

«بزن بر ساعت شمس العماره»
«شب تیره رسید از ره دوباره/
به جای خور (=خورشید) پدید آمد ستاره
دلم می جوید از عالم کناره/
ز بام ارگ می گوید نَقاره:
بزن ای ساعت شمس العماره

دگر از کوس و کَرنا و تَبیره/
نوایی نیست، گیتی گشته تیره
چو اهریمن به یزدان گشته چیره/
مرا جز گوشه گیری نیست چاره
بزن ای ساعت شمس العماره

زمین بر آسمان چشم حسد دوخت/
چراغ خانه و برزن برافروخت
ز رَشک اخترانش دل همی سوخت/
که چشمک می زند از هر کناره
بزن ای ساعت شمس العماره

چو پاسی از شب تاریک بگذشت/
خموشی حکمفرما بر جهان گشت
زن زنگی برو گیسو فرو هشت/
سیاه و سهمگین و بد قواره
بزن ای ساعت شمس العماره

بزن تا چرخ در گشتن شتابد/
بزن تا ماه از گردون بتابد
بزن تا دل در آغوشم بخوابد/
چو خفته کودکی در گاهواره
بزن ای ساعت شمس العماره

به یاد بامداد زندگانی/
که از دست خدای کامرانی
گرفتم جامی از شهد جوانی/
به کوی قصر شیرین زواره
بزن ای ساعت شمس العماره

بسوزد آن که در دنیا سبب شد/
که ما را نوجوانی در تَعَب (=رنج و سختی) شد
در آتش سوختم تا نیمه شب شد/
برای خاطر من با شماره
بزن ای ساعت شمس العماره

فروغ ماه کم کم شد هویدا/
که گردد مونس دلهای شیدا
فراز کوهساران گشت پیدا/
ز قرص ماه تابان نیم پاره
بزن ای ساعت شمس العماره

چو خور پنهان بود دوران ما هست/
میان اختران مه پادشاه است
خداوند نگین و فرّ و گاه (=تخت پادشاهی) است/
به پاس خاطر ماه و ستاره
بزن ای ساعت شمس العماره

بزن تا اختری از نو برآید/
بزن تا روزگاری دیگر آید
بزن تا شهریاری دیگر آید/
گشاید از کمر خونین کَتاره (=قدّاره)
بزن ای ساعت شمس العماره

در این دنیای پر شور و هیاهو/
که سر ها بنگرم پیدا ز هر سو
سر گردن فرازی سست بازو/
ندارد تاب تاج و طوق (=گردنبند) و یاره (=دستبند)
بزن ای ساعت شمس العماره

تو عهد ناصر الدین شاه دیدی/
زمان و بخت را همراه دیدی
شکوه و فرّ این درگاه دیدی/
ز برج خویش می کردی نظاره
بزن ای ساعت شمس العماره

کنون بنگر چه سان گیتی برآشفت/
نسیمی عرصه این باغ را رُفت
بلایی لای دشمن دیده ها خفت/
چو در گهواره چشم شیرخواره
بزن ای ساعت شمس العماره

ز بام کاخ گردون ماه تابان/
نظر می افکند خندان و گریان
به تخت مرمر و کاخ گلستان/
همی گوید نهانی با اشاره:
بزن ای ساعت شمس العماره

به نام شاه عباس جهاندار/
به نامی نام نادر شاه افشار
به بخت شوم احمد شاه قاجار/
که ایران را نمی بیند دوباره
بزن ای ساعت شمس العماره

تو ای ساعت که با اَنجُم (=ستارگان) جَلیسی (=همنشین هستی)/
سرای خسروانی را پلیسی
مرا در کنج تنهایی اَنیسی (=همدم هستی)/
نمایم با تو امشب استشاره (=مشورت کردن)
بزن ای ساعت شمس العماره

برای خاطر شب زنده داری/
جوانی، بی نوایی، جان نگاری
غریبی، نا خوشی، بی غمگساری/
محصّل شاعری دل پاره پاره
بزن ای ساعت شمس العماره

دریغا خواب از چشمم به در شد/
ز اشک دیده ام رخساره تر شد
خروس آوا برآورد و سحر شد/
مؤذّن (=اذان گو) گفت بر بام مناره
بزن ای ساعت شمس العماره

هوا روشن شد از روی سپیده/
سپیده از افق سر بر کشیده
که رنگ از عارض گردون پریده/
درفش خور (=پرچم خورشید) فراز آمد هماره
بزن ای ساعت شمس العماره

شب تاریک وحشت زا سر آمد/
خور رخشنده از خاور برآمد
چو روز رفته روز دیگر آید/
به بام اَرگ می کوبد نقاره:
بزن ای ساعت شمس العماره»


نوشته شده در تاريخ شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

Ali .M.Beigi:


https://t.me/parssoumashbook
👆🏿👆🏿👆🏿👆🏿

📘📕📒


1⃣.کانال وزین تخصصی و عمومی کتاب و مقالات [[ پارسوماش بوک ]]

تاریخ،باستان شناسی،ادبیات،شعر،داستان،رمان،روان شناسی،جامعه شناسی،علوم سیاسی ،اسطوره شناسی،نمایش نامه ،ادبیات کلاسیک،ادبیات نو ،جغرافیا،مدیریت،حسابداری،اقتصاد
علوم فنی و مهندسی،معدن ،پزشکی و هنر .......
باهزاران فایل .....

درتلگرام 👉👉👉👉👉👉

https://t.me/parssoumashpublicbook

📙📘📕

👆👆👆👆

2⃣ کانال کتابهای عمومی با هزاران فایل

درتلگرام 👉👉👉👉👉👉👉👉👉

https://t.me/parssoumashparttours

🌏🌍🌎🌏


👆👆👆👆


3⃣ به کانال گردشگری فرهنگی،تاریخی،طبیعت
[[ پارسوماش پارت ]] بپیوندید

در تلگرام 👉👉👉👉👉👉👉

https://t.me/+q4aDAUQ2Aeg3ZjZk
👆👆👆👆👆

4⃣گروه هنر ،فرهنگ ،گردشگری در تلگرام

www.parssomash.blogfa.com

5⃣ وبلاگ تخصصی تاریخ،ایران شناسی،جغرافیای تاریخی،باستان شناسی،اسطوره شناسی،فرهنگ و زبان باستانی و پژوهشی

www.instagram.com//alibeigi_parssoumash
👆👆👆👆


6⃣.اینستاگرام علی بیگی _پارسوماش🌹


@parssoumash
@hamsafartarikh

6⃣. آیدی جناب بیگی در تلگرام 🔼

7⃣.شماره تماس مستقیم جناب بیگی 🔽🔽

[[ ۰۹۱۰۱۵۷۰۲۲۱ ]]


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۶ آذر ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

#مایا (#عروس_باران)

مایاها که از مشهورترین قبایل سرخپوست در جنوب مکزیک و شمال آمریکای مرکزی (سرتاسر گواتمالا و السالوادر) بودند، معمولاً شهرهایشان را در دل جنگل‌های بارانی می‌ساختند.
مایاها در کشاورزی، معماری، علوم، ریاضی و ستاره شناسی به پیشرفتهای زیادی رسیده بودند. از قبایل مایایی میتوان #مایا، #اینکا، #آزتک و #تولتکس را نام برد .هم‌اکنون نیز گروه‌هایی از اقوم مایا در مکزیک و گواتمالا بسر می‌برند. مایاها با بهره‌گیری از تمدن‌های گذشته خود نظیر #اولمک توانستند در خلال سال‌های۲۵۰ تا۹۰۰ پس از میلاد تمدنی عظیم را در آمریکای مرکزی پایه‌گذاری نمایند.
تاریخ مایاها به سه دورهٔ مهم بخش‌بندی شده‌است:
1. دوران‌های پیشاکلاسیک یا زندگی ابتدایی
2. دوران کلاسیک یا عصر طلایی
3. دورهٔ پساکلاسیک یا افول
به نظر بعضی از باستانشناسان مایا تمدنی بوده پیشرفته و دارای تقویمی دقیق. مردم مایا دارای خطی مانند مصریان باستان بودند که به هیروگلیف مایا معروف است و از تعدادی اشکال تشکیل شده است که از آن در نوشتن مطالب خود استفاده می کردند. مایاها، خورشید را به خدایی برگزیده بودند و آن را پرستش می کردند، به همین جهت خود را #فرزندان_خورشید می نامیدند. آنان خدایان دیگری نیز داشتند، از جمله خدای باران، خدای جنگل و ...
در تمدن مایا اعتقادات عامل متحد کننده جامعه بود. اگر چه بازرگانی وسائلی برای مایاها فراهم آورد تا تمدن خود را پایه ریزی کنند ،اما تمام طبقات اجتماع از شاه و طبقات نخبه گرفته تا روستاییان همه اعتقادات مشترکی داشتند.
تمدن مایا به دست اقوام مجاور ضعیف شد و سرانجام با هجوم اسپانیایی‌ها از میان رفت. پیش از این اضمحلال، مایاها به یکباره تمدن و شهرهای عظیم را رها کردند و به دامان کوهستان‌ها پناه بردند، که دلیل این رویداد به سبب از میان رفتن آثار مکتوب آن دوره و طرح نظریات گوناگون، هنوز مشخص نیست. پس از آن تمدن مایا رها شد و اقتدار مایاهای کوهستان نیز ابتدا به دست #آزتک‌ها و سپس #اسپانیایی‌ها از میان رفت.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳ آذر ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

#تپه_مارلیک

تپه باستانی مارلیک در دره گوهررود در نزدیکی رودبار گیلان قرار دارد. در پانصد متری شمال آن تپه دیگری قرار دارد كه روی آن توسط قوم مارد قلعه ای در دو هزار سال پیش از میلاد ساخته شده است و آثار آنرا می توان دید. محل دفن اموات ساكنان این قلعه به نام تپه مارلیک خوانده می شود. حفاری در این تپه از سال 1340 آغاز شد و از آن آثار هنری با ارزشی به دست آمده است.
دژ پیلا قلعه، در سال 900 پیش از میلاد توسط مهاجمانی به آتش كشیده شد. می توان حدس زد كه ساكنان این محل و ساكنان #حسنلو از نظر فرهنگی ریشه های یكسانی داشته اند.
در گورستان مارلیک، اموات با لباس درون گورهای مستطیل شکل دفن می شدند. سقف و پوشش گورها از چوب است و در طی سالیان این چوبها پوسیده شده اند و بر روی گورها ریخته اند. از درون گورها انواع قمه، سر تیرها، گرز، سپر، سایر آلات قتاله، ماكتهای لوازم كشاورزی، مجسمه هایی از زن و مرد، انواع حیوانات برنزی و سفالین وآثار منحصر به فرد ساخته شده از طلا به دست آمده است.
طرحهای باقی مانده از آثار این قوم نشان می دهد كه آنها مردمی جنگاور و گله دار بودند كه به مرور زمان در این منطقه به كشاورزی پرداختند و در عین حال مذهبی نیز بوده اند. جام های طلایی و نقره ای مارلیک هم از نظر طراحی هم از نظر تکنیک ساخت بسیار دیدنی هستند. به عنوان مثال #ساغر_زندگی_مارلیک، جامی به بلندی 20 سانتیمتر است كه زندگی یک بز كوهی را از بدو تولد تا مرگش به تصویر كشیده است.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

#ماد

مادها قومی ایرانی از تبار آریایی بودند كه قسمت اصلی سرزمین آنها شامل جنوب آذربایجان و قسمتهای دیگری در زاگرس وپایتخت آنها #هگمتانه بود.اولین اطلاعات درباره آنها به سالنامه های آشوری شَلْمانَسَّر سوم در سال 836 ق.م باز می گردد.آنها از سده هشتم پیش از میلاد تا ظهور سلسله هخامنشی بر فلات ایران و فراسوی آن حكومت كردند.سكاها به دست كیاكسار شكست خوردند. او با آشور به جنگ پرداخت و برای مقابله با آنان با بابل هم پیمان شد. پس از اینكه آنها آشور را شكست دادند بخت النصر حاكم بابلی كه با نواده كیاكسار عروسی كرده بود از ترس حملات مادها به سرزمینش در مرزهای شمالی سرزمین خود استحكامات نظامی فراوانی برپا كرد.نهایتا ماد توسط #هخامنشیان از بین رفت.
شش قوم تشكیل دهنده اتحاد ماد عبارتند از: بوسیان، ستروخاتیان، بودیان، آریزانتیان، مغها و پارتاكانیان.
قلمرو حکومت ماد شامل مناطق اصلی زیر بود:
آذربایجان، همدان، کردستان،لرستان، فارس، خوزستان، ارمنستان که در اواخر قرن هفتم پیش از میلاد فتح شد، سرزمین دولت عیلام که بعد از فروپاشی دولت آشور میان ماد و بابل تقسیم شد، خراسان، گرگان، سیستان، خوارزم، سغدیانا، سواحل دریای خزر، قفقاز، کرمان و بلوچستان.
البته بخش مرکزی حکومت آنها شمال غرب ایران کنونی بود و سرزمینهای دیگر به دلیل نداشتن حکومتی قدرتمند در آن زمان، ناچار به تبعیت از مادها بودند.
در سده های بعدی، منطقه آذربایجان در شمال غرب فلات ایران ماد کوچک و مناطق کردستان، همدان، ری و شمال حوزه کویر مرکزی ایران ماد بزرگ نام گرفت.
این قوم در کوهها، مس، آهن، سرب، سیم و زر، سنگ مرمر و سنگهای گرانبها بدست آوردند و به کشاورزی بر دشتها و دامنه تپه‌های منزلگاه خود پرداختند.
خانواده مادی بر اساس پدر سالاری و چند همسری اداره میشد و آنها با طلا مفرغ و الكترون آشنا بودند. خانه های مردم به صورت یک طبقه با زوایای قائمه بود كه ایوانی در جلوی خانه ایجاد شده بود. زمانی كه ماد به آشور خراج میداد مهمترین خراجش شامل اسبهای نژاد نیسا میشد.آنها به اسب اهمیت زیادی میدادند.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

#مایا (#عروس_باران)

مایاها که از مشهورترین قبایل سرخپوست در جنوب مکزیک و شمال آمریکای مرکزی (سرتاسر گواتمالا و السالوادر) بودند، معمولاً شهرهایشان را در دل جنگل‌های بارانی می‌ساختند.
مایاها در کشاورزی، معماری، علوم، ریاضی و ستاره شناسی به پیشرفتهای زیادی رسیده بودند. از قبایل مایایی میتوان #مایا، #اینکا، #آزتک و #تولتکس را نام برد .هم‌اکنون نیز گروه‌هایی از اقوم مایا در مکزیک و گواتمالا بسر می‌برند. مایاها با بهره‌گیری از تمدن‌های گذشته خود نظیر #اولمک توانستند در خلال سال‌های۲۵۰ تا۹۰۰ پس از میلاد تمدنی عظیم را در آمریکای مرکزی پایه‌گذاری نمایند.
تاریخ مایاها به سه دورهٔ مهم بخش‌بندی شده‌است:
1. دوران‌های پیشاکلاسیک یا زندگی ابتدایی
2. دوران کلاسیک یا عصر طلایی
3. دورهٔ پساکلاسیک یا افول
به نظر بعضی از باستانشناسان مایا تمدنی بوده پیشرفته و دارای تقویمی دقیق. مردم مایا دارای خطی مانند مصریان باستان بودند که به هیروگلیف مایا معروف است و از تعدادی اشکال تشکیل شده است که از آن در نوشتن مطالب خود استفاده می کردند. مایاها، خورشید را به خدایی برگزیده بودند و آن را پرستش می کردند، به همین جهت خود را #فرزندان_خورشید می نامیدند. آنان خدایان دیگری نیز داشتند، از جمله خدای باران، خدای جنگل و ...
در تمدن مایا اعتقادات عامل متحد کننده جامعه بود. اگر چه بازرگانی وسائلی برای مایاها فراهم آورد تا تمدن خود را پایه ریزی کنند ،اما تمام طبقات اجتماع از شاه و طبقات نخبه گرفته تا روستاییان همه اعتقادات مشترکی داشتند.
تمدن مایا به دست اقوام مجاور ضعیف شد و سرانجام با هجوم اسپانیایی‌ها از میان رفت. پیش از این اضمحلال، مایاها به یکباره تمدن و شهرهای عظیم را رها کردند و به دامان کوهستان‌ها پناه بردند، که دلیل این رویداد به سبب از میان رفتن آثار مکتوب آن دوره و طرح نظریات گوناگون، هنوز مشخص نیست. پس از آن تمدن مایا رها شد و اقتدار مایاهای کوهستان نیز ابتدا به دست #آزتک‌ها و سپس #اسپانیایی‌ها از میان رفت.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

#شهرسوخته (3)

از میان بیش از #چهل_هزار جسدی كه در شهر سوخته خفته اند، باستان شناسان تنها به یک جسد دست یافته اند كه به مرگ طبیعی نمرده و احتمالا #اعدام شده است. در قبرها ابزاری مرتبط با زندگی افراد قرار می دادند و در اكثر آنها بوته سیر نیز دیده می شود. در برخی از قبرها ورقه های نازک طلا با سوراخهای ریزی قرار دارند كه موی اسب به سختی از درون سوراخها عبور می كند. هنوز مشخص نیست با چه وسیله ای این سوراخها را ایجاد می كردند.
در یكی از گورها اسكلت سر زنی پیدا شده است كه روی جمجمه آن جای #عمل_جراحی نمایان است. همچنین یک #چشم_مصنوعی نیز به تازگی از یكی از گورهای این منطقه كشف شده است. جنس آن از قیر طبیعی است و جای مویرگهای چشم را در آن تعبیه كرده اند.
زندگی فرهنگی شهر سوخته همچون #بمپور در #دوره_مس_سنگی بدون هیچ ارتباطی با دوره های مقدم بر خود بوجود آمد.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

در دوره ی #پارینه_سنگی_قدیم دو گونه انسان زندگی می کردند:

۱. #هوموهابیلیس ها در آفریقا، آنها از راه مردارخواری و جمع آوری غذا زندگی می کردند. فرهنگ ابزارسازی آنان را که قدیم ترین ابزارسازها هستند الدوان می نامند. در این فرهنگ ابزارسازی اطراف سنگ را به منظور تیز کردن آن می تراشند. هوموهابیلیس در همین عصر انقراض می یابد.

۲. #هوموارکتوس ها که فرهنگ ابزارسازی آنان آشولین نام دارد. هوموارکتوس ها تا عصر بعدی پارینه سنگی نیز به زندگی ادامه دادند. آتش برای اولین بار توسط آنها مورد استفاده واقع شد و موفق به پخت غذا شدند. کشف آتش و پخت غدا نشان از کانون خانه و مکانی دارد که دور آن جمع می شده اند. هوموارکتوس اولین انسان مهاجر است که با مهاجرت از آفریقا فرهنگ و زندگی را در سایر مناطق گسترش داد. هوموارکتوس زندگی خود را از طریق شکار حیواناتی همچون گوزن، اسب، بچه کرگدن، گاو نر، گاو کوهاندار، گراز وحشی، کفتار و گرگ می گذراند. نیزه ابزاری است که اولین بار توسط هوموارکتوس ساخته شد. همچنین شواهدی از هم نوع خواری میان ارکتوس ها دیده شده است. دلیل این امر را مسائلی همچون قحطی یا عقیده به انتقال ویژگی افراد از طریق خوردن مغز آنها عنوان کرده اند.
الگوی زندگی بشر در این دوره مطلقا مبتنی بر زندگی در غارهاست و بشر خود اقدام به برپا کردن پناهگاه نمی کند. اما حدود ۱۲۵ هزار سال قبل مقدمات ساخت پناهگاه اولیه فراهم آمد و ابزارسازی بشر نیز رشد کرد، به دلیل همین تغییرات پایان عصر پارینه سنگی قدیم را در همین زمان می دانند.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

#باستان_شناسی

#باستان_شناسی ، دانش شناخت فرهنگهای ادوار گذشته ی انسان ، بر اساس مطالعه ی اشیا و آثار دیرین و جز آن است. فرهنگستان ایران این ترکیب را معادل آرکئولوژی فرانسوی وضع کرده است که از آرخایولوگیا ی یونانی ، مرکب از آرخایوس به معنی کهن و لوگیا از واژة لوگوس به معنی شناخت ، مشتق شده است .

به نقل تاریخ ، نخستین کسی که به فعّالیّتهای باستان شناسی پرداخت ، نَبونیدوس (آخرین پادشاه بابل ، حک : 556ـ539 ق م ) بود که برای یافتن نام سازندة معبد شَمَش ، الهه خورشید، آن را کاوید و دیوارهای معبدی را کشف کرد که نارامسین (پسر سارگُن اول ، شاه اکد و بابل ، ح 2000 ق م ) ساخته بود (سیدسجادی ، ص 3، 11)

ابودلف خزرجی از کسانی است که از عملیات حفّاری ، به منظور دستیابی به اشیای عتیقه ، در قرن چهارم هجری خبر می دهد. او ضمن اشاره به آثار و ابنیه ی شگفت آور زمان قوم عاد، که در روستای هندیجان در نزدیکی ارّجان (ارگان_شهری باستانی در نزدیکی بهبهان کنونی) قرار دارد، می نویسد: «در این روستا برای به دست آوردن گنجینه ها و آثار تاریخی ، مانند مصر، کاوش می کنند» (ص 91)

نخستین کاوشهای باستان شناسی به مفهوم امروزی آن ، در قرن هفدهم در بازار شهر رُم صورت گرفت . این فعّالیّت ، البته به طور نامنظم ، در کشور چین قدمت بیشتری دارد؛ در زمان نفوذ سلسله ی سونگ ، کاوشهایی بر روی خرابه های پایتخت قدیمی سلسله ی شانگ (1523ـ1027 ق م ) در نزدیکی آنیانگ ، صورت گرفت و نخستین مجموعه ی اشیای مفرغی و منقوش به دست آمد ( فرهنگ انسان شناسی و مردم شناسی ، ص 77).

باستان شناسی از علوم مستقل و دارای روشها و پایه های نظری خاصّ است . همچنین این علم را از شعب دانش انسان شناسی فرهنگی ، که به مطالعه ی فرهنگهای ادوار مختلف تاریخ بشری می پردازد، دانسته اند. زیرا یکی از مهمترین زمینه های پژوهشی باستان شناسان ، بررسی ساختار فرهنگی جوامع انسانی و تکوین و تحول آن در زمانها و مکانهای مختلف است .به همین دلیل ،از باستان شناسی به مجموعه ی فنون و تخصصها برای کسب اطلاعات فرهنگی نیز تعبیر می شود (تِیلُر، ص 41).

بهره گیری از علوم مختلف دیگر، از جمله زمین شناسی ، فسیل شناسی ، رسوب شناسی ، چینه شناسی ، بوم شناسی ، گیاه شناسی و جغرافیای انسانی و غیر آن ، دامنه ی تحقیقات علم باستان شناسی را گسترده تر کرده است ( فرهنگ دورة پیش از تاریخ ، ص 369) و گستردگی این دانش ، خود موجب ایجاد شاخه های مختلفِ وابسته ، نظیر باستان شناسی تجربی ، باستان شناسی نوین ، باستان شناسی روشمند ، باستان شناسی نظری ، باستان شناسی اجتماعی ، باستان شناسی رفتاری ، باستان شناسی زیردریا، باستان شناسی فرآیندی ، باستان سنجی ، ارکئومنیتیسم و... شده است .


نوشته شده در تاريخ شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

امروزه باستان شناسان ، زندگی بشر را از آغاز به دو دوران تقسیم کرده اند:
1) #پیش_از_تاریخ ؛ 2) #تاریخی .

1) #دوران_پیش_از_تاریخ ، بیش از نود و نُه درصد از تاریخ زندگانی انسان را شامل می شود و به همین دلیل ، خود به چهار عصر تقسیم شده است :
الف . #پارینه_سنگی ، از آغاز پیدایش بشر بر روی زمین (ح 000 ، 500 ، 3 سال قبل ) تا شانزده هزار سال قبل ؛
ب . #میانسنگی ، از فاصلة زمانی شانزده تا دوازده هزار سال قبل ، در خاورمیانه و خاورنزدیک ، که از ویژگیهای مهم این عصر، پیشرفت در ساختن ابزارهای سنگی بود ؛
ج . #نوسنگی ، که در ابتدا کاربرد «سنگ صیقلی »، ایجاد سفالینه ها و تنوع در ساختن ابزار سنگی ، از مشخصه های بارز این دوره محسوب می شد. ولی بعدها رویدادهای اقتصادی ـ اجتماعی بنیادی ، این عوامل را تحت الشعاع قرار داد. در این عصر، کشاورزی (کاشتن گندم و جو) و دامپروری (اهلی کردن حیواناتی چون بز و گوسفند در خاورمیانه ) به وجود آمد وانسانِ مصرف کننده برای اولین بار به تولید مواد غذایی پرداخت . اهمیّت این رویداد بدان حدّ بود که چایلد آن را #انقلاب_نوسنگی یا اولین دگرگونی بنیادی در تاریخ بشری نامید ؛
د. #مسـسنگی ، که در آن علاوه بر مصنوعات سنگیِ رایج ، نخستین بار از افزار مسی استفاده شد. این عصر از لحاظ زمانی بین دو عصر نوسنگی و مفرغ (برنز) قرار دارد ( فرهنگ دورة پیش از تاریخ ، ص 216)

اگر چه قدیمیترین نشانه های استفاده از مس به ابتدای عصر نوسنگی برمی گردد، در غار شانیدَر در کوههای زاگرس ، آویز کوچکِ مسی از هزارة دهم ق م به دست آمده است که برای ساختن آن از روش چکش کاری روی مسِ سرد، استفاده شده است ، در حالی که سابقة کاربرد این روش در بین النهرین و آسیای صغیر، به هزارة هشتم ق م می رسد. چکش کاری روی مس گرم سابقة کمتری دارد. بنا به شواهد موجود، در خاورمیانه و خاورنزدیک در هزارة ششم ق م ، برای این گونه چکش کاری ، دمای فلز را به هزار درجه ی صد بخشی (سانتیگراد) می رسانده اند. در تلّ ابلیس ایران نیز آثاری به دست آمده که نشانه ی استفاده از این روش در اواخر هزاره ی پنجم ق م است (همان ، ص 688).

همچنین مهمترین فعّالیّت تولیدی در تپه ی باستانی قبرستان در دشت قزوین (لایة 9 II از نیمه ی دوم هزاره ی پنجم ق م ) صنعت ذوب مس بود و باتوجه به قراین ، مس تنها در کارگاههای فلزگری این محوطه ذوب و اشیای ساخته شده از آن در منطقه توزیع می شد. در کاوش این تپّه ، دو کارگاهِ مس ، تأسیسات کارگاهی دیگر و ابزار فلزکاری کشف شد که یک بوته ی ذوب فلز بر بالای کوره و تکّه ای از یک قالب در کنار آن قرار داشت . از داخل و خارج کارگاه نیز حدود ده قالب ریخته گری ، از جمله قالبهای ساختن کلنگِ دوسر، تیشه ـ تبر و قالب شمش ، به دست آمد (مجیدزاده ، ص 6). در مرکز آسیای صغیر در هزارة دوم ق م ، اقوام هیتی از قدیمیترین و بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان آهن بودند و با قراین موجود، احتمالاً ساکنان تپه ی حسنلوی آذربایجان غربی (آغاز هزاره ی اول ق .م ) با صنعت فولادسازی آشنایی کافی داشتند ( فرهنگ دوره ی پیش از تاریخ ، ص 688).

2) #دوران_تاریخی ، با شکل گرفتن نگارش و بخصوص پیدایش خط در هزاره ی سوم ق م آغاز شد. نخستین شهرها در این دوره به وجود آمد و به همین دلیل به عصر آغاز شهرنشینی موسوم است ، و با انتساب به همبسته ی مفرغ که در آن دوره به کار می رفت ، عصر مفرغ نیز نامیده می شود (همانجا). اگر آثار به جا مانده از دوران تاریخی ، آثار تاریخی نامیده می شود، آثار باقیمانده ی پیش از آن را می توان آثار باستانی نامید. نامشخص بودن محدوده ی زمانی «باستان » در ترکیب باستان شناسی نیز نشان می دهد که این علم اغلب به مطالعه ی بقایای ادوار پیش از تاریخ می پردازد (همان ، ص 868).

امروزه ، برای تعیین قدمت آثار باستانی ، از روشهای پیشرفته ی شیمی ـ فیزیکی و گیاه شناسی استفاده می شود؛ از جمله می توان کاربرد کربن 14 را برای تاریخگذاری اشیای باقیمانده بین پنج تا هفتاد هزار سال قبل ، و پتاسیم ـ آرگون را برای تاریخگذاری آثار بیش از صد هزار سال پیش ، نام برد.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

#پارینه_سنگی_میانه

از ۱۲۵ هزارسال قبل تا ۳۵/۴۰ هزار سال قبل را به طور تقریبی در بر میگیرد.
از مهم ترین وقایع این عصر یخبندان وورم است که ۸۵ تا ۷۰ هزار سال قبل در بیشتر مناطق نیمکره شمالی زمین اتفاق افتاد.
در این دوره سه گونه انسان زندگی می کردند:
1. #هوموارکتوس ها که احتمالا با ظهور یخبندان منقرض شدند(بازماندگان پارینه سنگی قدیم).
2. #هوموساپینس_های_قدیم که مهم ترین آنها #نئاندرتال ها بودند که فرهنگ ابزارسازی آنها را #موسترین می نامند. در این فرهنگ برای اولین بار از استخوان و چوب برای ساخت ابزار استفاده می شود. الگوی معاش نئاندرتال ها مبتنی بر سکونت در غارها بوده است. احتمالا شروع آیین ها هم مربوط به همین گونه است. نئاندتال مردگان خود را به خاک می سپرد و به نظر می رسد این کار با آیین خاصی مثل قراردادن استخوان حیوانات و ابزارها و گیاهان در قبر همراه بوده است. آنها همچنین این توانایی را از خود بروز دادند که از پوست حیوانات پوشاک تهیه کنند. در واقع دوره زندگی آنان دوره بسیار سرد و خشکی بوده است و شاید به همین دلیل نوعی ثبوت و عدم نوآوری در ساخت ابزارهایشان به چشم می خورد که ممکن است ناشی از عدم جابه جایی و ثابت بودن مکان زندگی آنان هم باشد. در حالی که #بینفورد معتقد است نئاندرتال ها توانایی برنامه ریزی نداشته و در زمان حال زندگی می کرده اند، شواهد آنان نشانگر شکار گروهی و استفاده از روش «فن صخره ای» در میان آنان است.
برای نئاندتال ها دو گونه الگوی معاش تصور کرده اند:
#اول اینکه آنها زندگی خانوادگی داشته اند که در آن مردان و زنان بدون فرزند شکار می کرده اند و برای مادران وکودکان و ضعیف تر ها می آوردند.
#دوم اینکه مردان دوره گرد بوده و فقط برای تولید مثل به خانه برمی گشتند در نبود آنها زنان خودشان آذوقه تهیه کرده و از فرزندان نگهداری می کردند. زنان نئاندرتال هم به اندازه مردانشان قوی بوده اند.
احتمالا نئاندرتال ها از معلولان و سالخوردگانشان نگهداری می کردند و با توجه به همکاری و کار گروهی بین نئاندرتال ها و سایر شواهد آنها توانایی گونه ای سخن گفتن را داشته اند. نئاندرتال ها هم مانند ارکتوس ها هم نوع خواری می کرده اند.
3. #هوموساپینس_ساپینس ها هم در همین دوره بودند که البته در نقاط مختلف زمین زمان ظهور آنها فرق می کند. قدیمی ترین تاریخ ظهور آنها مربوط به آفریقا و جدیدترین آن مربوط به اروپاست. آنها در مناطقی مثل #لوانت با نئاندرتال ها همزیستی داشته اند که به نظر می رسد آمیزشی میان آنها صورت نگرفته باشد. سوزن های عاجی نشانگر دوخت لباس توسط این گونه هستند. تدفین هوموساپینس ساپینس کاملا آیینی است.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

#پارینه_سنگی_جدید

#پارینه_سنگی_جدید از 40_35 هزارسال قبل تا 18 هزار سال قبل را در بر میگیرد.
یخبندان وورم که در دوره قبل آغاز شده بود اواخر این دوره به پایان می رسد. ابزارسازی بشر در این دوره استاندارد می شود و از لحاظ جنس و نوع تنوع فراوانی در آن به وجود می آید. برای اولین بار استفاده از تله، تیر و کمان، تور و قلاب آغاز می شود. تنها گونه بشری این دوره یعنی #هوموساپینس_ساپینس دست به آفرینش های هنری می زند. اعتقادات آیینی کاملا شکل گرفته است. با افزایش جمعیت زندگی بشر میان غارها و پناهگاه های طبیعی به همراه پناهگاه های مصنوعی ساخت بشر تقسیم می شود. در آفریقا از چوب وگل، در اروپا از استخوان و پوست جانوران بزرگ سرپناه می سازند. در این دوره برای اولین بار شرق سیبری ، استرالیا، آلاسکا و شمال کانادا مسکونی می شود.

هنرهای این دوره عبارتند از:
۱. #نقاشی_درون_غارها:
غار آلتامیرا (Altamira) در اسپانیا متعلق به ۳۱ هزار سال قبل
غار لاسکو (Lascaux) در فرانسه متعلق به ۱۷ هزار سال قبل
غار شووه (Chauvet) در فرانسه
غار گابیو
غار لاباستید
لامارش (La Marche) فرانسه
غار کاساک (Cussac) فرانسه
غار کاسکور (Cosquer) متعلق به ۱۷ تا ۲۹ هزار سال قبل
غار کارایین (Karain) و اوکوزینی (Okuzini) در ترکیه
غار Cum Bucagi در ترکیه دارای نقاشی و کنده کاری

۲. #پیکرک ها
مثل پیکرک معروف #ونوس_ویلندورف و سایر پیکرک هایی که به دلیل تأکید بر اندام آنها به پیکرک های مادر معروف شده اند.

۳. ساخت #مهره ها
از جنس های مختلف، این مهره ها را به علاوه گل اخرا در تزئینات اجساد مردگان این دوره می بینیم.

۴.


نوشته شده در تاريخ شنبه ۳ آبان ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

#تپه_سراب، #ونوس_سراب

تپه سراب کرمانشاه در سال 1969 میلادی توسط 'رابرت بریدوود' شناسایی و در همان سال توسط وی مورد کاوش قرار گرفت.
در نتیجه کاوش در این محوطه، سکونت گاه های مدوری شناسایی شد که کف آنها از سطح زمین های اطراف پایین تر بود و سقف این سکونت گاه ها از نی و گل بود.
مطالعات انجام شده بر روی بقایای استخوان های حیواناتی که از آنها برای مصرف غذایی استفاده شده بود، نشان می دهد در این تپه اجتماع کوچکی در تمام طول سال اقامت داشتند.
علاوه بر معماری، تعدادی ابزار سنگی، مهره، ظروف سنگی، دست بندهای سنگی، وسایل ساده آشپزخانه ای، میخ های گلی، توپی ها، گلوله های و دیسک های گلی و پیکره های حیوانی و انسانی شناسایی شد.
از این محوطه، در مجموع 797 پیکره حیوانی شامل سگ، خوک، گراز، بز و گوسفند به دست آمده است.
از مجموعه 650 پیکره های انسانی به دست آمده، تعداد 18 عدد آن پیکرک مرد و بقیه پیکرک زن هستند، مشهورترین پیکرک انسانی به دست آمده از این تپه، پیکرک مشهور به #ونوس_سراب است که شهرت جهانی دارد و در موزه ایران باستان نگه داری می شود. این پیکرک زنی را نشان می دهد که نشسته و پاهای خود را دراز کرده است. در ساخت این پیکرک، هنرمند از روش مدل گیری بهره جسته است. در میان پیکرک های حیوانی نیز پیکرک 'گراز وحشی' در نوع خود بی همتا است.


نوشته شده در تاريخ جمعه ۳۱ مرداد ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

#سفال

سفال در واقع اولین محصول صنعتی بشر و حاصل نیاز انسان و توانایی او در به کارگیری عوامل طبیعت برای برطرف کردن این نیازها است. از آن جایی که مواد اولیه‌ی ساخت ظروف سفالی شامل خاک، آب و آتش در سرزمین‌های محل سکونت بشر یافت می‌شده است، نشانه‌های تولید آن را در تمامی نقاط مسکونی انسان مشاهده می‌کنیم. کهن‌ترین اشیا سفالی به دست آمده از کاوش‌های باستان‌شناسی ایران مربوط به #گنج‌دره در استان کرمانشاه است که تاریخ آن به هزاره‌ی هشتم پیش از میلاد می‌رسد.
علاوه بر ارزش‌های هنری آثار سفالی، بررسی دقیق آن‌ها امکان شناخت حرفه‌ها، صنایع و آثار مادی طوایف و جوامع بشری در قلمروهای فرهنگ‌های گوناگون را فراهم می‌کند. از آن جایی که سفالگری یک هنر همگانی بوده است، ظروف سفالین نه تنها سلیقه‌ی ابداع کننده‌ی آن را نشان می‌‌دهند، بلکه اطلاعات خوبی از زندگی اجتماعی و دوره‌ی زندگی افراد به ما می‌دهند و مطالعه‌ی آنها فرصت خوبی برای شناسایی تمدن‌ها، شهرها، اقوام و ادوار مختلف تاریخ است. چرا که هر ملتی برای تزیین آثار سفالی خود از نشانه‌ها، اشکال و تزیینات مختص خودشان استفاده می‌کردند.

باستا‌ن شناسان نیز از کنار هم گذاشتن این قطعات و نقوش روی آنها، به اسرار شگفت‌انگیزی درباره‌ی هنر و زندگی در آن دوران و ناشناخته‌های تاریخ پی می‌برند.


نوشته شده در تاريخ جمعه ۳۱ مرداد ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی

#نوسنگی

#نوسنگی یا Neolithic بر گرفته از واژه ی یونانی Neolithikos است که از ترکیب کلمات New (نو و جدید) و Lithos (سنگ) ساخته شده و به معنای عصر سنگ جدید است که دوره ای از توسعه ی فن آوری مورد استفاده ی بشر در خاورمیانه ی 12000 سال پیش است. آغاز دوره ی نوسنگی پی آیند دوره ی #فراپارینه_سنگی (Epipalaeolithic) و همزمان با عصر #هولوسن (Holocene) از ادوار زمین شناسی است که با افزایش تولید غذا و کشاورزی، به تعبیر #گردون_چایلد به #انقلاب_نوسنگی می انجامد و پایان آن همزمان با گسترش استحصال و تولید ابزار های مسی به شیوه ی ذوب سنگ های معدنی است که به عصر مس وسنگ (Chalcolithic) معروف می باشد.در این دوران چرخ سفالگری اختراع می گردد و سفال وارد زندگی انسان می شود. اهمیت سفال در باستان شناسی به حدی است که باستان شناسان این دوره را به دو دوره ی #نوسنگی_بدون_سفال و #نوسنگی_با_سفال تقسیم می کنند.

در دوران نوسنگی وضعیت آب‌وهوایی بهبود چشمگیری می‌یابد. قرارگاه‌های کوچک انسان در دوران میان‌سنگی توسعه می‌یابند و همراه با گسترش کشاورزی و اهلی شدن کامل حیواناتی همچون بز و گوسفند، تبدیل به سکونتگاه‌هایی می‌شوند که می‌توان نام آنها را خانه و روستا نهاد. پیدا شدن جمجمه‌هایی از میش بدون شاخ از اهلی شدن گوسفند پیش از این دوران حکایت می‌کند. انسان به فن‌آوری سفال دست‌ساز پی می‌برد و همزمان با آن ظروفی همچون کاسه و سینی از جنس سنگ می‌سازد. پیکرک‌های گلی به فراوانی ساخته می‌شوند. پیدا شدن تعداد زیادی دوک نخ‌ریسی سنگی نشان از آشنایی انسان با ریسندگی و در نتیجه بافت پوشاک دارد. حصیربافی و فرشبافی (و نه قالیبافی) رایج می‌شود. کشت گندم، جو و عدس متداول می‌گردد و تداوم آن، اهلی شدن این غلات را به همراه دارد.


نوشته شده در تاريخ جمعه ۳۱ مرداد ۱۴۰۴ توسط علی محمدبیگی
    

اسلایدر