aklim hep sende
gözyaşlarimin gizli sebebi
gözyaşlarimin gizli sebebi
شکـــ نکـــــن !
آیــ●ــنده اے خوـاهــم ساختــــ کــه
گذشتـــه ام جلویش زآنــو بـــزند !
قـــرآر نیستــــ مـــن هـــم دلِ کَسِ دیگـــری را بسوزانـَــم !
برعکـــس کســے را کــه وارد زندگـــیم میشود
آنقـــــدر خــــوشـــبـ ♥ــتـــــ میکنــم کـــه
بـــه هر روزے کـــه جاے " او " نیستــــے
بـــه خودتـــــ لعنتـــــ بفرستــــے!
به یاد کودکى هایم
دور”غلط” ها
یک خط قرمز میکشمحتى دور”تو”


من کلا آدم غایب جوابی م
یکی یه چیزی بهم میگه دو هفته دیگه تو حموم جوابشو میدم
بلههههههههههههههههههه
ما اینیم دیگه

چیزایی که مضرن برام چه خوردنی باشه، نوشیدنی، پوشیدنی، یا حتی یه نفر،یه شخص، زود فراموش میکنمشون و کنارشون میذارم
مث چیپس، پفک، نوشابه، ساندویچ و کلی هله هوله تازه تا یادم نرفته اسم تورم بنویسم توشون، تو ، بزرگترین اشتباه زندگی من بودی که خدا رو شکر زود متوجه شدم و از کل خاطراتم پاکت کردم، به همین راحتی
بهت گفته بودم مواظب باش تو آدم محتاطی نبودی و وارد لیست سیاه زندگیم شدی
اما اینجام نگه ت نمیدارم چون نمی خوام کلا تو زندگی م باشی
ای تو که تنهاتر از ما میروی آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخورد های سرد را






تقدیم به دوست عزیز و دوس داشتنی و مهربون و شیطونم
زهراجووووووووووووووووووووووووووون

زهرا جونم اگه الان داری اینو میخونی بدون خیلی دوست دارررررررررررررررررررررررررررررم






کاشکی اینجا بودی یه کم باهم گپ می زدیم خدا شاهده هر وقت با تو میحرفم اصن دلم وا میشه





اصن با تو کتک کاری م بکنیم حال میده هاااااااااااااااا دوست با باب یعنی تو عزیززززززززززززززززززززززم

دوست دارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم

البته بقیه دوست جونامم دوس دارماااااااااااااااااااااااااااااا

ذوق کردین؟
اینم منم وسط هوادارام

مستش كرده بود فارق از جام الستش كرده بود گفت يا رب از چه خارم كرده اي بر صليب
عشق دارم كرده اي خسته ام زين عشق دل خونم نكن من كه مجنونم تو مجنونم نكن مرد
اين بازيچه ذيگر نيستم اين تو و ليلاي تو من نيستم گفت اي ديوانه ليلايت منم در رگت پيدا
وپنهانت منم سالها با جور ليلا ساختي من كنارت بودم ونشناختي!!

بازهم دیدمش نه اینکه بغض کنم! نه! فقط از درون هزار سال پیر شدم

گفتی لب تر کن تا دنیا را به پایت بریزم ! حالا چشم تر کرده ام، میایی؟!
از عشق است وگرنه من هیچ وقت این همه قانع و تسلیم نبوده ام...


وقتـــــي دلـم به درد ميــــاد و کسـي نيست به حرفهـايم گوش کنــد
وقتــــي تمـــام غمهای عــالـم در دلــم نشستـه است
وقتـــي احسـاس ميکنـم دردمنـدتـــريـن انسـان عــالمم...
وقتــــي تمــــام عـــزيـــزانــم با مــن غريبـــه ميشونــد...
و کســي نيست که حــرمت اشکــهاي نيــمه شبــــم را حفــظ کنــد ...
وقتــــي تمـــام عالــم را قفـس ميبينـــم ...
“بــــــــی اختیـــــار“
از کنــار انهـايــي که دوستشــان دارم بـــي تفــاوت ميـــگذرم ...
++تـمـام نـتـهـاي زنـدگــي ام را نــواخـتـه ام... اسـتـاد!...اگـر نـيـايـي...ديـگـر مـوسـيـقـي نـخـواهـم نـواخـت...
بـرگـرد
نامه فريدون فرخزاد به يک فاحشه
انديشيدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است!
اما ميخواهم برايت بنويسم
شنيده ام، تن مي فروشي، براي لقمه نان!… چه گناه کبيره اي…!
ميدانم که ميداني همه ترا پليد مي دانند،
من هم مانند همه ام
راستي روسپي!
از خودت پرسيدي چرا اگر در سرزمين من و تو،
زني زنانگي اش را بفروشد که نان در بيارد رگ غيرت اربابان بيرون مي زند !!
اما اگر همان زن کليه اش را بفروشد تا ناني بخرد
و يا شوهر زنداني اش آزادشود اين «ايثار» است !
مگر هردواز يک تن نيست؟
مگر هر دو جسم فروشي نيست؟
تن در برابر نان ننگ است…
بفروش ! تنت را حراج کن…
من در ديارم کساني را ديدم
که دين خدا را چوب ميزنند به قيمت دنيايشان
شرفت را شکر که اگر ميفروشي از تن مي فروشي نه از دين .
شنيده ام روزه ميگيري، غسل ميکني، نماز ميخواني، چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داري، رمضان بعد از افطار کار مي کني، محرم تعطيلي.
من از آن ميترسم که روزي با ظاهري عالمانه، جمعه بازار دين خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پيش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطيل نکنم!
فاحشه !! دعايم کن …
گاهی نشانه ی قطع امید از سطح شعور اوست !
عادت ندارم درد دلم را به هر کسی بگویم ..!
پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم ،
تا همه فکر کنند ،
نه دردی دارم و نه قلبی ...
چارلی چاپلین

نه با فیلم تایتانیک گریه کرده است و نه ولنتاین میداند چیست.
اما صدیقه خانم که مریض شد، شبها کار میکرد و صبحها به کار خانه میرسید.
در چشمانش خستگی فریاد میزد، خواب یک آرزو بود.
اما جلوی بچه ها و صدیقه خانوم ذره ای ضعف بروز نمیداد. حبیب آقا عشق را معنا میکرد، نمایش نمیداد.

تمــــــــام روزهایی که ...
سرگرمیــــت بودم ؛
زندگی ام بـــــودی !!!!
آخـــَر ِ بـــازي ست...!
ســــُك ســـــُك....!!
پـــــيدايـــــَت كــــردَم...!!!
آنجــــا...!!!!
دَرآغـــوش ِ او......!
![]()
روزگـار میخندے ؟
کـمے حرمـت نگـﮧ دار بے حیا !
مگـر نمے بینے سیـاه پــوش آرزو هـا شـده ام ...

نمی دانم در سوگ چه کسی می گریم!!؟؟
حسینی که آزادانه زیست!!!
یا خودی که اسیر بند دنیایم
تو، تنها دلیل گریه های منی...

f.p
یه وقتا دلت طوری تنگ میشه که مغزت کاملا فلج میشه
بدی هاش یادت میره
نامردیش یادت میره
بی محبتی و رفتارسرد و تلخش یادت میره
وقتی با بیرحمی تنهات گذاشت یادت میره
فقط میگی خدایا یه دقیقه ببینمش این دل وامونده آروم شه...!



نیستی
هوای بوی تنت را کرده ام
می دانی
پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است
به همه ی زوج های خیابان های بارانی و کوچه های پاییزی حسودی می کنم ...
گرما زده می شوم ، تو را کم دارم
سرما میخورم ، تو در خونم پایین آمدی ...
تو نیستی
آسمان بی معنیست
حتی آسمان پر ستاره
و باران
مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد
تو نیستی
و من چتر می خواهم ...
چه مصیبتی می شود وزش باد
دلم برای موهایت هم تنگ شده...
هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...
خودم را به هزار راه میزنم
به هزار کوچه
به هزار در
نکند یاد آغوشت بیفتم ...
گریه نکن آروم بگیر به فکر زندگیت باش
غصم میشه اگه بفهمم داری غصه می خوری
شکایت از کسی نکن با این که خیلی دلخوری
دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون
دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون
دل نگرونتم همش اگه خطا کردم ببخش
بازم منو به خاطره تموم خوبیات ببخش
منو ببخش
منو ببخش
اصلا فراموشم کن و فکر کن منو نداشتی
اینجوری خیلی بهتره بگو منو نخواستی
برو بگو تنهایی رو خیلی زیاد دوسش داری
اگه تو تنها بمونی با کسی کاری نداری
دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون
دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون
دل نگرونتم همش اگه خطا کردم ببخش
بازم منو به خاطره تموم خوبیات ببخش
منو ببخش
منو ببخش
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من خودم بودمو یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید

دلم تنگ میشه بیش از حد، دلم تنگ میشه بیش از حد
![]()
![]()
![]()

++هوایت که به سرم می زند،دیگر در هیچ هوایی،نمی توانم نفس بکشم!عجب نفس گیر است،هوای بــی تــــــــــــــو!
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود، بدیدم و مشتاق تر شدم

چه قدر حسود شدم تازگیا دارم به همه اونایی که پیش عشقشون خوش میگذرونند حسودی میکنم
:(
منم دلم از این جور عشقا میخواد که با هیچ چی کمرنگ نشه :((((
