طنز
در آستانه ماه محرم هستیم، یک آدرس بهتون میدم...
یک هیئت هست، که نه روضه می خونه
نه مداحی داره و نه نذری میده
ولی به راحتی اشک همه را در میاره...
در آستانه ماه محرم هستیم، یک آدرس بهتون میدم...
یک هیئت هست، که نه روضه می خونه
نه مداحی داره و نه نذری میده
ولی به راحتی اشک همه را در میاره...
اصفهانیه تو اتوبوس کیسه استفراغشو سوراخ
سوراخ میکینه ازشیشه اتوبوس میگره بیرون
مسافرا اعتراض میکنن چرا نمیندازیش؟؟
میگه برنجاش رو میخام برای مرغامون....!😂😂😂
خانمه داشت گوشی شوهرشو چک میکرد
اس ام اس اومده از اصغر راننده خاور...
.عزیزم داری میای برام کلیپس بخر ,یادت نره ها😳😄
قدیما میگفتن وقتی میری بیمارستان
اینقدر مریضهای بدحال تر از خودت میبینی که درد خودتو فراموش میکنی ...
ولی الان تو بیمارستانا انقدر پرستارای خوشگل میبینی که یه درد دیگه هم به دردات اضافه میشه😐😑😂😂😂😂
زن به شوهرش میگه : دیشب خواب دیدم برام یه انگشتر الماس خریدی، به نظرت تعبیرش چیه !؟
شوهرش میگه تا شب تولدت صبر کن معلوم میشه .😎
زن شب تولدش با کلی ذوق و شوق کادوشو باز می کنه می بینه توش یه کتاب تعبیر خواب از امام جعفر صادقه .... 😅😂
ﺗﻮ ﺣﻤﻮﻡ ﺑﻮﺩﻡ
بابام ﺩﺭ ﺣﻤﻮﻡ ﻭ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ : سامان جلیلی ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﯽ؟؟
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ : ﺁﺭﻩ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﮕﻪ
.
.
بابام ﮔﻔﺖ پیرزن ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﺯ سامان جلیلی
ﻫﻢ ﺑﺨﻮﻥ😂
از بابای دوستم پرسیدم: شما چجوری پولدار شدید؟
.
.
.
.
.
.
باباش گفت: اول یه جعبه گوجه خریدم، بردم فروختم ۵ هزار تومن سود کردم
بعد بابابزرگم مرد
۳ میلیارد بهم ارث رسید!!
😜😜😜😜😜😜😜😜😜 کیف پولم شبیه پیاز شده 😂
.
.
هروقت بازش میکنم اشکم در میاد.
.
.
من اوایل بصورت تفریحی بی پول بودم،
بعدش دیگه معتاد شدم... 😂😂😂😂
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪر ﭘﺴﺮﺍ ﺭﻭ ﻣﻈﻠﻮﻡ ﺁﻓﺮﯾﺪﯼ ؟!
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺷﻮﻧﻮ ﺍﺯ
مادرشون ﻣﺨﻔﯽ ﮐﻨﻦ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﻢ
ﺍﺯ ﺯﻧﺷﻮﻥ
ﺁﺧﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﻭﺿﻌﺸﻪ ؟😂😂😂
بابام داشت نماز میخوند یهو داد زد: الله اکبر، الله ا
دویدم گفتم چیه بابا در میزنن؟
الله اکبر
😳
گوشیت زنگ خورد؟
الله اکبر
😳
مهرت گم شد؟
الله اکبر
😳
کسی طوریش شده؟
الله اکبر
😳
بو سوختنی میاد؟
الله اکبر
😳
جک جونور دیدی؟
الله اکبر
😳
گفتم خب بابا یکم راهنمایی کن..!!
با عصبانیت داد زد:
الله اکبر..😡😡😡
(دستشم به نشونه ی خاک بر سرت تکون داد)
بعد که نمازش تموم شد گفت:خاک توسر نفهمت یه ساعته دارم میگم نزن یه کانال دیگه دارم اخبار گوش میدم😐
😳😳😳😳
👌😋
ﻃﺮﻑ ﻓﺎﻣﯿﻠﯿﺶ “ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ ” ﺑﻮﺩﻩ !
ﻣﯿﺮﻩ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ، ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﻣﯿﮕﻔﺘﻪ : ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ
ﯾﺎﺭﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﮕﻔﺘﻪ : ﺣﺎﺿﺮ ﻗﺮﺑﺎﻥ !
ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﻫﻢ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻔﺘﻪ :
ﺍﺣﻤﻖ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﺒﻮﺩﻡ !
ﺻﺎﻑ ﺑﺎﯾﺴﺖ !
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ ﻫﯿﺄﺕ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﺑﯿﺎﻥ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ !
ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺁﺑﺮﻭﺵ ﻧﺮﻩ ﺑﻬﺶ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﻣﺮﺧﺼﯽ ﻣﯿﺪﻩ
ﻫﯿﺄﺕ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﻭﻣﺪﻧﺪ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻔﺖ : ﺧﺒﺮﺩﺍﺭ
ﻫﻤﻪ ﺳﺮﺑﺎﺯﺍ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻧﺪ : ﺭﻓﺘﻪ ﻣﺮﺧﺼﯽ 😂😂😂😂😂😂
مورد داشتیم طرف تو دبی سوار تاکسی شده
موقع رسیدن نمیدونسته چجوری عربی بگه پیاده میشم
.
.
.
.
زده رو شونه راننده گفته :
داداش…
صدق الله العلی العظیم
😆😆😂😂😂😂
رفتم پیش مشاور باهاش مشورت کنم که
چطوری همسرمو خوشحال کنم ؟؟؟😳😳
گفت باید عشقتو بهش نشون بدی😋😋
منم با عشقم قرار گذاشتم بردم به خانمم نشون دادم !!!!
نفهمیدم چی شد
تازه از کما اومدم بیرون !!😞
مرتیکه بی سواد اسمشو گذاشته مشاور😂
به بابام گفتم پول بده لباس بخرم،
میخوام برم پیش دوست دخترم لباسام تکراری شده،
.
.
.
.
.
.
میگه دوست دخترتو عوض کن خب.!!! 😕
واقعا تجربه بالاتر از علمه..
اسطوره زندگيم پدرمه..
خيلى منطقی بود حرفش 😅😂😂
کاشکی مثل این فیلما یه دختر پولدار عاشقم بشه 😊😋
.
.
.
بعد باباش بیاد بگه ۲۰۰ میلیون بهت میدم از زندگی دخترم برو بیرون
منم با قلبی شکسته قبول کنم☺️
.
ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯼ ﺩﺭ ﺁﻣﺮﯾﻜﺎ، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﻛﺮﺩ ﻛﻪ
ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﻧﻤﯽﺷﺪ.…
ﺍﻭ ﻧﺬﺭ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﺷﻮﺩ،
ﺗﺎ ﯾﻚ ﻣﺎﻩ ﺳﺮ ﻫﻤﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺍﺻﻼﺡ ﻛﻨﺪ! .
ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﺷﺪ… !
ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﯾﻚ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺵ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﺋﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺷﺪ .
ﭘﺲ ﺍﺯﭘﺎﯾﺎﻥﻛﺎﺭ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﻜﻪ ﻗﻨﺎﺩ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻫﺪ،
ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ از گرفتن پول امتناع کرد و ﻣﺎﺟﺮﺍی نذرش ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ.
ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ،
ﯾﻚ ﺟﻌﺒﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭ ﯾﻚ ﻛﺎﺭﺕ ﺗﺒﺮﯾﻚ ﻭ ﺗﺸﻜﺮ
ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻗﻨﺎﺩ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ…!
ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ ﯾﻚ ﮔلﻓﺮﻭﺵ ﻫﻠﻨﺪﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ
ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣﺴﺎﺏ ﻛﻨﺪ، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ…
ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ،
ﯾﻚ ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻞ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﯾﻚ ﻛﺎﺭﺕ ﺗﺒﺮﯾﻚ ﻭ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ
ﮔﻞ ﻓﺮﻭﺵ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ…!
ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﯾﻚ تاجر ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﺮﺩ…
ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ
ﻭ ﺍﺯ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﭘﻮﻝ ﺍﻣﺘﻨﺎﻉ ﻛﺮﺩ…!
ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ
ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، ﺑﺎ ﭼﻪ ﻣﻨﻈﺮﻩﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪ؟
.
.
.
.
ﭼﻬﻞ ﺗﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺻﻒ ﻛﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ
ﻭ ﻏﺮ ﻣﯽﺯﺩندکه این آشغال چرادیرکرد.....!؟
😃😂😂😆😆😂😂😂😂😂
عکس پخش نشده از استخر زنان در یکی از شهرا:
.
.
مامانم سوزن و گذاشته رو دسته مبل افتاده گم شده همه بسيج شديم دنبالش مي گرديم.
اومده صحنه رو بازسازي ميکنه يه سوزن ديگه ميزاره ميندازه ببينه کجا مي افته
هيچي ديگه الان همه داريم دنبال دو تا سوزن مي گردیم
✌😊
اصفهانيه به رفيقش ﻣﯿﮕﻪ ﺩﺍﺭﯼ 5 ﻣﻠﯿﻮﻥ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﺪﯼ ﺗﺎ ﻫﻔﺘﻪﯼ ﺩﯾﮕﻪ ؟؟؟ ﺭﻓﯿﻘﺶ ﯾﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﮐﻠﯿﺪ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺶ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ ﻣﯿﺪﻩ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ: ﻫﻤﯿﻦ ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﻮ ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﺍﻭﻝ ﻧﻪ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﺩﻭﻡ ﻧﻪ ﮐﻮﭼﻪﯼ ﺳﻮﻡ ﺭﻭ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ 3 ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﺴﺖ ﺧﻮﻧﻪﯼ ﺍﻭﻝ ﻧﻪ ﺧﻮﻧﻪﯼ ﺩﻭﻡ ﻧﻪ ﻗﻔﻞ ﺧﻮﻧﻪﯼ ﺳﻮﻡ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﯿﺪ ﺯﺭﺩﻩ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ ﺑﺮﻭ ﻃﺒﻘﻪﯼ ﺍﻭﻝ ﻧﻪ ﻃﺒﻘﻪﯼ ﺩﻭﻡ ﻧﻪ ﻃﺒﻘﻪﯼ ﺳﻮﻡ ، ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﯿﺪ ﺳﻔﯿﺪﻩ ﺩﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ 3 ﺗﺎ ﺍﻃﺎﻕ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﺴﺖ ﺍتاﻕ ﺍﻭﻝ ﻧﻪ ﺍتاﻕ ﺩﻭﻡ ﻧﻪ ﺍتاﻕ ﺳﻮﻣﻮ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﻤﺪ ﻫﺴﺖ ﺩﺭﺷﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ. ﻃﺒﻘﻪﯼ ﺍﻭﻝ ﻧﻪ ﻃﺒﻘﻪﯼ ﺩﻭﻡ ﻧﻪ ﻃﺒﻘﻪﯼ ﺳﻮﻡ 3 ﺗﺎ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﻫﺴﺖ ﺁﺑﯽ ﻭ ﻗﺮﻣﺰ ﻭ ﺳﺒﺰ ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻭﻕ ﺁﺑﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ ، ﺗﻮﺵ ﯾﻪ ﻗﺮﺁﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻮﻥ ﻗﺮﺁﻥ قسم ﻧﺪﺍﺭﻡ،،،ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ!!..