تو...




راستی در میان اینهمه "اگر"

تو چقدر "بایدی" !



قیصر امین پور عزیز 
       

هر چه باداباد...





دل داده ام بر باد


بر هرچه بادا باد


مجنون تر از لیلی


شیرین تر از فرهاد *




*زنده یاد قیصر امین پور عزیز


خاطره مثل یه پیچک...





خاطره یعنی :


یک سکوت غیر منتظره میان خنده های بلند !


خوشبختی یعنی...





خوشبختی یعنـــــــــــی:


واسه "مهم" های زندگیمون "مهم" باشیم...


هـــــــــــــــــــــمین و بـــــــــــــــــس .

بیدار نخواهی شد...




تلاشِ بی‌هوده نکن!

چنان مُرده‌ای در من

که مسیح هم اگر عبور کند از تو

بیدار نخواهی شد.

( رضا کاظمی )

برخیز که می رود زمستان...






باران که میبارد...





باران که می بارد

باید آغوشی باشد...

پنجره ی نیمه بازی...

موسیقی باران...

بوی خاک...

سرمای هوا...

باران که می بارد

باید کسی باشد.


رهایت من نخواهم کرد


منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را                                آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟

تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم

تو   دعوت   کن مرا با خود به   اشکی،     یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیای

که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن،      تکیه کن بر من

قسم بر روز،         هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما   دور  ، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد .


بهشت نوشت ) چقدر این شعر سهراب عزیز خاصه... چندبار خوندمش

هربار بغضم میگیره...

وقتی ...



وقتی پاهایت یاری نکند

بن بست همان جایی است که ایستادی...

گاهی چقدر در بن بست ها

مرگ آرزوی محالمان میشود.

چگونه؟؟؟




ما سم مار را با پادزهر خنثی می کنیم

اما سم کلمات را چگونه؟


زنده یاد حسین پناهی عزیز


 

پایانِ من...





پایانم نزدیک است


نبودنم را تمرین کن.


تو مسئول گلتی...





روباه گفت : انسانها این حقیقت را فراموش کرده اند،

اما تو نباید فراموش کنی!

تو تا زنده ای نسبت به چیزی که اهلی کرده ای مسئولی ...

تو مسئول گلتی...

شازده کوچولو تکرار کرد : من مسئول گلمم. *



* شازده کوچولو/ شاهکارآنتوان دو سنت اگزوپری

طاقت بیار رفیق...




ایستادگی کن تا روشن بمانی


شمع های افتاده خاموش می شوند...


شاملوی عزیز.

بازم دلتنگی...





دلتنگی، خوشه ی انگور سیاه است …


لگد کوبش کن … لگد کوبش کن …


بگذار ساعتی سربسته بماند …


مستت می کند اندوه …



استاد شمس لنگرودی

دست های تو ...




دست های تو تصمیم بود.

باید میگرفتم

و دور میشدم ...



استاد شمس لنگرودی

درد...





از درد های کوچک است که آدم می نالد


وقتی ضربه سهمگین باشد، لال می شود. *



پ.ن) متاسفانه دوره ای طولانی دچارش بودم...


دردایی که با نالیدن مشکلشون هیچ کم نمیشه...


باید گذروندشون با تحمل زیاااااد...



*چاه بابل/رضاقاسمی

ای چو من تاریک...






اگر دوریم


اگر نزدیک


بیا با هم بگرییم


ای چو من تاریک...




مهدی اخوان ثالث

دلتنگی...




دلتنگی


نام دیگر این روزهاست


وقتی از این همه رهگذر


یکی تو نیستی ...



ساره دستاران

هیچ چشم اندازی از پشت شیشه ها زیبا نیست...





مُسکن دیگری در دهانم می گذارم

از پشت شیشه عینک نگاه می کنم

مایوس کننده است

هیچ چشم اندازی از پشت شیشه ها زیبا نیست

جنگل با هر درختی که می میرد

لاغر تر می شود

و انسان با هر قرص

تنها تر.


علیرضا عباسی

عشق مسافری ست...





کاش می دانستی


که پرندگان عشق هرگز دوبار پر نمی گشایند ،


دوست من، عشق مسافری است...


که تنها یک بار ، به سراغمان می آید...


و یکباره می رود!


نزار قبانی

زمستان...




زمستان
 
به عذاب آورترین شکل ممکن

از کنار من میگذرد

و من انگار

با چتری که ندارم در حال سقوطم.

پروااااز...





گفتی دوستت دارم

و  من به خیابان رفتم

فضای اتاق برای پرواز کافی نبود...



گروس عبدالملکیان

...



باد ها می آیند و می روند

بویت می آید و میرود

خاطراتت می آید و ...

نمی رود ..!

باور کن نمی رود ! 

....




ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺮﺑﺎﺩ...


باﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ، ﺑﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ، ﻣﻲ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪ...

ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﻛﻮ؟

ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﻛﻮ؟

ﺁﻥ ﺩﻝ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺍﺕ ﻛﻮ؟

ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﻛﻮ؟

ﻓﺼﻞ ﺧﻮﺏ ﺳﺎﺩﮔﻲ ﻛﻮ؟

ﻳﺎﺩﺕ ﺁﻳﺪ ﺭﻭﺯﺑﺎﺭﺍﻥ،ﮔﺮﺩﺵ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﺩﻳﺮﻳﻦ؟

ﭘﺲ ﭼﻪ ﺷﺪ ﺩﻳﮕﺮ،ﻛﺠﺎﺭﻓﺖ؟

ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺭﻧﮕﻴﻦ،

ﺩﺭ ﭘﺲ ﺁﻥ ﻛﻮﻱ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ،

ﺩﺭ ﺩﻝ ﺗﻮ،ﺁﺭﺯﻭیی ﻫﺴﺖ؟

ﻛﻮﺩﻙ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺩﻳﺮﻭﺯ

ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﻏﻢ ﻫﺎﻱ ﺍﻣﺮﻭﺯ،

ﻳﺎﺩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﻳﺎﺩ،

ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺮﺑﺎﺩ...

تو که نزدیک میشوی...




اشتیاق در دلم

شاخه گلی در دستم

و تو که نزدیک می شوی.
..


یاور مهدی پور

نام تو ...




سید حسین متولیان

امشب...




حضرت مولانا

روزگار من



استاد شمس لنگرودی

آه ای خدایم...

ان الله فی قلوب المنکسره


باور نکن تنهاییت را

من
در تو پنهانم تو در من...

 


خدایی نوشت )

ای مخاطب دردهای آشنا و نگفتنی !

اگر بناست بسوزیم طاقتمان ده

و اگر بناست بسوزیم قدرتمان ده !

ای محبوب جاودانی !

اگر نبود عطر حضور تو ، در تعفن این لاشه های مردار چگونه تاب می آوردیم

و اگر نبود گرمای دست تو ، در این سرمای بی کسی چگونه سر می کردیم ؟ !



 

تفکر نوشت )

هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد:

امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.

دکتر شوایتزر



های لایت )

لینک دانلود آهنگ " به سوی تو " با صدای زیبای کوروس سرهنگ زاده


بسوی تو،به شوق روی تو

به طرف كوی تو سپیده دم آیم

مگر ترا جویم،بگو كجائی؟؟؟

نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم

ببین چه بی پروا ره تو می پویم

بگو کجائی؟؟؟