دوباره سلام

دوباره سلام

من بعد از کلی وقت اومدممممم

آخرین پست ام واسه 4 سال پیش بوده یعنی چهارشنبه سی ام دی ۱۳۹۴ ساعت 21:36

یه نگاهی کردم دیدم بقیه دوستام هم واس سال 92شون بوده اخرین پستشون خخخ ماشالله

از وقتی که موبایل اومد و اینستاگرام و واتس آپ دیگه هم وبلاگ رو فراموش کردند

ولی من  برام وبلاگم مهمه

ان شالله با مطالب و چالش های جدید

سلام بعد از کلی وقت اومدم

 

سعی میکنم زود ب ود ابپدیت کنم

 

مثه قدیم

 

 

یادش بخیر

 

روزای قبل از دانشگاه چقدر زود ب زود پست میذاشتم

 

 

یه خبر

 

یه ترم دیگه  تموم ام ان شالله

 

 

خدا جونم 

سپاس بخاطر روزای تلخ و شیرینی که گذشت ..... واس تک تکشون سپاس ... 

 

همش شد خاطره تجربه و یه بغض کوچک و یه لبخند شیرین .... 

 

 

 

 

تـــــــاوان

منو جون پناه خودت کن برو

 

بزار پای این آرزوم وایستم

 

به هرکی بهم گفت ازت رد شده

 

قسم میخورم من خودم خواستم

 

 

منو جون پناه خودت کن برو

 

من از زخم هایی که خوردم پرم

 

تو باید از این پله بالا بری ، توبالا نری من زمین میخورم

 

♫♫♫

 

درست لحظه ای که تو باید بری،اسیر یه احساس مبهم شدیم

 

ببین بعد یک عمرهر ور زدن،چه جای بدی عاشق هم شدیم

 

 

برای تو مردن شده آرزوم

 

یه حقی که من دارم از زندگی

 

نگاه کن تو این برزخ لعنتی

 

چه مرگی طلب کارم از زندگی

 

 

به هرجا رسیدم به عشق تو بود

 

کنار تو هرچی بگی داشتم

 

ببین پای تاوان عشقم به تو

 

عجب حسرتی تو دلم کاشتم

 

 

اگه فکر احساسمونی برو ، اگه عاشق هردومونی برو

 

تو این نقطه از زندگی مرگ هم ، نمیتونه از من بگیره تورو

 

♫♫♫

 

 

 

..


از زخم زبان های مردم ناراحت مباش؛



اینها همانهایی هستند؛ که به هوای بارانی میگویند:

« خراب »

Photo: ‎از زخم زبان های مردم ناراحت مباش؛



اینها همانهایی هستند؛ که به هوای بارانی میگویند:


« خراب »‎


سلام دوستان گلم

ممنونم که پست های منو میخونید

یه سوال دارم


ب نظرتون چقدر حرف مردم باید اهمیت  داشته باشه !!

ایا مردم و دیگران و دوستان  حرفاشونو فقط از رو بد خواهی و حسادت و درک نکردن  و زخم زبان به ما میزنند !!


یا نه ممکنه که گاهی حرفایی بزنند که به نفع و صلاح ما هست  ما ازش نا اگاه هیم!!

پس نه ! همه مردم عین هم نیستند

ادما متفاوت اند  !!



 ب نظرتون باید چه جوری بفهمیمم که کی  حرفش ب نفع ما هست و ما باید رو حرفش فکر کنیم


و کی حرفش از روی بد خواهی بوده و خواسته زندگی ما رو بریزه بهم !!!



اصلن نظرتون چیه ب هیچی فکر نکنیم

یعنی ترو خشک ب پای هم بسوزنند  وقتی که ما نمیتونیم تشخیص بدیم !!!

یعنی ب  حرفای هیچ کس اهمیت ندیم !!!!!!!!


نگاهی کوتاه  به  شعر هدیه فروغ .


از دوستان گلم میخوام که این پست رو بخونند و هر نظری که داشتن بدهند


نمیخواستم مطلب کپی پیس کنم و بذارم میخواستم خودم شعر هدیه  فروغ روتحلیل کنم

 ولی  دیدم ب دلیل اینکه کامل نمیتونم تحلیل  کنم

و این شعر شعره بسیار زیبایی هست حیف دونستم

 که تحلیل زیبا و کاملش رو براتون نذارم

شعرفروغ درعین حال که بسیار انسانی، معصوم وزلال است اما به طرزی اعجاب انگیزنگرش انسان را به مفاهیمی  چون هستی،  مرگ، زندگی،  تنهایی و سرگشتگی انسان معاصر در این جهان بیگانه معطوف می کند . شعرهای پر قدرتی چون: تولدی دیگر،  درغروبی ابدی ،  وهم سبز،   هدیه ،  پنجره،  کسی که مثل هیچکس نیست،  ایمان بیاوریم  به آغاز فصل سرد شعرهایی از این دسته اند .

نگاهی کوتاه می اندازینم به  شعر هدیه فروغ .


"هدیه" 


من از نهايت شب حرف مي زنم



من از نهايت تاريكي

و از نهايت شب حرف مي زنم

اگر به خانه ي من آمدي براي من اي مهربان چراغ بياور

و يك دريچه كه از آن

به ازدحام كوچه ي خوشبخت بنگرم




فروغ فرخزاد




این شعر در واقع موجزترین شعر زیبای فروغ است که به دلیل بودن والبته  داشتن عنصر برجسته غنایی در ردیف شعر های خوب و کامل فروغ قرارمی گیرد . این شعر واژه های کلیدی خاصی دارد که با تکیه بر آنهاوساحت درونی شعر می توان تفسیری  در شان آن به دست داد .

 واژهایی چون چراغ ، خانه،  شب  ودریچه که میتوان  این چنین واژه هایی رادر کلیت شعرهای اودید. اینها دلالت های  سمبولیکی هستند که دربطن شعر جاگرفته اند
خانه در این شعرودر اکثر شعرهانشان دهنده تن یاجسم آدمی وحتی نشان دهنده تفکر اوست. اما وقتی فروغ از ترکیب خانه  تاریک دم می زند مراد اووضعیت ناگوار و دهشتناکی ست که شاعر از آن به ستوه آمده  واز منجی خود(  این ناجی در شعر ناشناس است) می خواهد برایش روشنای وآرامش بیاورد .
در بند اول شعر نابا تصویری از دنیای شاعربرخورد می کنیم .اواز دنیای تاریکی که در آن بسر میبردحرف میزند. از نهایت شب و نهایت تاریکی.  این دو ترکیب  در واقع یک چیزند  در دو تصویر . شب و تاریکی  مرادف همدیگرند .در واقع بند  اول جز احساس نیستی  ومرگ چیز دیگری نیست .

مچنین دربنداول شعر،ازعنصرتکراراستفاده شده. شاید این سوال به ذهن برسد که چرافروغ درهرسه سطر آغازین از تاریکی ونهایت شب حرف می زند. باید اذعان کرد که تکرار این چنینی  واژه ها در واقع تعمدی بوده واوبااین تمهید خواسته مارابیشتر وبیشتر بادنیای سرشار از ظلمت وتاریکی خودش درگیر کند .واژه هابسیار راحت ادا می شوند  وهیچ جای مکثی در آنها نیست .

اما بنددوم که باواژه ی کلیدی خانه شروع  می شود سرشار ازنور ، روشنایی، آرامش و سیالیت است بر خللاف  بند اول که در آن جز سیاهی ، رکود  وایستایی چیز دیگری  مشاهده  نمی کنیم.  واژه  های پر از امیدی چون خانه ، دریچه، یارمهربان(منظور ناجی یا معشوق)، ازدحام ( این  واژه برخوردی پارادوکسیکال در ذهن ایجاد میکند چرا که اغلب ازاین واژه معنای شلوغی و اغتشاش برداشت می شود امادر اینجا رکود که  ذهن  شاعر رادرگیر خود کرده با این ازدحام  ازبین  می رود.) و واژه خوشبخت در آن هست.

در بند دوم ،ماشعر را با مکث هایی خاص  می خوانیم و شاعر می خواهد که با استفاده از علایم سجاوندی  بر تاکید خود در تصویر هایی که می سازد مارا بابه دنیای  ذهنی  اش بیشترآشنا کند . چراغ در این بند سمبل روشنایی  ودر خشش که ازنجات دهنده آنرا طلب  می کند وهم اومی خواهد که این  نجات دهنده دریچه ای ( از معناهای دیگر دریچه می توان به پنجره اشاره کرد که سمبل ارتباطی  در شعرفروغ می باشد.)برایش به ارمغان بیاوردکه به واسطه ی آن شاعر ازدحام کوچه ی خوشبخت را بنگرد . این دریچه، دریچه ای ست که ارتباط شاعر رابا دنیای بیرون می دهد واز واژه های بسامدی فروغ محسوب می شود. 



ﻗﻮﯾﺘﺮﯾﻦ ﺍﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ " ﺩﺧﺘﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ " ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ

ﻗﻮﯾﺘﺮﯾﻦ ﺍﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ " ﺩﺧﺘﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ " ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ


ﻭﺟﻮﺩ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻓﺮﺩﻱ


ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﻭ ﺍﺳﻴﺪ ﭘﺎﺷﻲ


ﻭ ﮔﺸﺖ ﺍﺭﺷﺎﺩ ...!!


ﻭ ﻣﺰﺍﺣﻤﻬﺎﻯ ﺧﻴﺎﺑﻮﻧﻲ


ﻭ ...!! ﺯﻭﺭ ﮔﻴﺮﻱ


ﻭ ...!! ﻗﺘﻞ ﻭ ﻫﺰﺍﺭ ﺧﻄﺮ ﺩﻳﮕﻪ ...!!


ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺩﺭﺱ ﻣﻴﺨﻮﻧﻪ ...!!


ﻭﺭﺯﺵ ﻣﻴﮑﻨﻪ ...!!


ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﻰ ﻣﻴﮑﻨﻪ ...!!


ﮐﺎﺭ ﻣﻴﮑﻨﻪ ...!!


ﻋﺎﺷﻖ ﻣﻴﺸﻪ ...!!


ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻣﻴﮑﻨﻪ ...!!


ﻣﺎﺩﺭ ﻣﻴﺸﻪ ...!!


ﻭ ﺑﻪ ﺑﭽﺶ ﻳﺎﺩ ﻣﻴﺪﻩ ...!! * ﺁﺩﻡ !... * ﺑﺎﺷﻪ



هیس!!!دخترها فریاد نمیزنند....




Photo: ‎ﻗﻮﯾﺘﺮﯾﻦ ﺍﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ



حکم پرسیدن نسبت دختر و پسر از نظر مراجع تقلید


حکم پرسیدن نسبت دختر و پسر از نظر مراجع تقلید


به گزارش سلام نو به نقل از شفقنا، متن پرسش مطرح شده و پاسخ این مراجع تقلید شیعه بدین شرح است:

دختران و پسرانی که بایکدیگر در حال راه رفتن هستند و فسقی مرتکب نمی‌شوند، آیا کسی مجاز است نسبت فامیلی یا محرمیت آنان را مورد پرسش قرار دهد؟

حضرت آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی

باسمه تعالی

حمل فعل آنها برفساد وتجسس در این راستا جایز نیست،مگراین که فعل و امر اهمی مانند جلوگیری از اشاعه فساد درجامعه برآن متوقف باشد که با تشخیص حاکم شرع بلا مانع است.

حضرت آیت‌الله العظمی صادق روحانی

خیر کسی مجاز نیست فامیلی یا محرمیت آنان را مورد پرسش قراردهد.

حضرت آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی

بسمه تعالی

پرسیدن نسبت فامیلی اشکالی ندارد ولی آنها ملزم به جواب دادن نیستند و سوال‌کننده حق الزام آنها بر جواب را ندارد البته اگر به خاطر رعایت مصالح عمومی در این رابطه قوانینی وضع شده به قوانین مربوطه عمل شود.

حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی

تجسس در این گونه موارد جایز نیست مگر اینکه سوءظن شدیدی باشد وسبب جریحه دار شدن عفت عمومی شود.

حضرت آیت‌الله العظمی صانعی

بسمه تعالی

امور عرضی و ناموسی، حسب مذاق شرع بر ستر و پوشیده نگه داشتن آنهاست تا جایی که نبی مکرم و امیر المومنین صلوات‌الله علیهما امر به درء و دفع حدود نموده اند، یعنی حاکم، بلکه همه مردم، موظف‌اند تا با ایجاد شبهه، از تعقیب قضایای عرض و اتهام‌ها و احتمال‌های آن، خودداری نمایند. بنابراین هیچ کس حق سوال و تفتیش و تفحص و تجسس از افراد مانند پسر و دختر یا مرد و زنی که در ملاء‌عام راه می‌روند نداشته و ندارد و الزام آنها به نشان دادن مدرک محرمیت که دخالت در سلطه دیگران است حرام و غیر جایز است. آری؛ اگر نمایندگان مجلس شورای اسلامی قانونی در موارد خاص حسب شرایط خاص زمان و مکان برای جلوگیری از یک فساد عمومی تصویب نمودند و آن هم خلاف موازین شرعی نبود آن قانون مانند بقیه قوانین مجلس شورای اسلامی لازم العمل است.

حضرت آیت‌الله العظمی سبحانی

بسمه تعالی

تا علائم خلاف از آنها ظاهر نشود نباید متعرض آنها شد. والله العالم

منبع : خبر پارسی

پایگاه خبری تحلیلی خبر ‏پارسی

 

ســـلام ســـلام سـلام بر همگی 1


ســـلام ســـلام سـلام بر همگی



خیلی وقته که ننوشتم چیزی از خودم


دیگه از این به بعد میخوام خودم پست هامو بنویسم البته برا تنوع گاهی هم از اشعاری یا مطالب جالب استفاده میکنم


نمیخوام حرفی تو دلم بمونه هر چی دوس دارم بنویسم البته همه حرفا که اخه گفتنی نیست ....  خوشحال نشین 99درصد حرفامو نمیگم عامو

خخخ


ههه


البته ب دلیل درس مشق هامو خیلی نمیام ولی سعی میکنم بیام هفته ای دو بار 


حرف میزنیم ... درد  دل میکنیم تو کامنت ها .. البته بازم میگم همه حرفا رو که ادم نمیتونه بزنه ولی خب ... یه چیزی بگیم سبک شیم عامو



حالا کیا هستن !!!!!!!!!!!!!!!



دخالت کردن در کارام ممنوع ک


اقا یا خانومی که مثلا نگرانی و واسم پیام میذاری :

کاش یکم در انتخاب دوستان وبت دقت کنی کسانی هستن که با اسم دین(بظاهر نویسنده) و حرفای خوب وخاطرات خودشون درصدد انحراف ذهنتان هستن مواظب باشین
که این افراد در صدد بازی با دین به اسم دین هستن
مواظب ضربات روحی بعدیتون باشین

---------------------------------------------------------------------------------------------

جوابم :

سلام

اولا مرد باش جیگر داشته باش وجودشو داشته باش خودتو معرفی کن مثه بچه ادم

دوما اقا یا خانوم به اصطلاح نگران

شما نمیخواد نگران من باشی ب جای تهدید و شاخه شونه کشیدن من خودم میدونم کی چه جور هست و با کی چه جوری رفتار کنم ... من خودم ادم شناسم کسی نمیتونه منو دور بزنه

شما که از چیزی خبر نداری لدفن اضحار نظر نفرما

و حساب اون طرف هم رسیدم لازم نیست کسی نگران من باشه البته در یه مورد دیگه حسایش رو رسیدم

حالا مسئله دینی و مذهبی کاریش ندارم هرکسی عقیده خودشه باید ب دیگران احترام گذاشت ... من خودم مواظب خودم هستم



ههههههههههههههههههه




یلدا مبارک



چه سخاوتمند است پاییز که شکوه بلندترین شبش را عاشقانه پیشکش تولد زمستان کرد.


زمستانتان سفید و سلامت…


یلدا مبارک





 


در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام


در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام


کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست


کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام


مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام


در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام


در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق


فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام


فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل


وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام


خوب می دانم قماری بیش این دنیا نـبود


من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام


سرد می آید به چشم مست من چشمت و باز


از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام./






سعدی:

نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست /شب فراق تو هر شب که هست یلدایی‌ست 


در غزل دیگری می‌سراید: 


              باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش/


صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود 


سعدی در غزل دیگری می‌آورد:



              روز رویش چو برانداخت نقاب شب زلف/



گفتی از روز قیامت شب یلدا برخاست


ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﻮد!

ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﻮد!

ﻓﺮﻫﺎد ﺗﯿﺸﻪ ﻣﯿﺰد ﺗﺎ ﻧﺸﻨﻮد،
ﺻﺪای ﻣﺮدﻣﺎﻧﯽ

را !!!. . .

ﮐﻪ در ﮔﻮﺷﺶ ﻣﯿﺨﻮاﻧﺪﻧﺪ:

دوﺳﺘﺖ ﻧﺪارد

نفس میدهی لهت می کنند .....




انسان‌هایی بودیم

که به پاک کردن

عادت داشتیم

ابتدا اشک‌های‌ مان را

پاک کردیم

سپس یکدیگر را

.
.
.
در این ازدحام بی کسی و گم بودن های تلخ

شور می زند دلم

برای غریبه ای که از جنس باران است...



نفس میدهی لهت می کنند .....




انسان‌هایی بودیم

که به پاک کردن

عادت داشتیم

ابتدا اشک‌های‌ مان را

پاک کردیم

سپس یکدیگر را

.
.
.
در این ازدحام بی کسی و گم بودن های تلخ

شور می زند دلم

برای غریبه ای که از جنس باران است...



*پیشــاپیــش یلدایتان خجســته بــاد*

آنگاه که تولد دختری بیگناه مایه ی ننگ تازیان بود، آنگاه که زندگی برای دخترکان عرب ، ساعتی به طول نمی انجامید!!

نياکان ما ،بلندترین شب سال "یلدا" شب زایش میترا الهه ی زن و الهه ی خورشید را شب زنده داری می کردند.
*پیشــاپیــش یلدایتان خجســته بــاد*




Photo: ‎آنگاه که تولد دختری بیگناه مایه ی ننگ تازیان بود، آنگاه که زندگی برای دخترکان عرب ، ساعتی به طول نمی انجامید!!
نياکان ما ،بلندترین شب سال

خوشبختی بر 3 اصل استوار است :

خوشبختی بر 3 اصل استوار است :

1 - فراموش کردن گذشته

2 - غنیمت شمردن حال

3 - امیدوار بودن به آینده



......


گفتم: زن و بچه داری ولی با این حال دنبال معشوقه ای ؟

گفت: میدونی خیلی لذت داره...

گفتم: چی؟سکس یا خیانت؟

گفت: هر دوتاش

گفتم: مگه همه چیز سکسه؟با زنت مگه سکس نداری؟

گفت: چرا ولی میدونی بعضی از دخترا خیلی نازن. خب وقتی پا میدن چرا نرم سمتشون؟!!؟!؟ تازه جوون تر از زنم هم هستن.

گفتم: دنبال چی هستی؟ فک میکنی اگه زنت بفهمه چیکار میکنه؟

گفت... : زندگیه راکدی دارم باید هیجان توش باشه

گفتم: نگفتی...چرا خیانت می کنی ؟!!!

خندید و گفت: نمیدونم شاید وسوسه میشم.

از پیش اون مرد اومدم و رفتم رو صندلی نشستم و عجیب یاد این شعر فروغ فرخزاد افتادم که میگه:

"سنگسار میکنند...غافل از آنکه شهر پر از فاحشگان مغزی است و کسی نمیداند مغزهای هرزه ویرانگرترند تا تن های هرزه. "


Photo: ‎گفتم: زن و بچه داری ولی با این حال دنبال معشوقه ای ؟ 

گفت: میدونی خیلی لذت داره... 

گفتم: چی؟سکس یا خیانت؟ 

گفت: هر دوتاش 

گفتم: مگه همه چیز سکسه؟با زنت مگه سکس نداری؟ 

گفت: چرا ولی میدونی بعضی از دخترا خیلی نازن. خب وقتی پا میدن چرا نرم سمتشون؟!!؟!؟ تازه جوون تر از زنم هم هستن. 

گفتم: دنبال چی هستی؟ فک میکنی اگه زنت بفهمه چیکار میکنه؟ 

گفت... : زندگیه راکدی دارم باید هیجان توش باشه 

گفتم: نگفتی...چرا خیانت می کنی ؟!!! 

خندید و گفت: نمیدونم شاید وسوسه میشم. 

از پیش اون مرد اومدم و رفتم رو صندلی نشستم و عجیب یاد این شعر فروغ فرخزاد افتادم که میگه:

سلامم را تو پاسخگوي. در بگشاي!


سلامم را تو پاسخگوي. در بگشاي!



منم من! ميهمان هر شبت. لولي ‌وش مغموم
منم من، سنگ تيپا خورده رنجور
منم، دشنام پست آفرينش، نغمهء ناجور
نه از رومم، نه از زنگم، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در، بگشاي، دلتنگم
بيا بگشاي در، بگشاي، دلتنگم

.......

سلامم را تو پاسخگوي. در بگشاي!

گفتـــــــــــم غــــــــــم تــــــــــو دارم

گفتـــــــــــم غــــــــــم تــــــــــو دارم


چیـــــزی نـــــگفت و بـگذشــــــــت


حـــــــــــافظ خوشـــــــــا به حالت


یـــــــــارم گذشـــــــــــــت


و یـــارت گفتـــــــــــا غمت ســـــــرآید



روزگار

   هر کس از آموزگار خود چیزی


              نیاموزد،


              روزگار با گرفتن بهایی گزاف


               معلم خصوصی او خواهد


               شد!


...........

سلام


خیلی وقته اینجا چیز ب صورت دلنوشته ننوشتمممم



الان یه حسی دارم


حس قرو قاطی


قاطی ام اساسی نیدونم چرا



............................................



اونقدر که هیچی برام مهم نیستش ...........حتی اگه کسی این مطلبمو هم نخونه و برام نظر نذاره هم برام اهمیت نداره



میخوام بی تفاوت بشم نسبت ب همه چی ..........






حرف دلت را امروز بگو


اگر امروز گفتی ،می شود حرف دل



اگرنگفتی،فردا می شود درد دل




یادت باشد..

یادت باشد..


هرکسی سرگذشتی دارد


هرگاه جای من زندگی کردی...


آنگاه میتوانی


درباره من قضاوت کنی...!





من یه اردیبهـــ♥ـشتــــــــــــــي ام …

من یه اردیبهـــ♥ـشتــــــــــــــي ام …




گفته بودند:



اردیبهــــشتــــــــــــــي که باشی




چتر مهربانی ات برای تمام کسانی که زیر باران تنها مانده اند،




باز است!



و من،




دانه دانه چترها را باز کرده ام ...




غافل از اینکه،



روزی زیر همین باران بی امان این چنین بی چتر می مانم ...







ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک



کارت پستال درخواستی طراحان


السلام ای حضرت سلطان عشق


یا علی موسی الرضا ای جان عشق


السلام ای بهر عاشق سرنوشت


السلام ای تربتت باغ بهشت


ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک



رضا،رضاااا…     رضا،رضاااا…


دوست دارم نگات کنم، تو هم منو نگا کنی


من تو رو صدات کنم , تو هم منو صدا کنی


قربون صفات برم , از راه دوری اومدم


جای دوری نمیره ، اگه به من نگا کنی



اومدم تا ببينم لحظه عاشق شدنو


به دلم افتاده بود صدا زدين آقا منو


دل تنهامو آوردم با يه دنيا دلخوشي


كمتر از آهو كه نيستم ميشه ضامنم بشي


اومدم همسايه هاي پاپرت رو دون بدم


دلمو رو دست بگيرم تا بهت نشون بدم


روبروي گنبدت سجده كنم سلام بدم


خسته نيستم اگه من از راه دوري اومدم



تو كعبه اميدي به هر دم نه صداتم

اسم نازنينت تا روي زبونِن

اون گدن مدائك لحظه اذانِن

روبروت بي اختيار دوباره زانو بزنم

ميون گريه بگم غريبو در به در منم

تو رو شاهد بگيرم كه با خدا حرف بزني

ميدونم كه دست رد باز به سينم نميزني

ميدونم شفاعت بي منتت زبون زده

به همين اميد دلم به مشهد تو اومده

تو كه اسمت با غم نقاره ها روي لباست


همه صحن طلات ردپاي فرشته هاست

دست خالي هيچكسي از در خونت نميره

يا رضا رضا ميگم تا قلبم آروم بگيره


يا رضا رضا ميگم تا قلبم آروم بگيره





کارت پستال درخواستی طراحان

می دونی؟!!!

 باید بفهمی وقتی دلت می گیره …

تنهایی !

باید یاد بگیری از هیچ کس توقع نداشته باشی !

باید عادت کنی که با کسی درددل نکنی !

باید درک کنی که هر کس مشکلات خودشو داره !

باید بفهمی وقتی

 ناراحتی …

دلتنگی

یا بی حوصله ای …

هیچ کس حوصله ی تو رو نداره !

دیگه باید فهمیده باشی همه رفیقِ وقتای خوشی اند !

بزرگداشت حضرت احمدبن موسی(ع)


به مناسبت روز بزرگداشت حضرت احمدبن موسی(ع)

به دلیل نامشخص بودن روز ولادت حضرت احمدبن موسی(ع)، شورایعالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۸ روز ششم ذیقعده یعنی پنجمین روز از دهه کرامت را به نام روز بزرگداشت احمدبن موسی شاهچراغ جهت ثبت در تقویم مناسبت‌های ملی- اسلامی کشور تصویب کرد.

حضرت سید امیر احمد(ع) ملقب به شاهچراغ و سیدالسادات الاعاظم، فرزند بزرگوار امام موسی کاظم(علیه السلام) است. پسران امام هفتم علیه السلام بنا به مشهور نوزده نفر می باشند. حضرت احمد بن موسی(ع) و محمد بن موسی(ع) از یک مادر که ((ام احمد)) خوانده میشد متولد گردیدند. آرامگاه ایشان اکنون در شهر شیراز، میعادگاه عاشقان است.
شاید برای شما هم این سوال پیش بیاید که چرا به امامزاده احمدبن موسی(ع) شاهچراغ می گویند؟ روایتی در این باره که در کتابی تاریخی نقل شده است را در اینجا نقل می کنیم.
«تا زمان امیر عضدالدوله دیلمی کسی از مدفن حضرت احمد ابن موسی (ع) اطلاعی نداشت و آنچه روی قبر را پوشانده بود تل گلی بیش به نظر نمی رسید که در اطراف آن،خانه های متعدد ساخته و مسکن اهالی بود. از جمله پیرزنی در پایین آن تل، خانه ای گلی داشت و در هر شب جمعه، ثلث آخر شب می دید چراغی در نهایت روشنایی در بالای تل خاک می درخشد و تا طلوع صبح روشن است، چند شب جمعه مراقب می بود،روشنایی چراغ به همین کیفیت ادامه داشت با خود اندیشید شاید در این مکان،مقبره یکی از امامزادگان یا اولیاء الله باشد،بهتر آن است که امیر عضدالدوله را بر این امر آگاه نمایم،هنگام روز پیرزن به همین قصد به سرای امیر عضدالدوله دیلمی رفت و کیفیت آنچه را دیده بود به عرض رسانید.امیر و حاضرین از بیانش در تعجب شدند.درباریان که این موضوع را باور نکرده بودند، هر کدام به سلیقه خود چیزی بیان کردند.اما امیر که مردی روشن ضمیر بود و باطنی پاک و خالی از غرض داشت فرمود:اولین شب جمعه شخصا به خانه پیرزن می روم تا از موضوع آگاه شوم.چون شب جمعه فرا رسید شاه به خانه پیرزن آمده و دور از خدم و حشم آنجا خوابید و پیرزن را فرمود هر وقت چراغ روشن گردید مرا بیدار کن .چون ثلث آخر شب شد پیرزن بر حسب معمول روشنایی پرنوری قوی تر از دیگر شب های جمعه مشاهده کرد و از شدت شعفی که به وی دست داده بود بر بالین امیر عضدالدوله آمده و بی اختیار سه مرتبه فریاد زد: « شاه! چراغ».واز آن به بعد به شاه چراغ معروف گردید.»( کتاب قیام سادات علوی،علی اکبر تشید، صفحه 192).

دیگه از دوست داشتن آدمها خسته شده ام!!

دیگه از دوست داشتن آدمها خسته شده ام!!

همیشه تو دوست داشتن زیاد روی کردم به بن بست خوردم

دیگه نمیخواهم کسی رو دوست داشته باشم

به جز..


خدایا تو منو بپذیر که با کم و زیاد دوست داشتنت

دوستم داشتی و داری

,,....

پـُشتــــ ِ سـَرَم حـَرفـــ بـُود... ║
╝════════════════╚
╗════════╔
║ حـَدیثـــ شـُد! ║
╝════════╚
╗══════════════╔
║ مـﮯ تـَرسـَم آیــﮧ شـَوَد!!!║
╝══════════════╚
╗═════════════════╔
║ سـُوره أش ڪُـنند بـﮧ جـَعل!!! ║
╝═════════════════╚
╗══════════════════════════╔
║ بـَعد تـَڪفیرَم ڪُـنند این جـَمآعـَتــــ ِ نآ أهل...! ║

عاقبت دختري از نسل ما خوشبخت خواهد شد!؟

بـرآے دُخـتـَـرم آرزوے خــوشــبـخـتـے مــے‌ڪُــنــم،


مــاבَرم هــم بـــراے مَـטּ  آرزوے خــوشبـخـتے ڪَرבه بود،
و مـــآבَرش هــمـــ بـــرآے ِ مــآבَرم...
نــآ اُمیــב نیـــستــمــ !
یــڪ روز عــآقـبتـــــ ...
בُختـــرے از نـَسـل ِ مـــآ خـُــوشبــخـتــــ خـــوآهــב شُـــב...!!!

تنهایی اینه.....

تنهایی یعنی یه وقتهایی هست میبینی فقط خودتی و خودت!

رفیق داری ولی

همــــــــدرد نداری!

خانواده داری

حمــــــــایت نداری!

عشق داری…

تکیـــــــــه گاه نداری!

مثل همیــــشه….

همه چــــــی داری…

و هیـــــچی نداری!
 
.....