باقالی پلو با ماهیچه

اسمش بنظرت عجیب نیست؟

اما واقعاْ زره ای از روح خدا تو بدن ما هم هست

مطمئن باشید شما هم می تونین

ادامه نوشته

به زندگی زیبا نگاه کنیم

این تکی از یک داستان است حتماْ تا انتهای

مطلب را بخوانید

ادامه نوشته

عشق واقعی

می دونی عشق واقعی به چی میگن

فکر نکنم!

 

ادامه نوشته

کم فروشی

شاید تا آخر عمرمان با همچین چیزی رو برو نشویم

 

حتما بخونیدش

ادامه نوشته

لعنت به این تکرار!

 
همان حرف هایی را شنیدم که سه سال پیش...

تاریخ همیشه در حرکت است و زندگی ها همچون قصه های تکراری اند...

روحی می شکند و باز خورشید می تابد.

دلی خرد می شود و باز باد می وزد.

جسمی بیمار می شود از بی تابی این غم و باز شب می آید و روز می رود.

چشمی اشک باران می شود و باز باران می بارد...

انگار بی انگار که آدمی دارد له می شود...

نه اولین بار بود و نه آخرین بار... لعنت به این تکرار!

شاید فراموشت کنم

وقتی که دنیا دود شد

شاید فراموشت کنم

کاشانه ام نابـــــود شد

شاید فراموشت کنم

آسان ز دستم داده ای

باشد به این هم راضیم

وقتی که اشکم رود شد

شاید فراموشت کنم

هرگز زدستت این چنین

سیلی به احساسم نخورد

باشد بزن بد تر بزن

اما به دســـــــــتانت قسم

وقتی که تارم پود شد

شاید فراموشت کنم

شیرین و فرهاد

گاهی وقتی کسی از زندگیتان می رود
دارد به شما لطف می کند
او فضایی خالی بجا میگذارد
برای کسی که
لیاقت آنجا بودن را داشته باشد

گفته بودم

گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم

که دگر باز از این گونه خطاها نکنم

بوسه دادی و چو برخواست لبت از لب من
...

توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم

..

یاد من باشد

 یاد من باشد که فــردا دم صبح
به نسیم از سر مهــر سلامی بدهم
و به انگشــت نخی خواهم بست
که فراموش نگردد فــــــردا
با همه تلخی و نـــاکامی ها
زنـــدگی شیرین است!
و به شکرانه دیدار نسیم هر صبح
زنــدگی باید کرد ...

یاد آوری

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می كرد بهم چی گفت ؟ جایی كه میری مردمی داره كه می شكننت نكنه غصه بخوری من همه جا باهاتم . تو تنها نیستی . توكوله بارت عشق میزارم كه بگذری، قلب میزارم كه جا بدی، اشك میدم كه همراهیت كنه، ومرگ كه بدونی برمیگردی پیشم

رفاقت به معنی حضور در كنار فردی دیگر نیست بلكه به معنی حضور در درون اوست