هوای تو....
شب که میشود، شروع میشوند ، ای کاش های من ..........
در هم شوخي اش گرفته اداي آمدنت را در مي آورد ...
عجیب است دریا ...!
دریا ، همینکه غرقش میشوی تو را پس میزند ...
درست مثل بعضی از آدمها ...!
ﺩﻟَـ ـﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﻭﻝ ﺩَﺑﺴـ ـﺘﺎﻧﻢ ﺗَﻨﮕـ ــ ﺷُﺪﻩ ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﻪ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﺯ ﺣﯿﺎﻁ ﻣَﺪﺭﺳﻪ ﻧﺸﺴﺘﯽ،ﯾﻪ
ﻧَﻔﺮ ﻣﯿﺎﺩ ﻭ ﺑﻬِﺖ ﻣﯿﮕﻪ ...
ﺑﺎ ﻣـ َـﻦ ﺩﻭﺳﺘـــــ ﻣﯿﺸﯽ ؟؟
زَمــیــن جــــایِ قَـــشَـــنگـــــی نــیست…!
کمــی آهستــه تــر
اینجــا کســی در خـانـه نیسـت
مــن هستــم
و
تنهــایــی
و
دردی کــه نــامـش زنـدگیســت …
.
درد مرا شمعـــــــــی می فهمد …
که برای دیدن یـــــــک چیز دیگــــر ،
آتشـــــــــش زدنــــد …

از یه جایی به بعد ، نه دست و پا میزنی نه بال بال میزنی نه دل دل میکنی نه داد و بیداد میکنی نه گریه میکنی از یه جایی به بعد دیگه دل التماس کردنم نداری فقط سکوت میکنی و میری.....
گفتم: زندگي را!
گذاشت و رفت، ولي ندانست كه او زندگي من بود!!!
جــــز ایـــــن کـه ،
آرزو داشـــتـــم بـــــــــــــزرگ شم ..
این آیـــنده کدام بود
که بهترین روزهای عمرم را
حرام دیدارش کردم؟
همه در باران تند تند راه می
روند!
این منم که می ایستم و با چشم هایم به تو فکر
میکنم...
به وقتِ تنهایی: مَرد، زیرِ باران سیگار می کشد زن، پشتِ پنجره. اما، نه بارانْ مهم است، نه مرد، نه پنجره، نه زن. مهمْ تنهایی است، که دود می شود!
ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺗﯿﭗ ﺧﻮﺩﺷﻮﻧﻮ ﺑﺰنن / ﺧﯿﺎﺑﻮﻧﺎ ﭘﺮ از ﮔﺸﺖ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﺷﺪ ...
ﺍﻭﻣﺪﻥ ﮐﻨﮑﻮﺭ ﺑﺪﻥ / آﺯﺍﺩ ﻭ ﺳﺮﺍﺳﺮﯼ ﺭﻭ ﯾﮑﯽ ﮐﺮﺩﻥ ...
ﺍﻭﻣﺪﻥ ﺑﺮﻥ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎه / ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺴﺮ جدا کردن ...
ﺍﻭﻣﺪﻥ ﻣﻌﺎﻓﯿﺖ ﺑﮕﯿﺮﻥ / 99 ﺩﺭﺻﺪ ﻣﻌﺎﻓﯿﺖ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ...
اومدن گواهینامه بگیرن / ماشین و موتور شد قیمت خونه ...
دهه شصتیا نسـل سـوخـتن ، درست ...
اما هفتادیا خـاکسـتر شدن ...
ﺑﻪ ﺳـلـاﻣﺘـی ﻫﻤﻪ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﻨﯽ ﻧﺪﺍﺭﻥ ...
ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺩﻟﺸﻮﻧﻮ ﺑﺪﺟﻮﺭ ﭘﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ...
ﺑﻪ سلـاﻣﺘـی ﻫﻤﻪ ﺩﻫﻪ ﻫﻔﺘﺎﺩیا ...
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... آفتابي شه...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده ... انگار نه انگار كه غمي بوده ... همه چيز فراموشت بشه ...!!! كاش مي شد
خدایا یا نوری بیفکن یا توری...
ماهی کوچکت از تاریکی اقیانوس می ترسد...
بغض هایم را نگه می دارم،
بعضی وقت ها سبک نشوم سنگین ترم.
این روزها گلودردی گرفته ام که یادگاری توست...
حالا که میروی کمی آهسته قدم بردار
نترس دل شکسته ام به پای تو نمیرسد
لطفا پشت سرت در زندگی را هم ببند
خسته ام …
دلم برای شیطان تنگ شده
تا دوباره برایم از هوس انگیزی آغوش تو بگوید !
بعضی از حقایق خیلی ساده ان
ولی درکش خیلی پیچیده و سخته مثل کنار آمدن با جمله :
خب دوستت نداره زور که نیست ؟!
خدایا اونی که تو زندگیمون نیست
تو خوابمونم نباشه خواهشا …
مـے گـ ـوینـ ـد:
مـ ـ ـرگ حـ ـ ـقا َسـ ـ ـت
פֿُـ ـدایـ ـا
حـ ـ ـقــم را مے פֿواهم...
لامــــصــب
وقتــي مـے گيــرב ول نمے ڪـنـב !
دلتنگ روزهایی هستم که معنای خداحافظ ، تا فردا بود …
باید خیابان طولانی ای باشد تا بشود تمام دلتنگی هایت را قدم بزنی !
خدایا:
این دلتنگی ما راهیچ بارانی آرام نمیکند!
فکری بکن اشک ماطعنه میزدب باران رحمتت!!!…
شیشه های خانه ها را دستور دادند دوجداره باشد ،
دیگر وقتی باران می بارد صدایش شنیده نمی شود …
یاد اشکهای بی صدای خودم افتادم !
آمدنت را دوست دارم
برعکس نفسم!
.
لعنت به خیابان هایی که فروختن “مواد” درآن آزاد است اماگرفتن “دستان”
کسی که دوستش داری درآن جرم
است!!!
کلات و بکش رو چشمات...
دوران شما تموم شده دکتر...
امروز برای تو می نویسم ! سالها بعد اگربه دنیا آمدی و بزرگ شدی و آقا شدی ! دلم میخواهد ... تو از همه ی دخترکهای بی قید و بند بیزار شوی ! پســــر مغـــرور و دوســت داشتنی مــــن ... امیدوارم دلایلم از نظر تو منطقی باشد ... شاید از نظر تو من یک پدر ساده و به روز نباشم ! اگر بدانی چه بر سر جوانی پدرت آمد ... چگونه روزهای خوب جوانی اش تباه شد و آرزوهایش را به گور سپرد ! و در اوج جوانی غبار غم بر چهره اش نشست ... آن وقت دیگر از پدر گله نمی کنی و نمی گویی که افکارم عقب مانده و قدیمی است ! وقتی سنت ، هنوز درگیر احساس است ... عاشق پیشه میشوی ! عاشقی درد دارد ... درد بی درمان ... بهای سنگینی دارد ! به اندازه ی تمام شدن روزهای خوب جوانیت ... بمیرد پدرت و آن روزها را نبیند ...
میدانی رفیق
درد دل نمیکنم
زخمی که از عصب بگذرد
دیگر درد ندارد
قلبم بوی کافور میدهد
شب به شب درآن مرده شورها
آرزویی را غسل میدهند وکفن میکنن
ادم عشقشو یادش نمیره
فقط یاد میگیره کمتر راجبش حرف بزنه..کمتر فکر کنه..و دلش کمتر تنگ
بشه
بـــاد آورده را بــــاد مــی بــــرد …
قــبـول … !
اما تو که با پاهای خودت آمده بودی
چرا ؟
در یک لحظه تمام شد
او رفت
دو کلمه ای که معنای زندگی ام را برای همیشه تغییر داد
تنهایی یعنی وقتی پرستار گفت : همراه بیمار … ولی کسی نبود جواب بده !
آهسته گفتم : ببخشید کسی همراه من نیست …
من تنهـــــــــــام …
میان این همه مفاهیم پیچیده ریاضی تنها حکایت اعداد فرد را خوب آموخته بود
” فرد ” آن یک نفر است که وقتی زوج ها با هم میروند،
او باید یک تنه جور تنهایی اش را بکشد …
تنهایی یعنی یه وقتهایی هست میبینی فقط خودتی و خودت !
رفیق داری . . .
همدرد نداری !
خانواده داری . . .
حمایت نداری !
عشق داری . . .
تکیه گاه نداری !
مثل همیشه همه چی داری و هیچی نداری !
شب خوابیدی تو تختت ، هی قلت می خوری . . . !
بعد گوشیتو بر می داری می نویسی خوابم نمی بره . . .
سرد می شی ، بغض می کنی !
می بینی هیچکس و نداری که اینو واسش بفرستی . . .
تنهایی سخته . . .
خیلی . . .
زن و شوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: “یواشتر برو من می ترسم” مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: “خواهش می کنم، من خیلی میترسم.” مردجوان: “خوب، اما اول باید بگی دوستم داری!” زن جوان: “دوستت دارم، حالا میشه یواشتر برونی؟” مرد جوان: “مرا محکم بگیر” زن جوان: “خوب، حالا میشه یواشتر؟” مرد جوان: “باشه، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه.” روز بعد روزنامه ها نوشتند برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت. مرد از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند و این است عشق واقعی!
بی کس بود اما کسی رو بی کس نکرد
تنها بود اما کسی رو تنها نذاشت
دلشکسته بود اما دل کسی رو نشکست
کوه غم بود ولی کسی رو غمگین نکرد
و شاید بد بود ولی بدی کسی رو نخواست…
صدایم میزد گلم و من گلی بودم در باغچه ی دلش اما او باغبان عاشقی
نبود ، گاهی سر میزد و دل می برد !
سالها بعد دانستم که من تنها نبودم ، او باغبان گلهای زیادی بود …
اشتباه از من بود
من از کسی انتظار داشتم سکوتم را بفهمد که حتی فریادم را نشنید !
من بودم وتو
و یک عالمه حرف…
و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!
کاش بودی و
می فهمیدی
وقت دلتنگی
یک آه
چقدر وزن دارد..
نمی خواهم نبودنت از شمارش انگشتانم بیشتر شود اما این روزها کاری از دستانم برنمی آید . . .
وقتی زنی دیوانه وار باتو بحث میکنه خوشحال باش…!!
چون سکوت زن, نشانه پایان توست…!!
نگاهی به صورت گرگ انداخت و پوزخندی زد
گرگ زیر لب گفت:بخند…….
اینست عاقبت گرگی که عاشق گوسفندی شده باشد!
بیـــــزارم از افرادی که
صدای عــــرعــــرِ خود را نمی شنوند؛
درحالیکه گوش های تو را دراز می بینند …!
خیلی سخته که عشقت رو با کــَس دیگه ای ببینی……
بعد بهش اس ام اس بدی کجایی…؟!!
بـگــه تـــو قـلبـتـــم . . . !
نـمـک بــر زَخمـم نَپـاش
یادَت باشَـــــــــد
این نَـمـک هــارا از سـَــرِ سُــفره ی دِلِ مَـــن بَـــرداشتی.
تــو به رفتنت ادامه بده
این اشک ها ربطی به تــو ندارد
ﺗﻨﻬﺎ کسی که ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﻴﻢ ﺑﻬﻢ ﭘﺎ ﺩﺍﺩ غم ﺑﻮﺩ
ﺍﻻﻧﻢ ﺗﺮﻳﭗ ﺍﺯﺩﻭﺍﺟﻴﻢ
چـتـرتــــ را بگــــیر
چشــــــــــم های من بزرگ شده ی بارانند
تــابــوتــه…
ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻠﻔﻦ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﺍﺳﺖ
ﻟﻄﻔﺎ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ
ﺭﯾﺠﮑﺖ ﮐﻦ
از استخوانم برایت قلمی می سازم
و از خونم مرکب تا بنویسم دوستت دارم
سلام دوستان گلم من یه مدت شاید دیگه وبلاگ رو به روز نکنم خوبی بدی دیدد به بزرگی خودتون حلال کنید دست حق به همراهتون