من عاشق چشمت شدم

 

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی
چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی بر آنسوی یقین شاید کمی هم کیش تر
آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود
من عاشق چشمت شدم

 

تسلیت اربعین حسینی

نزدیک به چهل روز از غروب غم انگیز شقایق ها میگذرد و هنوز صدای به هم خوردن شلاق ها بر پیکر الاله ها به گوش می رسد

و جز اسارت ، سیلی ، غربت و فریاد سهم اهل بیت محمد رسول الله چیزی جز این نبود

چهل روز است در سوگ ابر مردی نشسته ایم که حیات اسلام مدیون رگ های پاره پاره گلوی او ست

 قصه عاشوار قصه سر و نیزه است
و  قصه لبهای خونین و قرآن  است
قصه سیلی و صورت  کودک غمگین از تکه تکه شدن پدر است

 اینها همه حقیقتی است که هر ساله مثل پرده از جلوی چشمان ما می گذرد 

اربعین را با رقیه حسین و علی اصغرش در بغل گرفتیم ناله زدیم و درد دلها گفتیم

این چهل روز از عمق وجودمون فریاد زدیم و به سینه زدیم  و حسین حسین گفتیم

 و اما تو  کربلا؛
خارستانی خشک و بی‌آب، دریای انسانیت و کمال ، اقیانوس بی کرانه‌ای است که در آن گوهر همه عظمت‌ها و خوبی‌ها به رنگ مظلومیت، را در خود جای دارد.

 و اما از؛ دل زینب  که براى خلوت مزار جدش پر مى کشد تا به دور از چشم خونبار رباب و سکینه و سجاد علیه السلام و این کاروان داغدار، پیراهن کهنه و خونین حسین  را بر سر و روى خویش بنهد و گریه ها و بعض های فرو خورده چهل روزه اش را یک سره رها سازد.

عاشقان حسین ،دل‌هایمان بی‌تاب سالار شهیدان، و چشمانمان بر مظلومانه ترین شهادت تاریخ همواره بارانی باد. 

اربعین حسینی بر همه دوستداران آن حضرت تسلیت باد

التماس دعا

 

شاهکار


به ابوسعید ابوالخیر گفتند فلانی شاهکار میکند

چون قادر است پرواز کند، گفت این که مهم نیست، مگس هم میپره

گفتند فلانی را چه میگویی که قادر است روی آب راه برود،

گفت اهمیتی ندارد چون تکه ای چوب هم همین کار را میکند

گفتند پس از نظر تو شاهکار چیست؟

گفت اینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه :

به کسی دروع نگویی

کلک نزنی

و سوء استفاده نکنی.

این شاهکار است


بدون عنوان




سلام ای غمِ لحظه های جدایی

عرض تسلیت




بازیگری که از شوق در سریال امام علی جان باخت

داوود میرباقری درباره بازی علی آزاد (*یکی از بازیگران قدیمی سینمای ایران است که پیش از انقلاب عمدتا در نقش‌های منفی بازی می‌کرد و در جریان ساخت سریال امام علی(ع)، به اصرار خود در این سریال نقشی می‌گیرد*) در سریال امام علی(ع) در گفتگویی توضیح داده است: «حالتی منقلب داشت و خود را به شکلی وامدار علی بن ابیطالب می‌دانست. چهره رنگ پریده و دگرگونش که گویی تولدی دیگر را برای این بازیگر رقم می‌زد، دیگران را نیز به خود جلب کرده بود. در یکی از صحنه‌ها قرار شد علی آزاد در نقش ابن عباس داخل چادر امام علی(ع) بشود و بیرون آید. قبل از رفتن، او گفت: داوود، من از علی شرم دارم که به چادر او وارد شوم، نمی‌شود صحنه را عوض کنی و مثلا از کنار چادر بگذرم؟ گفتم نه.

و او داخل چادر شد. منتظر بودیم که بازگردد، دقایقی گذشت، خبری نشد، او را صدا کردیم، خبری نبود. داخل چادر شدیم؛ علی آزاد داخل چادر جان‌به‌جان آفرین تسلیم کرده بود... و صحنه‌های باقیمانده را فرد دیگری به جای آن مرحوم بازی کرد.»

 

 

 

سلام دوباره

سلام و عرض ادب خدمت تمام دوستان عزیز

عذرخواهی میکنم بابت غیبت این مدت

 

از صدای گذر آب، چنان می فهمم

تندتر از آب روان، عمر گران، میگذرد

زندگی را نفسی ست، ارزش غم خوردن نیست

آنقدر سیر بخند تا که ندانی غم چیست

 

حرف آخر

 

 گوهر دل را نزن بر سنگ هر ناقابلی

صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی ....

 

و خدانگهدار همه دوستان

 

حرف امروز

 

از زندگی لذت ببرید

از فرصت ها استفاده کنید

سرخوش باشید

شادی امروز را به فردا موکول نکنید

چون این لحظه پیرترین سنی هستید که تا بحال بوده اید

و جوان ترین سنی که تا ابد خواهید بود

 

خدا

 

من اگر در تپش ِ باغ ٬ خدا را دیدم
به سخن خواهم گفت :
که خدایا !
اینجا...
دل ِ پُر درد دعا
تَنگ آرامش ِ گرمای پُر از مهر تو است
تَنگ یک شاخه گل باغ بهشت...
تَنگ رویای عبور از هوس ِ سرخ ِ گناه
گوشه ی چشمت همه رویای من است!

 

خدایا دوستت دارم

مرحوم حاج اسماعیل دولابِی:

دستگاه خداوند از دستگاه حضرت یوسف (ع) کمتر نیست. یکی از هم زندانی های یوسف، خوابی را جعل کرد و تعبیرش را از یوسف پرسید. وقتی یوسف تعبیر کرد، آن زندانی گفت دروغ گفتم و خواب را از خودم ساخته بودم!

یوسف (ع) گفت: قضی الامر. یعنی کار از کار گذاشت و آن چه گفتم واقع خواهد شد.

ما هم چند بار، دروغی به خدا گفتیم دوستت داریم. بعد که ابتلائات و تبعات دوستی ظاهر شد گفتیم خدایا دروغ گفتیم. خداوند فرمود: قضی الامر. یعنی کار از کار گذشت و به جمع دوستان ما ملحق شدی..

خدایا دوستت دارم . به همین سادگی ..


فراق

عقل گفت که دشوارتر از مردن چیست

عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است

 

 

 

ناصریا

ناصریا یعنی ای ناصر . تخلص بنده هم هست ولی این اسم رو  من نذاشتم واسه خودم ، مردم گذاشتن . بعد از این که این قطعه اجرا شد همه گفتن که ناصریا .
ناصریا حکایت از این داره که هر کسی که می خواد ناصر باشه  ، معنی ناصر رو که می دونید یعنی یاور ، یاری رسان . کسی که می خواد ناصر باشه باید که اول خودش رو بسازه ؛ وگرنه نمی تونه به خودش هم کمک کنه. اول باید خودش رو شناخته باشه در محضر عزیز حضرت حق بفهمه کیه ، چیه ، برای چی اومده روی این زمین . بعد این رو بدونه که کسی که می خواد یاوری بکنه ، تو این عصر کار سختیه . این بدت دی ، بدت دی یا از همه کس خوشی ندیده ، از همه کس بدت دیده یعنی بد دیده ای و بد خواهی دید ، منتظر خوشی نباش .
گر عشق تو حقه این رو باید بدونی که دنیا سرشار از ناحقه
از همه کس بدت دیده ، از همه کس خوشی ندیده
ناصریا از عشق دنیا خو بارم کن یعنی عشق این دنیا ، جاه ، مقام ، منزلت ، پول ، همه رو استفاده بکن ولی چون گفته ی اون عزیز شاعر مولا شاه نعمت الله ولی که فرمایش می کنه ما میخ طلا را بر گل کوفته ایم  بر گل کوفته باشیم . از هر چیزی در جایگاه خودش استفاده کنیم مسافر باشیم ، مسافر زندگی کنیم . مسافری که داره در مسیری حرکت می کنه ، خیلی چیزها رو می بینه ؛ ولی نباید دل ببنده چون هر لحظه احتمال داره اونا رو از دست بده .
اگر روزی انسانی ناصر بود و موفق شد که حب دنیا ، جاه ، مقام ، منزلت ، همه رو از دل بشوره ، آرزوهای دور و دراز رو از قلبش پاک بکنه ، باید به خدا توکل بکنه و سختی ها رو به جان خودش با کمال میل خریدار باشه و به خدا توکل کنه . اون زمان خداوند لحظه هایی رو در اختیار او قرار خواهد داد تا چهار عنصر آب ، باد ، خاک و آتش او را همراهی بکنند و پیروز و موفق بشه .
اون للا للا .. هم لله هست . یعنی هر چه هست از سوی خداست ... لا اله الا الله .
یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود ! اگر کسی صدای ناصر عبداللهی رو از ناصر عبداللهی می دونه ؛ بچه ها این که رو سن هست داره با شما حرف میزنه ناصر عبداللهی نیست . هر چه داره از خدا داره .  ممنون خدا باشید .



متن بالا قسمتی از فیلم کنسرت یزد سال 1380 مرحوم ناصر عبداللهی بود که در مورد آهنگ ناصریا توضیح میدن.


اولین باری که من کنسرت رفتم سال 1379 بود توی شیراز و اون اولین باری بود که مرحوم ناصر عبداللهی کنسرت گذاشته بودن. نمیدونم حال این روزهای من به خاطر دیدن دوباره فیلم اون کنسرت هست یا دلیل دیگه ای داره. به هر حال ازتون میخوام برای شادی روح ایشون سوره حمد رو قرائت کنید.


انسانیت


از مرگ نترسید

از این بترسید که وقتی زنده اید

چیزی درون شما بمیرد

به نام ((انسانیت))


حرف امروز


یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنرانسان نیست

گرشکستیم زغفلت، من ومایی نکنیم

یادمان باشد اگرشاخه گلی را چیدیم

وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم

یادمان باشد اگر حال خوشی دست بداد

جز برای فرج یار دعایی نکنیم.


تبریک

سلام خدمت همه دوستان

نهم ربیع، سالروز آغاز امامت امام زمان (عج) مبارک باد.


بدون عنوان ....


خدایا...


دستم را بگیر ...



و مرا ببر به دور "دست" هایی که...
 

در "دسترس " هیچ "دستی"

نباشم ....


بدون عنوان....


باران باش

و ببار

و نپرس کاسه های خالی از آن کیست

******

خورشید باش

که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی


مردها....


"مردها" .... در عین پیچیدگی ...

در عاشقی روش ساده ای دارند ....!!

"تو را بخواهند"...

برایت می جنگند....

"تو را نخواهند"....

با تو می جنگند...



شهادت امام رئوف (علیه السلام) تسلیت باد.

 

 

فاصله ها



فاصله ها....

هیچ وقت دوست داشتن را

کمرنگ نمی کنند،

بلکه دلتنگی را بیشتر می کنند ...


فرا رسیدن اربعین حسینی تسلیت باد




انگار پای ثانیه ها لنگ می شود



از من دوری!

اما .... به تو اندیشیدن را عادتی ساخته ام بهر تنهایی خویش


سکوت

 

بعضی وقتا صحبت کردن با دیوار

بافایده تر از صحبت کردن با بعضی از آدمهاست.

 

شاد بنویس....

 

می گویند: شاد بنویس....

نوشته هایت درد دارند!

و من یاد مردی می افتم،

که با کمانچه اش،

گوشه خیابان شاد می زد...

اما با چشم های خیس....!

 

دنیای من

 

وچه سخت و طولانی گذر بر"وادی حیرت"!

مرگی که یک عمر طول کشید!

غربت وطنم بود و آفتاب پدرم،کویر آتش خیز،مادرم

باسر انگشتان نوازش گر باران اشک روییدم

وباگریه ی ابرهای اندوه بار،سیراب نوشیدم

ودر خاک پر برکت و حاصل خیز درد،ریشه بستم

وبارنج پروریدم و در انتظار،قد کشیدم.

تنهایی خانه ی دلم شد و انزوا بسترش.

و یاس گهواره اش و آرزوی بی امید،پیر قصه گویش.

و شعر،شیر پستان های دایه اش بی کسی،آغوش آرام بخشش.

و عطش،آب خوش گوارش و افسانه ، شیرین کامش.

وخیال ،حکایت گر معشوقش و اسطوره،تاریخش.

و قصه،خاطره ساز آینده اش و کلمات،نوازشگران خوب و مهربانش.

وقلم،جبرئیل پیام آورش و دفتر،میعادگه محرمش.

وشب،نخلستان خلوت نالیدنش

و دوست داشتن ، آموزگارش

و ایمان،مکتبش و قربانی ، امتحانش.

و غربتپ،وطنش و یاس و امیدش

و جدایی،سرود هر سحرش

وفرار،زمزمه‌ی هر هر روزش و ورد هر نیمه شبش

و رهایی (رستگاری) مذهبش

و صخره و مهتاب، میعاد گهش

و بهشتِ "اوپا"، سرمنزل آرزویش.

 

صداقت

 

صداقت یک هدیه بسیار گران قیمت است

آن را از انسانهای ارزان انتظار نداشته باش...

 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام)

 

خدا رو شکر میکنم که زنده موندم تا یه محرم دیگه نوکری ارباب رو بکنم.

توی این ایام از همه دوستان التماس دعا دارم

تا اطلاع ثانوی ارسال مطلب جدید نخواهم داشت

 اما یادداشت هاتون رو حتما میخونم

 

رفتار ما آدمها

 

حکایت عجیبی ست رفتار ما آدمها،

خدا می بیندو فاش نمی کند.

مردم نمی بینند و فریاد می زنند ...!!!

 

به سوی خدا

 

به قومی مبتلا شدیم که فکر میکنند

خدا جز آنها کسی دیگر را هدایت نکرده است

(ابوعلی سینا)