پُست ثابت!
از اين پس نيز وبلاگ هايي كه فاقد پروفايل باشند، لينك نخواهند شد.
از اين پس نيز وبلاگ هايي كه فاقد پروفايل باشند، لينك نخواهند شد.
هراسان می شود
كودك درونم!
وقتی که باز
آواز می خوانی
در باغ کودکی خیالم
نمی دانم چرا؟
یا من دیوانه شده ام،
یا تو ابلیس گشته ای!
گوڵ هیروو – Gull Hîrû (گُل ختمی)



همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر
مدت زیادی بود که به وبلاگ سر نزده بودم و کامنتهای شما را تایید نکرده و نیز پاسخ نگفته بودم. از این بابت پوزش میخوام. بعضی از دوستان هم به روز شدن وبلاگشون رو اطلاع داده بودن که سر فرصت حتما بازدید خواهم کرد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
" خُدای بازیگوش"
باز هم
چشمانِ سیاه
که بیدار می کُند کودکی-ام را
از خواب قدیمی-اش
چشمانی پر از جذبه
اما معصوم
که گویی خدایش بوسیده است
و حضور فرشته ای را
در می یابی!
باز هم
چشمانِ سیاه،
اندامِ دلفریب و شاهانه ی او
و افسوس عُمر از دست شده
در راز و تقدیر
خدای بازیگوش!
نگاه-اش،
آبتنی می کُند
در چشمه ی فروردین
و لبان-اش،
طعم تمشک وحشی می دهد
در عصر روزهای وَهم ناکِ کودکی.
می دَویم با هم
بر سبزه زار
برهنه پای
زیر درختان بلوط
و باز،
می دَویم
تا سایه سار درختان "کیکم" و
آلبالوی وحشی
می اُفتیم بر زمین
در آغوش هم
با لبخند الهه ی عشق
و خدای بازیگوش
با بوسه ای لرزان و لطیف،
می رَویم
به خوابی کودکانه...
------------------------
کاوا – 24 تیرماه 91

تصویر: دینارکوه آبدانان
با سلام به دوستان
این بار لینک تصویر در سایز و کیفیت اصلی را برایتان گذاشته ام.

1-همین تصویر در سایز و کیفیت اصلی

2-همین تصویر در سایز و کیفیت اصلی

3-همین تصویر در سایز و کیفیت اصلی

4-همین تصویر در سایز و کیفیت اصلی

5-همین تصویر در سایز و کیفیت اصلی

6-همین تصویر در سایز و کیفیت اصلی

7-همین تصویر در سایز و کیفیت اصلی

8-همین تصویر در سایز و کیفیت اصلی
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اردیبهشت 1391 – آبدانان - نزدیکی های کُناره و زیرگچ
Céwdiréw 1391- Abdanan - Nizîkéyl i Kunari éw Jêrgeçبا عرض پوزش از دوستان و همشهریان عزیز، بدین خاطر که خیلی دیر تصاویر بهاری را در وبلاگ قرار دادم. این تصاویر را در چند سری مختلف در وبلاگ خواهم گذاشت. منتظر تصاویر بعدی "گوڵ هیروو ( گل ختمی )" باشید که به نظرم از لحاظ زاویه و زیبایی فضا، احتمالا بهتر باشند!
در ضمن، بخاطر پایین آوردن حجم تصاویر(برای سریع بالا آمدن عکسها) طبیعتا کیفیت آنها نیز پایین آمده است و اینبار برای تصاویر، لینک تصویر اصلی و کیفیت اصلی، نگذاشته ام.






اردیبهشت 1391 – آبدانان - نزدیکی های کُناره و زیرگچ
Céwdiréw 1391- Abdanan - Nizîkéyl i Kunari éw Jêrgeç










پیشاپیش فرا رسیدن سال نو را به همه ی دوستان و زیبایی پرستان طبیعت دوست تبریک میگویم.
نوروزتان پیروز .







16 اسفند 1390
Dînarkö - Abdanan
امیدوارم که تصاویر مورد پسند شما دوستان- مخصوصا دوست ارجمندم "سبحانی" واقع بشه. چون ایشون منتظر بروز شدن وبلاگ بودند.

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر
تصاویر: 19 اسفند 89 & تصویر اول 23 اردیبهشت 90
دینارکوه Dînarkö
مکان ها: Çe-séwzî(birö Şewêşi-Simalmirdi) & Pîzilli
و یک تصویر از دامنه

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر
----------------------------------------------------------------------------------
تصاویر: 10&12- 9 - 1390
گوڵه که ڵ مه س gull i Kellmes
نام فارسی: گُل حسرت
نام لاتین- علمی: Colchicum sp.
------------------------------------------------------------------------
متاسفانه نوع زرد رنگش رو اون روز نتونستم پیدا کنم و نوع سپیدش هم کم بود و جایی روئیده بودند که زاویه ی دلخواه برای انداختن عکس وجود نداشت و البته این همون روزی بود که در واقع واسه ی تهیه ی عکس نرفته بودم و تصاویر مربوط به پسته ی وحشی و این گلها، همون روز بود. مجموعا ۱۲ عکس.
-----------------------------------------------------------------------

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و کیفیت بالاتر
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-----------------------------------------------------------------------------------------------
تصاویر: ۷ مهر ۱۳۹۰
نام کُردی(گویش جنوبی- شاخه ی ایل کُرد): Kölliń
نام فارسی: پسته ی وحشی
نام لاتین- علمی: Pistacia atlantica
البته این نام علمی پسته ی وحشی از نوع دانه درشت آن است(در زبان خودمان" کوێڵڼ کڵه Kölliń killi " و نام علمی دانه ریز آن Pistacia khinjuk می باشد که در زبان کُردی خودمان(جنوبی-شاخه ی ایل کُرد)بدین صورت است: " کوێڵڼ نه رمه Kölliń nermi ".
با تشکر از دوست خوبم مهندس صفا رشیدی که نام دقیق علمی آنرا بیان نمودند.
--------------------------------
دوستان عزیز، اون روزی که این عکسها رو انداختم- در واقع واسه تهیه ی عکس نرفته بودم و با توجه به وزش باد که باعث میشد شاخه ها تکان بخورند، نمی تونستم عکسای خوبی بندازم و یا زاویه ی دلخواه رو پیدا کنم و در نتیجه کیفیت عکسها تا حدودی پایینه. خلاصه چندان دلخواه خودم نیستن و همینطور فقط تونستم با عجله همین قرمز رنگهاش رو اون دور و بر پیدا کنم.
چون تعداد عکسا زیاد بود، بقیه رو بصورت سایز اصلی لینک میذارم واستون. اگه سرعت اینترنت پایین بود، بصورت جداگانه و یکی یکی اونا رو باز کنین چون حجمشون زیاد هستش. مجموعا ۱۱ تا عکس هستن.
پست بعدی تصاویر گُل حسرت "گوڵه که ڵ مه س gull i Kellmes" رو واستون میذارم.

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
تصاویر: ۷ مهرماه ۱۳۹۰
به دلدارم بگوئید
مرا بیدار نکند
بگذارد که بخوابم!
من هنوز کودکم و
بازیچه ی او
اما این بار،
بگذارد که بخوابم.
به دلدارم بگوئید
به خوابت دیده است دیشب
که می بوسیده دستان تو را
عاشقانه و صمیمی
دوستانه
بی ریا، همچو همیشه.
به او بگوئید آیا
تو نیز به خوابش دیده ای هرگز؟
به روزهای پاییزی
با افتادن برگی،
کرده عبور از ذهن جادوخیزت
خیال عمر بر باد شده ی او؟
به دلدارم بگوئید
من هنوز
آن کودک بی گناه نگرانم
که بازیچه ی عشق مبهم تو شد!
بگوئیدش
که آغاز بازی
با جادوی چشمان تو بود!
پاداش بی گناهی ام،
تکرار گناه گاه و بی گاه تو بود
گناه آن همه عشوه های پیاپی
و رقص خدایی بیگانه بود
در ستاره ی چشمان تو!
ورنه من
جز کودکی و عشق،
خدا و شیطان را
نمی شناختم هرگز
و روان ام آن چنان می درخشید
که خود عشق!
چنان سرگردانم اکنون
که گویا مادری هرگز
در این دنیا
نزاده مرا!!
نه فرزند خدایم
و نه شیطان!
شاید همزاد تو!!
و شاید
وهم سردرگم ستاره ای دور ام
که نمی خواهد عاقل شود!
به دلدارم بگوئید
مرا بیدار نکند
بگذارد که بخوابم
تا در این رؤیای جاودانه
به خواب بینمَش هماره
تا دگر باره
از دستش ندهم
تا که خواب و
رؤیای جاویدم شود
تا که با هم
این بار
در سِحر و راز کائنات
جاودانه شویم.
مکان: خاکه لێڤه Xakilêvi

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر
تصاویر: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۰
بوته های زیبا در دامنه - سری 4 (سری آخر)
نام کُردی(شاخه ی جنوبی): ئه ڼۆنه (Eńo - (Eńoni
نام فارسی: کُمای ایلامی
نام لاتین-علمی:Ferula behbudiana
جالب این است که این بوته هرگز در کوهپایه و زمینهای هموار و نیز در قله ی کوه نمی روید بلکه تنها در دامنه ی کوه می روید.
-------------------------------------------------------------------------------------

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
لینک بقیه ی تصاویر در سایز اصلی در زیر درج میشه که شما می تونید با توجه به سرعت اینترنت و جداگانه اونا رو در یک پنجره ی جدید باز کرده و ببینید. چون تعداد تصاویر زیاد میشد- دیگه لازم نبود در سایز کوچک هم در این پست آورده بشن و می خواستم که این سری آخرشون باشه.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
دامنه های دینارکوه
تصاویر: 19و22 اردیبهشت و 6 خرداد ۱۳۹۰
نام کُردی(شاخه ی جنوبی): ئه ڼۆنه (Eńo - (Eńoni
نام فارسی: کُمای ایلامی
نام لاتین-علمی:Ferula behbudiana
جالب این است که این بوته هرگز در کوهپایه و زمینهای هموار و نیز در قله ی کوه نمی روید بلکه تنها در دامنه ی کوه می روید.
-------------------------------------------------------------------------------------
سری چهارم را روزهای آینده خواهم گذاشت.

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر
دامنه های دینارکوه
تصاویر: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰
بوته های زیبا در دامنه - سری ۲
نام کُردی(شاخه ی جنوبی): ئه ڼۆنه (Eńo - (Eńoni
نام فارسی: کُمای ایلامی
نام لاتین-علمی:Ferula behbudiana
جالب این است که این بوته هرگز در کوهپایه و زمینهای هموار و نیز در قله ی کوه نمی روید بلکه تنها در دامنه ی کوه می روید.
-------------------------------------------------------------------------------------
سری سوم را روزهای آینده خواهم گذاشت.

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر

همین تصویر در سایز اصلی و با کیفیت بالاتر
دامنه های دینارکوه
تصاویر: ۱۹ و ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰

تا کنون انسانها اعتقاد داشتند حرکات خاص بدن و چگونگی نگاه کردن میتواند نشانههایی از دروغ گفتن ، عصبی بودن ، خیانت کردن و مانند آن را فاش کند.
پروفسور جفری بیتی از دانشگاه منچستر در این باره گفت : بسیاری از مردم نمیدانند پاهای انسانها میتوانند پیامهای رمزآلودی در مورد شخصیت ،تمایلات و افکار انسانها از خود نشان دهند.
تحقیقات نشان میدهد انسانها در زمان دروغ گفتن پاهای خود را به طور غیرعادی بیحرکت نگاه میدارند تا حد ممکن دیگران را متوجه دروغ گفتن خود نکنند.
زنان نیز معمولا مردان را از روی شکل کفشهایشان و این که به چه میزان تمیز است و با دیگر لباسهایشان همخوانی دارد ارزیابی میکنند.
مردان در زمان عصبی بودن معمولا حرکت پاهایشان افزایش پیدا میکند ، اما زنان دقیقا بر خلاف مردان در هنگام عصبانیت پاهای خود را بیحرکت نگاه میدارند.
افراد خجالتی هم معمولا پاهای خود را تکان میدهند که این نشان از راحت نبودن آنها در یک جمع خاص دارد.افراد مغرور و متکبر از سوی دیگر حرکت پای کمتری دارند.
پروفسور بیتی در این باره گفت: اکثر مردم با حالات چهره و معانی آنها آشنایی دارند ، اما در مورد حرکات پاها و معانی آنها چیزی نمیدانند.اما حقیقت این است که زبان پاها میتوانند اطلاعات زیادی در مورد شخصیت یک فرد ، این که فرد در زمان صحبت کردن به چه چیزی فکر میکند فاش کند.حتی از طریق آنها میتواند به حالات احساسی و روانشناسی و خصوصیات یک انسان پی برد.
یکی از نکات جالب در این مورد آن است که اکثر انسانها میتوانند حالات چهره خود را کنترل کنند ، اما معمولا آنها کنترل خاصی روی حرکات پای خود ندارند و به همین دلیل این عضو بدن به راحتی میتواند شخصیت صاحب خود را فاش کند.
او در ادامه گفت : من برای فهمیدن معانی گوناگون حرکات پا دهها سال تحقیق کردم و اطلاعات زیادی در این مورد کسب کردم.
معمولا مردم برای آنکه متوجه به دروغ گویی شخصی بشوند به چهره و چشمان او نگاه میکنند ، اما حقیقت این است که بسیاری از مردم میتوانند چهره خود را کنترل کرده و دروغگویی خود را پنهان کنند.اما یکی از بهترین روشها برای پی بردن به دروغ گفتن یک شخص توجه به حرکات پاهاست.زمانی که انسانها دروغ میگویند ، به طور غیر عادی پاهای خود را ثابت و بی حرکت نگاه میدارند.این در حالیست که بسیاری از مردم تصور میکنند انسانها به دلیل عصبی بودن در زمان دروغگویی بیشتر حرکت میکنند ، اما این موضوع کاملا برعکس است.زمانی که ما دروغ میگوییم در حال سرکوب کردن و مخفی کردن یک احساس خوب هستیم و همین کار را هم با حرکات پای خود انجام میدهیم.
منبع: روانشناسان بدون مرز
بوته های زیبا در دامنه
نام کُردی(شاخه ی جنوبی): ئه ڼۆنه (Eńo - (Eńoni
نام فارسی: کُمای ایلامی
نام لاتین-علمی:Ferula behbudiana
جالب این است که این بوته هرگز در کوهپایه و زمینهای هموار و نیز در قله ی کوه نمی روید بلکه تنها در دامنه ی کوه می روید.
با سلام به دوستان
این بار- لینک و آدرس عکسها را در سایز اصلی با کیفیت بالاتر گذاشته ام تا جداگانه آنها را ببینید و سیو کنید. فقط به یاد داشته باشید که همگی را با هم باز نکنید- چون بخاطر سرعت پایین اینترنت- خیلی طول خواهد کشید تا تصاویر نمایان شوند.

همین تصویر با سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر با سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر با سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر با سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر با سایز اصلی و کیفیت بالاتر

همین تصویر با سایز اصلی و کیفیت بالاتر
دامنه های دینارکوه
تصاویر: ۲۳ اردیبهشت۱۳۹۰
به بوسه های پیاپی باران قسم!
قسم به محزونی پاییز
بی تو،
خراب و دلگیرم.
سوگند
به بوسه های خیس باران
به خنده ی گُل های لبانت
و بهاران
بی تو،
خراب و دلگیرم.
سوگند به لطافت روح ات
و برف زمستان
به آوای فاخته در فصل بهاران
بی تو،
خراب و دلگیرم.
گر زمن دور شوی تا به پایان،
خواهی شوی چون ابری گریزان،
پس بگذارم به حال خویش
تا غریبانه و تنها
بمیرم
تا غریبانه و تنها
بمیرم
که بی تو،
خراب و دلگیرم.
---------------------------
دوستان عزیز! تصمیم گرفتم که به جز شعرهای خودم-تصاویر طبیعت آبدانان و نیز مطالبی در مورد موسیقی- از این به بعد واسه اینکه تنوعی در وبلاگ ایجاد کرده باشم- گاهی مطالبی پراکنده و گوناگون و یا آموزشی و سرگرم کننده واسه شما دوستای عزیز بذارم.
امیدوارم که خوشتون بیاد و یه جورایی بدرد بخور باشن. و این هم اولین مطلب از این دست:
"ماجرای دانشجویان ایرانی که عمو سبزی فروش را به عنوان سرود ملی کشورشان خواندند!"![]()
داستانی که در زیر نقل میشود، مربوط به دانشجویان ایرانی است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» برای تحصیل به آلمان رفته بودند و آقای «دکتر جلال گنجی» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجی نیشابوری» برای نگارنده نقل کرد:
ما هشت دانشجوی ایرانی بودیم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصیل میکردیم. روزی رئیس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجویان خارجی باید از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملی کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوریم که عدۀمان کم است. گفت: اهمیت ندارد. از برخی کشورها فقط یک دانشجو در اینجا تحصیل میکند و همان یک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملی خود را خواهد خواند.
چارهای نداشتیم. همۀ ایرانیها دور هم جمع شدیم و گفتیم ما که سرود ملی نداریم و اگر هم داریم، ما بهیاد نداریم. پس چه باید کرد؟ وقت هم نیست که از نیشابور و از پدرمان بپرسیم. به راستی عزا گرفته بودیم که مشکل را چگونه حل کنیم. یکی از دوستان گفت: اینها که فارسی نمیدانند. چطور است شعر و آهنگی را سر هم بکنیم و بخوانیم و بگوئیم همین سرود ملی ما است. کسی نیست که سرود ملی ما را بداند و اعتراض کند.
اشعار مختلفی که از سعدی و حافظ میدانستیم، با هم تبادل کردیم اما این شعرها آهنگین نبود و نمیشد بهصورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجی] گفتم: بچهها، عمو سبزیفروش را همه بلدید؟ گفتند: آری. گفتم: هم آهنگین است و هم ساده و کوتاه. بچهها گفتند: آخر عمو سبزیفروش که سرود نمیشود. گفتم: بچهها گوش کنید! و خودم با صدای بلند و خیلی جدی شروع به خواندن کردم: «عمو سبزیفروش... بله. سبزی کمفروش... بله. سبزی خوب داری؟ . .. . بله» فریاد شادی از بچهها برخاست و شروع به تمرین نمودیم. بیشتر تکیۀ شعر روی کلمۀ «بله» بود که همه با صدای بم و زیر میخواندیم. همۀ شعر را نمیدانستیم. با توافق همدیگر، «سرود ملی» به اینصورت تدوین شد:
عمو سبزیفروش! . . . بله
سبزی کمفروش! . ... .. .. بله
سبزی خوب داری؟ . . بله
خیلی خوب داری؟ .. . . بله
عمو سبزیفروش! . . . بله
سیب کالک داری؟ .. . . بله
زالزالک داری؟ . . . . . بله
سبزیت باریکه؟ .. . . . . بله
شبهات تاریکه؟ .... . . . . بله
عمو سبزیفروش! . . . بله
این را چند بار تمرین کردیم. روز رژه، با یونیفورم یکشکل و یکرنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزیفروش» خوانان رژه رفتیم. پشت سر ما دانشجویان ایرلندی در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هیجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، بهطوری که صدای «بله» در استادیوم طنینانداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان بهخیر گذشت.![]()
گردآوری : پایگاه اینترنتی تالار گفتگوی ایرانیان
به پاییز سوگند
که بهار را نمی خواهم!
همین درخت مغموم
وین اندوه دوست داشتنی
برایم کافی ست
سوگند به چشمانت!
بوسه ای از تو
نخواستم حتی
همین نگاه بی دریغ و شیرین ات
مرا بَس!
***
پس هرگز،
بیگانه نشو با من
در پس هر افسون،
دیوانه باش با من!
شعر: مهر ماه 1389- قدرت(کاوا)
------------------------------------------------------------------------------------------
سال نو و جشن نوروز!!! بر زیبایی دوستان پیروز باد!
ترانه ای دلنشین برای شما دوستان. بر روی اسم ترانه کلیک کنید.
نوروز - خواننده ی بزرگ: حسن زیرک
"ابر و برف"
با سلام به شما دوستان. اینم تصاویر برف که قولش رو داده بودم مخصوصا برای پاییزان که خیلی چشم براه سری دوم تصاویر بودند.







تصاویر: ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ - کاوا

عکس: ۱۵-۱۱-۱۳۸۹ بعد ازظهر
مرا با خود ببر!
به کوچه باغ های تودرتوی روح معصومت
به مهمانی گُل های وحشی لبانت
به آن افسون و جادوی چشمانت
مرا با خود ببر!
ای همیشه مهمان رؤیاهای من!
هماره مهمان دل غمگینم
هستی ام،
تقدیم قدم های عاشقانه ات
این بار،
تو مهمانم کُن!
تا برایت عاشقانه بخوانم
تا برایت عاشقانه بمیرم.
مرا با خود ببر...
کاوا Kava

فرشته سر به زير من
گاه خجول،
گاه عجول
فرشته ي سر به هوا
دمي شيطان و
گه خدا!
تو در خيالم
ماه شدي
پنهان و گه
پيدا شدي
دلبر و شهزاده ي من
تو شوخ گاه به گاه شدي
در چشم من خيره شدي
بر چشم تو
بوسه زدم
نهايت ديوانه گي
كه در خيال
بوسه زدم
نهايت ديوانه گي
كه تنها لبخند ميزدم
در اوج آن دلداده گي
اميدها دادي مرا
نوشيدم هر لحظه ي پاك
آن عسل چشم تو را
فرشته ي صبور من
شيرين،
گردن بلور من!
آن ناز كيهاني تو
شد غزل پرشور من
اشك شبم
براي تو!
شكسته شد غرور من
فرشته پاک سرشت من
چشمان تو
بهشت من
دوباره عاشقت شدم
عشق تو سرنوشت من
دوباره دیوانه شدم
این بود
سرنوشت من.
***
باد مي آوَرَد زمزمه ي عشقي بزرگ
و روانم را
به ناشناخته شيوه اي
واميدارد به مستي و
پريشان مي كند
براي شكستن
يا پروازي شگفت!
پرواز مي دهم
خاطرات گمشده ي خود را
تا بدست آرم دلت را شايد.
ديوانه شدم باز
با لبخند و ناز نگاهت
با سخن دلبرانه
وان چشم مهرانگيز و بيگناهت.
چه شيرين و دلبرانه اميدم دادي
و من
چه بي صدا و كودكانه
شدم محو سُخن ها و نگاهت.
همچو سالهاي دور،
من هم آن روز معصوم شدم
مثل خودت.
عصر آن روز،
چيزي در چشمانت بود!
بيشتر از عشق
بيشتر از هر خداي ناشناخته اي!
و من تنها
حضور تو را مي خواستم
با هزاران افسوس قديمي
و پاي رفتنم نبود
آنگاه كه مي بايست مي رفتم.
من و تو،
عشق و زمان،
يكي گشتيم
و گم شدم من
در بي نهايت...
چشمت اين بار،
به شيوه اي ديگر
كودك روحم را نوازش مي كرد.
عصر آنروز،
هيچ خدايي نبود!
نه خدا بود و نه خدايان
جز تو و چشم تو و ناز كيهاني ات.
و شب هنگام
بعد از آن همه غرور
بعد از آن سالها
وان دل صبور
بعد از آن همه بودن
بي تو و با تو در خيال،
براي اولين بار
گريستم در كنار "پائولو"!
در حاليكه كه لبخندي به لب داشتم
و چشمان تو در خيال،
عاشقانه برايت گريستم
در كنار "پائولو كوئيليو".
آه دلبرك
دلم باز تو را مي خواهد
دلم باز تو را مي خواهد
دلم باز تو را...
دلم باز تو...
دلم باز...
دلم...
***
-----------------------------------------------------------------------