خاطرات خیلی عجیبند



گاهی اوقات می خندیم



به روزهای که گریه می کردیم



گاهی گریه می کنیم



به یاد روزهایی که می خندیدیم......!

چراااااااااااااا

 

 بعضی وقتا خداحافــــــــــــــــظ یعنی........... نزار برم

یــــــــــــعنی....برم گردون

یــــــــــــعنی..........سفت بغــــــــلم کن

سرمو بچسپون به سینــــــــــــــه ت و بگو

خداحافظ و زهر مار

بیخود کردی میگی خداحافـــــــــــــظ

مگه میزارم بــــــــــــــری؟؟؟؟

مگه دست خــــــــــــودته؟؟؟؟؟

مگــــــــه الکیه؟؟؟؟؟؟؟؟

تنها آرزوم

الان که پشت نیستم تنها آرزوم اینه،زیرلب بگی،یادش  بخیر...

سیاهی زیر چشمهایم را دوست دارم ...

جای پای رفتن توست!

اشک های نیامدنت روی گونه هایم ماسیده....نبوس ! نمک گیر میشوی ...

خوابیده بودم کابوس میدیدم ، از خواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم..

افــســوس....

یادم رفته بود که از نبودنت به خواب پناه برده بودم ...!!..

كاش...

کاش فقط بودی ...

وقتی بغض میکردم ...


بغلم میکردی و میگفتی ..


ببینم چشاتو ...


منو نیگا کن ...


اگه گریه کنی قهر میکنم میرمااااااااااااا

اميدوار

دست خودم نیست

به گمانم دست تو است


که می تواند مرا


با یک سلام خشک و خالی


به آینده امیدوار کند !

باجنبه

من با هر شکستنی با صدای بلند خندیدم
نام مرا گذاشتند'' با جنبه ''بی آن که بدانند
خندیدم تا کسی صدای شکستن قلبم را نشنود

 

خدایا...

جای سوره ای به نام عشق در قرآنت خالیست


که اینگونه آغاز شود:




و قسم به روزی که دلت را بشکنند 


و مرهمی جز خدایت نخواهی یافت

غرور

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت:

او یقینا پی معشوق خودش می آید!
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
مطمئنا که پیشمان شده بر میگردد!

عشق  قربانی مظلوم غرور است هنوز

اینجـــا بـﮧ مـَرز بـے تـَفـاوُتـے هـا رسیـבه ام

בلـَــم را בيگــر هیـــچ نمـے لرزانــב!!

בر مـَـטּ دلهـُــره….

בر مـَـטּ تـــرس….

בر مـَـטּ "احســآس مُــرבه است" !!

ایـטּ روزهـآ بــے خـیـآل خیـالـَم شـُבه ام

مـُنتظرَم בنــیـا تـَمـام شـَوב...!!

دلم...

دلم…

نوشته شده توسط آزاده در ۱۳۹۱/۰۵/۰۸ ساعت ۴:۵۹

876 بازدید  

دِلـَـــــمــ ؛

گـ ـاهے میــگیـــ ـرَد !

گـ ـاهے میــ ـسوزَد !

و حَتے گــ ـاهے ،

گــ ـاهے نـَ ـه خیــلے وَقتـــ هـآ

امیـــ ـشِکَند !

امــ ـا هَنـــــ ـوز مے تَپـــَــد به خـُدا

آه من

نه التماس می‌کنم

 

نه خیره خیره نگاهت

 

فقط آه می‌کشم و سکوت میکنم

 

همین آه برای تمام زندگی‌ ات کافیست

خیالت تخت

مدام گفتی خیالت تخت من وفادارم

و من چه ساده لوحانه خیالم را تختی کردم

برای عشق بازی تو با دیگری…

قلب شکسته ام

مگه قلب من بت بود..!!!

 

که خدا تو را …

 

برای شکستنش فرستاد….؟؟؟

 

چرا؟؟؟!!!

بگذار آسوده بخوابم..

هنوز هم ، حوالی خواب های

شبانه ام پرسه میزنی

 لعنتی !!

 دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر

بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم……

آرزوی خیلی ها بودم

از آن دست نیافتنی هایشان….


ساده اسیرت شدم که قدر ندانستی…!!!

یادته

یادته رفتیم حلقه بگیریم؟

خواستیم حلقه بگیریم تا همیشه مال هم باشیم

تا اگه کسی چشمش به ما افتاد با دیدن اون حلقه بیخیالمون بشه

نمیدونستم یه روز خودت ساز جدایی رو میزنی

انتظار

از تو متنفرم حتی اگر اندازه تمام ستاره های آسمان هم دوستم داشته باشی

برایت آرزوی مرگ نمیکنم چون باید بمانی و خوشبختی من و بد بختی خود را ببینی . . .

منتظر آن روز هستم

مانند روزی که رفتی و گفتی دیگر باز نمی گردی

دنیا را بد ساختند.کسی را که دوست داری دوستت ندارد

کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نداری

اما کسی که تو دوستش داری و او هم دوستت دارد

به رسم و آئین زندگانی به هم نمی رسید

و این رنج است.......زندگی یعنی این...

عشق اول

قول داده ام...

گاهی هر اَز گاهی
فانوس یادت را

میان این کوچه ها بی چراغ و بی چلچله، روشن کنم

خیالت راحت! من همان منـم

هنوز هم در این شبهای بی خواب و بی خاطـره

میان این کوچه های تاریک پرسه میزنـم

اما بـه هیچ ستاره‌ دیگری سلام نخواهم کرد...

خیالت راحت !

انتخاب

درگیر رویای توام، منو دوباره خواب کن، دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن

 دلت از آرزوی من، انگار که بی خبر نبود ،حتی تو تصمیمای من،چشمات بی اثر نبود

 خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم، درارو بستم روت تا، احساس آرامش کنم

باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست، اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست،

 هر کاری می کنه دلم، تا بغضمو پنهون کنه، کی میتونه فکر تو رو، از سر من بیرون کنه

 یا داغ رو دلم بزار، یا که از عشقت کم نکن تمام تو سهم منه، به کم قانعم نکن

خدایا امشب خیلی خسته ام…. فردا صبح بیدارم نکن….

دگــــر تــــــقــدیــــر را بـــرای نــیـــامــد نــت بـــهانـه نـــکـــن !!!! مـرد بـــاش… و بـگـو نــخـــواســــتـــــی…. و نــیـــامـــــدی….!

دلم درد میکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــد…. انگــــــــــــــــــــــار…. خام بودنــــــــــــــــــــــــــــد… خیال هایی که به خوردم داده بــــــــــــــــــــــــــــــــودی…!

به زخمهایم می نگری ؟!
درد ندارند دیـــــــــــــــگر
روزی که رفتـــــــــــــــی ،
مرگ تمام درد هایم را با خودش بـــــــــــــــرد !
مرده ها درد نـــــــــــــــمی کشند . . !
حرف آخرم این اســـــــــــــــت :
برنگرد دیـــــــــــــــگر !! زنده ام نـــــــــــکن .
. !

     

باتوام...

همیشه وقتــــــــــــی اشكامو میدی بهم میگفتی كه اگه گریه كنی میمیرمااااااااااااااااااااااا ......

ولی امــــــــــــــــــــروز دارم از دوریت گریه میكنم ....

ببینم تو مردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یا داری بخاطر چشمای یكی دیگه میمیری؟؟؟؟؟؟؟

نـــﮧ ... نـــﮧ!

گــریـــﮧ نـمــے ڪـنـم
یــڪـ چــیـزے رفــتـــﮧ تــوے چــشـمـم !
بــــﮧ گــمـانــم …
یــڪـ خــاطــره اســت

...

بعضی وقتا دوست دارم وقتی بغضم میگیِــــره.......

 

خـــــدا بیاد پایین ..اشکــامو پـــاک کنه...دستمو بگــــیره....

 

بـــگه:آدمـــا اذیتت میکنن؟؟؟؟؟

 

بــــیا بریــــم......

خدایا...

خدایا ....

تو دنــیای ما آدمــا ...

یه حالتی هست به نام
" کــم آوردن " !
...
تو که خــدایی و نمیتونی تجربش کنی ....

خــوش به حــالت ... !!!

از تو...

از " تـــو " دلـگیـــر نیستَــــم . . .

اَز دلـَــم دلـگیـــرَم !

کــــه نَبــــودَنـتــــ را صَبــــورانــــه تحمـــــل میکـنَــــد . . .


بـی هیـــچ شِـکــــوه ای ...!!!